اهمیت نظم و ترتیب از نظر یکی از بزرگترین رهبران جهان (2)

اهمیت نظم و ترتیب از نظر یکی از بزرگترین رهبران جهان (2)

فکر کنم زولا نمونه عالی از سخت کوشی است. همیشه برای مان دردسر درست میکرد اما هرگز تسلیم نشد. اگرچه مرد ریز جثه ای بود ولی می توانست مقابل مدافعانی که هشت یا ده اینچ از او بلندتر بودند بایستد. او بیسار سریع، خلاق و خستگی ناپذیر بود. شیوه او در بازی، با همه همسو بود.

جیمی کرگر وقتی جوان بود با یونایتد تمرین میکرد. در آن زمان در پست خط میانی بازی میکرد و بازیکنی متواضع بود. بعد از این که به لیورپول رفت، به نوعی تبدیل به قلب و روحی شد که نیروی محرکه تیم بود. در  آخرین فصل حضور من در یونایتد، در یکی از بازی ها که کنترل بازی از آن ما بود به عنوان یار تعویضی وارد بازی شد و من یک جمله توی گوشش گفتم: دست از زدن بچه های ما بردار.

جواب داد: تک تک شونو میزنم!. بعد از بازنشستگی ام مدتی را با او گذراندم و مرا سخت تحت تاثیر قرار داد. اگر زمانی در آینده سرمربی لیورپول شود تعجب نمیکنم. اما اول باید تصمیم بگیرد که میخواهد استودیوی تلویزیون را رها کند و جایگاهی چالش برانگیز در فوتبال اختیار کند یا نه.

اهمیت نظم و ترتیب از نظر یکی از بزرگترین رهبران جهان (2)

ما در یونایتد از این موهبت برخوردار بودیم که بازیکنان زیادی با این خلق و خو داشته باشیم. هنگامیکه برد تبدیل به شیوه زندگی شود، برندگان واقعی خستگی ناپذیر خواهند بود. شاید به نظر مسخره بیاید ولی بهترین بازیکنان فوتبال در واقع با خودشان رقابت می کنند که بتوانند تا جای ممکن خوب شوند. تعجبی ندارد که رونالدو، بکام، برادران نویل، کانتونا، اسکولز، گیگز و رونی را باید بعد از تمرین از زمین بیرون می کشیدیم. همگی اشتیاقی درونی برای بهبود و پیشرفت داشتند. برای مثال گری نویل بیش از هر چیزی می دانست طاقتش را دارد به خود فشار می آورد زیرا می دانست او استعداد ذاتی برخی از هم تیمی های خودش را ندارد. هیچ وقت لازم نبود نگران باشم که فلان عصر جمعه در حال انجام چه کاری است، قطعا در سال های جوانی اش ساعت نه و نیم، به تخت خواب رفته بود.

اهمیت نظم و ترتیب از نظر یکی از بزرگترین رهبران جهان (2)

اما نظم و انضباط فردی چیزی است که برای ما انگیزه هم به ارمغان می آورد. افراد منضبط و با برنامه همیشه با اشتیاق ترین افراد هستند. اینها چون می دانند دقیقا قرار است چه کاری انجام دهند و به چه چیزی برسند، با انگیزه فراوانی هم در راستای اهداف خودشان تلاش میکنند.

انگیزه همیشگی روی کین الهام بخش تیم بود. استیو بروس چهارصد و چهارده بازی دفاع وسط تیم ما بود. همیشه فردی شجاع و سازماندهی بزرگ بود اما سرعت مناسبی نداشت. با این حال مانند تونی آدامز او هم کمبودش را با اراده قوی برای برد جبران می کرد.

اهمیت نظم و ترتیب از نظر یکی از بزرگترین رهبران جهان (2)

دیوید بکام عطشی عمیق برای پیروزی داشت. همین طور نیکی بات که سیصد و هشتاد و هفت بازی برای منچستر یونایتد انجام داد. برادران نویل که اهل بری، حوزه منچستر بودند و دنیس اورین که مانند روی کین اهل کرک است همگی انگیزه های قوی داشتند. ویژگی مشترک همه آنها این بود که خود را تمام و کمال وقف باشگاه کرده بودند. همه بازیکنان قابل اعتمادی بودند که می شد روی حضورشان در هشتاد درصد بازی ها حساب کرد و همگی می توانستند با انگیزه خود بر بقیه بازیکنان تیم اثرگذار باشند. هیچ کدام از این بازیکنان طعم تلخ شکست را دوست نداشتند. خوشبختانه با گذر سالیان توانستیم بازیکنان بیشتری با این روحیه در تیم اصلی داشته باشیم.

با اشاره به این بازیکنان قصد ندارم بقیه بازیکنانی را که سرمربی شان بوده ام کم ارزش جلوه دهم. به این دلیل از این بازیکنان نام میبرم چون استعداد آنها ذاتی نبود. آنها مثالی برای دارا بودن انگیزه هستند زیرا فقط با به کارگیری اراده، شجاعت همیشگی و عزم راسخ توانستند بر تمام فقدان هایشان غلبه کنند. برخی اوقات انگیزه آنها از کنترل خارج می شد و مجبور به مداخله می شدم.

اهمیت نظم و ترتیب از نظر یکی از بزرگترین رهبران جهان (2)

گروهی از بازیکنان مثل گله ای سگ دنبال داور افتاده بودند که بدجور عصبانی ام کردند اما باید حواسم را جمع می کردم که ناخواسته راه انگیزه شان را سد نکنم. درست همان لحظه ای که زیاده روی کنی، انگیزه را از آنها گرفته ای. باور کنید گرفتن انگیزه از افراد بسیار ساده تر از انگیزه بخشی به کسانی است که به صورت ذاتی بی انگیزه اند. معمولا نمی توانید به بازیکنی که در دوران نوجوانی انگیزه کافی کسب نکرده انگیزه بدهید. هر از گاهی ممکن است کسی پیدا شود که امیدوارتان کند. اولین مثالی که به ذهنم می رسد اوله گانه سولشیراست. او در دهکده کوچک ماهی گیری در نروژ بزرگ شد و وقتی در سال 1996 به اولدترافورد آمد حدود بیست وسه سال داشت و شبیه پسر بچه های چهارده ساله گروه هم سرایان کلیسا بود. زیادی ملایم بود. منچستر طعم اولین پیروزی واقعی را به او چشاند. کم کم از طعم پیروزی خوشش آمد و در نتیجه بازیکن مشتاق تری شد و عزمی راسخ پیدا کرد.

بیشتر افراد عزمی راسخ ندارند. اعتماد به نفس شان را سریع از دست می دهند با وزش نسیمی تکان می خورند و شک و تردید به جان شان می افتد. نمیتوانم تصور کنم کسی بدون عزم راسخ و باور عمیق درونی بتواند رهبری موثر باشد. در دوره بازیکنی ام، وقتی رنجرز دیگر مرا نخواست و از من خواستند تا موافقت کنم که با بازیکن دیگری معاوضه شوم، اعتماد به نفسم متزلزل شد. اما مصمم بودم نگذارم شکستم دهند. قبل از تمرین گلف بازی میکردم تا افکار منفی را از سرم بیرون کنم و خودم را برای روز بازی آماده کنم. تصمیم گرفته بودم تسلیم نشوم و وقتی در سال 1969 مرا به فالکرک فروختند طبق شرایط خودم بودم.

وقت هایی که خودم انگیزه نداشتم و با خود صادق نبودم کس دیگری باید رخوت را از من می زدود. سال 1991 و اوایل حضورم در منچستر بود که جل الس، سرمربی سابق رنجرز به من تلفن زد و گفت قرار است برای تماشای بازی ما مقابل ساوت همپتون بیاید. او به استادیوم آمد و این اتفاق چنان انگیزه ای در من ایجاد کرد که از آن به بعد، با روحیه تازه ای به زمین میرفتم. چنین اتفاقاتی را باید منشا انگیزه قرار داد و سعی کرد از این اتفاقات الهام گرفت.

اهمیت نظم و ترتیب از نظر یکی از بزرگترین رهبران جهان (2)

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

مطالب مشابه

هتل آدم و حوا آنتالیا

هتل جهان مشهد

تور کیش 3 شب و 4 روز

تور استانبول 2 شب و 3 روز ویژه شهریور 94

هتل و اسپای کلارک گرینز - ایرپورت ریزورت هند

دریافت تورهای لحظه آخری و نرخ ویژه از طریق تلگرام

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر