ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

فیلمنامه و فیلمبرداری در محل

فیلمنامه برای طراح فیلم نقطه شروعی در جستجوی مکانهای مناسب فیلمبرداری است. هنگام بررسی فیلمنامه طراح فیلم مجبور است چگونگی رویداد صحنه را عمیقا درک کرده و آن را به نوع مکانی که لازم دارد ارتباط دهد.

"ممکن است طراح فیلم برود و مکان مناسب را برای فیلمبرداری پیدا کند، اما اگر داستان فیلم باورکردنی نباشد، هر چه مکان فیلمبرداری مناسب موضوع باشد، فیلم با شکست روبرو می شود. این داستان فیلم است که عامل اصلی است. اگر داستان فیلمی رمانتيك باشد، صحنه ها را نیز باید بگونه ای رمانتيك آرایش نمود. در فیلم گوجه تابستانی من صحنه های کلاسيك فرانسوی را به عنوان پس زمینه ای برای دید رمانتيك يك دختر مدرسه انگلیسی از فرانسه به کار گرفتم - آن صحنه ها تجلی دنیای تخیلات او بودند. این حالت در فیلمنامه وجود داشت و اصولا همیشه فیلمنامه است که باید قیلم را خلق کند." (استول)

فیلمنامه و فیلمبرداری در محل

بعد از خواندن دقیق فیلمنامه است که طراح فیلم نوع مکان مورد نیاز را احساس می کند، اما به طور اجتناب ناپذیری این تجسم اولیه او تغییر خواهد کرد. به ندرت مکانهایی پیدا می شود که با تصورات اولیه شخص منطبق باشد. انتخاب يك محل فیلمبرداری نقطه شروعی برای رویداد صحنه و تجسم های جدید خواهند شد. جان استول توضیح می دهد:

همیشه جایی را که پیدا می کنید مطابق سلیقه و فکرتان نیست، و از همین پیدا کردن مکانهاست که فیلم متبلور می شود. هیچ مکانی وجود ندارد که کاملا با داستان فیلم مطابقت داشته باشد. ممکن است شخص مجبور شود که در اسپانیا فیلمبرداری کند در حالی که داستان فیلم در الجزایر اتفاق می افتد. شخص مجبور است تعابیر جدیدی از ما فیلمنامه را در نظر بگیرد و البته این جوهر طراحی فیلم است.

فیلمنامه و فیلمبرداری در محل

یافتن محلهای فیلمبرداری

قبل از انتخاب نهایی يك محل برای فیلمبرداری بخش یا بخشهایی از رویداد، طراح فیلم باید تحقیقات کاملی در مورد آن محل به عمل آورد و احتمالا تسهیلات و امکانات آنجا را بررسی کند. در اقتباس مکبث برای فیلم، مشکلاتی در زمینه مرتبط ساختن رویدادهای نمایشنامه شکسپیر با قلعه های موجود در اسکاتلند بروز کرد.

"من این قلعه ها را در اسکاتلند دیدم و مطمئنم که شکسپیر هرگز اسکاتلند را ندیده بود، چون که طرح قلعه های اسکاتلندی به هیچوجه با طرح مورد نیاز برای نمایشنامه او سازگار نیست. در واقع قلعه دون زنان ارتباط چندانی با داستان ندارد. به دلایل زیاد هیچ يك از قلعه های اصلی برای فیلم مناسب نبود و من نمی فهمم چطور می توانستند در زمان شکسپیر وجود داشته باشند. قلعه های اسکاتلند تفاوت زیادی با قلعه های انگلیسی دارند، زیرا بیشتر شبیه خانه های برج و بارو دار هستند. قلعه های انگلیسی در اطراف استحکامات اصلی ساخته می شوند." ( شینگلتون)

فیلمنامه و فیلمبرداری در محل

عکسبرداری در مرحله تحقیق به انتخاب محل مناسب برای فیلمبرداری كمك زیادی می کند.

آن وقت شروع کردیم به بررسی مکانهایی که نظرمان را جلب کرده بود. در بعضی موارد، مثلا داخل آپارتمان امکانات بیشتری در اختیار داشتیم بنابراین از داخل صدها اپارتمان عکسهای زیادی تهیه کردیم.

"کوبریك عكسها را دید و بعضی از آنها را که کم و بیش به فیلم می خورد، انتخاب کرد. ما هرگز آپارتمانی پیدا نکردیم که کاملا مناسب کارمان باشد، به خصوص در مورد نمای ظاهری آن و این از شانس بد ما بود چون که کمک زیادی به واقعیت گرایی فیلم می کرد." (باری)

جاناتان باری واستانلی کوبريك برای پیدا کردن محل مناسب برای نمای خارجی خانه الکس در فیلم پرتقال کوکی امکانات وسیعی را بررسی نمودند.

فیلمنامه و فیلمبرداری در محل

"نماهای خارجی خانه الكس در ناحیه تایمزمید فیلمبرداری شد که یکی از مدرن ترین مناطق مسکونی جهان است. البته منطقه هابيتات در مونترال را نیز در نظر داشتیم و در مورد آپارتمانهای موجود در بار بیکان لندن نیز فکر کرده بودیم اما این آپارتمانها در زمان فیلمبرداری ناتمام بودند. در ضمن آپارتمانهای بار بیکان تقریبا بلند و مرتفع بودند و جلوه مورد نظرمان را ایجاد نمی کرد."

در جستجوی محل فیلمبرداری، طراح فیلم باید مشکلاتی را که در صورت استفاده از آن محل بروز خواهد کرد در نظر داشته باشد و از طرف دیگر تناسب آن را از دیدگاه داستان فراموش نکند.

«طراح فیلم باید در انتخاب محل فیلمبرداری به کارگردان کمک کند. مثلا ممكن است مکانی پیدا شود که از هر جهت برای کار فیلم مناسب است اما در ساعات خاصی از روز در سایه قرار می گیرد مثل محلی که در کنار ساختمانهای بلند قرار گرفته یا رو به شمال است. بعضی جاها همیشه مه آلودند و بدیهی است که باید از آنها اجتناب نمود، اما باعث شگفتی است که چگونه این اشتباهات تکرار می شود. البته تمامی این دردسرها به خاطر عدم مشورت با افراد ذی صلاحیت است.» (استرینگر)

فیلمنامه و فیلمبرداری در محل

"جستجوی محلهای فیلمبرداری کار خسته کننده ای است. ما در فیلم قلعه عقابها هفته ها از این قلعه به آن قلعه می رفتیم و روزها رانندگی می کردیم." ( مولینز)

فیلمهای جیمز باند نیز در زمینه مکانهای خود معروفند اما شاید هیچ يك مانند قرارگاه بلوفلد در فیلم در خدمت سرویس مخفی ملکه استثنایی نبوده است.

"هنگام کار در فیلم در خدمت سرویس مخفی ملکه برای یافتن مکان مناسب تمام اروپا را گشتیم. ما به محلی احتیاج داشتیم که قرارگاه بلوفلد را در آنجا قرار دهیم و به طور اتفاقی گذرمان به سویس افتاد و در آنجا به بنایی بر خوردیم که در ارتفاع ۱۱ هزارپایی بود. مالکین آن محل در فکر دایر کردن يك كلوب رستوران بودند. البته ما می خواستیم آن را بر اساس نیازهای فیلمنامه آماده کنیم و بعد از طی مراحلی آنها مجوز این کار را به ما دادند به شرطی که تغییر شکل آنجا همیشگی باشد." ( كین)

فیلمنامه و فیلمبرداری در محل

ویلفرد شینگلتون به تلاش خود برای یافتن قلعه های فیلم مکبث اشاره می کند:

"وقتی به فکر پیدا کردن قلعه های فیلم افتادیم، متوجه شدیم قلعه هایی که در طول قرون متمادی به خاطر تجدید ساختمانشان باقی مانده بودند اوضاع نابسامانی داشتند و نمی توانستیم کاری در آنها صورت دهیم. همچنین متوجه شدیم هر قلعه ای که مناسب کار ما بود داخل شهر قرار داشت لذا فیلمبرداری از آن غیر ممکن بود. پولانسکی که قبلا فیلم بن بست را در قلعه لیندیس فارن ساخته بود، قلعه بامبورگ و لیندیس فارن را انتخاب نمود. قلعه لیندیس فارن کوچک تر از بامبورگ است اما بعد از تغییرات و - تجدید ساختمان در آن به عنوان قلعه مكبث انتخاب شد. قلعه بامبورگ را نیز (که با لیندیس فارن نزديك است و کار برنامه ریزی ما را ساده می کرد) به عنوان قلعه دون زینان در نظر گرفتیم." (شینگلتون)

کلیک ها: 6
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

«ما کار ساختمانی زیادی در قلعه لیندیس فارن نداشتیم. تنها کار چشمگیر، ساختن برجی بود که خط افق را می شکست و در ضمن از يك پس صحنه نقاشی شده برای تشدید پرسپکتیو استفاده کردیم. این کار بزرگی نبود اما در نتیجه نهایی بسیار مؤثر بود.» ( شینگلتون)

صحنه های ابتکاری

صحنه هایی که با مصالح محلی و امکانات سر صحنه ساخته شود در فیلمبرداری خارج از استودیو بسیار ارزشمند می باشد. شاید قابل انعطاف ترین نوع ساخت صحنه های خارج از استودیو چادرهایی است که با باد برپا می شود.

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

ما برای فیلمبرداری صحنه های داخلی خانه تو یه و لیزرولف در فیلم ویلن زن روی پشت بام ازيك چادر بادی استفاده کردیم. این چادر بسیار بزرگ بود ۱۵۰ فوت طول و ۹۰ فوت عرض و ۴۰ فوت ارتفاع داشت و با فشار هوا سر پا بود. چنین صحنه هایی برای فیلمبرداری بسیار مناسب است. وقتی صحنه های داخلی خانه تویه را می ساختیم، دو صحنه مشابه در کنار یکدیگر به وجود آوردیم و یکی را به طور کامل به پاین وود فرستادیم.

"در فیلمهای دیگر، مثل آلفرد كبير ما صحنه و کارگاه خود را در ایرلند ساختیم. صحنه مشابهی توسط ديك فریت برای فیلم شیر که در کنیا فیلمبرداری شد بنا گردید. من صحنه های کوچک ابتکاری نیز در يك سالن مدرسه در دو بلین ساخته ام. اگر لازم باشد دیوارهای صحنه متحرك باشد استفاده از چنین صحنه هایی برای گرفتن نماهای داخلی بهتر است. البته همه چیز به بودجه فیلم بستگی دارد." (استرینگر)

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

اثاثیه صحنه در خارج از استودیو

وقتیکه اثاثیه خاصی برای صحنه های داخلی خارج از استودیو می سازید توجه داشته باشید که اندازه های آنها با اتاق یا ساختمانهای محل فیلمبرداری متناسب باشد. مثلا در فیلم پرتقال کوکی اثاثیه صحنه اول فیلم برای محیط كوچك و محصور طراحی شد.

"بعضی از صحنه های خاص در فیلم، مثل کافه شیر فروشی طراحی کردیم که بشود آنها را در فضای داخل محل فیلمبرداری ساخت. مجبور بودیم هر يك از قطعات را از پلکانی بالا ببریم، از این جهت آنها باید کوچک و کم عرض می بودند."( باری)

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

کاربرد مبلمان محلی و اثاثیه کوچکتر به استفاده از نمونه های تقلیدی ارجحیت دارد. این کار مسلما ارزانتر تمام می شود و غالبا کیفیت محصولات محلی بهتر از نمونه های مشابه تقلیدی است.

رنگ محل فیلمبرداری خارج از استودیو

چگونگی کاربرد رنگ در محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو توسط طراح فيلم تا حدود زیادی به طرز فکر کارگردان، نوع فیلمنامه و البته سلیقه شخصی خود طراح بستگی دارد. هنگامی که تأکید بر طبیعت گرایی در سینما باشد، وجود رنگهای غیرطبیعی در صحنه های فیلم غیر عادی خواهد بود.

"من جدا افراط کاریهای آنتونیونی را در نقاشی خیابان به رنگ قرمز یا سیاه نمی پسندم. این تحریف رنگ است و در چنین شرایطی طراح مجبور است فیلم را بر اساس رنگهای خاصی بسازد. از این جهت به طور کلی من مكان فیلمبرداری را همان طور که هست حفظ می کنم و تنها رنگهایی را تغییر می دهم که شخصیت صحنه یا رویداد واقع در آن نیاز دارد." (مارشال)

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

زوایای عکس جهت

یکی دیگر از جنبه های مهم طراحی در استودیو، طراحی زوایای عکس جهت است. نماهای عکس جهت به فصول فيلم تنوعی بصری می دهد. و اگر به درستی طراحی شود مزایای دیگری نیز در بر خواهد داشت.

شاید بزرگترین حسن زوایای عکس جهت بزرگ جلوه دادن يك محيط كوچك باشد. به طور مثال، اگر شما از دو نفر که در گوشه يك اتاق مشغول صحبت اند فیلمبرداری کنید، لازم است فقط گوشه اتاق ساخته شود. در حالی که اگر بخواهید اتاق را بزرگتر از آنچه که هست نشان دهید، نمای عکس جهت از گوشه اتاق که در دیوار دیگر را نشان می دهد بدون غالب کردن پس زمینه، بیشترین ارزش را به آن می دهد. با کاردقیق ازيك زاویه دوربین، طراح می تواند دقیقا آن مقدار پس زمینه را که لازم است محاسبه کند و البته ساختن بیش از آن چه در نما دیده می شود ضرورتی ندارد. آرایش پس زمینه نباید آن چنان باشد که توجه بیننده از رویداد پیش زمینه به سوی پس زمینه جلب شود. (مگر اینکه در فیلمنامه تاکید شده باشد.)

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

غالبا ضرورت ایجاب می کند که صحنه در عمق طراحی شود و در این صورت باید بر روی زوایا به دقت کار کرد، اما طراح فیلم می تواند به سهولت يك ديوار صاف را در پشت بازیگران قرار دهد.

«يك صحنه از فیلم بهترین سالهای زندگی ما را به خوبی به خاطر دارم. دو مرد پشت میزی روبروی هم نشسته و از انگیزه های یکدیگر می پرسیدند. وایلر صحنه را طوری چیده بود که مردها در حالت نیم رخ پشت میز نشسته و پشت سرشان يك ديوار خالی قرار داشت. زوایای دیگر کافه عمق زیادی داشت و حالت نمایشی این صحنه خاص در سادگی متضادش با نماهای قبلی اش نهفته بود.»( استرینگر)

کلیک ها: 7
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

جان استول قبلا اظهار داشته است که به ندرت می توان محلی را در خارج از استودیو پیدا کرد که جوابگوی نیازهای طراح فیلم باشد و طراح فیلم باید با تلاش زیاد موقعیت کیفی مکان را با خصوصیات داستان فیلم وفق دهد. ممکن است اصلاحات ضروری بیش از چند تغییر و تبدیل در ظاهر ساختمان برای تغییر هویت تاریخی آن نباشد. با اینهمه غالبا طراح فیلم مجبور است ظاهر منظره ای را با زیر و رو کردن آن یا مثلا با کاشتن درخت تغییر دهد، به طور مثال، تدمارشال در آماده سازی يك دره برای فیلم يورش بریگاد سبك مجبور شد شکل کلی آن را تغییر دهد:

«دره را باید شخم می زدیم چون خیلی سبز بود. سبزه ها را باید می کندیم از این رو چندین روزيك عده با تراکتور مشغول از بین بردن شواهدی بودند که نشان می داد دره زیر کشت بوده است. البته در مورد رنگ آنجا نگرانی نداشتیم چون بعد از زیر و رو شدن، خاك به رنگ بیابان شده بود. اما وقتی که باران بارید اوضاع دگرگون شد. سطح زمین به اندازه چند اینچ گل آلود شد. در خلال دو هفته اول فیلمبرداری در آن محل مشکل اساسی ما باران بود چون که آنجا را به يك باتلاق تبدیل کرده بود.» (مارشال)

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

تغییر ظاهر دره ای که زیر کشت باشد مسلما هزینه زیادی در بر دارد و برای استفاده از این زمینها، طراح باید هزینه زندگی کشاورزان را تأمین نماید و از طرف دیگر زمین را بعد از اتمام فیلمبرداری به صورت اولیه اش برگرداند.

"در فیلم آخرین دره همه فیلم را در خارج از استودیو فیلمبرداری کردیم. فقط دوهفته از ۱۷ هفته فیلمبرداری در استودیو بودیم و در طول این مدت چندین بار با هوای بد مواجه شدیم. ما تمامی دهکده مورد نیاز را ساختیم - يك کلیسای کامل، اصطبل ها، خانه ها و همه چیز را با صحنه های داخلی آنها. خیال داشتیم که صحنه های بیرونی و داخلی را در خارج از استودیو فیلمبرداری کنیم. بالاخره بعد از اینکه ایتالیا وسويسرا زیر پا گذاشتيم يك دره مناسب انتخاب کردیم. دره بایستی فاقد سیمها و دکلهای برق می بود. چندتایی خانه در آنجا بود که باید بازسازی می شد و با استفاده از درختهای همانجا خانه هایی ساختیم. از طرف دیگر علاوه بر اینکه تمامی محصول زراعتی ۶ ماهه آنجا را خریداری کردیم می باید بعدا زمین زراعی را نیز کاشته شده تحویل می دادیم. می خواستیم به جای داشتن يك دره زیر کشت فقط باریکهای زیر کشت داشته باشیم. دهکده ساخته شد و همه چیز به نظر درست می آمد. تمامی این کارها حدود ۴ ماه وقت ما را گرفت." (مولینز)

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

طرحها و عکسها در فراگرد تغییر شکل مکانهای مورد نیاز در فیلم نقش عظیمی بازی می کند. طراح فیلم می تواند از تصاویر مکان واقعی استفاده کرده و روی آنها تغییرات مورد نظرش را رسم کند. این تغییرات باید با جزئیات همراه باشد به طوری که تکنسین ها دقیقا از وظیفه ای که دارند مطلع شوند. هر بخشی از محل فیلمبرداری که بر پرده ظاهر می شود باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد تا بعدا جزئیات ناخوشایند در نمای فیلمبرداری شده ظاهر نشود. در مناظر امروزی، دکلها و تیرهای تلگراف چنان عادی به نظر می رسد که بعضی وقتها فراموش می کنیم وجود دارند. از این دست، عوامل دیگری از فرهنگ معاصر چون آنتن های بالای ساختمانها به سادگی از چشم طراح فیلم به دور می ماند.

به منظور تسهیل کارهای واحد هنری، باید قبل و بعد از اجرای تغییرات طرح کاملی از مکانهای فیلمبرداری تهیه شود.

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

تعدد محل های فیلمبرداری

بعضی اوقات فیلمنامه ایجاب می کند چند دهکده که هر کدام چندین مایل از یکدیگر فاصله دارند در رویداد حضور داشته باشد. از نقطه نظر برنامه ریزی این موضوع مشکلاتی در پی دارد و در هر صورت، از نظر زمانی و مخارج شاید کم ترین تضمینی برای پیدا کردن ۶ محل فیلمبرداری مشابه وجود نداشته باشد.

يك راه حل ساده برای این مشکل استفاده از ۶ بخش مختلف در يك دهکده است، در حالی که تأثیر نهایی بر پرده، جدایی دهکده های منفرد را القا نماید. در این جا نیز طراحی دقیق به آماده سازی محل هایی که لزوما باید جدا از یکدیگر به نظر آیند كمك فراوانی می کند.

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

تجدید ساختمان

برای فیلمبرداری از صحنه های داخلی يك مكان خارج از استودیو غالبا باید آنهارا تجدید ساختمان با تزئین کرد. در وهله اول، طراح فیلم باید اجازه مالکان آن مکانها را برای هر نوع تغییر در ساختمان به دست آورد و مسلما مجبور است پس از اتمام فیلمبرداری مکان مذکور را به شکل اولیه خود بازگرداند. جاناتان باری برای صحنه آپارتمان والدین آلکس در فیلم پرتقال کوکی از يك آپارتمان واقعی استفاده کرد.

"بالاخره يك آپارتمان نسبتا مناسب در نزدیکی مقر عملیاتمان پیدا کردیم و آن را بر اساس معیارهای خودمان مجددا تزئین نمودیم. البته مجبور بودیم به صاحبان آنجا پولی بپردازیم تا موقتا در جای دیگری زندگی کنند. بعد از اتمام فیلمبرداری آپارتمان را به وضعیت اولش برگرداندیم."( باری)

بعد از پیدا کردن محل قرارگاه بلوفلد در فیلم در خدمت سرویس مخفی ملکه اجازه استفاده از رستوران آنجا به این شرط به شرکت تهیه کننده فیلم داده شد که ساختمان همان گونه که در فیلم باند ظاهر می شود به صاحبان آن تحویل شود. صحنه های داخلی آن محل به طور کلی تجدید ساختمان شد.

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

"در داخل ساختمان ستونهای زیادی وجود داشت که کار فیلمبرداری را مشکل می کرد. از این رو سقف معلقی ساختیم که به دوربین آزادی حرکت بیشتری می داد - این کار مهندسی فوق العاده ای بود. البته به درخواست صاحب آنجا بعضی از ستونها باقی ماند." (کین)

در مرحله آماده سازی قلعه بامبورگ برای فیلمبرداری مکبث، ويلفرد شینگلتون مجبور شد در خارج قلعه دیواری واقعی بسازد که با سبك معماری قلعه مطابقت داشته باشد.

«قلعه بامبورگ به علت مجاورت با دریا، مکان جالبی بود. اما دروازه چندان چشمگیری نداشت. نکته اساسی فصل نهایی فیلم حمله و فتح قلعه است. به طوری که قلعه با گلوله های آتشین مورد حمله قرار می گرفت. بدین علت مجبور بودیم در بیرون قلعه برج و بارویی با دروازه اصلی بسازیم و قلعه را به عنوان پس زمینه، در پشت آن داشته باشیم. مشکلات فنی بازسازی يك قلعه، در جزئیات سنگ کاریهای آن نهفته است، و ما این کار را با قالب گیری سنگهای موجود در قلعه و تطبیق رنگهای آن انجام دادیم.»

تدارك محلهای فیلمبرداری خارج از استودیو

با کمی دقت در نمای خارجی قلعه لیندیس فارن ( قلعه مكبث) در همین فیلم، ویلفرد شینگلتون مجبور بود ظاهر خارجی نسبتا بی قواره قلعه را در مقابل افق پس زمینه جالب تر سازد.

 

کلیک ها: 7
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بازسازی صحنه های خارجی در استودیو

بازسازی صحنه های خارجی در استودیو یك رسم متداول به شمار می رود البته وقتی که به دلایلی، فیلمبرداری در استودیو نسبت به فیلمبرداری در خارج از استودیو ارجحیت داشته باشد. این صحنه های استودیویی را می توان در اندازه های طبیعی ساخت، اما غالبا محدودیت فضای استودیو ایجاب می کند بازسازی صحنه ضرورتا با پرسپکتیو کاذب انجام شود.

در سمت راست صحنه کلیسا و قبرستان قرار دارد؛ در سمت چپ يك رودخانه. در فیلمنامه آمده است که يك كلبه قایقی در آنجا لنگر انداخته و در ضمن فصلی طولانی از فیلم در شب اتفاق می افتد. فیلمبرداری این صحنه در خارج از استودیو به دلیل جزر و مد آب اشکالاتی تولید می کرد و البته فیلمبرداری در شب نیز هزینه های اضافی در برداشت. از این رو تصمیم گرفته شد که صحنه را در استودیو در فضایی به طول ۱۱۸ فوت فیلمبرداری کنند.

بازسازی صحنه های خارجی در استودیو

ناحیه رویداد در اندازه طبیعی بود. برای ایجاد سر بالایی گذرگاه، صحنه شیب ملایمی داشت. بخش بزرگی از مخزن آب استودیو نیز مورد استفاده قرار گرفت و میله های اسکله در اطراف آن کاشته شد. قایق موردنظر هم ثابت و در اندازه واقعی بود. تیرکهای جلوی صحنه در اندازه های طبیعی اما به منظور تشدید پرسپکتیو تیرکهای عقب صحنه کوچکتر بود.

ساختمان های انتهای صحنه، لته های رنگ شده بود. ماشین پلیسی که از پشت کافه در عقب صحنه وارد می شد در واقع يك ماکت به ارتفاع يك فوت بود. همه لته های نقاشی شده دارای پرسپکتیو کاذب بود که از دوربین دور می شد.

"راز موفقیت چنین صحنه ای، در سازماندهي يك صحنه معمولی و انتقالها به پرسپکتیو می باشد به طوری که کاملا هماهنگ در یکدیگر ادغام شوند. تا وقتی که صحنه با رویداد مورد نظر تناسب داشته و بخشهای به پرسپکتیو رفته اش به خوبی در پس زمینه جای بگیرد می توان رویداد را از هر زاویه فیلمبرداری کرد." (ویتی)

 

بازسازی صحنه های خارجی در استودیو

ارتباطات در صحنه های خارج از استودیو

طراح فیلم باید اطمینان حاصل کند که همواره بین او و بقیه اعضای واحد هنری و سایر واحدهای فیلم ارتباط برقرار است. در تهیه فیلمهای عظیم، زمانی يك واحد هنری بزرگ به نحو مؤثری می تواند انجام وظیفه کند که همه اعضای آن با یکدیگر در تماس باشند. در فیلمهای کوچکتر نیز طراح وقتی می تواند به طور اقتصادی کار کند که به يك سیستم ارتباطی کارآمد دسترسی داشته باشد. مایکل استرینگر، نظرش رادر مورد ارتباطات خارج از استودیو بیان می کند.

ما يك واحد سیار صدا مجهز به خط تلفن مستقیم با دفتر تهیه فیلم در زاگرب داشتیم. تعدادی فولکس و جیپ نیز خریده بودیم و از آنها برای حمل و نقل وسایلی از قبیل مولدهای برق و غیره استفاده می شد.

بازسازی صحنه های خارجی در استودیو

در صحنه های دورافتاده ، برای حفظ ارتباط با دفتر تهیه فیلم حتما از واکی تاکی یا تلفن استفاده میکنم، حتی رادیو بی سیم اتومبیل هم خوب است. ما از این وسایل در فیلمبرداری فیلمی در اسرائیل استفاده کردیم. از طرفی امیدوارم همیشه بیش از ۲۰ مایل از مرکز عملیات دور نباشیم تا اگر هنگام فیلمبرداری با کمبودی در زمینه وسایل صحنه یا مصالح ساختمانی روبرو شدیم به سرعت آنها را تهیه نماییم.» (استرینگر)

 

کلیک ها: 11
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

تحلیل جایگاه بازیگر در صحنه پرسپکتیو (عمق نمایی) شده

قراردادن بازیگر در صحنه با پرسپکتیو مصنوعی تا وقتی که از اشتباهات بدیهی اجتناب شود مشکلی ایجاد نمی کند. اگر در يك نما به بیننده نشان دهیم که بازیگر از پیش زمینه تا پس زمینه را طی می کند، او متوجه غیر عادی بودن صحنه خواهد شد، اما همان طور که تحلیل جزئیات خط پرسپکتیو گوشه دیوار، يك بر آمدگی یا کف اطاق، با چشم مشکل است پس تحلیل پرسپکتیو در ارتباط با بازیگر و صحنه نیز به همان اندازه مشکل خواهد بود. البته طراح فیلم می تواند آن را روی کاغذ پیاده کند. اما بیننده به نتیجه بصری آن روی پرده متکی است. بنابر این، کارگردان آزادی عمل فراوانی دارد.

تحلیل جایگاه بازیگر در صحنه پرسپکتیو (عمق نمایی) شده

مواقعی وجوددارد که طراح می خواهد بازیگر را در يك صحنه آشکارا و پیچیده از نظر پرسپکتیو قرار دهد. دلیل آن می تواند تشدید تنش در داستان (مانند فیلمهای دلهره آور و ترسناك) یا جلب نظر بیننده آگهی های تلویزیونی باشد. در يك آگهی تجارتی، آلن ویتی با قراردادن ستونها به صورت کج و معوج برای القای احساسی غنایی به يك صحنه رقص، واپیچیدگی عمدی پدید آورد.

«ما می خواستیم واپیچیدگی حاصله از عدسی کاملا باز را در صحنه تقلید کنیم تا بتوانیم رویداد صحنه را با يك عدسی استاندارد فیلمبرداری کنیم. ما فضای بسیار کمی در اختیار داشتیم و مجبور بودیم احساس عمق در صحنه را با عدسی معمولی القا کنیم - نقطه زوال خطوط عمودی در جایی بالای تصویر قرار دارد صحنه ای که می خواستیم این بود که يك زوج معمولی در يك صحنه را پیچیده می رقصیدند. طول صحنه چیزی حدود ۱۸ یا ۲۰ فوت بود. ستونهایی که استفاده کردیم به كمك سیمهای نازك نگهداشته می شد و بقیه صحنه را پرده هایی که روی چهارچوب نصب می شد پر کرده بود.» (ویتی)

تحلیل جایگاه بازیگر در صحنه پرسپکتیو (عمق نمایی) شده

اگر چه غالبا برای ساخت فیلمهای تبلیغاتی منابع مالی فراوانی در دسترس است، اما پاره ای اوقات، صرفه جویی در تهیه فیلم طراح را مجبور می کند راه حل زیرکانه ای برای مشکلات طراحی اش بیابد. آلن ویتی به دو موقعیت اشاره می کند که برای اجرای موقعیتهای آگهی تبلیغاتی فضایی محدود در اختیار داشت.

«ما آگهی تبلیغاتی رونسون را در يك مخزن کوچك آب در استودیوهای گلدهاوك ساختیم. یکی از صحنه های کوچک آنجا يك ناحيه گودال مانند به طول ۲۰ فوت داشت. ما مجبور بودیم سطح آب را بالا بیاوریم و این کار با زمانی که برای فیلمبرداری داشتیم غیر عملی بود. از این گذشته، نمی شد هزار گالن آب را توی آن بریزیم و در صورت تصمیم کارگردان مبنی بر تکرار نما، آن را خالی کنیم. فیلمنامه به صحنه ای اشاره می کرد که در آن سطح آب بالا می آمد در حالی که مردی به پله های فلزی بسته شده بود.

تحلیل جایگاه بازیگر در صحنه پرسپکتیو (عمق نمایی) شده

به دلیل کمبود فضای کافی و پول مورد نیاز، عمق صحنه را تشدید کردیم. این تنها راهی بود که می توانستیم بالا آمدن آب را کنترل کنیم. از آنجا که در واقع نمی توانستیم سطح آب را بالا بیاوریم بنابراین تنها روش ظاهری پایین بردن صحنه بود. بدین لحاظ صحنه بسیار کوچکی ساخته شد و به قرقره هایی متصل گردید و سپس تا سطح مورد نظر آب پایین برده شد. این کار به راحتی در هر زمانی قابل تنظیم بود. همه چیز در صحنه در پرسپکتیو ساخته شده بود.

تحلیل جایگاه بازیگر در صحنه پرسپکتیو (عمق نمایی) شده

"در فصل دیگر، مردی از اتاقش بیرون می آید. او به انتهای راهرو و به طرف يك در می رود: در می زند و وارد اتاقی می شود. روی این نما کار کردم و تصمیم گرفتم که دوربین را در ارتفاع ۲ اینچ بالاتر از پله ها قرار دهم. به يك نيم در احتیاج داشتم (تمامی چیزی که دیده می شد و مرد بعد از عبور از میان در، به داخل راهروی که پرسپکتیو آن کاذب بود وارد می شد. هنوز چند قدمی برنداشته که به يك نمای از زاویه بالا از پاهای او قطع می شد) بدین جهت، در انتهایی راهرو چنان ساخته شد که يك فوت و ۶ اینچ بلندی داشت و پرسپکتیو بقیه راهرو نیز به طرز اغراق آمیزی تشدید شده بود. دیوار سمت چپ و چراغ آنجا ثابت بود در حالی که پله های سمت راست را بریده مقوای نقاشی شده به عرض ۳ تا ۷ اینچ تشکیل می داد. طاق نماها نیز از بریده مقوای نقاشی شده بود . ودر سه فوتی عمق راهرو، به نحو بارزی از مقیاس همه چیز کاسته می شد." (ویتی)

تحلیل جایگاه بازیگر در صحنه پرسپکتیو (عمق نمایی) شده

پرسپکتیو و ماکتهای کوچک

اگر طراح فیلم مجبور باشد در فضایی کاملا محدود صحنه ای قانع کننده را خلق کند، می تواند علاوه بر صحنه معمولی با بازیگران از ماکت ها نیز استفاده کند. در آگهی های تبلیغاتی «لذت ترکی» ازيك رشته فضای واقعی استفاده شد، اما ماکتها نقش عمده ای در آن داشتند. آلن ویتی به کمک عکسهایی با اندازه متفاوت، در پشت رویداد صحنه تعدادی فرورفتگی عمیق ایجاد کرد. از آنجا که يك نوع فانتزی شرقی مورد نظر بود این نوع طراحی به گروه اجازه داد تا با پرسپکتیو صحنه کار کنند.

فیلم با نمایش گنبدها و طاقنماها شروع می شود. دوربین از گنبد به طرف نگهبان های مسلح حرکت می کند. گنبدها کاملا کوچک و از تکه های تزئینی دستمال سفره ساخته شده بود. طرح اصلی در پرسپکتیو ایجاد شده بود تا احساسی از حرکت را از گنبد و از طریق دروازه به داخل اتاق ادامه دهد. قطر این بخش از گنبد فقط ۳ فوت بود و دروازه ها نیز پیش زمینه هایی کوچک بودند. عرض آنها به قدری بود که دوربین عبور کند. ما صرفا به دنبال راهی بودیم که بتوانیم به زوجی که کالا را عرضه می کردند برسیم و انجام این کار فقط از طریق جلب توجه بیننده و به کمک شکلهای جالب و مسلما اثاثیه صحنه مناسب امکان پذیر بود.

تحلیل جایگاه بازیگر در صحنه پرسپکتیو (عمق نمایی) شده

«این حقیقت که دروازه ها کوچك هستند در رابطه شان با بازیگران آشکار نمی شود چون که در خلال چرخش عمودی دوربین (تیلت)، کسی بر پرده ظاهر نمی شود. وقتی دوربین به در نزدیك می شود، بازیگران در پشت آن قرار دارند، بنابراین می توان در مقابل پرسپکتیو به راحتی فیلمبرداری کرد. بازیگران وقتی ظاهر می شوند که دوربین کاملا به در نزديك شده و آن را به اندازه معمولی نشان می دهد. در حال حرکت به داخل بنا، طرح طاقنماها و زیر گنبدها احساسی از عمق زیاد را القا می کند. در پشت طاقنماها تصاویر مقوایی نگهبان ها در اندازه های مختلف قرار گرفته و با پرسپکتیو پس زمینه تشوير تطبیق می کنند.» (ویتی)

 

کلیک ها: 7