آموزش انواع نماها در سینما و فیلمسازی (3)

 

آموزش انواع نماها در سینما و فیلمسازی (3)


نماهای دیگری که در سینما مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از نماهایی همچون: کرین و هلی شات. کرین یا همان جرثقیل در فیلمهایی استفاده میشوند که عموما لوکیشنهای بزرگ و بازیگران زیادی دارد.
تصور کنید ما ابتدا مقابل خود دیوار های طویل یک پادگان را میبینیم. در ادامه دوربین آرام آرام به بالا میرود و از دیوار و سیم خاردارهای نصب شده روی آن میگذرد. بعد از عبور کامل از دیوار ناگهان مقابل خود حیاط بزرگ پادگان را مشاهده مینماییم که تعداد بسیار زیادی سرباز در حال رژه رفتن هستند. این تضاد بصری جالبی که بین فضای محدود دیوارهای مقابلمان و سپس فضای باز و وسیع و شخصیتهای متعدد ایجاد میشود، یکی از کاربردهای نمای کرین است.
کرین حس صعود کردن را در مخاطب خود ایجاد میکند. صعود کردن از کف زمین به سمت آسمان حتی در فیلمهایی هم که مفهومی عرفانی و مذهبی دارند بسیار کاربردی است. به چنین نماهایی حتی استعلایی هم گفته میشود به خاطر همین خاصیت صعود از زمین به سمت آسمان در آنها.

 

آموزش انواع نماها در سینما و فیلمسازی (3)


حتی مثال جالب دیگری که میتوان زد، مسابقات فوتبال است. حتما نام دوربین عنکبوتی یا اسپایدر کم را شنیده اید. در ابتدا ما وسط زمین هستیم و فقط توپ سفید را می بینیم که روی نقطه میانی زمین کاشته شده است. دوربین بالا میرود و آرام آرام از توپ و سطح زمین فاصله میگیرد. این بالا رفتن و فاصله گرفتن از توپ آنقدری ادامه می یابد که ما از توپ بازی به نمایی از کل ورزشگاه، زمین سبز رنگ بازی، هواداران نشسته روی سکوها و حتی، محیط اطراف استادیوم میرسیم. این تضاد جذاب که از کوچکترین عنصر داخل ورزشگاه یعنی توپ بازی به کل این مجموعه می رسیم را فقط کرین میتواند به ما بدهد.
در کرین، یک جرثقیل وجود دارد که کفی بسیار بزرگی را بالا و پایین می آورد. این کفی بزرگ هم دوربین و سه پایه و هم فیلمبردار را میتواند تا ده ها متر بالا برده و سپس پایین بیاورد. جرثقیل های بسیار بزرگی هم وجود دارند که طول و عرض بسیار زیادی را میتوانند طی کنند. در سینمای آرژانتین فیلمی وجود دارد که ما در ابتدای نما، یک ورزشگاه بزرگ را از فاصله ای بسیار دور مشاهده میکنیم. دوربین به پایین میرود و این اتفاق تا جایی می افتد که چند ثانیه بعد به خود می آییم و می فهمیم که اکنون به نمای بسته ای از صورت یکی از هواداران داخل استادیوم رسیده ایم. این نما یکی از معروف ترین نماهای سینمای آمریکای جنوبی است.

 

آموزش انواع نماها در سینما و فیلمسازی (3)


شاید اگر کارگردان تصمیم گرفته بود که به جای استفاده از چنین نمای پرخرج و پر زحمتی، ابتدا یک نما از استادیوم و از فاصله بسیار دور نشان بدهد و سپس کات بزند به کلوز آپی از صورت یک مرد داخل استادیوم، ما دیگر چنین حس فوق العاده ای را نسبت به این صحنه نداشتیم.
در واقع نمایی مانند نمای کرین، لطفش به این است که ما تمام لحظات صعود یا سقوط را کاملا حس میکنیم. اگر در این بین کاتی خورده شود ما دیگر آن یک دستی و تداوم را نخواهیم داشت که حسابی به لحن و ریتم چنین فیلمهایی ضربه خواهد زد.
بعد از نمای کرین، به هلی شات میرسیم. در نماهای هلی شات ما عموما دوربین را بر وسیله ای که به پهباد معروف است سوار میکنیم. البته این وسیله بنابر مارک و برندی که دارد ممکن است به هلی مانت، هلی کم و یا چیزهای دیگری نیز معروف باشد. اما نمای هلی شات مهمترین ویژگی اش این است که حس معلق بودن در فضا را میدهد.
در واقع بیننده با دیدن این نما تصور میکند که دوربین روی یک هلی کوپتر کار گذاشته شده است و این هلی کوپتر با حرکت های سریع خود در عرض آسمان توانسته هر سوژه ای را دنبال کند. در هلی شات ها ما یک دید عمودی بر زمین داریم. بر عکس نمای کرین که دوربین بر روی سه پایه قرار گرفته و پس از فاصله گرفتن از سطح زمین، میتواند مثلا با پایین آوردن سر دوربین زمین را هم مشاهده کند؛ در هلی شات دوربین بصورت پیش فرض کاملا بر زمین عمود است و حس تسلط بر زمین را به مخاطب می دهد.

 

آموزش انواع نماها در سینما و فیلمسازی (3)


حتی در بعضی از فیلمها با توجه به استفاده ای که از هلی شات شده است به آن عنوان (پی او وی آو گاد) یا نمای زاویه دید خدا هم داده شده است. انگار که خدا از طریق این نما مشغول نگاه کردن ما و اتفاقات روی سطح زمین است.
نمای دیگری که خیلی متداول نیست و بخاطر جذابیتش در دوره ای از تاریخ سینما حسابی مورد توجه قرار گرفت و به همین دلیل نیز بعد از مدتی حسابی تکراری و کلیشه ای شد، نمای اسنوری کم است. اسنوری کم در واقع دوربین را بر بدن بازیگر نصب میکند و دریچه لنز این دوربین به سمت خود بازیگر است.
بازیگر حین قدم زدن، حرف زدن، نفس کسیدن، غذا خوردن و قورت دادن آب دهانش توسط این دوربین کنترل میشود. اسنوری کم نوعی از زاویه را در اختیار کارگردان قرار میدهد که از آن طریق، می تواند به خوبی بازیگر را ثبت کند.

 

آموزش انواع نماها در سینما و فیلمسازی (3)


در فیلمهای دارن آرنوفسکی مانند: مرثیه ای برای یک رویا، ما شاهد استفاده فوق العاده ای از اسنوری کم هستیم. مرثیه ای برای یک رویا، نوع جالبی از ذهنیت گرایی را در سینما رواج داد که در آن اسنوری کم و اسنوری شات نقش بسیار مهم و موثری را بازی میکردند.
در این مطلب سه بخشی، نماهای ثابت، تراولینگ، تراکینگ، کرین، روی دست و هلی شات مورد بررسی قرار گرفتند. اما نمای آخر پرو جیپ است. پرو جیپ بر خلاف کرین که دوربین توسط یک جرثقیل از سطح زمین فاصله میگرفت، دوربین را بر روی یک اهرم قرار میدهد. یک سر اهرم دوربین است و یک سر دیگر هم فیلمبردار است که با بالا و پایین کردن دسته اهرم، باعث میشود دوربین به هوا برود یا به زمین نزدیک شود.
در این نما دیگر فیلمبردار روی زمین است و از زمین فاصله نمیگیرد و فقط دوربین است که توسط او کنترل میشود. پرو جیپ البته نام برند این وسیله است و نام های گوناگونی هم دارد که در حال حاضر، در سینما به همان پروجیپ بیشتر مشهور است.

آموزش انواع نماها در سینما و فیلمسازی (3)

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

مطالب مشابه

هتل آدم و حوا آنتالیا

تور کیش 3 شب و 4 روز

تور استانبول 2 شب و 3 روز ویژه شهریور 94

هتل و اسپای کلارک گرینز - ایرپورت ریزورت هند

دریافت تورهای لحظه آخری و نرخ ویژه از طریق تلگرام

آب و هوای مالزی

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر