نحوه شکل گیری ارتباط میان روایت و میزانسن (1)


روایت مثل همه فنون رایج در فیلم، عملکردهای متنوع در زمینه های مختلف دارد. عملکرد تصویری میزانسن در ساختار فیلم کاملا روشن است. زیرا در ساده ترین شکل خود، میزانسن عناصر گرافیکی یک نما را فراهم میکند که علاوه بر جاذبه های درونی خود می تواند به صورت الگوهای صوری در کل فیلم جاری شود. غالب فیلم ها در جست و جوی ارائه فضا و اشیای سه بعدی روی پرده اند. در این فیلم ها، عناصر میزانسن مکان ها، شکل ها و طرح های قابل درکی را به نمایش می گذارد، اما هنوز کارکردهای گرافیکی میزانسن وجود دارد. در مثالی از فیلم روز خشم اصولا خواندن یک نما از طریق روابط پیش زمینه در میزانسن صورت می گیرد.

نحوه شکل گیری ارتباط میان روایت و میزانسن (1)
در یک نما از این فیلم درایر با طراحی میزانسن نما باعث میشود چشم ما از زوج واقع در پیش زمینه به گاری پس زمینه حرکت کند. در این جا نیز، طرح داستانی به کمک بیننده می آید، زیرا شخصیت ها و گاری عناصر حساسی در بافت روایی فیلم اند. صدا نیز در این نما به کمک میزانسن می آید چون مارتین در حال توضیح ویژگی های کاری به «آن» است. اما میزانسن نقش بسیار مهمی در این نما دارد. روابط پیش زمینه و پس زمینه بازی متداخلی بین آنه و مارتین در سطح اول نما و گاری چوبی در سطح عقبی نما بوجود می آورد. حضور مسلط این زوج و گاری بوسیله خطوط، شکل، سایه و روشن تقویت می شود. عناصر تصویر دارای خطوطی مشخص و واضح اند و لباس های تیره این زوج در درون صحنه روشن، آنها را متمایز می سازد.

نحوه شکل گیری ارتباط میان روایت و میزانسن (1)
گرچه فیلم روز خشم بصورت سیاه و سفید است، اما اصول میزانسن در مورد رنگ نیز صادق است. صحنه، لباس ها، نورپردازی و حرکت بازیگران کارکردهای متمایزی در یک فیلم رنگی دارند. در فیلم وقت بازی ساخته ژاک تاتی، صحنه ها و لباس ها غالبا به رنگ های خاکستری، قهوه ای و سیاه اند که حالتی از سردی را القا می کنند. در بخش انتخابی فیلم، که از صحنه رستوران شروع می شود، لباس شخصیت ها تغییر رنگ می-دهد و به رنگهای قرمز، صورتی و سبز تبدیل میشود. این تغییر رنگ ها پشتوانه تحولی است که در رویداد روایی فیلم رخ میدهد و از منظره شهر بی روح و غیر انسانی به محیطی انسانی و گرم می رسد. در فیلم ایوان مخوف 2 نیز رنگ با نور می آمیزد. وقتی ولادیمیر به گوشه ای خیره می شود، نورپردازی از سفید خنثی به آبی چشم گیری تبدیل می شود. جالب اینجاست که این تغییر رنگ با انگیزه واقعی صورت نمی گیرد، بلکه برای بیان حالت اضطراب و دستپاچگی ناگهانی ولادیمیر جنبه های روانی به صحنه می دهد.
به همین میزان، همه عناصر میزانسن از رنگ برای خلق الگوهای گرافیکی حرکت، روابط پیش زمینه و پس زمینه، خطوط و اشکال و سایه و روشن استفاده میکنند. رنگ می تواند به نورپردازی در تمییز دادن بافت اشیا و حرکت آنها کمک کند. همچنین رنگ می تواند یک نشانه برای عمق باشد.

نحوه شکل گیری ارتباط میان روایت و میزانسن (1)
دومین عملکرد میزانسن، کارکرد روایتی آن است. در اکثر فیلم ها، عملکردهای گرافیکی میزانسن کارکردهای روایتی را همراهی می کنند. زیرا میزانسن بدون شک روایت را در فیلم تحت تأثیر قرار میدهد. ما همواره به هنگام تماشای فیلم، مکان ها را با یکدیگر مقایسه می کنیم، شخصیت هایی را که ساکن و بدون گفت وگویند، بررسی میکنیم و رویدادهایی را که در حال تغییر و تحول اند، آن طور که میزانسن به ما ارائه می کند، تعقیب می کنیم. بنابراین می توان این پرسش را مطرح کرد که چگونه هر جنبه ای از میزانسن از طریق تبدیل شدن یک موتیف - عنصری که به طور مشخص در طول فیلم تکرار می شود - به روایت وحدت می بخشد. میزانسن به وسیله اصول بنیادی وحدت، عملکرد، همانندی، تضاد و گسترش ، این موتیفها را در شکل کلی فیلم به کار می گیرد.
در این جا به چگونگی کارکرد میزانسن در ارتباط با نظام روایی یک فیلم می پردازیم. فیلم میهمان نوازی ما (۱۹۲۳) ساخته باسترکیتون، مثل اکثر فیلم های کیتون مصداق مناسبی از چگونگی پیش برد ساده و اقتصادی روایت و خلق الگویی از موتیفهای بصری از طریق میزانسن است. در این فیلم می توان به این حقیقت نیز پی برد که برخی اوقات میزانسن در خلق شوخی های بصری نیز نقش دارد، و در واقع این نکته را در می یابیم که هر عنصر منفرد همواره چند عملکرد دارد، نه یک عملکرد.

نحوه شکل گیری ارتباط میان روایت و میزانسن (1)
به طور مثال به نحوه کارکرد صحنه ها در ساختار روایت فیلم توجه کنیم. فیلم با پیشگفتاری نشان می دهد چگونه دعوای بین خانواده مک کی و خانواده کن فیلد، منجر به مرگ کن فیلد و پدر ویلی مک کی می شود. مادر ویلی با بچه اش از جنوب به شمال کشور فرار می کند.
رویداد فیلم با ویلی مک کی جوان آغاز می شود که در نیویورک خبر میراثی را که به وی رسیده دریافت می کند. او برای دریافت ارثیه خود با قطار به جنوب می رود. وقتی ویلی به جنوب می رسد، بیننده هم زمان با حرکت ویلی در خیابان شهر، به سمت زمین موروثی اش و به سوی رودخانه، شاهد جابه جایی پیوسته ای در صحنه ها است. به طوری که رویداد کاملا به تغییرات صحنه ها وابسته است که دو سفر ویلی را، بصورت یک بچه و به صورت یک مرد نشان می دهد.
نورپردازی نیز در فیلم میهمان نوازی ما، مثل صحنه ها، عملکردهای خاص و عام دارد. فیلم به طور حساب شده و منظمی صحنه ها را از تاریکی به روشنایی و برعکس تغییر می دهد. دعوای اولیه در مقدمه فیلم در شب رخ می دهد. سفر ویلی به جنوب و گردش وی در شهر در روز اتفاق می افتد. شب همان روز ویلی برای شام به خانه کن فیلدها می آید و در آن جا میهمان می شود. روز بعد، خانواده کن فیلد او را تعقیب می کند و فیلم در شب آن روز با ازدواج ویلی با دختر کن فیلد به پایان می رسد.

نحوه شکل گیری ارتباط میان روایت و میزانسن (1)
در این جا لازم است به دو عنصر مهم دیگر از میزانسن و تأثیر آن بر روایت در فیلم اشاره کنیم. چشمان بیننده از بازی اشکال که به کمک زوایای غیر معمول از اشیای آشنا به دست آمده، لذت می برد. رنه کلر در فیلم آنتراکت (۱۹۲۴) یک بالرین را از پایین قاب بندی می کند و بدین ترتیب شکل بدن انسانی را به صورت گلی که باز و بسته می شود، نشان میدهد. البته این زاویه دیگر دیدگاه شخصیت فیلم نیست، بلکه جست وجویی است در قابلیت های قاب بندی در راستای روایت فیلم.

نحوه شکل گیری ارتباط میان روایت و میزانسن (1)

مطالب مشابه

هتل آدم و حوا آنتالیا

تور کیش 3 شب و 4 روز

تور استانبول 2 شب و 3 روز ویژه شهریور 94

هتل و اسپای کلارک گرینز - ایرپورت ریزورت هند

دریافت تورهای لحظه آخری و نرخ ویژه از طریق تلگرام

نحوه دریافت ارز مسافرتی

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر
  • هیچ نظری یافت نشد