الگوهای ساخت فضای معماری (1)


بنا یا شهر از چه ساخته شده است؟ ساختار آن چیست؟ جوهر کالبدی آن چیست؟ قطعات ساختمانی ای که فضا از آنها ساخته شده کدام است؟
شهر و بنا هویت خود را از رویدادها و الگوی رویدادهایی می گیرد که پیوسته و به کرات در آنجا اتفاق می افتد و الگوی رویدادها به نحوی با فضا پیوند دارد. : با این حال، نمی دانیم که دقیقا کدام جنبه از فضاست که با رویدادها ملازمت دارد. تصویری از بنا یا شهر به دست نداده ایم که به ما نشان دهد چگونه ساختار آشکار ظاهری آن یعنی همان صورتی که به نظر می آید، یا هیئت کالبدی بنا با این رویدادها پیوند خورده است.
فرض کنید می خواهم ساختار چیزی را بفهمم. این دقیقا به چه معناست؟

الگوهای ساخت فضای معماری (1)
البته به این معناست که می خواهم تصویر ساده ای از آن بسازم که بتوانم كل آن را درک کنم و به این معناست که می خواهم تا حد امکان این تصویر ساده را با کمترین عناصر ممكن ترسیم کنم. هر چه این عناصر کمتر باشد پیوند میان آنها غنای بیشتری می یابد، و تصویر مذکور اتکای بیشتری بر «ساختار» این پیوندها پیدا می کند و البته در نهایت می خواهم تصویری بکشم که امکان فهم الگوی رویدادهای تکراری را در چیزی که می خواهم ساختارش را بفهمم فراهم آورد. به عبارت دیگر، امیدوارم تصویری با ساختاری پیدا کنم که به معنایی روشن تر و ساده تر، بیان کننده صفات ظاهری الگوی رویدادها باشد.
پس «ساختار» اساسی هر بنا یا شهر چیست؟
بنا یا شهر از عناصر عینی معینی ساخته می شود، و هر یک از این عناصر یا الگوی رویدادهای معینی ارتباط دارد. در مرتبه صوری می بینیم که عناصر کالبدی معینی مدام تکرار، و به هزار صورت با هم ترکیب می شوند. شهر متشکل است از خانه ها، باغ ها، خیابان ها، پیاده روها، فروشگاه ها، مغازه ها، محل های کار، کارخانه ها، گاهی رودخانه، زمین های ورزش، پارکینگ ....

الگوهای ساخت فضای معماری (1)
بنا متشکل است از دیوارها، پنجره ها، درها، اتاق ها، سقف ها، کنج ها، پلکان ها، کف پله ها، دستگیره درها، مهتابی ها، سکوها و گلدانها ... که پیوسته تکرار می شوند.
کلیسای جامع گوتیک متشکل است از شبستان، راهروهای طرفین، در غربی، شبستان عرضی، جایگاه گروه همخوانان، بیرون زدگی پشت محراب، غلام گردش پیرامون آن، ستون ها، پنجره ها، پشت بندها، طاق های قوسی، تویزه ها، نقش های مشبک پنجره.
کلان شهر مدرنی در ایالات متحد امریکا متشکل است از مناطق صنعتی، بزرگراه ها، نواحی اداری مرکزی، سوپر مارکت ها، پارک ها، ویلاها، باغ ها، برج های مسکونی، خیابان ها، شاهراهها، چراغ های راهنمایی و پیاده روها. و هر یک از این عناصر الگوی رویداد خاصی دارد که با آن ملازم است.
خانواده هایی که در این خانه ها زندگی می کنند، خودروها و اتوبوس هایی که در خیابان ها حرکت می کنند، گل هایی که در گلدان ها می رویند، افرادی که از درها داخل و خارج می شوند و آنها را باز و بسته می کنند، چراغ های راهنمایی که قرمز و سبز می شود، انبوه مردمی که یکشنبه ها در شبستان کلیسا جمع می شوند نیروهایی که در هنگام وزش باد بر طاق های بنا وارد می شود، نوری که از پنجره ها به درون می آید و کسانی که در اتاق های نشیمنشان کنار پنجره می نشینند و به منظره نگاه می کنند ...

الگوهای ساخت فضای معماری (1)
اما این تصویر از فضا توضیح نمی دهد که چگونه - یا چرا به این عناصر خود را با الگوی رویدادهایی معین و کاملا خاص همراه می کنند.
اگر کلیسا را عنصری فرض کنیم، ارتباط میان کلیسا و الگوی رویدادهایی که در آن اتفاق می افتد چیست؟ اگر بگوییم این ها به هم پیوسته اند حرف خوبی زده ایم، اما اگر نتوانیم نوعی معنای مشترک در این پیوند ببینیم، این جمله چیزی را روشن نمی کند.

الگوهای ساخت فضای معماری (1)
اگر همین قدر و به همین سادگی بگوییم هر رویدادی در فضایی جای می گیرد، قطعا کافی نیست، زیرا امری بدیهی است و چندان نیز چشمگیر نیست. آنچه می خواهیم بدانیم این است که چگونه ساختار فضا بعضی الگوها را تداوم می بخشد، چنان که اگر ساختار فضا را تغییر دهیم بتوانیم پیش بینی کنیم که این تغییر موجب چه نوع تغییراتی در الگوی رویدادها خواهد شد.
خلاصه اینکه ما به نظریه ای نیاز داریم که تعامل میان فضا و رویدادها را به نحوی روشن و بی ابهام تبیین کند. به علاوه، پی بردن به اینکه این عناصر که به آجرهای سازنده بنا می مانند، پیوسته در تغییرند و هر بار که روی می دهند صورتی دیگر دارند، حیرت آور است. زیرا در عین تکرار بی نهایت عناصر، تنوعی تقریبا بی نهایت نیز در آنها می بینیم. هر کلیسا شبستانی کمابیش متفاوت با کلیساهای دیگر دارد، راهروهای جانبی آن متفاوت است، در غربیش متفاوت است ... و در خود شبستان، دهانه های مختلف معمولا با هم فرق دارند، هر ستون با ستون دیگر تفاوت دارد. در هر طاق تویزه ها اندکی با هم فرق دارد؛ هر پنجره نقش و شیشه ای دیگر دارد.

الگوهای ساخت فضای معماری (1)
در مناطق شهری نیز چنین است. هر ناحیه صنعتی با دیگری فرق می کند؛ هر بزرگراهی با دیگری متفاوت است؛ هر پارک همچنین هر سوپر مارکت با دیگری متفاوت است - حتی عناصر جزئی کوچک تر مثل چراغ ها و علایم راهنمایی نیز به رغم شباهتشان هیچ وقت دقیقا یکسان نیستند - و همواره با مجموعه ای متنوع مواجهیم.
اگر این عناصر هر بار که روی می دهد صورتی دیگر دارد، پس بی تردید آنچه در هر بنا یا شهر تکرار می شود ممکن نیست خود عناصر باشد. این عناصر كذایی ممکن نیست ردترین اجزای ساختاری اتمی فضا باشد. چون هر کلیسا با دیگری متفاوت است، آن عنصری که کلیسا می خوانیمش به هیچ وجه ثابت نیست. هر اسمی که بر آن بگذاریم بر سر در گمی می افزاید. اگر هر کلیسا با دیگری متفاوت باشد، پس آنچه در میان همه کلیساها ثابت و مشترک می ماند و به آن «کلیسا» می گوییم چیست؟

الگوهای ساخت فضای معماری (1)
گفتن اینکه ماده از الكترون و پروتون و مانند آنها ساخته شده است، روشی قانع کننده برای فهم اشیاست؛ زیرا الكترون ظاهرا در هر بار که روی می دهد واقعا همان است که بود، و لذا نشان دادن اینکه ماده چطور از ترکیب این عناصر ساخته می شود معنا دارد، چون این عناصر به راستی اجزای بنیادی اند.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

مطالب مشابه

قصه های من و خواهرم (1)

سارا و مهمان کوچک (1)

چند راه حل ساده برای پیشگیری از کلاهبرداری در فضای سایبری

خواص دارویی میوه ها (1)

جلسه اول آموزش عملی ساخت پروژه پنل وب سایت شخصی با PHP

جلسه دوم آموزش عملی ساخت پروژه پنل وب سایت شخصی با PHP

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر