الگوهای ساخت فضای معماری (3)


خلاصه، می توانیم این فکر را که بنا یا شهر متشکل از عناصر است به کلی از ذهنمان پاک کنیم و به جای آن این واقعیت پرمایه تر را بنشانیم که همه این چیزهایی که عنصر نام دارد، چیزی نیست جز برچسب هایی برای الگوی نسبت هایی که به واقع تکرار می شوند.
بزرگراه خود تکرار نمی شود. اینکه در فواصل مشخصی شبدری هایی بزرگراه را به جاده ها مرتبط می کند، تکرار می شود. میان بزرگراه و شریان هایی که آن را قطع می کند و شبدری ها نسبت خاصی هست و همان است که تکرار می شود. و اما در اینجا هم شبدری خودش تکرار نمی شود. هر شبدری با شبدری دیگر تفاوت دارد. آنچه تکرار می شود این است که در شبدری، هر باند سراشیبی ممتد و منحنی ای می سازد که از سمت راست رو به پایین می رود - میان شعاع آن منحنی، خط مماس بر آن، و درصد شیبش نسبتی برقرار است، و همین نسبت است که تکرار می شود.

الگوهای ساخت فضای معماری (3)
اما در اینجا هم این «باند»ی که در این الگوی نسبت ها شاخص شده است تکرار نمی شود. آنچه باند می خوانیم خود نسبتی است بین عناصری کوچک تر - لبه های جاده، سطح آن، خطوطی که لبه را شکل می دهد... و این نسبتها هم اگرچه موقتا چون عناصر عمل می کنند، اگر برای روشن کردنشان در آنها دقیق تر نظر کنیم، محو می گردند.
هر یک از این الگوها قاعده ای صوری است که مجموعه نسبت هایی را در فضا مقرر می دارد : درون یک کلیسای گوتیک، در جوار شبستان در هر دو طرف راهروهای جانبی موازی قرار دارد.
یا:
وقتی بزرگراهی خیابانی اصلی را قطع می کند، سطوح شیبدار دسترس این دو راه، به شکل تقریبی برگ شبدر در می آید.

الگوهای ساخت فضای معماری (3)
هر قاعده یا الگویی خود نوعی الگویی از نسبت ها میان قاعده هایی دیگر است، و آن قاعده ها نیز خودالگوهایی از نسبت هاست. البته چون هر الگو خود ظاهرا از اشیای کوچک تری ترکیب شده است که چون اجزای آن به نظر می رسد، وقتی با دقت بیشتر به آنها نگاه می کنیم می بینیم که این اجزای ظاهری نیز خود الگوهایی است. و الگویی را که «در» می خوانیم ملاحظه کنید. این الگو نسبتی است میان چارچوب، لولاها، و خود در، و این اجزا نیز خود از اجزای کوچک تری تشکیل شده اند: چارچوب متشکل است از اعضای قائم، یک عضو افقی، و قطعات متصل کننده آنها؛ در متشکل است از اعضای قائم، اعضای افقی و تخته ها، لولا مرکب است از لوله های لولا و یک مفتول. با این حال هریک از این چیزهایی نیز که اجزا می خوانیم خود در واقع الگوست، هر کدام از آنها می تواند صورتها و رنگ ها و اندازه های بی نهایت متنوعی پیدا کند بی آنکه حتی در یک مورد هم مجموع نسبت های ضروریی را که ماهیت آن را می سازد از دست بدهد.

الگوهای ساخت فضای معماری (3)
این الگوها صرفأ الگوی نسبت ها نیستند، بلکه الگوی نسبت های میان الگوهایی کوچک ترند، و خود این الگوهای کوچک تر هم باز الگوهایی دارند که آنها را به یکدیگر مرتبط می کنند - و سرانجام می بینیم که جهان يكسره ساخته از همه این الگوهای غیر مادی به هم پیوسته و در هم تنیده است. به علاوه، هر الگوی فضایی، الگوی رویدادی دارد که با آن ملازم است. مثلا الگوی بزرگراه حاوی مجموعه ای از رویدادهاست که با قواعدی تعریف می شود: رانندگان با سرعت معینی می رانند؛ بنا بر قواعدی که در جاده حاکم است رانندگان ممکن است باند خود را عوض کنند؛ خودروها همه به یک جانب رو دارند؛ سبقت گرفتن انواع معینی دارد؛ مردم در ورودی ها و خروجی های بزرگراه قدری آهسته تر می رانند ....
و الگوی آشپزخانه نیز، در هر فرهنگی مفروضی، الگوی رویدادهای کاملا معینی دارد: نحوه استفاده مردم از آشپزخانه، طرز آماده کردن غذا، اینکه در آشپزخانه غذا می خورند یا نه، اینکه بشقاب ها را در ظرفشویی می شویند ... و ... و .....

الگوهای ساخت فضای معماری (3)
البته الگوی فضایی، "علت" الگوی رویدادها نیست. الگوی رویدادها نیز علت به وجود آمدن الگوی فضایی نیست. الگوی جامع شامل فضا و رویدادها با هم ، عنصری متعلق به فرهنگ انسانهاست. این الگو را فرهنگ پدید می آورد، فرهنگ انتقال می دهد، و در فضا فقط استقرار می یابد. اما هر الگوی رویداد با فضایی که در آن اتفاق می افتد پیوند درونی بنیادینی دارد. زیرا الگویی که در فضاست همان پیش شرط و لازمه ای است که وقوع رویدادها را ممکن می سازد. در این معنا، الگوی فضا در ایجاد اطمینان از اینکه فلان الگوی رویدادهاست که پیوسته و مکررا در سرتاسر فضا رخ می دهد نقشی اساسی ایفا می کند، و از همین رو یکی از چیزهایی است که به بنا یا شهر خاصی هویت می بخشد. مثلا ایوان: الگوی رویدادهایی را که می توان آن را «در ایوان نشستن و گذار عالم را تماشا کردن» خواند. کدام جنبه از فضاست که با این الگوی رویدادها پیوند دارد؟ قطعا این جنبه همه ایوان و کل آن نیست، بلکه نسبت های معین و خاصی است: مثلا برای اینکه الگوی رویدادهای «تماشای گذار عالم» روی دهد، لازم است که سطح ایوان اندکی بالاتر از سطح خیابان باشد، لازم است ایوان آن قدر جادار باشد که عده ای بتوانند به راحتی در آن بنشینند و البته لازم است جلو ایوان کاملا باز باشد، دیواری بسته جلو آن نباشد، و بام بر ستونهایی متکی باشد (نه بر دیواری باربر که مانع دید شود).

الگوهای ساخت فضای معماری (3)
این مجموعه نسبت هاست که ضروری است، زیرا این ها نسبت هایی است که مستقیما با الگوی رویدادها سازگار است. در مقابل، طول ایوان، ارتفاعش، رنگش، مواد سازنده اش، ارتفاع دیوارهای جانبی و نحوه ارتباط ایوان با درون خانه ضرورت کمتری دارد - به طوری که می تواند تغییر یابد، بی آنکه در ماهیت اصلی و جوهر ایوان تغییری ایجاد کند. و به همین ترتیب، در الگویی از نسبت ها در فضا، با الگوی رویدادهای خاصی سازگار است. الگوی نسبت هایی که «بزرگراه» می خوانیم درست همان الگوی نسبت های لازم برای تند راندن و دسترس محدود به خیابان های فرعی؛ یعنی الگوی رویدادهاست.

الگوهای ساخت فضای معماری (3)
الگوی نسبت هایی که آشپزخانه چینی می خوانیم درست همان الگوی نسبت های لازم برای پختن غذای چینی است که باز همان الگوی پنهان رویدادهاست. و همان طور اندازه که انواع آشپزخانه داریم، الگوی نسبت های مختلفی هم داریم که متكفل الگوی رویدادهایی اندکی متفاوت در فرهنگ های مختلف است که الگوهای پخت و پز متفاوتی دارند.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

مطالب مشابه

قصه های من و خواهرم (3)

چند راه حل ساده برای پیشگیری از کلاهبرداری در فضای سایبری

جلسه اول آموزش عملی ساخت پروژه پنل وب سایت شخصی با PHP

جلسه دوم آموزش عملی ساخت پروژه پنل وب سایت شخصی با PHP

جلسه سوم آموزش عملی ساخت پروژه پنل وب سایت شخصی با PHP

جلسه چهارم آموزش عملی ساخت پروژه پنل وب سایت شخصی با PHP

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر