ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی (1)

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی

تماشاگران و مخاطبان سینما در ایران، پس از جنگ تشنه دیدن و شنیدن قصه های نو و تماشای روابط متفاوت بودند. ورود مضامین جدید به سینمای دهه هفتاد امری اجتناب ناپذیر بود. همه میخواستند از پیله هایشان در بیایند، چهره های پنهان شان را نشان دهند و کمی درد دل کنند. این کشش درونی، سینمای ایران را خواه ناخواه  به سوی حریم های دور از دسترس و ابراز گوشه ای از ناگفته ها روانه ساخت.

چنان که سینمای ایران همساز با سیاست خارجی ایران صریح تر نسبت به غرب موضع گرفت و وارد بازی سینمای سیاسی در قالب تبلیغات سیاسی هم شد. در شرایطی که عراق، دشمن جنگ هشت ساله سفارتش را در تهران باز میکرد. ابراز شعار علیه امریکا شدت گرفت. گروگان گیری افراد سفارت امریکا در سال 1358 سیاست کلی ایران را در قبال امریکا تعیین کرده بود. تصویر جری میل، گروگانی که چشمان و دستش بسته بودند وارد فرهنگ عامه امریکا شده بود و شعار مرگ بر امریکا، از رادیو و تلویزیون ایران پایانی نداشت.

اصابت موشک ناو وینسنز، ناو جنگی امریکا در خلیج فارس، به هواپیمای مسافربری ایرباس ایران در تابستان 1367 در اوج جنگ، که از بین رفتن 290 مسافر و خدمه هواپیما را باعث شد، روابط امریکا و ایران را تیره تر کرد. با انفجار هواپیمای پان امریکا در پاییز همان سال بر فراز لاکربی اسکاتلند، که با 258 مسافر و خدمه از لندن عازم نیویورک بود و همه سرنشینانش کشته شدند، امریکایی ها ایران را به اقدامی تلافی جویانه متهم کردند. بیش از یک دهه بعد چند لیبیایی به عنوان عاملان این حادثه محاکمه شدند اما رابطه سرد ایران و امریکا به قوت خود باقی ماند و به ساخته شدن فیلمهای پر شماری در این مورد انجامید.

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی

نمایش فیلم عمر خیان ساخته ویلیام دیترله در 1957 منجر به انجام مکاتباتی در سطوح بالای دولتمردان ایرانی شد. کرنل وایلد در این فیلم حادثه ای به سنت شرق خود ساخته هالیوود به نقش عمرخیام کنار مایکل رنی، ریموند میسی و دبرا پاجت قرار گرفت و حکومت را نجات داد. اما سفیر ایران در قاهره در چهارم آذر 1336 طی نامه ای خطاب به وزارت امور خارجه با نگرانی از تصویر شخصیت او در فیلم یاد کرد: اخیرا در سینماهای قاهره فیلمی با نام عمر خیام که در امریکا ساخته شده در معرض نمایش قرار گرفته است که عمر خیام را امریکایی ها بنابر قریحه سرشار کارگردانان فیلمهای امریکایی به صورت هارون الرشید درآورده اند و این مطلب مورد اعتراض روزنامه الاهرام واقع گردیده، و در شماره 17 نوامبر سال 1957 خود مینویسد: عمر خیام این فیلسوف جهانی را که فلسفه و شعر وی در کتاب های بی شمار دنیا گنجانده شده است و دست به دست میگردد مانند یک پهلوان جنگ طلب و یا گاوچرانی که بر روی پرده عملیات آکروباتیک انجام میدهد مجسم کرده اند و از فیلم مزبور انتقاد کرده اند. پیرو این نامه، علینقلی اردلان وزیر امور خارجه از سفارت کبرای ایران در پاریس، واشنگتن و قاهره درخواست کرد نظریات خود را نسبت به این فیلم اعلام کنند.

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی

سفیر ایران در پاریس در مورد عمر خیام نوشت: در فیلم عمر خیام داستان سه رفیق دبستانی، عمر خیام، خواجه نظام الملک و حسن صباح و دربار ملکشاه سلجوقی به طرز فیلم های امریکایی مشاهده میشود، در آخر فیلم پسر ملک شاه با کمک فکری و علمی عمر خیام به رفع غائله اسماعیلیه که در تمام شئون کشور رخنه نموده بودند موفق گردید. البته داستان فیلم شاید کاملا با حقیقت وفق نداشته باشد ولی از شخصیت و مقام عمر خیام کم نمیکند.

پس از انقلاب امریکایی ها بسیار زود و در سال های جنگ بنا کردند به ارائه تصویر منفی از ایرانی ها در فیلم هایشان. معمولا در قالب تروریست های نادان و یا میلیونرهای تازه به دوران رسیده. در حضور نیک نولتی به نقش مرد خیابانی سرگردان در فیلم آس و پاس در بورلی هیلز، ساخته پل مازورسکی در سال 1986 در محله میلیونرهای لس آنجلسی، نقدی بر انحطاط اخلاقی قشر متمول امریکایی بود اما با صحنه ای مربوط به یک خانواده تازه به دوران رسیده ایرانی که کسی به آنها اعتنایی نمیکرد. ایرانی هایی که پول داشتند ولی تنها  و منزوی بودند. پسرک ایرانی  با چشمان حسرت باری به امرکایی ها نگاه میکرد و کمی محبت و توجه را طلب میکرد. این تصویر مطایبه آمیز به ایرانی ها در مقایسه با آنچه جان لندیس در به درون شب، از ایرانی ها ساخت مهربانانه بود.

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی

تروریست های خشن و نادان ایرانی در آن فیلم برای به دست آوردن مجموعه جواهرات گران بهایی، جف گلدبام دوست داشتنی و میشل فایفر معصوم را تعقیب مردند و همه چیز را از بین بردند. ایرانی های این فیلم، که خود لندیس نقش یکی از آنها را بازی میکرد با چهره های عبوس دشنام میدادند و به هر بهانه ای طبانچه بیرون میکشیدند. ترکیب کارتونی آنها در شکل دویدن و نوع رانندگی شان  به شیوه پلیسهای کیستون بود. آمیخته به جمله های نامفهوم و شلیک به یک طوطی وراج.

برخی از فیلمها دامنه قصه را به درون ایران کشاندند و سعی کردند تصویری از شرایط حاکم ایران را نمایش دهند. در تهدید حجاب ساخته سیروس نورتاش، فیلمساز ایرانی تبعه امریکا، که یک مامور سیا برای فراری دادن یک خانواده به ایران می آمد، شرایط اجتماعی ایران و سیاسی را به اندازه حوادث فیلم حائز اهمیت میدانست.

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی

بدون دخترم هرگز ساخته برایان گیلبرت در سال 1991 صافی تنش ایران و امریکا بود. بدون دخترم هرگز از اسرائیل فیلمبرداری شد و سالی فیلد ستاره شیطان مجموعه راهبه پرنده، در آن بازی کرد. بدون دخترم هرگز فقط شعاری علیه حکومت یا روایت کوچک شده گروگان گیری افراد سفارت امریکا در تهران نبود. فیلم تلاش می کرد حدیث رویارویی دیو (ایران) و دلبر (امریکایی ها) قلمداد شود. اما منتقدین غربی هم نتوانستند این غذای سنگین را هضم کنند. یک نشریه آلمانی در مورد لایه مذهبی نوشت: بحث از تقابل اسلام و مسیحیت است. در مجله  امریکایی ستردی ایونینگ پست عکسی در صفحه اول میبینیم. بتی محمودی و دخترش خدای خویش را شکر میکنند که آنان را یاری کرده تا از سرزمین رنج ها  تهدید و مصیبت نجات پیدا کنند و سرانجام به سرزمین خود بازگردند. نتیجه میشود اینکه مسیحیت مذهبی برای فرداست و اسلام مذهبی است برای توده های مردم.

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی

آدم های بد و منفی خارجی سینمای غرب که پیش تر اکثر آنها را کمونیست های ماشینی تشکیل می دادند جایشان را به شرقی های خبیث شامل چشم بادامی های ژاپنی و چینی داده بودند که سرمایه و کارشان فعالیت های اقتصادی غرب را مختل می کرد.

منبع:  کتاب «درآمدی بر تاریخ سیاسی سینمای ایران نوشته دکتر محمدرضا صدر»

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

مطالب مشابه

هتل ایران مشهد

تسهیلات دارندگان ایران کارت بانک آینده

هتل ایران کیش

مالزی در یک نگاه

رفت و آمد در مالزی

تعطیلات در مالزی

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر
  • هیچ نظری یافت نشد