معرفی و بررسی فیلم کشتن گوزن مقدس اثر یورگوس لانتیموس

 

معرفی و بررسی فیلم کشتن گوزن مقدس اثر یورگوس لانتیموس


کشتن گوزن مقدس را فیلم مهمی در یک دهه اخیر می دانند. یورگوس لانتیموس فیلم سازی است که اگرچه خیلی پر کار نبوده اما با همین تعداد اندکی فیلم که ساخته است نشان داده هر فیلمش را باید بارها دید و آن را حسابی تجزیه و تحلیل نمود.
کشتن گوزن مقدس نیز دقیقا چنین وضعیتی دارد. داستان فیلم، پسری را نشان میدهد که وارد یک خانواده شده و تلاش میکند تا روابط آن خانواده را به هم بریزد. این پسر یک نوجوان به ظاهر معصوم و آسیب پذیر است اما او به نوعی نمادی از شیطان است. شیطان است که او را کنترل میکند و از طریق جسم این پسر، شیطان است که میخواهد همه چیز را و نظم طبیعی موجود را به هم بریزد.
مهمترین نکته ای که درباره فیلم کشتن گوزن مقدس وجود دارد، تفسیر جدیدی است که لانتیموس از شر و مصداق شر ارائه داده است. این فیلم را حتی در بعضی از صحنه هایش میتوان فیلمی ترسناک و هارور دانست. اینکه احساس میکنیم شیطان و نیروی شر در جامعه ای مدرن نیز حضور دارد و حتی میتواند برای ما دردسر و مشکل بیافریند، خودش ایده بسیار ترسناکی است.

 

معرفی و بررسی فیلم کشتن گوزن مقدس اثر یورگوس لانتیموس


کشتن گوزن مقدس، دست بر روی چنین ترسهایی میگذارد. ترس از ورود شیطان و اجنه به داخل زندگی مان، ترس از این که نکند روزی برسد که همه چیز به هم بریزد. ما همگی به نظم و ثبات موجود در زندگی خودمان عادت کرده ایم، به همین خاطر است که میترسیم نکند این نظم و ثبات به زودی به هم بریزد. می ترسیم که نکند همه چیز خراب شود و از دست ما نیز کاری بر نیاید.
فیلمی که یورگوس لانتیموس ساخته است چهره تازه ای را شیطان را به ما نشان میدهد. شیطان دیگر چهره وحشتناکی ندارد. اگر فیلمی مانند جن گیر را دیده باشید، میدانید که در آن فیلم هم شیطان به درون جسم یک دختر بچه معصوم رخنه کرده و تلاش میکند از طریق جسم او نظم موجود را آشفته کند. اما در کشتن گوزن مقدس وضع به گونه ای دیگر است. در این جا شیطان درون پسر بچه نفوذ کرده تا بخواهد از جسم او هم خارج شود، بلکه شیطان خود پسربچه است. این پسر است که لحظه لحظه اعضای خانواده مرد پزشک را تهدید می نماید.

 

معرفی و بررسی فیلم کشتن گوزن مقدس اثر یورگوس لانتیموس


در این فیلم تاکید بسیاری بر علم و تکنولوژی شده است. در همان ابتدای فیلم، میبینیم که مردی که پدر خانواده است، در حال جراحی کردن است. در این نمای آغازین ما دست های خون آلود او را می بینیم که بدن کسی را جراحی میکنند. این نما چندش آور است و ذهن ما را برای درگیر شدن در یک داستان درباره شر و شیطان آماده میکند. دکتر سپس دست های خود را می شوید و به سراغ زندگی اش می رود.
در بیمارستانی که او زندگی می کند، همه چیز در اوج پیشرفت تکنولوژیکی قرار دارد. باورمان نمی شود که یک بیمارستان تا این حد مجهز باشد. در واقع تاکید بیش از اندازه یورگوس لانتیموس در این فیلم بر روی تکنولوژی و علم و فناوری، به این دلیل است که بخواهد بگوید در این دنیای به ظاهر مدرن و پیشرفته هم، هنوز شیطان و نیروهای شر حضور دارند. نباید از متافیزیک دوری کنیم. باید متافیزیک را بپذیریم وگرنه علم برای توضیح بعضی مسائل و اتفاقات هیچ حرفی برای گفتن نخواهد داشت.
در فیلم کشتن گوزن مقدس، ما پسر بچه ای را میبینیم که بخاطر اینکه پدر او زیر تیغ جراحی مرد پزشک داستان مرده است، میخواهد انتقام پدرش را از مرد جراح بگیرد. پزشک جراح پدر یک خانواده است. او همسر زیبایی دارد و دو کودک هم در این خانواده هستند.

 

معرفی و بررسی فیلم کشتن گوزن مقدس اثر یورگوس لانتیموس


جراح به خاطر اینکه نسبت به پدر یتیم احساس گناه می کند (چون به خاطر ضعف علم پزشکی پدر او کشته شده است) او را به داخل خانواده خود می آورد. به پسر نوجوان اجازه می دهد تا هر گاه که خواست به خانه آنها بیاید و با بچه هایش بازی کند. اما پسر بچه نه تنها با این لطف و محبت کینه خود را فراموش نمیکند بلکه بیشتر مصمم میشود تا همه چیز را در خانواده او به هم بریزد.
مادر این پسر یتیم، به دکتر جراح ابراز علاقه میکند. البته دکتر چون بسیار به همسر خود وفادار است نسبت به این ابراز علاقه چیز خاصی نمیگوید اما پسر یتیم در اقدامی بسیار عجیب تلاش میکند که مادرش و این دکتر را با همدیگر وارد رابطه بکند. در همین حین، او به سراغ همسر دکتر رفته و به او درباره مادرش و شوهر این زن می گوید. البته به دروغ به زن میگوید که شوهر او با مادرش وارد رابطه رومانتیک شده است. همین اقدام، اولین حرکت پسر برای آشفته کردن نظم زندگی نظم خانوادگی دکتر است.
اما او به این راضی نمی شود. تا اینجا همه چیز رئالیستی است. از اینجا به بعد ناگهان بسیاری از مفاهیم و عناصر رنگ و بوی متافیزیکی به خود میگیرد. پسر بچه دکتر را تهدید می کند به این که بچه هایش به زودی معلول خواهند شد. این اتفاق به زودی می فتد. پسر بچه او و بعد هم دختر بچه اش دیگر توان راه رفتن ندارند. آنها روی زمین سر میخورند و تماشای این صحنه برای پدر بسیار رنج آور و سخت است.

 

معرفی و بررسی فیلم کشتن گوزن مقدس اثر یورگوس لانتیموس


پسربچه حتی تلاش میکند که همسر دکتر را هم به چنین روزی بیندازد. اما بالاخره دکتر مقابل خواسته های او تسلیم میشود. او در وقاع مقابل پسر شکست میخورد تا جان بچه هایش را نجات دهد.
در اکثر فیلمهای سینمایی، این قهرمان فیلم است که به نمایندگی از نیروهای خیر، بر دشمنان خود که مظهر شر و شیطان هستند غلبه میکند. در پایان گفته میشود که خیر پیروز نهایی است و شر محکوم به شکست خواهد بود. اما یورگوس لانتیموس در فیلم خود یعنی کشتن گوزن مقدس، میگوید که نه این طوری نیست و ممکن است که شر برای همیشه بر ما پیروز شود.
فیلم کشتن گوزن مقدس، جزو معدود فیلمهایی است که شخصیت اصلی فیلم نمیتواند بر دشمن خود پیروز شود. او شکست میخورد و مخاطب هم مانند او، شکست قهرمان فیلم مقابل دشمن را می پذیرد. این نوع تازه ای از نگاه به شخصیت پردازی و روایت کردن داستان است. کشتن گوزن مقدس فیلم بسیار متفاوتی هم در فرم و هم در محتوا است.

معرفی و بررسی فیلم کشتن گوزن مقدس اثر یورگوس لانتیموس

کلیک ها: 1

معرفی و برسی فیلم پاریس از آن ماست

 

معرفی و برسی فیلم پاریس از آن ماست


سال 1961 بود که ژاک ریوت تصمیم به ساخت فیلمی در باره شهر پاریس گرفت. همانطور که می دانید شهر پاریس در شکل گیری هنرها، مکاتب هنری و جنبش های فکری زیادی دخیل بوده است و کلا تاریخ غنی در این زمینه دارد. ژاک ریوت قصد داشت که با ساخت این فیلم، به نوعی نسبت به شهر محبوب خودش ادای دینی بکند.
بسیاری از ما تصور ویژه ای از پاریس داریم. حتما فیلم «نیمه شب در پاریس» اثر وودی آلن را دیده اید. در این فیلم شخصیت اصلی که یک نویسنده است عاشق پاریس است. هنرمندان بسیاری را دوست دارد که محفل آنها شهر پاریس بوده است. او همراه با همسرش به پاریس رفته و ناگهان در رویای خودش این شهر را میبیند که به دهه های قبل بازگشته است. در رویای او هنرمندان مشهور گذشته از جمله سالوادور دالی و دیگران گرد هم جمع شده اند و از تفکرات یکدیگر نقد میکنند و حرف خودشان را به دیگران می زنند.

 

معرفی و برسی فیلم پاریس از آن ماست


زمانی جو شهر پاریس به این گونه بوده است و آنقدری هنرمند و روشنفکر در این شهر زندگی و کار می کرده اند که از همان زمان اهمیت شهر پاریس حسابی افزایش یافت. حالا این شخصیتی که ایتنقدر عاشقانه بدنبال همان دوره از تاریخ است ناگهان خود را در همان دوره تاریخی و در میان همان هنرمندان ورشنفکران می یابد.
اما او بزودی محبور میشود که از این رویا خداحافظی کند. در سکانسی رویایی و نوستالژیک او از تاریخ محبوب خودش خداحافظی کرده و در ادامه میفهمد که هر دوره تاریخی برای نسل بعد همین جذابیت را دارد. بنابراین نباید در یک دوره تاریخی خاص گیر افتاد.
خیلی از ما نسبت به پاریس چنین نگاهی را داریم. ما مشتاق هستیم که در خیابان های این شهر تاریخی قدم برداریم. خیابان هایی که زمانی سربازان ارتش هیتلر روی آن رژه می رفتند، خیابان هایی که توسط تیروهای مقاومت از چنگ نازی پس گرفته شد، خیابان هایی که شاهعد تعداد بسیار زیادی اعتراض و جنبش مدنی بوده است و در نهایت پاریس شهری است که تاریخچه بسیار غنی و سرشاری از هنر و سیاست دارد.

 

معرفی و برسی فیلم پاریس از آن ماست


ژاک ریوت هم که خودش ساکن این شهر بود و مانند بسیاری از ساکنین پاریس، با عشق خود نسبت به شهرش زندگی میکرد، تصمیم به ساخت پاریس از آن ماست گرفت.
فیلم پاریس از آن ماست، فضا سازی تیره و تاری دارد. در دوره ای این فیلم ساخته شد که موج نوی سینمای فرانسه افول کرده بود و این فیلم توانست تا حدودی افول سینمای موج نوی فرانسه را به عقب بیندازد. در این فیلم ما بازیگرانی را میبینیم که دقیقا همانند بازی گران سینمای موج نو بازی میکنند. آنها در عین حال که خیلی تلاش نمیکنند مانند فیلم های هالیوودی برون گرایانه و در واقع تصنعی بازی کنند، بازی های ماندگاری را از خود به نمایش میگذارند. در همین فیلم، دختری که شخصیت اصلی فیلم است نقش یک دختر عصیان گر را به قدری لطیف و باور پذیر بازی میکند که ما هنوز هم بعد از حدودا شش دهه پس از ساخته شدن این فیلم، میتوانیم با نقش وی احساس همذات پنداری کنیم و او را به خوبی درک نماییم.
او بسیار درون گراست. دختری افسرده، ناراحت، عاشق پیشه و گمشده است. دقیقا همانند بسیاری از انسان های مدرن امروزی که حتی میتوان این شخصیت را نمادی از شهر پاریس نیز دانست. پاریس هم مانند این دختر تنها و بی هویت شده است. زمانی افراد بسیاری در حوزه های تاریخ و هنر و سیاست داخل آپارتمان های این شهر زندگی میکردند. زمانی سالوادور دالی در این شهر بود. زمانی آندره برتون در کافه های پاریس نطق می کرد. اما در دوره ای که ژآک ریوت در این شهر زندگی میکند بسیاری از موارد خوب شهر پاریس از بین رفته و آن همه رنگ و لعاب کم رنگ شده است.

 

معرفی و برسی فیلم پاریس از آن ماست


در این دوره از تاریخ است که بخاطر پشت سر گذاشتن سالهای سخت جنگ جهانی دوم و اشغال شدن پاریس، دیگر مردن حوصله چیزی را ندارند. کسانی که در مهد فلسفه و هنر زندگی میکردند و زمانی خیال میکردند که دیگر دوره جنگ و خونریزی گذشته است و انسان معاصر، به آن حد از بلوغ فکری رسیده است که دیگر به گزینه جنگ و نسل کشی فکر نکند؛ اما آنها زود دریافتند که چقدر درباره انسان ها اشتباه فکر میکردند.
پاریس با چنین شرایط سخت و رخوت انگیزی در دهه 1960 به حیات خود ادامه میداد. طبیعی است که کسی مانند ژاک ریوت در این شرایط، فیلمی بسازد که کاملا بازتاب دهنده شرایط شهر پاریس باشد. در این فیلم شخصیت ها اکثرا افسرده و غمگین هستند. کسی با دیگری نمیتواند رابطه خوبی برقرار کند. همگی در صحبت کردن با هم مانده اند و فقط با گریه و داد و بیداد با هم ارتباط برقرار میکنند.
گویی در این شرایط زبان کارکرد خود را از دست داده است. انگار که انسانها بیش از پیش به خوی حیوانی خود گرفتار شده اند و پیدا کردن انسانیت و هویت انسان در این دوره مدرن از تاریخ معاصر، بسیار سخت است.

 

معرفی و برسی فیلم پاریس از آن ماست


پاریس از آن ماست، در عین حال که نوعی ادای دین به شهر زیبای پاریس است که بسیاری از فرانسوی ها نسبت به آن تعصب دارند اما ژاک ریوت خیلی هم در دام نوستالژی بازی نمی افتد. ریوت تلاش میکند نگاهی انتقادی به این شهر داشته باشد. پاریس از آن ماست به نوعی نقد ژاک ریوت بر جامعه مدرن فرانسه است.
جامعه ای که بسیاری از ارزش های سنتی خود را باخته است. بسیاری از افرادش دچار پوچی و بی انگیزگی هستند. کسی نمیداند به دبال چیست. به نوعی شهر پاریس در حال زوال است و تمامی ساکنان خود را هم با خود به سمت زوال و نابودی می برد. به هر حال پاریس از آن آنهاست و بخاطر تعلق شان به این شهر، به همراه پاریس به لبه پرتگاه نزدیک می شوند.
در کل فیلم پاریس از آن ماست، هم ارزشی تاریخی دارد برای اینکه جزو فیلم های پایانی جنبش موج نوی سینمای فرانسه است و به نوعی، خط پایانی بر این مکتب مهم و تاثیرگذار سینما است. جدای از این ارزش تاریخی، اما واجد نوعی از ارزش هنری است. با دیدن این فیلم کاملا تحت تاثیر اندیشه های کلامی و ایده های فرمی آن قرار خواهید گرفت و لذت خواهید برد.

معرفی و برسی فیلم پاریس از آن ماست

کلیک ها: 1

چارلز اسپنسر چاپلین یا چارلی چاپلین

چارلز اسپنسر چاپلین یا چارلی چاپلین یکی از اسطوره های سینمای صامت جهان است. او بازیگر، کارگردان، آهنگساز بزرگ هالیوود و همچنین برنده جایزه اسکار می باشد. بیشتر فیلم هایی که او ساخته است کمدی و صامت هستند. او مدت 77 سال در زمینه سینما و تئاتر فعال بود. آغاز کار وی در سالن ویکتوریا انگلستان بود.
از اقدامات دیگر او تاسیس اتحادیه سینماگران به همراه عده ای از همراهانش است. چاپلین بدون شک یکی از بزرگترین و موفق ترین هنرمندان سینما در قرن بیستم می باشد. سه جایزه اسکار در کارنامه هنری چاپلین ثبت شده است.
چاپلین در سال 1889 در جنوب شهر لندن به دنیا آمد. پدر و مادر چاپلین هر دو بازیگر و خواننده بودند ولی زمانی که چاپلین سه ساله بود از هم جدا شدند. مادرش هنا آواز خواندن را به پسرش آموخت. اما چارلی با پدرش رابطه خوبی نداشت به علت اینکه او در نوشیدن الکل افراط می کرد. مادر چارلی نیز به علت ابتلا به بیماری روانی در یک آسایشگاه در اطراف لندن بستری شد. مستخدم منزل آنان چارلی و برادرش را به مدرسه فرستاد و پدرش در حالی که چارلی 12 سال بیشتر نداشت در گذشت.

چارلز اسپنسر چاپلین یا چارلی چاپلین


وقتی مادر بستری شد، چارلی و برادرش رابطه عاطفی خوبی با هم برقرار کردند و هر دو با هوش بالایی که داشتند در همان سالن قدیمی که والدینشان در آن فعالیت می کردند، به کار کردن مشغول شدند. در سال 1928 از دنیا رفت. سال هایی که چارلی به همراه برادرش در فقر و درماندگی زندگی می کرد، تاثیر بسیار زیادی بر فضای فیلم هایی که او سال ها بعد ساخت گذاشت.
چاپلین عقیده داشت که مادرش بزرگترین بازیگر پانتومیم است و موفقیت هایش را در پانتومیم مدیون مادرش می دانست.
چاپلین از سال 1910 تا 1912 به همراه فرد کارنو در سراسر آمریکا به اجرای نمایش پرداخت. چاپلین در همین زمان در آمریکا، هم اتاقی استن لورل بود. لورل به انگلستان برگشت اما چاپلین در آمریکا ماند.
در سال 1913 همکاری با شرکت فیلمسازی کی استون را آغاز نمود. اولین فیلم چارلی با نام ساختن یک زندگی است. وی این فیلم کمدی را در سال 1914 ساخت و توانست به شهرت زیادی برسد.

چارلز اسپنسر چاپلین یا چارلی چاپلین


همکاری چاپلین با شرکت فیلمسازی کی استون منجر به بازی وی در سه فیلم و همچنین شهرت و موفقیت چشمگیر وی گردید.
در فیلم های نخست، چاپلین از سبک مک سنت که کارگردان بود استفاده می کرد. فیلم های او در فضای کمدی جسمی و ژست های اغراق شده بود. شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان یک ولگرد فقیر شناخته شد. او در سال 1915 با یک شرکت دیگر قرار داد بست و فیلم های بلند ساخت. دیکتاتور بزرگ اولین فیلم کاملا صامت چاپلین بود. این فیلم را برخی، سیاسی و جدی و برخی جدی نگرفتند اما با این حال دیکتاتور بزرگ موفقیت زیادی پیدا کرد. فیلم های دیگر او عصر جدید و جویندگان طلا نام دارد. عصر جدید در مورد کارگرانی است که زیاد کار می کنند اما وقتی کارخانه تعطیل می شود همه بیکار شده و مجبور می شوند دزدی کنند. این فیلم یکی از زیباترین فیلم های چاپلین می باشد.

چارلز اسپنسر چاپلین یا چارلی چاپلین


فیلم دیگرش جویندگان طلا نام دارد. جویندگان طلا درباره یک فقیر است. او بیچاره و ناتوان است اما در کانادا دنبال طلا می گردد. رویای چارلی در این فیلم این است که شام سال نو را با معشوقش بگذراند. در این صحنه برای جلب توجه محبوب اش و دوستان او رقص معروفش را نیز انجام می دهد. پس از او افراد زیادی رقص او را تقلید کردند اما هیچ کس نتوانست مانند او موفق باشد. این فیلم نشان دهنده شهامت و خوش بینی چارلی در روبرو شدن با سختی هاست. او نه تنها در برخورد با مجرمان شجاع است بلکه در جستجوی طلا و جلب توجه زن مورد علاقه اش نیز سخت کوش است.
نام چاپلین با نام فیلم پسر بچه گره خورده است. بازی جکی کوگان و رابطه او با چاپلین این فیلم را تبدیل به یکی از بهترین فیلم های چاپلین کرد. یک زن فرزند کوچکش رادر یک اتومبیل جا می گذارد به این امید که کسی او را بیابد. دو دزد این خودرو را می دزدند و کودک را جلو خانه چارلی می گذارند. او با دیدن کودک تردید می کند او را به خانه بیاورد یا نه، اما در نهایت او را به فرزندی قبول می کند. بعد از چند سال آن ها شریک جرم یکدیگر می شوند، کودک شیشه ها را شکسته و چارلی آن ها را تعمیر می کند. اما وقتی کودک بیمار می شود، همه می فهمند که او کودک واقعی چاپلین نیست.
ارتباط بین چارلی و جکی کوگان یکی از بهترین تجربه ها در طول تاریخ سینما است. با دیدن این فیلم حس همدردی در ما برانگیخته می شود. پدری که فرزندش را از او گرفته اند و برای بازپس گیری او تلاش می کند. این فیلم به ما می آموزد والدین خوبی باشیم.

چارلز اسپنسر چاپلین یا چارلی چاپلین


یکی دیگر از فیلم های زیبای چاپلین روشنایی های شهر نام دارد. این فیلم درباره چارلی و یک دختر گل فروش نابینا است. به علت وقوع حوادثی دختر گل فروش فردی ثروتمند است. او هیچ وقت واقعیت را برملا نمی کند و پس از این که می فهمد با انجام یک عمل می تواند دختر را بینا کند، مطابق میل دختر زندگی می کند.
تلاش چارلی برای کمک به دختر نابینا صحنه های جالبی را خلق می کند.
چاپلین در طول دوران فعالیت هنری خود جوایز بسیاری کسب کرد از جمله:
برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی متن برای فیلم روشنی های صحنه در سال 1973
برنده جایزه شیر طلایی از جشنواره فیلم ونیز در سال 1972
دریافت جایزه افتخاری یک عمر فعالیت در عرصه هنر در سال 1972
در سال 1998 اندرو ساریس که یک منتقد سینما است در مورد چاپلین می گوید چاپلین یگانه و مهم ترین هنرمند تاریخ سینما است. او بهترین فعالیت را داشته و هنوز هم یک نماد جهانی است. موسسه فیلم برتانیا درباره او گفته است: چاپلین چهره ای ممتاز و درجه یک در فرهنگ جهان است و به دلیل خنداندن میلیون ها نفر در تمام جهان در مجله تایم به عنوان یکی از 100 چهره تاثیر گذار قرن 20 معرفی شده است.

چارلز اسپنسر چاپلین یا چارلی چاپلین

کلیک ها: 1

سینمای دفاع مقدس

در دهه 60 سینمای دفاع مقدس رونق گرفت. در این دهه بود که سینمای دفاع مقدس رونق پیدا کرد و البته این فیلم ها با هزینه کم ساخته می شدند. اکثر فیلم های دفاع مقدس به وسیله کارگردانانی ساخته می شد که خودشان در جبهه و جنگ حضور داشتند و با مقوله جنگ از نزدیک آشنا بودند.

در دهه 60 محتوای فیلم ها همان موضوع جنگ ایران و عراق بود ولی داستان ها متفاوت بودند. در سال 1360 اولین فیلم ایرانی درباره جنگ و ایران ساخته شد که کارگردان آن جمشید حیدری و فیلم نامه اش از آن سیروس الوند بود و قهرمان فیلم (با بازی درخشان سعید راد) به کنجی خزیده و منزوی شده بود.
مرز تازه آغاز راه بود و مسیری طولانی را برای سینمای دفاع مقدس ترسیم می کرد. بعد از آن 5 فیلم در سال 61 جلوی دوربین رفت. در ادامه ساخت فیلم هایی با محتوای جنگ، فیلم هایی مثل برزخی ها و جانبازان ساخته شد و این فیلم ها هم فروش نسبتا خوبی داشتند. فیلم دیار عاشقان شروع فیلم های موفق سینمای دفاع مقدس بود.
نقش اول فیلم یک جوان شهری بی تفاوت است که پس از خدمت فراخوان سربازهای منقضی خدمت سال 1356 باید به جبهه برود. در سال 1362 فیلم های دیگری مانند بازداشتگاه، کیلومتر 5، پل آزادی، رهایی و ... ساخته شدند.

سینمای دفاع مقدس


جنگ و مسائل مربوط به آن در سال های 64 و 65 در سینمای ایران بازتاب یافت. در سال 63 فیلم هایی مانند پیشتازان فتح، ما ایستاده ایم، یاد، پرچم دار، پایگاه جهنمی، عقود و... از جمله فیلم های جنگی بودند.
در طی این سال ها تم اصلی فیلم ها خود جنگ بود و جذابیت گیشه ای چندانی برای مخاطب نداشتند. عقاب ها را محمد رضا یوسفی نوشت و ساموئل خاچیکیان ساخت. این فیلم ساختار بسیار خوبی داشت. در فیلم عقاب ها حوادث هیجان انگیز و صحنه های اکشن با صحنه های لطیف و خانوادگی همراه شده بود و از این جهت فیلم موفقی از آب درآمده بود.

سینمای دفاع مقدس


پس از آن فیلم هایی مثل پلاک، جدال در تاسوکی، حماسه دره شیلر، اتاق یک، هویت، حریم مهرورزی و پرواز در شب با این خصوصیات ساخته شدند. در این فیلم ها بیش از اندازه به صحنه های اکشن توجه شد و فقط شاید بتوان فیلم پرواز در شب را موفق دانست زیرا ساختار قبولی داشت و به جنبه های دیگری از جنگ پرداخته بود.
و اما فیلم هویت با کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا به تاثیر جنگ به زندگی اجتماعی انسان می پردازد و این فیلم شروعی برای فیلم سازی های حاتمی کیاست. فیلم پرواز در شب بهترین فیلم جنگی آن سال ها و بهترین فیلم جنگی سینمای ایران شد. این فیلم بعد از فیلم بلمی به سوی ساحل ساخته شد. بعد از آن مسعود کیمیایی در اولین فیلم بعد از انقلاب خود تیغ و ابریشم را ساخت که به حواشی جنگ و تاثیر آن بر جامعه می پرداخت.
سال 66 مثل سال 65 هیچ تحولی در سینمای جنگ رخ نداد. پرستار شب، خانه در انتظار، کانی مانگا، هراس، مقاومت و... بدون هیچ خلاقیتی ساخته شدند.
در سال 1367 فیلم هایی با نگاهی جدید در حوزه سینمای دفاع مقدس ساخته شد. باشو غریبه ای کوچک، دیده بان، عروسی خوبان فیلم های آن سال ها بودند و نگاهی متفاوتی داشتند. مخصوصا فیلم عروسی خوبان بسیار موفق بود. در این فیلم شخصیت اول فیلم با خاطرات دوران جنگ و اندوه به پایان رسیدن آن روزها مواجه می شود. عروسی خوبان با فیلمبرداری قابل تحسین علی رضا زرین دست و فضاهای سورئال و مالیخولیایی از نظر فرم و ساختار بسیار موفق بود.

سینمای دفاع مقدس


از جمله فیلم های دیگر افق، دیده بان، عبور، ستاره و الماس، انسان و اسلحه و ... می باشد.
در سال 1368 فیلم ها همان ساختار و محتوای قبلی را داشت. در اولین سال پس از جنگ همان قهرمان پروری ها و موضوعات قبلی وجود داشتند. الماس بنفش، مهاجر، آخرین پرواز، آخرین مهلت، تا مرز دیدار، تولد، در جستجوی قهرمان، غفلت، باغ سید و... فیلم های آن سال سینمای جنگ بود.
شاید تنها فیلم مطرح جنگی در بین فیلم های ساخته شده در این سال مهاجر ساخته ابراهیم حاتمی کیا است.
و اما در سال 1369 فیلم سازها وارد موضوعات جدید شدند و به مسائلی مثل شرایط حاکم بر جامعه پس از جنگ و فضاها و روابط انسانی بعد از جنگ روی آوردند. تویی که نمی شناختمت، در کوچه های عشق، چشم شیشه ای، عروس حلبچه، در مسلخ عشق در آن سال ساخته شدند.
سعید امیر سلیمانی در فیلم چون ابر در بهاران به موضوع موشک باران تهران و آسیب های روحی و جسمی آن پرداخت و در ادامه نیز فیلم هایی اکران شد که اشاره هایی به موضوع جنگ داشتند ولی جنگی نبودند. فیلم های روزهای بلند انتظار، شب های زاینده رود و عشق و مرگ در آن سال ها ساخته شدند.
فیلم گروهبان به زندگی یک گروهبان و رابطه او با خانواده اش می پردازد. گروهبان ساخته مسعود کیمیایی است. در دهه 70 فیلم های جنگی کم اما موثر بود.
دهه 70 دهه ای نسبتا پرکار برای سینمای جنگ بود. جشنواره فیلم فجر بیشترین سیمرغ خود را به فیلم های جنگی اختصاص داد. فیلم های این دهه متفاوت و ساختاری دیگرگونه داشتند. در دهه فیلم ها از سادگی درآمدند.

سینمای دفاع مقدس


آبادانی ها یا جنگ نفتکش ها و بر بال فرشتگان و فیلم زیبای از کرخه تا راین از جمله فیلم های موفق آن دهه محسوب می شود. فیلم های حماسه مجنون و بر بال فرشتگان نگاه منطقی تری به جنگ داشتند.
حاتمی کیا فیلم هایی جنگی با نگاهی متفاوت را ساخت و موضوعات عشقی را نیز مطرح کرد.
در دهه 80 دهه کم کاری در زمینه فیلم های جنگی بود. فیلم های این دهه چندان مطرح نشدند. سه گانه اخراجی ها در دهه 80 پرفروش ترین فیلم جنگی بود. در سال 1381 چند فیلم جنگی ساخته شد که یکی از آن ها اشک سرما به کارگردانی حمید عزیز نژاد بود.
به نام پدر فیلم دیگر حاتمی کیا در سال 1384 ساخته شد و سیمرغ بلورین بهترین فیلم را گرفت. شب بخیر فرمانده انسیه شاه حسینی از دیگر فیلم های موفق آن دوره بود. فیلم سیزده 59 هم فیلم موفق در سال 89 می باشد.
فیلم های شورشیرین و ضد گلوله در سال 1390 اکران شدند و به موضوع دفاع مقدس پرداختند. شیار 143 و چ هم در دهه 90 ساخته شدند و نظر منتقدان را به خود جلب کردند.

سینمای دفاع مقدس

کلیک ها: 1

نقش زنان در سینمای ایران

در این مقاله به بررسی نقشی که زنان در سینمای ایران در دهه های مختلف داشته اند، می پردازیم.

نقش زنان در سینمای دهه ۶۰ ایران
زنان در سینمای دهه 60 در ایران چندان نقش پر رنگی نداشتند. اصولا نقش زنان در آن دهه بیشتر زیر سایه بازیگر مرد قرار می گرفت و چندان دیده نمی شد. در دوران جنگ هم اوضاع بدین منوال بود و بازیگران زن بیشتر عهده دار نقشی مکمل در برابر نقشی مرد بودند.
در سال های ابتدای دهه 60 نقش زنان نقشی خاص نبود و زنان بسیار ساده در سینما ظاهر می شدند. زنان کمتر نقش های مهم را برعهده نمی گرفتند و در نقش های چندم نقش بازی می کردند.
شاید علت این موضوع جنگ و مسائل مربوط به آن باشد. به هر حال مسائل مربوط به جنگ خواه ناخواه حضور مردان را در سینمای ایران پر رنگ تر می کرد. حتی فیلم های کمدی و خانوادگی هم حضور مردان بیشتر از زنان بود. در کل می توان گفت حضور زنان در سینمای دهه 60 چندان قابل ملاحظه نبود.
البته لازم به ذکر است که تعدادی فیلم هم بودند که در آن نقش حائز اهمیتی داشتند، مثل فیلم های گل داوودی و همین طور فیلم پاییزان.
همچنین در آثار کارگردان های مشهوری مثل «مسعود کیمیایی» و «بهرام بیضایی» نیز زنان نقش های خاصی را بر عهده داشتند. این نکته هم نباید از قلم بیفتد که دو فیلم «باشو، غریبه ای کوچک» و «شاید وقتی دیگر» با حضور «سوسن تسلیمی» ساخته شد که هر دو برای اکران با مشکل روبرو شدند. «سوسن تسلیمی» از اندک ستاره های زن سینمای ایران در آن دوران بود اما حضورش در این دو فیلم موجب بروز مشکل در اکران آن فیلم ها شد.

نقش زنان در سینمای ایران


و اما در سال های آخر دهه 60 اوضاع کمی بهتر شد و نقش زنان سینما تا حدودی پر رنگ تر از قبل شد. هامون که در آن «بیتا فرهی» به ایفای نقش پرداخت و «گلچهره سجادیه» در دو فیلم «دندان مار» و «گروهبان» حضور یافت جایگاه زنان تا حد زیادی بهبود یافت.
نقش زنان در سینمای دهه ۷۰ ایران
و اما در دهه 70 نقش زنان بسیار مهم تر و پر رنگ تر از دهه قبل شد. زنان در عرصه کارگردانی در این دهه ظاهر شدند و فیلم های رخشان بنی اعتماد در فیلم هایی مثل نرگس با بازی درخشان فریماه فرجامی و عاطفه رضوی در آن دهه باعث بیشتر شدن نقش زنان در سینما شد. در اواسط دهه هفتاد اوضاع کمی تغییر کرد و دست کارگردانان برای نمایش مسایلی که در گذشته خط قرمز بود بازتر گذاشته شد و آزادی هایی به سینما داده شد همین امر دلیلی شد تا حضور زنان پر رنگ تر از قبل باشد. مثلا در آن دوران رسول صدر عاملی فیلم دختری با کفش های کتانی را ساخت که محوریت آن فرار دختران از خانه بود.
فیلم های دیگر مثل قرمز، دو زن، بانوی اردیبهشت، زیر پوست شهر و ... ساخته شدند که به مشکلات زندگی زنان می پرداختند. این فیلم ها در آن دوران مورد توجه و استقبال مخاطبان قرار می گیرد. در همین برهه ستارگانی مثل هدیه تهرانی، مهتاب کرامتی و لیلا حاتمی در سینمای ایران ظهور می یابند.

نقش زنان در سینمای ایران

نقش زنان در سینمای دهه ۸۰ ایران
دهه 80 زن در سینمای ایران پا به پای مرد است و این دو جنس در کنار هم قرار می گیرند. فیلمهایی مثل زندان زنان، شام آخر، واکنش پنجم در این دهه ساخته می شوند و زنان در آن حضوری پر رنگ دارند.

نقش زنان در سینمای ایران

سال های اخیر سینما
در سال های اخیر زنان همچنان جایگاه خوبی در سینمای ایران دارند و در فیلم هایی مثل شیار 143 و بوسیدن روی ماه به جنگ از دیدی دیگر نگاه شده است. در این فیلم ها به تاثیر جنگ به روی خانواده ها می پردازد.
در فیلم های رخشان بنی اعتماد نیز زنان با مشکلات زیادی روبرو هستند و سعی می کنند آن مشکلات را حل کنند. در فیلم های دیگر مثل شیفت شب ساخته نیکی کریمی فیلمساز زن دنیای زنی را به تصویر می کشد که به همسرش شک دارد.
سینمای ایران هنوز هم می تواند در این عرصه به کار و فعالیت بپردازد و موقعیت های به تصویر نکشیده شده را به تصویر بکشد و ابعادی را که مطرح نشده مطرح کند و تولیدات خوبی را به نمایش بگذارد.

نقش زنان در سینمای ایران

در مجموع باید گفت سینمای ایران پس از انقلاب توانسته کارنامه قابل قبولی از خود در زمینه زنان از خود ارائه دهد. با مطالعه در آثار سینمای ایران در سال های 76 به بعد می توان چنین نتیجه گرفت که موضوع اکثر فیلم ها در ارتباط با زنان بوده است. ساخت فیلم هایی که به مسائل زنان می پردازد موجب شده تا جشنواره های داخلی و خارجی به سینمای ایران توجه خاص داشته باشند. موضوعاتی مثل روابط چند زنی، عشق زمینی، ازدواج موقت، فمینیسم، کلوزآپ از هنر پیشه های زن، دختران فراری و درام های اجتماعی به عنوان موضوع اصلی فیلم های سینمای ایران درآمده است. در سال های قبل از دهه 70 مسائلی مثل ممیزی به شدت محتوای فیلم ها را تحت تاثیر قرار می داد و اجازه طرح چنین موضوعاتی در سینما را نمی داد.
به عقیده کارشناسان، در سریال های خانوادگی و اجتماعی پس از انقلاب تا سال 72 مشکل اصلی زن در سینمای ایران ناشی از مخدوش بودن و قالبی بودن تصویر زن در جامعه و بازنمایی آن در سینماست به شکلی که در فیلم ها زنان غالبا انسان هایی احساساتی و بی فکر نشان داده شده اند و این تصویر بد و کلیشه ای ناشی از انگاره های فرهنگی در ایران است.
به عقیده یک کارشناس سینما، از سال1309 تا بعد از انقلاب 5 مرحله در سینمای ایران طی شده است. از سال 1309 تا 1316 از زنان برای رواج کشف حجاب در فیلم ها استفاده می شد. از سال 1327 تا 1338 زنان بیشتر در نقش خواننده کافه و کاباره، مستخدم، نظافت چی، کلفت و ... ظاهر می شدند. در دوره سوم از سال 1339 تا 1348 زنان فیلم ها، نقش های زنان روسپی، خیابانی، جیب بر و روستایی را داشتند.
دوره چهارم از سال 1349 تا 1357 دوره موج نو در سینمای ایران است که زنان در فیلم ها در حد بهانه و دستاویز درگیری های فیلم با ضد قهرمان ظاهر می شوند. در این فیلم ها چهره ای مظلوم از زن ایرانی نمایش می دهند. در سال های 1358تا 1375 نقش زنان در سینما کاهش می یابد و زنان در حاشیه نقش مردان قرار می گیرند.

نقش زنان در سینمای ایران

کلیک ها: 1