چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (3)

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (3)


حالا پس از گذشت سالها از این اتفاق، هر بار که ما در یک بازی، مائورو ایکاردی را مقابل مکسی لوپز می بینیم، با مکسی لوپز احساس همدردی می کنیم. این تقابل بین ایکاردی و لوپز، تم خیانت دارد که یکی از 36 وضعیتی است که ژرژ پولتی در کتاب خود عنوان کرده است.
در موقعیت دیگری، دیفرای سال گذشته مدافع تیم لاتزیو بود. دیفرای قبل از پایان یافتن فصل، با اینتر صحبت کرد و قرار شد که از سال آینده در این تیم توپ بزند. در پایان بازی دو تیم لاتزیو و اینتر در یک تقابل بسیار حساس مقابل یکدیگر قرار گرفته بودند. هر تیمی که برنده این بازی می شد به لیگ قهرمانان اروپا صعود می کرد و صعود به لیگ قهرمانان اروپا هم سود بسیاری را عاید تیم میکند، هم از لحاظ حیثیتی برای طرفداران بسیار مهم است و هم اینکه تیم را برای بازیکنان مشهور تر چذاب میکند و تیمی که به لیگ قهرمانان اروپا صعود کرده، راحت تر میتواند بازیکن های خوب را بخرد.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (3)


در یکی از موقعیتهای بازی، دیفرای مقابل ایکاردی توپ را لو داد و ایکاردی گل سه امتیازی را برای تیم اینرت به ثمر رساند. در پایان لاتزیو بازی را باخت و اینتر تیمی آینده دفرای، همان تیمی بود که سال آینده به لیگ قهرمانان اروپا صعود کرد. بعد از اتفاق افتادن این فاجعه، دیفرای در شهر میلان به یک بازیکن منفور تبدیل شد.
البته عکسهایی که از او بعدا منتشر شد نشان میداد که او چقدر از این اتفاق ناراحت بوده و بسیاری از هم تیمی ها و دوستانش نیز مصاحبه کردند و اعلام نمودند که او یک بازیکن حرفه ای است و چنین کاری با قصد و نیت نبوده و فقط یک اشتباه از دیفرای سر زده است.
حتی اگر این یک اشتباه معمولی هم باشد که ممکن است از هر بازیکنی در طول دوران بازی اش سر بزند. اما سر زدن این اشتباه از طرف دیفرای آن در هم مقابل تیم آینده خود باعث شد که اتفاقی دراماتیک رقم بخورد و ناگهان دیفرای مانند یک بدمن یا آنتاگونیست برای فوتبال دوستان ظاهر شود. لاتزیو هم یک قربانی بود که در پایان با ناعدالتی و خیانت، طعم تلخ شکست را چشید.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (3)


از این گونه اتفاقات در تاریخ فوتبال بسیار است. گلی که مارادونا در بازی جام جهانی به انگلیس زد هم نمونه خوبی می تواند باشد. در این بازی، آرژانتین مقابل انگلیس به میدان رفته بود و دقیقا در دوره ای این اتفاق افتاد که انگلستان به خاطر مسائل استعماری خود، بسیار در امریکای جنوبی منفور بود. مارادونا در یک موقعیت هوایی با دست خود توپ را وارد دروازه کرد و به قدری ظریف و هوشمندانه این کار را انجام داد که داور خیال کرد او با سر توپ را هد زده است.
اگر چه در این موقعیت مارادونا با انجام یک کار خلاف قانون و گول زدن داور توانست تیم ملی انگلستان را شکست دهد، اما مسائل سیاسی که پشت این بازی ملی قرار داشت، مارادونا را به قهرمان بازی تبدیل کرد و هر تماشاچی (بجز هواداران تیم ملی انگلستان) با دیدن این صحنه از پیروزی آرژانتین و گل زنی مارادونا (بعنوان پروتاگونیست) و همچنین شکست خوردن دراماتیک تیم ملی انگلستان (بعنوان آنتاگونیست) خوشحال شد.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (3)


این اتفاق دقیقا مانند فیلمهایی است که شخصیت های آنها به ظاهر انسان خوبی نیست اما، مخاطب او را دوست دارد. در بسیاری از فیلمها خصیت اصلی آن یک ضد قهرمان است که تا میتواند آدم میکشد و بیرحم است اما به خاطر شخصیت ویژه ای که دارد برای مخاطب بی نهایت دوست داشتنی است. پس در فوتبال گاهی اوقاع با تمارض کردن، فریب دادن داور، قانون گریزی و مسائلی از این دست هم میتوان به پروتاگونیست درام تبدیل شد و کاری کرد که هواداران و تماشاچیان فوتبال دوستت داشته باشند.
پس نتیجه ای که از این بحث میگیریم، این است که مانند تئاتر و سینما و ادبیات، در فوتبال هم بحث شخصیت پردازی نکته بسیار مهم و تاثیر گذاری است. عمل شخصیت پردازی بیشتر در روزهای قبل از برگزاری مسابقه انجام میشود.
در بعضی بازی ها نیز بدلیل اتفاقاتی که رخ میدهد شخصیت پردازی انجام میشود. مثلا در فینال جام جهانی 2006، ماتراتزی به زیدان توهین کرد و زیدان هم با سر محکم به سینه ماتراتزی کوبید. شدت ضربه به حدی بود که ماتزاتزی بیهوش شده و زیدان هم اخراج شد. این اتفاق باعث شخصیت پردازی برای زیدان و ماتراتزی شد. با توجه به شناختی که فوتبال دوستان از این دو نفر داشتند، می دانستند که زیدان فوتبالیست با اخلاق و آرامی است و ماتراتزی هم یا یاغی بود. بنابراین با دیدن این صحنه و تکرار لحظه ای که ماتراتزی چیزی به زیدان میگوید و زیدان ناگهان به سمت او برمیگردد، بسیاری به درستی حدس زدند که احتمالا زیدان بابت چنین کاری حق داشته است.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (3)


بسیاری هم اعتقاد داشتند که زیدان باید خود را کنترل می کرد و کسی که تا این حد با شخصیت و اخلاق گراست، نباید کنترل خود را از دست میداد. بنابراین دوتا شخصیت در این لحظه خلق شد که هر کسی بنابر اعتقاد و برداشت خود از دیدن تصویر، شخصیت ها را قضاوت میکرد. بعد از بازی هم بازیکنان مصاحبه کردند و مثلا زیدان از کودکان و خانواده بابت دیدن چنین صحنه ای عذر خواهی کرد. این مصاحبه ها نیز باز هم باعث شخصیت پردازی این دو پرسوناژ در درام فوتبال می شد.
بنابراین دقیقا مثل سینما که فیلمساز تمام تلاش خود را میکند که با کار کردن روی جزئیات، شخصیت های فیلم خود را طوری شخصیت پردازی کند که به عمق مناسبی برسند. داشتن این عمق باعث میشود تا هم هرکسی از ظن خود یار شخصیت شود و هر کسی به نوعی او را قضاوت کند اما در کل، درست انجام دادن شخصیت پردازی موجب همراهی مخاطب با آن پرسوناژ خواهد شد. حالا با عاشق آن پرسوناژ می شود یا اینکه از وی متنفر خواهد بود.
پس در نتیجه باید گفت که در درام شناسی فوتبال باید مانند یک معادله چند مجهولی، مسائل بسیاری را مورد بررسی قرار داد. هر بازی شرایط ویژه ای دارد. این شرایط هم در خود مستطیل سبز شکل میگیرد. هم بیرون از زمین بازی. هم در روز بازی و هم در روزهای قبل و بعد از بازی. بنابراین یک دراماتورژیست فوتبال باید بر تمامی این مسائل که بعضا حتی غیر فوتبالی و مثلا سیاسی یا فرهنگی نیز هستند، مسلط باشد تا بتواند با کنار هم گذاشتن تمام المان ها و مولفه های یک درام، فوتبال را از منظر درام شناسی تحلیل کند.

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (3)

کلیک ها: 0

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (2)

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (2)


در مقابل این ساختار مدرن، ممکن است که ساختار درام یک بازی کاملا کلاسیک باشد. در دقایق ابتدایی دو تیم فقط یکدیگر را محک بزنند، حملاتی انجام بشود تا اینکه بالاخره یک تیم به گل برسد و تازه از اینجاست که برای تیم مقابل بحران ساخته می شود. حالا تیم حریف می خواهد که گل خورده را پاسخ دهد و بحران را حل کند.
اگر شما طرفدار یکی از این دو تیم باشید که قضیه متفاوت است. اما بیایید به چنین موقعیتی از دید یک هوادار فوتبال که طرفدار هیچکدام از این دو تیم نیست نگاهی به وضعیت دراماتیک بیندازیم. زمانی که تیم الف و تیم ب بازی را آغاز میکنند، ما مثل یک بینده فیلم امیدواریم که بازی زیبایی را ببینیم. زمانی که مثلا در دقیقه 20 یکی از دو تیم به گل میرسد، ما ناخودآگاه دوست داریم که تیمی که گل خورده بیشتر تلاش کند تا گل مساوی را بزند. پس از اینجا به بعد ما فهمیده ایم که قهرمان بازی کیست و ضد قهرمان بازی کدام یک از تیمها هستند.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (2)


اگر تیم الف که در دقیقه 20 یک گل زده، گل دیگری را هم در دقیقه 40 و گل دیگری را هم در دقیقه 50 بزند، ما دیگر کاملا طرفدار تیم ب شده ایم. خصوصا اگر تیم ب اساسا تیم ضعیف تری باشد درام بازی برای ما حساس تر نیز خواهد شد. پس از اینجا اگر تیم ب بیشتر تلاش کند، راه ورود به محوطه پنالتی خود را به روی مهاجمین حریف ببندد و سعی کند که با ضد حمله زدن، ایجاد موقعیت کند ما حسابی راضی خواهیم بود. حتی ممکن است در بعضی از صحنه واکنش های رفتاری هم نشان دهیم، مثلا داد بزنیم یا از پشت تلویزیون بازیکنان تیم ب را تشویق کنیم که بیشتر و بهتر شوت بزنند. توجه کنید که این اتفاقات در حالی به وقوع می پیوندد که ما طرفدار هیچ کدام از دو تیم نیستیم و سرنوشت الف یا ب برای ما خیلی اهمیتی ندارد اما ما درون منحنی درام گیر کرده ایم و زمانی نفس آسوده ای خواهیم کشید، که تیم ب شروع به گل زدن کرده و گل های خورده خود را جبران کند. این گونه است که بحران برای ما حل شده است. اگر تیم ب سه گل را جواب بدهد و بحران را حل کند حال ما حسابی خوب خواهد شد و حتی الهام بخش ما نیز خواهد بود. اگر گل چهارم را هم بزند ممکن است از خوشحالی نعره بکشیم و این بازی را در طول هفته دائما برای اطرافیان خود تعریف کنیم و سعی کنیم منحنی درام را برای شان به خوبی توصیف کنیم.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (2)


اما اگر تیم ب دو گل یا یک گل بزند و نتیجه را مثلا سه بر دو یا سه بر یک ببازد، ما قلبا از اینکه تیم ب بعنوان قهرمان بازی، به روند بازی بازگشته و تلاش خود را برای حل بحران کرده است، خوشحال خواهیم بود. اما این تیم بازی را باخته و ما از این که قهرمان درام نتوانسته به هدف خود برسد غمگین خواهیم بود. اما همین که قهرمان در راه رسیدن به هدفش تلاش کرده و از جان مایه گذاشته است برای ما راضی کنند خواهد بود. در حالت آخر هم، اگر تیم ب بازی را با نتیجه سه بر صفر ببازد، ما از لج هم که شده خوشحالیم که این تیم باخته است. تیم ب یا به قدری ضعیف و ناتوان بوده که نتوانسته برای حل بحران کاری بکند یا اینکه تیم حسابی بی انگیزه و نالایق بوده که اصلا نخواسته زحمت این کار را به جان بخرد. در هر دو حالت ما با لجبازی خوشحالیم که باخته است چرا که هنوز هم قهرمان این بازی را در ته دل دوست داریم و ناخودآگاه به خود می گوییم چقدر خوب می شد اگر تیم ب بازی را میبرد یا بحران را حل می کرد.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (2)


پس در قضیه آغاز بحران، حل یا عدم حل بحران و رسیدن به نظم و ثبات نوین، یک بازی فوتبال میتواند چنین شرایطی را رقم بزند. الته این یکی از حالت های ممکن بود و شاید اگر قرار باشد که برای بازی فوتبال موقعیت های مختلف را بررسی کنیم نیاز به نگارش یک کتاب باشد. مثلا کسانی که کتاب 36 وضعیت نمایشی را از ژرژ پولتی خوانده اند، می دانند که او برای درام های تئاتری 36 تم را مشخص کرده است. مواردی مانند خیانت، عشق و چیزهایی از این قبیل که شاید با تطبیق دادن آنها با فوتبال، بتوان به موارد تازه ای هم دست یافت.
حالا از قضیه ساختار درام میگذریم و به مساله دیگری نگاه میکنیم. فرض کنید که در هر بازی شرایط مختلفی قرار است بوجود بیاید. این شرایط موجب میشود که دیگر ما یک تیم را قهرمان و یک تیم را هم ضد قهرمان ندانیم. بلکه در این بازی ما روی یک یا دو بازیکن خاص تمرکز کرده ایم. برایمان آنها مهم هستند حتی یکی را آنتاگونیست و دیگری را هم پروتاگونیست میدانیم.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (2)


بگذارید مثالی بزنم. زمان جان تری کاپیتان تیم چلسی بود و بریج مدافع دیگری در این تیم بود. بریج فصل بعد به تیم دیگری رفت و در همان سال، خبر رسید که جان تری با همسر بریج روابط غیر اخلاقی داشته است. این شایعه حتی تا مدتها باعث شد جان تری نتواند در محافل عمومی حاضر شود چرا که نفرت از او بالا گرفته بود. در بازی که چند روز پس از رسانه ای شدن قضیه انجام شد، تری و بریج مقابل یکدیگر قرار گرفتند. بریج حاضر نشد با تری دست بدهد و همین عکس در لحظه شروع بازی، تیتر یک بسیاری از رسانه های ورزشی دنیا شد.
مطمئنا بسیاری از تماشاچیان این بازی در دل خود طرفدار بریج بودند و دوست داشتند که او مانند یک قهرمان، از آبرو و حیثیت خود مقابل این فرد متجاوز دفاع کند. مثال دیگری را راجع به مائورو ایکاردی و مکسی لوپز بخوانید.
مکسی لوپز آرژانتینی همسری داشت که با هم صاحب دو فرزند بودند. مائورو ایکاردی که به تازگی از آرژانتین به تیم اینتر آمده بود مورد استقبال مکسی لوپز قرار میگیرد و حتی روابط خانوادگی هم پیدا میکنند. در چنین شرایطی بود که خبر رسید همسر مکسی لوپز از مکسی طلاق خواسته و قصد دارد که با مائورو ایکاردی ازدواج کند. آنها حتی فرزندان مکسی لوپز را نیز با خود بردند. لوپز نیز گفته بود که صرفا بخاطر اینکه فرزندانش آسیب روحی نبینند، واکنش بدی نشان نمیدهد.

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم (2)

کلیک ها: 1

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم

 

فوتبال، پر طرفدارترین مسابقه ورزشی در جهان است. در امریکا بسکتبال و در بعضی کشورهای دیگر هم سوارکاری یا شطرنج، اما در کل اکثر کشورهای دنیا فوتبال را بیش از دیگر ورزش ها دنبال میکنند.

حتما تا به حال شنیده اید که (فوتبال زندگیست) یا اینکه (فوتبال هیچ فرقی با تئاتر و سینما ندارد). همه این جمله ها میتوانند درست باشد چرا که فوتبال خصوصیاتی دارد که آن را به زندگی و تئاتر و سینما حسابی شبیه کرده است.

در این مطلب قصد دارم مسائلی را برشمارم که با استفاده از آنها، بتوانیم میزان دراماتیک بودن یک بازی فوتبال را مشخص کنیم. بگذاریم درام را در ابتدا خیلی ساده تعریف کنیم. قهرمان (پروتاگونیست) قصد دارد که به هدفی برسد. در این مسیر یک مانع وحود دارد که این مانع (آنتاگونیست) نامیده میشود. آنتاگونیست تا جایی که امکان دارد نمیگذارد که پروتاگونیست به هدف خود برسد. اما در یک درام متعارف، در نهایت قهرمان موفق میشود که از سد دشمن و مانع بگذرد و به هدف خود برسد.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم

 

بگذارید در ابتدا این تعریف ساده را در فوتبال به کار ببریم. یازده نفر در یک تیم قصد دارند تا از یک بازی سه امتیاز را کسب کنند تا هم رتبه شان در جدول رقابت ها بهتر شود، هم طرفداران شان را از خود راضی نگاه دارند. در راه رسیدن به این هدف، تیم مقابل وجود دارد که او هم همان سه امتیاز را می خواهد. در واقع دو طرف در این داستان وجود دارند که برای یک هدف میجنگند اما مشکل اینجاست که این هدف (سه امتیاز بازی) فقط به یکی از آنها خواهد رسید. پس اگر این سه امتیاز انحصاری نبود دیگر رقابتی هم وجود نداشت.

اما اینکه در این درام، قهرمان  ضد قهرمان چه کسانی هستند، گاهی نسبی است و گاهی هم مطلق. مثلا در یک بازی که بین دو تیم برگزار میشود، طرفدار تیم الف، تیم خود را پروتاگونیست و تیم ب را هم آنتاگونیست می داند. در مقابل اما، طرفدار تیم ب تیم محبوب خود را قهرمان و تیم الف را ضد قهرمان می داند. پس برای هر کسی در یک مسابقه فوتبال یک قهرمان و یک ضد قهرمان وجود دارد.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم

در بین این مبحث باید بگویم دقیقا به همین دلیل است که کسانی که هوادار یک تیم هستند بیشتر از فوتبال لذت می برند تا کسانی که طرفدار تیم خاصی نیستند و گاهی برای تفریح فوتبال نگاه میکنند. کسانی که تفریحی فوتبال می بینند چون قهرمان و ضد قهرمانی برایشان وجود ندارد، فقط سعی میکنند از صحنه های زیبا و شوتهای فوق العاده بازیکنان لذت ببرند؛ اما این لذت موقت است. مثل زمانی که شما یک فیلم را فقط برای جلوه های ویژه آن  و  یا یک صحنه بخصوص انفجار یک پل نگاه میکنید. آن لحظه لذت خواهید برد اما بعدش بلافاصله آن را فراموش خواهید کرد. اما کسانی که فیلم را بخاطر خود فیلم تماشا میکنند، به قدری در داستان فیلم غرق می شوند که ممکن است حین تماشای فیلم نعره بکشند و دیوانه وار از دست شخصیتی عصبانی شوند.

جالب اینجاست که کسانی که فوتبالی نیستند یا فوتبال را تفریحی دنبال می کنند، دائما به عشاق فوتبال سرکوفت می زنند که چرا اینقدر افراطی هستید و چرا اینقدر فوتبال برایتان مهم است. دلیل مطرح کردن این سوال این است که آنها درام فوتبال را نشناخته اند و در این داستان، قهرمان  ضد قهرمانی ندارند.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم

 

اما از این مبحث که بگذریم، باید اشاره شود پس مشخص شد که در بیشتر بازی ها قهرمان و ضد قهرمان یک امر نسبی است و هر کسی بنا بر اینکه طرفدار تیم خاصی است برای خود یک تیم را آنتاگونیست و یک تیم را هم پروتاگونیست می داند. اما در بعضی بازی ها هم ندرتا بیشتر تماشاچیان بازی یک قهرمان و یک ضد قهرمان مشترک دارند.

برای مثال، در یک بازی که تیمی فقیر و ضعیف مقابل تیمی قوی و ثروتمند قرار میگیرد، بجز طرفداران تیم ثروتمند بقیه تماشاچیان بازی در قلب شان دوست دارند که تیم ضعیف تر ببرد. کلا این یک قاعده است که موقع رو در رویی دو تیم که یکی ضعیف و دیگری قوی است، بجز هوادران تیم قوی بقیه دوست دارند که تیم ضعیف برنده بازی باشد.

 

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم

 

یا مثلا یک تیم را در نظر بگیرید که وجودش و یا سیاستهایش خیلی به مذاق عشاق فوتبال خوش نمی آید. تیم پاریس سن ژرمن که با پول سرمایه گذاران عرب و در واقع با پول نفت توانسته بسیاری از بازیکنان شاخص جهان را بخرد و به همین دلیل از نظر فوتبال دوستان هیچ اصالتی ندارد یا مثلا تیم دیگری در آلمان که بخاطر اینکه از شرکت ثروتمندی تغذیه میشد و حتی هواداران خود را نیز با پول جذب باشگاه میکرد، این گونه تیم هایی برای اکثر فوتبال دوستان حکم آنتی گونیست های درام فوتبال را دارند. اگر این تیم ها مقابل یک تیم اصیل و پر طرفدار بازی کنند، احتمالا بسیاری منتطظر شکست این ضد قهرمانان هستند.

حالا از بحث قهرمان و ضد قهرمان که بگذریم، به ساختار دراماتیک می رسیم. ساختار دراماتیک یک قصه، شروع دارد و بسط دارد و پایان. هر داستانی را که ما میشنویم یا میخوانیم در ابتدا، هنوز آغاز نشده است. زمانی که آغاز می شود همه چیز در نظم و ثبات خاصی است. در همه فیلمهایی که میبینید، شخصیت در ابتدای قیلم مشغول زندگی کردن است. حالا یا از زندگی خود لذت می برد یا اینکه از زندگی بیزار و افسرده است. اما به هر حال در یک ثبات خاص مشغول زندگی کردن است و هنوز دچار تنش و بجران نشده است. چنین کسی مانند تیمی است که چه صدر نشین جدول است و چه قعر نشین، اما در ابتدا به بحرانی در آن بازی نرسیده است. همه چیز آماده است و دو تیم مشغول ارزیابی یکدیگر هستند. حالا این وسط بحرانی آغاز میشود. این بحران چند گونه می تواند باشد.

یا بحران این است که تیم حریف در همان دقایق ابتدایی به گل می رسد. چنین بحرانی به درام های مدرن شبیه است که داستان در همان شروع خود نظم و ثبات را از دست داده است. تیم قهرمان تا به خودش می آید می بیند که تیم ضد قهرمان گل زده است. حالا با شروع این بحران تمام بازیکنان ممکن است تمرکز خود را از دست بدهند و حتی گل های بیشتری بخورند و یا اینکه نه، تمرکز خود را حفظ کنند، بازی را به آرامش و ثبات برسانند و بعد از آرام شدن این منحنی درام، حالا تلاش کنند که بحران ایجاد شده را مدیریت کرده و به تیم آنتاگونیست گل بزنند.

چگونه یک مسابقه فوتبال را درام شناسی کنیم

کلیک ها: 1

اوزه بیو دی فرانچسکوتحلیل بازی های تیم آ.اس.رم ایتالیا به سرمربیگری اوزه بیو دی فرانچسکو

 

تحلیل بازی های تیم آ.اس.رم ایتالیا به سرمربیگری اوزه بیو دی فرانچسکو


رم تیم محبوبی است که تاریخچه بسیار غنی هم دارد. قرمز پوشان ایالت لاتزیو و شهر رم، خود را گرگ های این شهر میدانند و همیشه در تلاش بوده اند که با تعصب و تلاش خود مانند گرگ ها گلوی حریفانشان را پاره کنند.
از زمانیکه مثلث مرگبار باتیستوتا، مونتلا و فرانچسکو توتی در نوک این تیم قرار داشتند و حسابی برای این تیم گلزنی کردند، رم طرفداران بسیاری را در سرتاسر دنیا برای خود پیدا کرد. شاید بتوان گفت که این روزها به جز هوادران تیم لاتزیو که تیم رقیب سنتی رم است، هیچ کسی در دنیا از تیم رم بدش نمی آید. تیم رم همواره بخاطر داشتن بازیکنان وفادار و محبوبی چون فرانچسکو توتی، دنیل ده روسی و دیگران محبوب هواداران بوده است. سال گذشته هنگامیکه توتی از این تیم خداحافظی کرد یکی از تلخ ترین و غمگین ترین شبهای هواداران فوتبال رقم خورد.
اما رم با داشتن چنین تاریخ بزرگی، این روزها سیاست خاصی را در پیش گرفته است. آنها چند سالی است که تمام تمرکزشان را بر کشف استعدادهای تازه، شکوفا کردن این ستاره ها و سپس فروششان به تیم های ثروتمند است. البته آنها با همین سیاست هم تا کنون موفق عمل کرده اند و مثلا همین سال گذشته بود که در لیگ قهرمانان اروپا تیم رم توانست در یگ بازی بسیار دراماتیک بارسلونا را شکست دهد. آنها حتی در بسیاری از فصول تیم مدعی قهرمانی هم بوده اند.

 

تحلیل بازی های تیم آ.اس.رم ایتالیا به سرمربیگری اوزه بیو دی فرانچسکو


اما اصرار مدیران رم بخصوص مونچی بر فروش بازیکنان ستاره این تیم حسابی هوداران را عصبانی کرده است. آنها زمانی محمد صلاح را به تیم لیورپول فروختند که تیم شان حسابی به این بازیکن نیاز داشت. سال گذشته هم محمد صلاح توانست طوری در لیورپول بدرخشد که هم اندازه مسی و رونالدو مشهور شود و حتی جایزه گل فرانس پوشکاش را هم به خودش اختصاص دهد. اما رم باز هم با قدرت ادامه داد و سال بعدش بعد از یوونتوس و ناپولی جزو مدعیان سری آ بود.
همین تابستان سال گذشته هم تیم رم ستارگان مهم خود را یعنی کوین استروتمن، راجا ناینگولان و آلیسون بکر را فروخت. اکنون آلیسون بکر در لیورپول به هم تیمی سابق خود محمد صلاح پیوسته که از مدعیان قهرمانی در لیگ برتر انگلستان هستند. راجا ناینگولان به تیم اینتر میلان پیوسته و قرار است به زودی مقابل تیم سابق خود بازی کند و استروتمن هم در حالیکه به رم عشق میورزید مجبور به ترک این تیم شد.

 

تحلیل بازی های تیم آ.اس.رم ایتالیا به سرمربیگری اوزه بیو دی فرانچسکو


اما امسال اوزه بیو دی فرانچسکو تمام تلاش خود را کرده که با وجود فروش سه بازیکن کلیدی تیم خود باز هم تیم خوبی را تحویل طرفداران بدهد. اوزه بیو دی فرانچسکو زمانی که در ساسولو بود نشان داد که این قدرت را دارد که از بازیکنان جوان به خوبی بازی بگیرد. به همین دلیل او امسال کسانی را مانند جاستین کلایورت به تیم خود اضافه کرد. تیم رم اکنون جزو جوان ترین تیم های ایتالیا است. میانگین سنی این تیم بسیار کم است و همین هم عاملی شده تا ترس و خوف راجع به آینده این تیم حسابی زیاد شود.
اما تیم دی فرانچسکو چگونه بازی میکند؟ رم امسال به ترکیب چهار، دو، سه، یک به بازی ها میرود. اولا که دروازه بان جدید این تیم که دروازه بان تیم ملی سوئد هم هست یعنی اولسن، تا حد زیادی توانسته است جای خالی آلیسون بکر را پر نماید. او حدودا 28 سال سن دارد که شاید بتوان گفت بعد از دنیله ده روسی پیرترین بازیکن تیم است و باعث شده تا اندکی تجربه هم به تیم اضافه شود. به هر حال او در بازی های ملی هم دروازه بان موفقی بوده است و اکنون تجربه سالها بازی و دروازه بانی را همراه با خود به تیم رم آورده است.

 

تحلیل بازی های تیم آ.اس.رم ایتالیا به سرمربیگری اوزه بیو دی فرانچسکو


در خط دفاعی چهار بازیکن یعنی فلورنزی در سمت راست، کولاروف در سمت چپ و فازیو و کاستاس مانولاس هم در مرکز خط دفاع مشغول بازی هستند. کولاروف و فلورنزی فول بک های تیم رم هستند که در بسیاری از لحظات در نقش بازیکنان هافبک در وسط زمین هستند و حتی گاهی به خط دفاعی تیم رقیب هم اضافه شده و تلاش میکنند به بازیکنان هجومی تیم خود کمک کنند.
در غیاب فلورنزی و کولاروف، فازیو و مانولاس هم تلاش میکنند تا دو نفره از دروازه تیم خودشان دفاع کنند. البته این دو نفر هنگامیکه اندکی جلوتر میروند حین بازگشتن اندکی کند عمل میکنند. همین کند بودن آنها در مواقع بازگشت به سمت دروازه باعث شده تا آنها سر ضد حمله ها زیاد گل بخورند. زمانی که آلیسون بکر در این تیم بود بعنوان یک سوییپر تلاش میگرد تا ضعف خط حمله را پر کند اما اکنون باخت ها و تساوی های رم ناشی از همین ضعف است.
اما در خط جلویی، ده روسی و انزونزی بازیکنانی هستند که بعنوان هافبک دفاعی از دفاع رم مراقبت میکنند. در بسیاری از مواقع ده روسی هم به فازیو و مانولاس اضافه میشود تا سه نفری خط دفاع را ببندند. انزونزی هم یا به دفاع کمک میکند و یا پشت سر خاویر پاستوره در طراحی حملات نقش دارد.

 

تحلیل بازی های تیم آ.اس.رم ایتالیا به سرمربیگری اوزه بیو دی فرانچسکو


خط سوم تیم رم را خاویر پاستوره در مرکز زمین، چنگیز اوندر در سمت راست بعنوان وینگر راست و الشراوی در سمت چپ و بعنوان وینگر چپ فعالیت میکنند. خاویر پاستوره بازیکن مورد علاقه اوزه بیو دی فرانچسکو است و به همین دلیل است که این روزها مهم ترین بازیکن تیم رم محسوب میشود.
خاویر پاستوره تلاش میکند تا حتی گاهی از ادین ژکو مهاجم نوک هم تیمی خود هم جلو تر بزند و در همین فصل نیز بارها شاهد گلزنی پاستوره بوده ایم. او کسی است که نقطه اتصال اوندر و الشاراوی نیز است.
الشاراوی و اوندر هم میتوانند هم از گوشه ها توپ را برای ادین ژکو ارسال کنند و هم میتوانند خودشان به داخل محوطه پنالتی حریف نفوذ کرده و شوت بزنند.
این ترکیب چهار نفره تیم رم بسیاری از تیم ها را حسابی آزار داده است. حتی خود ادین ژکو که یک مهاجم بالفطره هم هست در بسیاری از مواقع عقب میکشد و سعی میکند با مشغول کردن مدافعان حریف به خود، شانس گلزنی به پاستوره یا اوندر یا الشاراوی را نیز بدهد.
در کل این روزها تیم رم در خط حمله خوب عمل میکند اما ضعف خط دفاعی زحمات آنها را به باد میدهد. اما با بالارفتن هماهنگی بین بازیکنان و حتی اضافه شدن یکی دو بازیکن با تجربه دیگر رم میتواند مانند سال گذشته به تیم خطرناکی تبدیل شود.

تحلیل بازی های تیم آ.اس.رم ایتالیا به سرمربیگری اوزه بیو دی فرانچسکو

کلیک ها: 3

دلامدونینا چیست و از آن چه می دانیم

 

دلامدونینا چیست و از آن چه می دانیم


مسابقات فوتبال هنگامی که بین دو تیم همشهری برگزار می شوند اوج هیجان را به طرفداران هر دو تیم تزریق میکنند. به این گونه مسابقات نیز دربی گفته می شود. در دنیا دربی های مختلفی هر ساله برگزار میشود که مهم ترین دربی هر کشوری هم نماد آن فوتبال میشود.
در برزیل، آرژانتین، اسپانیا، آلمان و ایتالیا؛ همگی دربی های بزرگ بیشترین هیجان را دارند. در همین فوتبال کشور خودمان هم، دربی بین استقلال و پرسپولیس در روزی که انجام میشود تمام اتفاقات دیگر ممکلت را تحت الشعاع خود قرار می دهد.
اما در فوتبال ایتالیا که فوتبال اساسا چیز مهمی برای مردمش است، دربی دلامدونینا از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. این مسابقه، بین دو تیم شهر میلان یعنی ای سی میلان و اینتر میلان برگزار میشود. دلیل نام گذاری این شهرآورد تحت عنوان دلامدونینا نیز مجسمه حضرت مریم است که در این شهر نصب است و به خاطر علاقه مردم به این مجسمه، نام وی بر روی مسابقه دو تیم شهر میلان گذاشته شده است.

 

دلامدونینا چیست و از آن چه می دانیم


بگذارید از صحبت های دیگو میلیتو راجع دربی دلامدونینا آغاز کنیم. میلیتو که زمانی خود در تیم اینتر یکی از مهره های اصلی این تیم محسوب می شد و تجربه حضور زیادی را هم در این مسابقه داشته است، یکی دیگر از بازیکنان آرژانتینی است که در تیم اینتر توپ زده است.
میلیتو اعتقاد دارد که دربی دلامدونینا به قدری سخت و فشرده است (فارغ از اینکه شرایط دو تیم در جدول چگونه است) که تنها اشتباهات و موارد جزئی می توانند نتیجه را رقم بزنند. در واقع اعتقاد دیگو میلیتو بر این است که میلان و اینتر هر چقدر هم که بخواهند بر روی تاکتیک های مختلف برنامه ریزی کنند تا بصورت تاکتیکی تیم حریف را به زانو در بیاورند اما باز هم اشتباهات است که نتیجه را رقم خواهد زد. دلیل این امر هم مشخص است. به بازی های اخیر استقلال و پرسپولیس نگاهی بیندازید، چرا بیشتر این بازی ها مساوی میشود. اگر توهم توطئه را کنار بگذاریم، فشاری که هر دو تیم حین بازی احساس میکنند و بسته بازی کردن هر تیم در مقابل دیگری باعث رقم خوردن چنین نتایجی میشود.

 

دلامدونینا چیست و از آن چه می دانیم


همیشه تیم ها در یک دربی، بخاطر مسائل حیثیتی دوست ندارند گل بخورند و تا میتوانند بسته بازی میکنند. حتی در بسیاری از مواقع دیده ایم که دربی ها با نتیجه صفر صفر به پایان می رسد. در چنین بازی هایی استرس کادر مربیان و بازیکنان به قدری بالا بوده که فقط به زمین رفته اند و نود دقیقه تلاش کرده اند که گل نخورند. چرا که هر تیمی که در یک دربی می بازد انگار که کل شهر را به دیگری واگذار کرده است.
در دربی میلان هم هر بار که اینتر برنده می شود گویی شهر میلان یک سره آبی شده است. یا برعکس، با برنده شدن میلان تمام این شهر رنگ قرمز به خودش می گیرد. میلیتو پیش بینی میکند که این دربی که در یک شنبه هفته آینده برگزار می شود، دربی متعادلی خواهد بود. شرایط حساس و خاص است و به همین دلیل بعید است که کل زمان بازی، یکی از دو تیم بخواهد بر دیگری سوار باشد.
اینتر این روزها همراه با لوچانو اسپالتی روزهای خوب خودش را میگذارند. شش پیروزی پی در پی در ایتالیا و اروپا حاصل همبستگی بین بازیکنان جدید و قدیم بوده است و اسپالتی که فصل را حسابی ضعیف آغاز کرده بود و مقابل ضعیف ترین تیمهای جدول هم می باخت، حالا حتی تاتنهام را نیز در لیگ قهرمانان اروپا شکست میدهد. بازی مقابل میلان برای آنها بسیار مهم است. اولا اینکه به هر حال این یک دربی است و مختصات خاص خودش را دارد. آن ها دوست ندارند حتی برای یک هفته هم که شده، تمام خاکریزهای شهر خود را در چنگ شیاطین سرخ ببینند.

 

دلامدونینا چیست و از آن چه می دانیم


در مرتبه دیگر، باید اشاره کنم که اینتر همین هفته بعد از بازی مقابل میلان، در برابر بارسلونا قرار خواهد گرفت. دو بازی سخت و ترسناک در یک هفته میتواند جان بازیکنان اینتری را بگیرد. آنها اگر نتوانند میلان را شکست دهند، هم اینکه در کورس قهرمانی از ناپولی و یوونتوس عقب خواهند افتاد و هم اینکه با روحیه شکننده ای به مصاف بارسلونا خواهند رفت. اما اگر اینتر بتواند میلان را شکست دهد با تمام قوا و با روحیه ای مضاعف به سراغ بارسلونا خواهد رفت. بارسلونایی که حسابی زخم خورده است و هیچ چیزی به جز صدر نشینی در گروهش در لیگ قهرمانان اروپا نمی تواند التیامی بر این زخم باشد. و نکته اینجاست که بارسلونا برای صدر نشینی در گروهش باید اینتر را شکست دهد. شرایط حسابی پیچیده شده و در کل چیزی که واضح است، اینتر بسیار به برد در دربی دلامدونینا نیازمند است.
دیگو میلیتو در این دربی بیش از هر کسی به بازیکن جوان آرژانتینی اینتر یعنی لائوتارو مارتینز چشم دوخته است. آرژانتینی ها همیشه در اینتر حضور چشم گیری داشته اند. خاویر زانتی، دیگو میلیتو، مائورو ایکاردی و حالا هم لائوتارو مارتینز، نام هایی هستند که آرژانتین و اینتر میلان را به یک دیگر پیوند میزنند. همانطور که در بسیاری از مواقع میلان و برزیل به یکدیگر گره خورده اند. از کاکا و رونالدینیو تا پاتو و سیلوا بازیکنان زیادی از برزیل به تیم میلان رفته اند و در آخرین انتقال هم، میلان توانست پاکتی را از تیمی برزیلی خریداری بکند تا بسیاری پیش بینی کنند کاکای دیگر در راه است.

 

دلامدونینا چیست و از آن چه می دانیم


اما با این اوصاف، مسائل دیگری هم در بازی میلان و اینتر حائز اهمیت است. رو در رویی ایگواین و ایکاردی، دو مهاجم فوق العاده آرژانتینی که هر دو بخاطر نبودن در باند مسی به تیم ملی دعوت نمیشوند. این دو هیچ رابطه دوستانه ای با هم ندارند و حتی ایگواین اخیرا در مصاحبه خود، گفته بود که با ایکاردی بیرون از زمین مصاحبه حرف نمیزند. بنابراین رقابتی چشم گیر بین این دو آرژانتینی در میان است و هر کدام تمام تلاش خودش را خواهد کرد تا به تیم حریف گل بزند و خودش را بالاتر از دیگری نشان بدهد.
دربی دلامدونینا تا به حال همیشه در نهایت اهمیت و هیجان برگزار شده است. امسال نیز دلایل بسیار دیگری وجود دارد تا بپذیریم که این مسابقه که در روز یکشنبه هفته آینده در سن سیرو (یا به قول اینتری ها جوزپه مه آتزا) برگزار خواهد شد، یکی از مهمترین بازی های فوتبال در این ماه است.

دلامدونینا چیست و از آن چه می دانیم

کلیک ها: 1