آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش سوم

 

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش سوم
عباس کیارستمی پس از فیلم درخشان زیر درختان زیتون، دست به ساخت شاهکارهای بی نظیر دیگری هم زد. فیلمهایی همچون ده، پنج، بار ما را با خود خواهد برد، طعم گیلاس و غیره، سینمای خود را غنی تر ساخت. تمامی این فیلمها همان موتیف ها و عناصر جهان بینی مخصوص سینمای عباس کیارستمی را نیز همراه خود داشتند.
در فیلم ده، ما زنی را میبینیم که در حال رانندگی یک ماشین است. او از همسر خود طلاق گرفته و یک پسر بچه هم دارد. دیالوگهای بین پسر بچه که از او میخواهد برگردد و با پدرش زندگی کند، صحبتهایش با زنان دیگری که هر کدام نگاه خاصی به زندگی دارند و هر کدام رابطه شان با مردها نوع خاصی دارد، دیالوگهایی درخشان و جذاب هستند. در این فیلم دوربین از ماشین خارج نمیشود. مشخص نیست که عباس کیارستمی برای ساخت این شاهکار چقدر پول خرج کرده اما مشخص است که میتوان فیلم ده را، یکی از کم خرج ترین فیلمهای بلند سینمای ایران دانست. ساخت فیلم با یک دوربین معمولی، یک ماشین و یک شخصیت اصلی کاری است که نهایتا کارگردانان فقط برای تجربه و دست گرمی حاضر به انجام دادنش هستند و شاید به جز کیارستمی و کارگردانانی هم تراز او، کسی نتواند با این ابزار و امکانات فوق العاده محدود، فیلم شاخصی را بسازد.
عباس کیارستمی در تمام دوران زندگی خود که اتفاقا میتواند دوران فیلمسازی اش نیز تلقی شود چرا که او تا پایان عمر خود همواره در حال فیلمسازی بود، تلاش اصلی اش این بود که ثابت کند هنر، ربط چندانی به امکانات و بودجه ندارد.

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش سوم

هیچ کدام از فیلمهای او با بودجه ای درخشان ساخته نشد فیلمهایش اگرچه فروشهای آنچنانی نداشتند اما با همان بودجه اندک در تمامی فستیوالهای معتبر و مشهور جهان دیده میشد و مورد استقبال و تقدیر قرار میگرفت. تماشای فیلمهای او میتواند کلاس درس بزرگی برای کسانی باشد که بی پولی و محدودیتهای مالی را عامل این میدانند که فیلم نمیسازند. تماشای فیلم ده به آنها نشان میدهد که کافی است یک دوربین داشته باشید و یا یک دوربین کرایه کنید و با همین ابزار میتوانید فیلم بزرگی خلق کنید. نقل است از آکیسرا کوروساوا، کراگردان بزرگ و شهییر ژاپنی، که شما برای تبدیل شدن به یک کارگردان بزرگ، فقط به یک کاغذ و قلم نیاز دارید. شما فقط باید بنویسید و این راحت ترین کار است. در مقابل، کیارستمی نشان میدهد که شما برای تبدیل شدن به یک کارگردان بزرگ فقط به یک دوربین کوچک احتیاج دارید.
در سینمای جهان همواره دو جریان از فیلمسازان در ارتباط با فیلمسازی صحبت کرده اند. در یکی از طرفین، امثال آکیرا کوروساوا حضور دارند که تمرکز اصلی فیلمشان بر داستانگویی و فیلمنامه قرار داشته و در طرف مقابل هم، امثال کیارستمی هستند که اصل سینمای خود را به تصویر قرار داده اند. او اساس سینمای خود را تصویر میدانند و داستانگویی خود را از طریق تصویر انجام میدهند. تصویرگرایی منسجمی که در فیلمهای او اتفاق میفتد تا حدود زیادی برگرفته از صبغه سینمایی کیارستمی است. عباس کیارستمی در کنار تبحرش در کارگردانی، به عکاسی نیز بسیار علاقه داشت و با نگاهی شبیه به سینمایش، همواره به عکاسی کردن نیز مشغول بود. مجموعه عکسهایی که عباس کیارستمی به ثبت رسانده است، تمام شبیه به سینمایش هستند.

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش سوم

او بسیاری از مفاهیم و ایده هایی را که در ذهن خود داشته، در مدیوم عکاسی و با ابزار این حرفه آنها را به ثبت رسانده است. کم نیستند که فیلمهایی که میتوانسته اند به یک قطعه عکس و یا یک قاب نقاشی تبدیل شوند، به فیلم بدل شده اند و همین عامل هم باعث شده تا فیلمهای خوبی نباشند. اما عباس کیارستمی که یک هنرمند تمام عیار است، میدانسته که هر ایده و هر حرفی را در چه مدیومی بیان کند. او تا پایان عمر به موازات فیلمسازی، همواره عکاسی میکرد و نقاشی را نیز پیگیری میکرد. نقل است از بسیاری کسان که او را از نزدیک دیده اند، وی در بسیاری لحظات حتی در جلساتی که پشت میز نشسته بود، یک ورق کاغذ نیز مقابلش بود و با قلمی که در دست داشت طراحی میکرد. عباس کیارستمی با خلق آثار هنری خود زندگی میکرد و نفس میکشید.
فیلمهایی که در کارنامه او هستند بخشی از فیلمهایی هستند که به ثبت رسیده اند. او همواره با دوربین کوچکش فیلم میگرفت و فیلم میساخت. کیارستمی زندگی را از دریچه لنز دوربین خود میدید و بعضی از فیلمهایش را نیز در قالب حرفه ای میساخت و اکران میکرد.

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش سوم


فیلم طعم گیلاس، داستان مردی را روایت میکند که با جدیت به دنبال راهی است تا خودش را بکشد. با افراد زیادی صحبت میکند و از هر کدام میخواهد تا شبی که او میرود تا داخل قبر بخوابد، کسی بیاید و روی خاک بریزد. اما هیچکس قبول نمکیند تا این کار را انجام دهد. ما جامعه ایرانی را با رئالیسم تمام در این اثر مشاهده میکنیم. آدمها دوست دارند به یکدیگر انگیزه لازم را برای ادامه زندگی بدهند. زندگی سخت و طاقت فرساست اما از نگاه شخصیتهای کیارستمی، به رغم این شدت و حدت، زیبایی های بی نظیری هم دارد که ارزش زیستن و ادامه زندگی را دارند. به قول همان شخصیت نگهبان که با لحظه شیرین آذری مشغول نصیحت کردن همایون ارشادی است، او روزی خودش نیز قصد داشته خودکشی کند اما در ادامه هنگامیکه به طور اتفاقی، مقداری گیلاس میخورد، طعم آن گیلاسها باعث میشوند که او از قصد خود مبنی بر خودکشی منصرف شود و زندگی را علاقه بیشتری ادامه دهد. طعم گیلاس ادامه همان صحنه پردازیهای زیبا و رئالیستی عباس کیارستمی است.
لوکیشن ماشین در این فیلم نیز از لوکیشنهای محوری فیلم است و همایون ارشادی سوار بر ماشین خود، به نقاط مختلفی میرود و آدمهای زیادی را میبیند که یکی را پیدا کند که در خودکشی بهش کمک نماید. نمای اکستریم لانگ شاتی که ماشین را از دور نشان میدهد و صدای گفتگوی دو شخصیت نیز بر تصاویر دیده میشود، ادامه همان سنت نقل کردن داستان بدون دیدن شخصیتهایی است که در حال حرف زدن هستند.

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش سوم


عباس کیارستمی هیچگاه نخواست که با فیلمهایش شعار بدهد. فیلمهایش اگرچه از نظر محتوا و لایه های محتوایی، بسیار عمیق و قابل تفکر و تاملند، اما ابدا شعاری و غلو شده نیستند. در سینمای کیارستمی ما فقط صدق و صفا میبینیم. او به هیچ وجه مخاطب خود را کم عقل تر از خود فرض نمیکند و ابدا تلاش نمیکند تا از موضعی از بالا به پایین با مخاطب خود صحبت کند.

 

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش سوم

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

مطالب مشابه

هتل آدم و حوا آنتالیا

تماس با ما

همکاری با ما

تور کیش 3 شب و 4 روز

تور کیش با پرواز ماهان

تور دبی با پرواز ماهان

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر