در رمان های ایرانی چه می گذرد؟ - 5.0 out of 5 based on 1 vote
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

در رمان های ایرانی چه می گذرد؟
خیلی از ما، به خصوص خانم ها دوره ای را گذرانده ایم که طرفدار پر و پا قرص رمان های فارسی بودیم. دست دختران راهنمایی و دبیرستان رمان های پریچهر، گندم، بامداد خمار، شب سراب، یاسمین، الهه شرقی و ... را دیده ایم. از همان موقع و با خواندن آن عشق های رویایی خودمان را یکی از دختران زیبای کتاب ها می دیدیم و منتظر عشقی شور انگیز شبیه آن قصه ها در زندگی خود بودیم. اما الحق که جان و معنای همین  کتاب هایی که ذکر شد با آن که نمی توان گفت فاخرند، اما خیلی بهتر و آموزنده تر از رمان هایی است که دیگر سال هاست در سایت های مختلف پیدا می شوند، دختران جوان که  خود پریچهر و گندم خواندند حالا با آگاهی نصفه و نیمه و گاه سنین خیلی پایین برای مخاطب می نویسند و می نویسند. عده ای مثل خودشان یا کم سن و سال تر از خودشان هم می خوانند و در رویا های بی هویت و دست نیافتنی آنان فرو می روند.  

در رمان های ایرانی چه می گذرد؟
چیزی که زیاد پیدا می شود در این شبه کتاب ها، مردان ثروتمند جذاب با موهای جو گندمی،بی عیب و نقص ،که گاه تا سی و چند سالگی تنها و مجرد مانده اند و فقط دختر قصه توانسته دل از آن ها برباید، و گاه زن باره و عیاشند و با دیدن شخصیت اول داستان که دختری کم سن و سال و زیبا و مغرور و در اکثر مواقع با وضع اقتصادی ضعیف، است دل می بازد و دست از کارهای بدش بر می دارد و همه ی دختران زیبا و بد و حسود اطرافش را می تاراند. دختر که اکثرا یا کلفت اوست، یا منشی اش  و پرستار خانه اش، می شود ملکه ی قصه.

در رمان های ایرانی چه می گذرد؟
دختر نوجوان این ها را می خواند و اشک در چشمانش حلقه می زند و مطمئن است که یکی از همین مردان جذاب پولدار و عاشق پیشه هم سر راه او قرار می گیرند.
وقتی در دنیای واقعی با مردی روبه رو می شود، که در ظاهر شبیه آرزوهایش است، با اولین توجه و محبت از سوی او وارد روابطی می شود که نتیجه ای جز فروپاشی عاطفی و شخصیتی برایش ندارد.
آن مرد را اصلا شبیه قصه ها عاشق پیشه و دیوانه ی خود نمی بیند. بلکه زمانی می فهمد که دنیای واقعی با قصه تفاوت های بسیار دارد که دیگر خیلی چیز ها را از دست داده است.

در رمان های ایرانی چه می گذرد؟
انگار همه چیز برعکس اتفاق می افتد. در دنیای واقعی دختران کم سن زیادی می بینیم که تشنه ی ارتباط و عشق همیشه در حال امتیاز دادن به طرف مقابل اند. اصلا شبیه دختران قصه جرات ناز کردن و پس زدن ندارند چون خوب می دانند که طرف مقابل با اولین رو برگرداندن آن ها رهایشان می کنند. عرضه در دختران به فراوانی یافت می شود و برخی پسران و مردان جامعه که می بینند حتی بدون تلاش زیادی برای تقاضا به اهداف خود می رسند به راحتی هر چه تمام تر همه چیز را به نفع خود تمام می کنند. جامعه پر شده از روابط عاشقانه ی معلول و ناقص با شکست های عاطفی فراوان برای دخترانی که روزی ملکه ی قصه ها بودند.
کاش دختران جوان  اگر هم این کتاب ها را برای سرگرمی می خوانند حداقل توجه کنند که دختران جوان قصه ها، مغرورند و بی نیاز و به راحتی تن به هر رابطه ای نمی دهند.

در رمان های ایرانی چه می گذرد؟
شاید اگر دختران دخترانگی کنند، عرضه را کم کنند و کمتر تشنه ی رابطه ی عاشقانه باشند، پسران جامعه هم انتخاب های بهتر و درست تری داشته باشند و رابطه های کامل تری شکل دهند. اما وقتی همه چیز در اختیارشان است و حتی تلاشی برای داشتن یک دختر که نمی کنند هیچ، گاه و بی گاه پسش هم می زنند و او همچنان سر جایش می ماند، نتیجه می شود همین عدم تعادل عاطفی که در جامعه موج می زند.
کتاب های خوب بخوانیم، و خوب کتاب ها را بخوانیم.

5 1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (1 Vote)

مطالب مشابه

هتل می تاور مالزی

رستوران های مالزی

مالزی در یک نگاه

رفت و آمد در مالزی

تعطیلات در مالزی

هتل برج های طلایی کیش

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر
  • هیچ نظری یافت نشد