ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

معرفی کتاب پریدخت | مراسلات پاریس طهران

یکی از موضوعاتی که در بیشتر رمان ها به آن پرداخته اند، فراق یار و دلتنگی می باشد. افرادی که عاشق می شوند، برای اینکه بر دلتنگی خود غلبه کنند، راهی پیدا می کنند تا به وصال معشوق برسند. در زمان های قدیم، نامه نگاری یکی از روش هایی بود که عاشقان به سراغش می رفتند. امروزه با وجود تکنولوژی و گوشی‌های هوشمند، کمتر کسی نامه می نویسد. در ادامه، به معرفی کتاب «پریدخت، مراسلات پاریس طهران» می پردازیم. این کتاب درباره دلتنگی و بی‌تابی‌های یک عاشق و معشوق است که برای مدتی از هم دور افتاده‌اند. شما در این کتاب با کلماتی مواجه می شوید که صد سال پیش بین یک زوج ایرانی رد و بدل شده است!

درباره کتاب

معرفی کتاب پریدخت | مراسلات پاریس طهران

پری‌دخت روایت نامه‌نگاری عاشقانه بین زن و مرد جوانی ‌ست که مدتی دور از هم بوده اند. سید محمود و پریدخت هر دو در طهران زندگی می کرده اند. سید محمود برای خواندن درس طبابت به پاریس رفت و پریدخت را چشم‌انتظار گذاشت و تنها وسیله ارتباط بین این دو، نامه نگاری بوده است. نوشتن این کتاب تقریبا یک سال زمان برده است. شما در این کتاب علاوه بر نامه نگاری های عاشقانه، عشق به وطن و میهن پرستی  هم مشاهده می کنید. این مجموعه شامل ۴۰ نامه است و به گفته نویسنده «داستان این نامه‌ها هیچ انطباق نعل به نعل بیرونی و واقعی نداشته و صرفا زاییده ذهن الکن من است.»
نثر این کتاب، مربوط به دوران قاجار می باشد و به همین دلیل برای آشنایی با معانی کلمات مخاطب، در انتهای کتاب، لغت‌نامه مختصری قرار گرفته است.  حامد عسکری شاعر و ترانه‌سرا بعد از تجربه در حوزه شعر و ترانه با نوشتن این مجموعه به سراغ نثر رفته است.

معرفی کتاب پریدخت | مراسلات پاریس طهرانآیا این کتاب برای شماست؟

امروزه، افراد به دلیل مشکلات کاری، کمتر به سراغ خواندن و نوشتن میروند. هم چنین به دلیل وجود اینترنت و شبکه های مجازی، نامه نگاری امری بی معنی می باشد. اما خواندن چنین کتاب‌هایی، نوع دیگری از عاشقی را در روزگاران قدیم روایت می‌کند که بدون هیچ پیام‌رسانی و با استفاده از تنها قلم و کاغذ، روایتگر عشق میان دو عاشق بوده است. در مقدمه این کتاب، نویسنده  نوشته: «امر خطیر عاشقی فقره‌ای است که این روزها یا یادمان رفته یا از روی نسخه فرنگی‌اش تقلید می‌کنیم. خدا کند این نامه‌ها به درد عشاق روزگارمان بخورد.»

در حاشیه کتاب پریدخت

طراحی و صفحه‌آرایی کتاب‌ها، تاثیر زیادی بر جذب مخاطب دارد. البته کمتر به این موضوع توجه می شود. با این حال طراحی جلد، صفحه‌بندی و حتی نوع فونتِ این کتاب از جمله نقاط مثبتی است که به آن توجه شده است.

معرفی کتاب پریدخت | مراسلات پاریس طهرانبخش‌هایی از کتاب

تصدقت گردم! پریدخت جان! بعد از سلام. امروز سه روز است که در پاریس یا به قول خودشان «پغیس»، رحل اقامت افکنده‌ام و قرار است بعون‌الله و منته، همانگونه که ذکرش رفت، درس طبابت بخوانم. اقامتگاه‌مان عمارتی است در حوالی فاکولته طب که تمهیداتی به‌قاعده دارد و اسباب معاش در مقبول و مطبوع مهیاست. کتابخانه‌ای معظم و مفصل هم در جنب همین عمارت است که اوقات فراغت بال را در آن می‌گذارنم؛ اما مگر خاطر عاطرتان می‌گذارد. جامه‌دان را که باز می‌کنم، عطر وطن را انگار هنوز دارد. و آه از عطرها که با این غریب دورافتاده از وطن، چه‌ها نخواهد کرد…

معرفی کتاب پریدخت | مراسلات پاریس طهران

کلیک ها: 1
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

کتاب نظریه انتخاب | برای کسانی که به‌دنبال رضایت از زندگی هستند

بسیاری از افراد با وجود داشتن شغل و درآمد؛ اما احساس رضایت از زندگی خود ندارد. در واقع حس رضایت از زندگی به چه معناست؟ دکتر گلاسر ریشهٔ این نارضایتی را در روابط انسانی و البته انتخاب‌های ما می‌داند. او در کتاب نظریه انتخاب، سعی دارد تا به ما آموزش دهد که چگونه روابط سالم و راضی کننده‌ای داشته باشیم. دراین مطلب قصد داریم تا شما را با کتاب نظریه انتخاب اثر متفاوت دکتر گلاسر، آشنا کنیم.

کتاب نظریه انتخاب | برای کسانی که به‌دنبال رضایت از زندگی هستند

درباره کتاب نظریه انتخاب

نظریه انتخاب برای اولین بار توسط دکتر ویلیام گلاسر ارائه شد. برخلاف سایر روش‌های درمانی که براساس کاوش در گذشتهٔ فرد به دنبال درمان است. دکتر ویلیام گلاسر روانپزشکی است که مخالف تجویز داروهای شیمیایی و روان‌درمانی می باشد و به همین دلیل نظریه انتخاب را ارائه کرد. او در این کتاب بیان می‌کند که رفتارهای ما دارای دو بعد بیرونی و درونی است و به همین جهت برای مدیریت این رفتارها دو روش کنترل بیرونی و درونی وجود دارد، او بر این باور است که درمان با کنترل درونی بسیار موثرتر از کنترل بیرونی است: «ممکن است پدر، مادر یا معلمی باشید که می‌خواهد کودک را وادار کند، بهتر درس بخواند. شاید هم رئیسی باشید که زیردست خود را مجبور می‌کند کاری را انجام بدهد که از نظر او بی‌ارزش است. تاوقتی که معتقدیم می‌توانیم دیگران را کنترل کنیم یا دیگران ما را کنترل کنند، احساس بدبختی خاموش نخواهد شد.»
ویلیام گلاسر باور دارد که انسان موجودی اجتماعی است که دارای روابط عاطفی و اجتماعی بسیاری می باشد. اگر فرد با اطرافیان خود به مشکل بربخورد و نیازهای عاطفی‌اش ارضا نشوند، بیمار می‌شود. او در مورد کتابش می‌گوید:« این کتاب درباره‌ٔ اهمیت روابط خوب در زندگی موفق است. در این کتاب می‌خواهم بگویم که بجز بیماری، فقر و مصائب و عوارض کهنسالی، سایر مشکلات مهم بشر مثل خشونت، بزهکاری، بدرفتاری با کودکان، بدرفتاری با همسر، اعتیاد به الکل و مواد مخدر، شیوع روابط جنسی زودهنگام و بدون عشق و ناراحتی‌های هیجانی، معلول روابط غیر رضایت بخش هستند. کل کتاب بیان این قضیه است و نشان می‌دهد که چه‌‌کار کنیم تا با یکدیگر بهتر کنار بیاییم.»

کتاب نظریه انتخاب | برای کسانی که به‌دنبال رضایت از زندگی هستند

این کتاب شامل دو بخش اصلی و ده فصل می باشد. بخش اول کتاب، درباره مساله کنترل بیرونی و درونی و نیازهای انسان است و در بخش دوم راه کارهای عملی در زمینه روابط ارائه شده است. بخش های کتاب شامل عناوین زیر می باشد.

•    بخش اول: نظریه

•    فصل اول: ما به یک روان‌شناس جدید نیاز داریم

•    فصل دوم: نیازهای اساسی و احساسات

•    فصل سوم: دنیای کیفی شما

•    فصل چهارم: رفتار کلی

•    فصل پنجم: جور بودن شخصیت و قوت نیازها

•    فصل ششم: تعارض و واقعیت درمانی

•    فصل هفتم: خلاقیت

•    بخش دوم: عمل

•    فصل هشتم: عشق و ازدواج

•    فصل نهم: اعتماد و خانواده شما

•    فصل دهم: آموزش، تعلیم و تربیت و مدارس کیفی

دکتر گلاسر روابط انسانی را به چهاردسته‌ٔ والدین و فرزندان، همسران، معلم و شاگرد و مدیر و کارمند دسته بندی کرده است و در ادامه آسیب‌های روابط انسانی را تفکیک کرده و به هرکدام به صورت ویژه پرداخته است.

درباره نویسنده

کتاب نظریه انتخاب | برای کسانی که به‌دنبال رضایت از زندگی هستند

ویلیام گلاسر در سال ۱۹۲۵ در ایالت اوهایو آمریکا متولد شد. او در ابتدا در رشته‌ٔ مهندسی شیمی مشغول به تحصیل شد و پس از فارغ‌التحصیلی در رشته روانشناسی ادامه تحصیل داد. او به دلیل روش واقعیت درمانی، شهرت زیادی یافت. هم چنین او یک موسسه به نام خود تاسیس کرد و افراد زیادی را در زمینه کاری خود آموزش داد.

آیا این کتاب برای شماست؟

اگر از زندگی و البته روابطتان احساس رضایت ندارید و یا با والدین، فرزند، شاگرد و حتی معلم و کارفرما خود به مشکل برخوردید؛ پیشنهاد می کنیم این کتاب را حتما مطالعه کنید.  

بخش‌هایی از کتاب

کتاب نظریه انتخاب | برای کسانی که به‌دنبال رضایت از زندگی هستند

بذر تمام بدبختی‌های ما در سال‌هایی کاشته می‌شود که با آدم‌هایی سروکار داریم که معتقدند نه ‌تنها دریافته‌اند چه‌چیزی برای خودشان درست است بلکه صلاح دیگران را نیز می‌دانند. آن‌ها با توسل به این اکتشاف خود و سنت مخربی که هزاران سال است بر فکر آن‌ها سایه افکنده، احساس می‌کنند وظیفه دارند ما را مجبور کنند کار را که از نظر آن‌ها درست است، انجام بدهیم. بزرگ‌ترین منبع بدبختی انسان، نحوه مقاومتش دربرابر این اجبار است. نظریه انتخاب، مخالف سنت باستانی «من صلاح تو را می دانم» است. کل این کتاب تلاشی برای جواب دادن به این سوال بسیار مهم است که تقریبا همه هنگام بدبختی و ناراحتی از خود می‌پرسیم: چطور می‌توانم طبق میل خودم زندگی کنم و همزمان با کسانی که به آن‌ها نیاز دارم کنار بیایم؟

کلیک ها: 3
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

معرفی کتاب جزء از کل | رمانی پرچالش از استیو تولتز

روابطی که پدر و پسر با هم دارند، پر از چالش و هیجان است و خبری از حال‌‌وهوای رمانتیک نیست. این کتاب دنیای پدر و پسریِ مارتین و چسپر دین را روایت می‌کند که پر از حادثه و البته حرف حساب است. درادامه کتاب جزء از کل را به شما معرفی می کنیم.

معرفی کتاب جزء از کل | رمانی پرچالش از استیو تولتز

دربارهٔ کتاب جزء از کل

 کتاب جزء از کل اولین اثر استیو تولتز است که در سال ۲۰۰۸ منتشر و با استقبال زیادی مواجه شد. داستان درمورد خانواده‌ی پرماجرا و عجیب «دین» است. بخش‌هایی از کتاب از زبان پدرخانواده یعنی مارتین و بخش‌هایی هم از زبان پسر یعنی چسپر روایت شده است. این پدر و پسر روابط چندان خوبی با هم ندارند که با توجه به اظهارات هر دو می‌توان گفت که هر دو به نوعی مقصر هستند. داستان زندگی آنها به گونه ایی نیست که از نقطه ایی آغاز شود و سپس بعد از حادثه ایی به اوج برسد و بعد از آن تمام بشود. کتاب جزء از کل سراسر حادثه است. هدف نویسنده بیان حوادث و حفظ هیجان کتاب نیست، بلکه او با روایت ماجرای خانوادهٔ دین سعی دارد تا جهان‌بینی خود را درمورد زندگی، آدم‌ها، طبیعت و… با مخاطب در میان بگذارد.  یکی از بارزترین ویژگی‌های این کتاب که بسیار موردتحسین قرار گرفته است، شروع طوفانی و بسیار جذاب آن می باشد که درادامه خواهیم خواند:
«هیچ‌وقت نمی‌شنوید ورزشكاری در حادثه‌ای فجیع حس بویایی‌اش را از دست بدهد. اگر كائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان‌ها بدهد، كه البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌مان نخورد، مثل روز روشن است كه ورزشكار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش. درس من؟ من آزادیی‌ام را از دست دادم»

معرفی کتاب جزء از کل | رمانی پرچالش از استیو تولتز


استیو تولتز درمورد اینکه چگونه نویسنده شده می‌گوید: «آرزوی من نویسنده شدن نبود، ولی همیشه می‌نوشتم. زمان بچگی و نوجوانی شعر و داستان کوتاه می‌نوشتم و رمان‌هایی را آغاز می‌کردم که بعد از دو و نیم فصل، علاقه‌ام را برای به پایان رساندن‌شان از دست می‌دادم. بعد از دانشگاه دوباره به نوشتن روی آوردم. درآمدم خیلی کم بود و فقط می‌خواستم با شرکت در مسابقات داستان‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی پولی دست‌وپا کنم تا بتوانم زندگی‌ام را بگذرانم که البته هیچ فایده‌ای نداشت. زمانی که دائم شغل عوض می‌کردم یا بهتر بگویم، از نردبان ترقی هر کدام از مشاغل پایین‌تر می‌رفتم، برایم روشن شد که هیچ کاری جز نویسندگی بلد نیستم. نوشتن رمان تنها قدم عقلانی بود که می‌توانستم بردارم. فکر می‌کردم یک سال طول می‌کشد ولی پنج سال طول کشید.»

معرفی کتاب جزء از کل | رمانی پرچالش از استیو تولتز

شما در کتاب جزء از کل، جملات قصار و پرمعنایی می خوانید که همگی از درک بالا و جهان‌بینی ژرف نویسنده ناشی می‌شوند. این ویژگی کتاب باعث می شود که شما جذب آن بشوید و با خواندن جملات کتاب به فکر فرو بروید. مثلا در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «نمی‌توانستم راهی پیدا کنم که موجود ویژه‌‌ای در جهان باشم، ولی می‌‌توانستم راهی متعالی برای پنهان شدن پیدا کنم و برای همین نقاب‌‌های مختلف را امتحان کردم: خجالتی، دوست‌‌داشتنی، متفکر، خوش‌بین، شاداب، شکننده… اینها نقاب‌‌های ساده‌‌ای بودند که تنها بر یک ویژگی دلالت داشتند. باقی اوقات نقاب‌‌های پیچیده‌‌تری به‌صورت می‌‌زدم، محزون و شاداب، آسیب‌‌پذیر ولی شاد، مغرور اما افسرده. اینها را به این خاطر که توان زیادی ازم می‌‌بردند، درنهایت رها کردم. از من بشنو: نقاب‌‌های پیچیده زنده‌ زنده تو را می‌‌خورند.» بخش هایی از کتاب که از زبان مارتین دین بیان شده، بسیار تلخ است. او حرف هایش را با زبان تمسخر می گوید و همین نوع بیان باعث جذب مخاطب شده است. مثلا در بخشی از کتاب می خوانیم: «مردم میگن شخصیت هر آدمی تغییرناپذیره، ولی اغلب این نقابه که بدون تغییر باقی می‌‌مونه و نه شخصیت، و در زیر این نقاب غیرقابل تغییر، موجودی هست که دیوانه‌وار در حال تکامله و به‌شکل غیرقابل کنترلی ماهیتش تغییر می‌‌کنه. ببین چی بهت میگم، راسخ‌‌ترین آدمی که می‌‌شناسی به احتمال قوی با تو کاملا بیگانه‌ است و همین‌طور ازش بال و شاخه و چشم سوم رشد می‌‌کنه. ممکنه ده سال توی اتاق اداره کنارش بشینی و تمام این جوانه زدن‌‌ها بغل گوشت اتفاق بیفته و روحت هم خبردار نشه. هرکسی که ادعا می‌‌کنه یکی از دوستانش در طول سال‌ها هیچ تغییری نکرده، فرق نقاب و چهره‌ٔ واقعی رو نمی‌فهمه.»

معرفی کتاب جزء از کل | رمانی پرچالش از استیو تولتز

آیا این کتاب برای شماست؟

اگر به‌دنبال رمانی متفاوت هستید و دوست دارید کتاب هایی با موضوعاتی به جز عشق و عاشقی بخوانید، حتما این کتاب را مطالعه نمایید.

معرفی کتاب جزء از کل | رمانی پرچالش از استیو تولتز

بخش‌هایی از کتاب

چیزی که نمی‌فهمیدم این بود که مردم تفکر نمی‌کنن، تکرار می‌کنن. تحلیل نمی‌کنن، نشخوار می‌کنن. هضم نمی‌کنن، کپی می‌کنن. اون‌وقت‌ها یه ذره می‌فهمیدم که برخلاف حرف بقیه، انتخاب بین امکاناتِ در دسترس فرق داره با اینکه خودت برای خودت تفکر کنی. تنها راه درست فکر کردن برای خودت اینه که امکانات جدید خلق کنی، امکان‌هایی که وجود خارجی ندارن.
ناگهان به این نتیجه رسیدم که آدم‌‌های رمانتیک قد خر شعور ندارند. هیچ چیز جالب و خوبی در عشق یک‌‌طرفه وجود ندارد. به نظرم کثافت است، کثافت مطلق. عشق به کسی که پاسخ احساساتت را نمی‌‌دهد ممکن است در کتاب‌‌ها هیجان‌‌انگیز باشد، ولی در واقعیت به‌شکل غیرقابل تحملی خسته‌‌کننده است. مشکل من این است که نمی‌‌توانم خودم را در یک جمله خلاصه کنم. تمام چیزی که می‌‌دانم این است که چه کسی نیستم. همچنین متوجه شده‌‌ام که بین بیشتر مردم توافقی ضمنی وجود دارد تا خود را با محیط پیرامون‌‌شان هماهنگ کنند. من همیشه این نیاز را حس کرده‌‌ام که علیه محیطم طغیان کنم. برای همین است که وقتی سینما می‌‌روم و پرده تاریک می‌شود، با تمام وجود دلم می‌‌خواهد یک کتاب باز کنم و بخوانم. خوشبختانه همیشه یک چراغ‌ قوه‌ٔ جیبی همراهم هست.

کلیک ها: 1
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

معرفی کتاب دختری که از چنگ داعش گریخت

کتاب هایی با موضوعات جنگ، همیشه برای مخاطب جذاب می باشد. کتاب هایی زیادی با محتوای جنگ و اسارت و غارت و تجاوز به جان و مال مردم منتشر شده است که اغلب مخاطب بعد از خواندن آن، این سوال برایش پیش می آید که اگر ما در چنین شرایطی گرفتار شویم توان تحمل این حجم از درد و رنج را داریم یا نه؟ در این مقاله قصد داریم کتاب دختری که از چنگ داعش گریخت را به شما معرفی ‌کنیم.
روایت جنگ و اسارت، داستان تازه‌ای نیست؛ اما کمتر آن را از زبان دختری رنج کشیده شنیده ایم. کتاب «دختری که از چنگ داعش گریخت» درباره دختری رنج کشیده ایی است که بعد از جلسات مشاوره، سعی دارد به زندگی عادی برگردد. پیام اصلی این کتاب امید است.

معرفی کتاب دختری که از چنگ داعش گریخت

درباره کتاب دختری که از چنگ داعش گریخت

کتاب دختری که از چنگ داعش گریخت زندگی‌نامه فریدا خلف، دختری  کرد زبان است که در سن ۱۹ سالگی توسط داعشی‌ها ربوده و اسیر می‌شود. این دختر برای مدتی در چنگ گروه تروریستی داعش اسیر بوده و ماجراهایی را از سر می‌گذراند که دلهره برانگیز و خواندنی است. داستان کتاب با شرح حال زندگی و وصف خانواده فریدا شروع می‌شود؛ دختری روستایی که دوست دارد معلم شود. اما داستان زندگی فریدا تغییر کرده و داعش به شهر سنجار و روستاهای اطراف آن حمله می‌کند. این کتاب چگونگی حمله داعش، وحشی‌گری، کشتار، ترس و وحشت مردم را روایت می کند. در بخش هایی از کتاب درباره بردگی گرفتن زنان و دختران و آزار جنسی آنها توسط نیروهای داعش اشاره شده است که خواندن آن بسیار تکان دهنده است. این کتاب جز پروفروش ترین کتابها می باشد و تا به امروز به به چاپ ششم رسیده است. سمیه نصرالهی، مترجم کتاب می‌گوید نام نویسنده کتاب، نام واقعی دختر کرد ایزدی که در چنگال داعش اسیر شد نیست. او به خاطر اینکه بتواند در آرامش و امنیت در کنار اعضای خانواده اش زندگی کند به آلمان پناهنده شده و هویت‌اش را مخفی کرده است. این کتاب برای اولین بار به زبان آلمانی منتشر  شد و سپس به زبان‌های دیگر ترجمه شده است.

آیا این کتاب برای شما است؟

معرفی کتاب دختری که از چنگ داعش گریخت

بسیاری از افراد بعد از مواجه شدن با مشکلات و بر هم خوردن آرامش‌، خیلی سریع نا امید می‌شوند و به جای اینکه به دنبال راه حل باشند، انرژی شان را صرف ناله و نفرین کردن سر نوشت‌ شان می کنند. اگر جزو این دسته افراد هستید که به آینده‌ای روشن امید ندارید و به خواندن کتاب‌هایی با محتوای اسارت، درد و جنگ علاقه دارید، پیشنهاد می‌کنیم خواندن این زندگی‌نامه را از دست ندهید.

بخشی از کتاب

در یکی از تاثیرگذارترین بخش‌های کتاب می‌خوانیم. «فاجعه روز پانزدهم ماه آگوست ۲۰۱۴ اتفاق افتاد. تا زمانی که زنده هستم هرگز نمی‌توانم آن روز را فراموش کنم. مثل همه روزهای دیگر ماه آگوست شروع شد. کمی بعد از آن، آنها را دیدم؛ سیزده ماشین که به سمت روستای ما می‌آمدند. آن وانت‌های زهوار در رفته اعراب نبودند، بلکه ماشین‌های جدید با تجهیزات نظامی پیشرفته بودند. ماشین‌ها پر از نیروهای داعش با لباس‌های سیاه بودند. از وحشت فریاد زدم. این ترس به کل خانه انتقال یافت و پدرم هم متوجه شد. داد زدم: دارن می‌آن. اونا دارن می‌آن. گریه می‌کردم و می‌گفتم: دارن می‌آن ما رو بکشنو مادر و برادرانم هم کمی بعد همراه من با وحشت شروع کردند به گریه کردن…»
خواندن همین چند خط برای اینکه بدانید با خواندن این زندگی‌نامه چقدر متاثر می‌شوید کافی است.

معرفی کتاب دختری که از چنگ داعش گریخت

کلیک ها: 3
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

کتاب چشمهایش اثر بزرگ علوی | روایت عشقی نافرجام در سال‌های مبارزه

کتاب چشمهایش اثر بزرگ علوی در سال ۱۳۵۷ منتشر شد. این کتاب آنچنان خلاقانه و با مهارت نوشته شده که نیازی به تعریف نیست. فقط کافی است که چند صفحه اول آن را بخوانید تا جذب داستان شوید. این اثر، توانسته بیش از پنج دهه در سطر پر فروش ترین کتاب ها قرار بگیرد و تا به امروز بارها تجدید چاپ شده است. کتاب چشمهایش داستان زندگی یک مبارز سیاسی و زنی را که عاشق او بوده توصیف می‌کند. با ما همراه باشید تا این کتاب خواندنی را به شما معرفی کنیم.

کتاب چشمهایش اثر بزرگ علوی | روایت عشقی نافرجام در سال‌های مبارزه

درباره‌ی کتاب چشمهایش

شاید در ابتدا تصور کنید که این کتاب مدت ها پیش نوشته شده و ممکن است داستان آن جذاب نباشد؛ اما اشتباه فکر می کنید. نویسنده این کتاب با قلم روان و عاشقانه، داستانی را روایت کرده که مخاطب را به خواندن کتاب تشویق می کند. کتاب چشمهایش، روایت عشق ناکام زنی به‌نام فرنگیس، به استاد ماکان است. ماکان، استاد نقاشیِ زبردست و مشهور شهر می باشد که به دلیل فعالیت‌های سیاسی خود در تبعید به‌سر می‌بَرد. ماکان به‌طرزی مشکوک در زندان می میرد و دولت برای اینکه خود را در مرگ مشکوک او بی گناه جلوه دهد، یک نمایشگاه از آثار او برگزار می کند. اما هجوم بی‌سابقه‌ی مردم برای تماشای آثار او، حکومت را ناگزیر از تعطیلی نمایشگاه ‌می‌کند. استان از زبان ناظم مدرسه‌ی استاد ماکان روایت می‌شود که شیفته‌ی تابلوی «چشمهایش» استاد شده‌ بود. او برای اینکه راز این نقاشی را کشف کند، تصمیم می‌گیرد زنی را که سوژه‌ی تصویر شده بود، پیدا کند. شما در همان ابتدا متوجه می شوید که این کتاب سیاسی است و به همین دلیل تا سال 57 اجازه چاپ پیدا نکرد. نویسنده آنچنان در توصیفات عاشقانه و بیان احساسات زنانه‌ی فرنگیس، ماهرانه عمل کرده که شاید تصور اینکه نویسنده یک مرد است،، کار سختی باشد.

کتاب چشمهایش اثر بزرگ علوی | روایت عشقی نافرجام در سال‌های مبارزه

آیا این کتاب برای شماست؟

این کتاب با اینکه فضای سیاسی دارد؛ اما داستان های عاشقانه را به زیبایی روایت کرده است.  پردازش قوی و فضاسازی گیرای داستان، باعث شده که خواندن این کتاب نه تنها شما را خسته  نکند، بلکه شیفته‌ی داستان نیز ‌شوید. شما در زمان خواندن این کتاب به هیچ وجه متوجه نمی شوید که این اثر سی سال پیش نوشته شده است. مطمئنا بعد از خواندن این کتاب می فهمید که چرا از بزرگ علوی به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین نویسندگان ایران یاد می‌شود.

در حاشیه:

به جرات می توان گفت که چشمهایش یکی از مهم‌ترین آثار بزرگ علوی است که تا پیش از انقلاب، اجازه‌ی انتشار رسمی پیدا نکرد. امروزه به دلیل استقبال زیاد، چندین بار از سوی ناشران معتبر تجدید چاپ شده است. این کتاب به زبان عربی هم ترجمه شده و در لبنان منتشر شده‌ است. جالب است بدانید که در سال ۲۰۰۸ نیز نسخه‌‌ای دیگری از آن به‌ زبان کردی انتشار یافت.

بخشی از کتاب

کتاب چشمهایش اثر بزرگ علوی | روایت عشقی نافرجام در سال‌های مبارزه

تهران خفقان گرفته بود. هیچ‌کس نفسش درنمی‌آمد. همه از هم می‌ترسیدند. خانواده‌ها از کسان‌شان می‌ترسیدند. بچه‌ها از معلمان‌شان؛ معلمان از فراش‌ها و فراش‌ها از سلمانی و دلاک؛ همه از خودشان می‌ترسیدند. از سایه‌شان باک داشتند. همه‌جا، در خانه، در اداره، در مسجد، پشت ترازو، در مدرسه و در دانشگاه و در حمام، مأمورانِ آگاهی را دنبال خودشان می‌دانستند. در سینما، موقع نواختن سرود شاهنشاهی، همه به دورو‌برشان می‌نگریستند مبادا دیوانه یا از‌جان‌گذشته‌ای برخیزد و موجب گرفتاری و دردسر همه را فراهم کند.
وقتی سینما تاریک شد، از من پرسید: «اسم شما چیست؟» گفتم: «فرنگیس». همین‌که صدای مرا شنید، با چشم‌های درشتش که در تاریکی مانند چشم‌های گربه‌ای سیاه می‌درخشید، به من نگاه کرد و من مانند دختری بیچاره‌ که در دست مردی مقتدر اسیر شده، برگشتم و به او نگاهی که پر از عجز و لابه، پر از التماس و التجا بود انداختم. گفت: «مثل اینکه شما را جایی دیده‌ام.» گفتم: «من شما را هیچ‌جا ندیده‌ام.» گفت: «صدایتان به‌گوشم آشنا می‌آید.» گفتم: «خیال می‌کنید.» چرا دروغ گفتم؟ برای اینکه می‌خواستم پیوندی که زندگی مرا در گذشته به حیات و هستی او بسته بود، قطع شود. نمی‌خواستم بفهمد من همان دختر سرسریِ دمدمیِ پرروی کارگاه نقاشی در خیابان لاله‌زار هستم. می‌خواستم برای شخصیت من ارزش قائل شود.

کلیک ها: 3

زیر مجموعه ها