آدولف هیتلر (3)

وین به مدت ده سال یعنی در زمانهای 1905-1914 تحت حکومت یهودی ستیز بود. و هیتلر تمام نقاشی هایی که می کشید را به یهودیان می فروخت . حتی اعضایی که او در پانسیون کنار خود داشت یهودی بودند. ولی چهره یهودی ستیز او بعدها آشکار شد.
هیتلر بعد از مدتی به خاطر آوارگی و رنجشی که در وین کشیده بود. آنجا را ترک گفت. ولی همواره از چند نژاد بودن و چیزهایی که او از وین دیده بود گفته و از اینکه چقدر از آنها متنفر است، صحبت می کرد.

 

آدولف هیتلر (3)
او حتی به خاطر اینکه از خدمت سربازی وین فرار کند سال خروجی از آنجا را 1912 قلمداد کرد در صورتیکه او در سال 1913 از وین خارج شد. هیتلر در مونیخ نیز به زندگی سرگردان خود و فروختن نقاشی های خود ادامه داد.
او همچنین با این کا ربه زدو بندهای سیاسی که باباریها در مشروب خانه ها انجام می دادند، آشنا شد. و همین یکی از انگیزه های اصلی او در رفتن به سیاست شد.
مقامهای باباریا در سال 1914 به درخواست دولت وین هیتلر را احضار کرده و از او د رمورد عدم معرفی خود برای خدمت سربازی سوال کردند. او نیز در نامه ای دلیل نرفتن خود به سربازی را فقر مالی محسوب کرد. که زیاد با حقیقت مصداق نداشت.

 

آدولف هیتلر (3)

ملحق شدن هیتلر به ارتش

در سال 1914 فرانس فردینال ولیعهد اتریش به سارایه گو رفته و از صربهای آنجا دیدن کرد. ولی بعد از مدتی توسط صربهای آنجا ترورو کشته شد. وهمین اتفاق، شروع یک جنگ تازه بود که هیتلر را خوشحال می نمود، زیرا اروپا می توانست تصفیه شود. و دلیل دیگر آنکه او از اتریش متنفر بود. بنابراین در زمانی که جنگ آغاز شد او خود را به ارتش رساند و آنجا او را به عنوان یک سرباز پذیرفتند.

 

آدولف هیتلر (3)
در ماه اکتبر همان سال واحد هیتلر به سمت واحد غربی یعنی شهر هیپ در غرب بلژیک رسید. این شهر تحت حمایت بریتانیا بود ولی در این زمان به بیشترین جنایت وشورش و کشته تبدیل شده بود. در 29 اکتبر به واحد هیتلر اعلام شئ، که به واحد بریتانیا که از جنگلی در شهر هیپ حمایت می کند، حمله کند. 70 درصد سربازان واحدی که هیتلر در آن بود کشته شدند. و آنجا بود که هیتلر دریافت که پیروزی آلمان حتمی نیست.
طوری که او در نوشته ها یش گفته این طور است که: ما چهار بار حمله کردیم و هر چهار بار هم شکست خوردیم. وفقط یک سرباز زنده بود که آن هم من بودم، گلوله ای آستین سمت راستم را نشانه گرفت ولی دستم اسب ندید.

 

آدولف هیتلر (3)
ولی با وجود تلفات سنگینی که در این جنگ، باز هم هیتلر به المان آرمانی متعهد ماند. و اینکه او بعد از این واقعه متوجه شد که زندگی فردی چندان ارزشی ندارد. به طوریکه بعدها وقتی از او می گویند او نوشته که من به ارمان گرایی اعتقاد داشتم ولی بعد از جنگ و دیدن این همه کشته در آن، متوجه شدم که زندگی یک نبرد بی رحمانه است.
حتی در شبهای کریسمس که دو طرف یعنی بریتانیا و آلمان مقابل هم در جشن ایستاده و سرود جشن را می خواندند هیتلر خشمگین بود. زیرا جنگ را بی رحمانه می دانست و روی خوش نشان دادن به دشمن را از ضعف می پنداشت.
هیتلر همواره در نوشته هایش خود را پیاده نظام معرفی کرده بود در صورتی که قاصد مرکز به خط مقدم جبهه بو.د. علت آن بود که همواره آنهایی که در خط مقدم می جنگیدند افراد اداری در ارتش را تحقیر می کردند.

 

آدولف هیتلر (3)

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

مطالب مشابه

قصه های من و خواهرم (3)

راهنمای سفر به فلورانس (3)

دیدنی های تاریخی شهر یزد (3)

جاذبه های گردشگری مونیخ آلمان (3)

جاذبه های گردشگری صربستان (3)

اکوتوریسم (۳)

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر