تحلیل بازی های تیم ناپولی به سرمربیگری کارلو آنچلوتی


تحلیل بازی¬های تیم ناپولی به سرمربیگری کارلو آنچلوتی

ببرهای ناپل که تا همین پارسال تنها مانع یوونتوس بر سر کسب عناوین قهرمانیهایش بودند، امسال نیز به تیمی تغییر شکل داده‌اند که حتی شمایل متناسب با لیگ قهرمانان اروپا نیز به خود گرفته است و یکی از امیدهای فوتبال کشور چکمه برای درخشش در اروپا محسوب میشود. از همان زمان که دی لورنتیس، مالک باشگاه، اعلام کرد که بجای مائوریتزیو ساری، قصد دارد تا کارلو آنچلوتی را بر نیمکت تیمش بنشاند، نگاهها به سمت پارتنویی خیره شد. کارلو آنچلوتی کسی بود که در زمانی که در تیم میلان بعنوان بازیکن فعالیت میکرد توانست دو بار قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا را کسب کند و در ادامه و در سالهای بعد نیز در کسوت سرمربی تیم میلان هم توانست دو بار دیگر این عنوان را تکرار کند. کارلو آنچلوتی همواره خود را سرمربی¬ای مطرح کرده است که میتواند به تیمهایش شخصیت و پرستیژی اروپایی بدهد و البته درست است که در چند تیم هم نتوانست آن طور که انتظار میرفت بدرخشد و انتظارها را برآورده سازد اما به هر روی، او هنوز هم کارلو آنچلوتی است و آریگو ساچی کبیر طی آخرین مصاحبه خود، وی را استادی تمام و کامل دانسته و عنوان کرد که تیمش امسال فوتبالی بی نظیر ارائه خواهد داد.

تحلیل بازی¬های تیم ناپولی به سرمربیگری کارلو آنچلوتی

به یاد بیاورید تیمهایی که بعد از میلان به آنها رفت و چه عملکردی داشت، در چلسی آبراموویچ توانست قهرمانی انگلیس را کسب کند و همینطور که در انگلیس همه میدانند، سر و کله زدن با این مالک متمول روس کاری بسیار سخت است که امثال مورینیو، کونته و آنچلوتی به سختی توانستند از پس این کار بر بیایند. در اسپانیا توانست هم قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا را برای رئال به ارمغان بیاورد و هم لادیسما را کسب کند و اتفاقا روزهایی از کار در این تیم برکنار شد که به گواه آمار پزشکان و آنالیزورهای این تیم، بازیکنان رئال مادرید به اوج آمادگی خود در آن سالها رسیده بودند و تیم آنچلوتی فقط در آن دوره اندکی در نتیجه گرفتن به بن بست خورده بود که البته به مصدومیتهای پی در پی تیمش هم بی ربط نبود. در تیم پاریس سن ژرمن آنچلوتی به قصد راه اندازی پروژه¬ای طولانی مدت به تیم آنها رفت و کارش را هم با قدرت شروع کرد چون میدانیم که کار کردن با ستارگان آن تیم که اکثرا صرفا به قصد کسب درامد به آن تیم رفته¬اند و خیلی مفهومی بنام تعصب فوتبالی در آنجا معنایی ندارد، سخت است و البته کارکردن با ستاره¬ای بنام زلاتان ابراهیموویچ از سخت¬ترین کارهای دنیاست اما کارلو به خوبی از پس این کار برآمد و به گفته خودش و به گواه بازیکنان، کارلو آنچلوتی توانست جو بی نظیری در آن تیم ایجاد کند و بازیکنان را برای عرق ریختن برای باشگاهشان حسابی ترغیب نماید. غذا خوردن همه بازیکنان و اعضای فنی و حتی تدارکات تیم را در یک سالن اجباری کرد و همین عامل هم باعث ایجاد همدلی در میان کلیه تیم پاریس سن ژرمن شد.

تحلیل بازی¬های تیم ناپولی به سرمربیگری کارلو آنچلوتی

اما مالک این تیم انتظار کسب سی ال در همان سال اول را داشت که طبیعتا انتظار بیجایی هم بود و البته طبق گفته خود آنچلوتی رفتار غیر حرفه¬ای لئوناردو بازیکن سابق میلان و دوست صمیمی آنچلوتی که باعث رفتن او به پاریس شد، نهایتا باعث اخراج او نیز از همین تیم گشت. اوضاع آنچلوتی در بایرن هم کاملا متفاوت بود چرا که اکثر بازیکنان بایرن مونیخ علاقه¬ای به این استاد دوست داشتنی ایتالیایی نداشتند و با کمکاری¬های غیرحرفه¬ای خود نهایتا موجب برکناری¬اش از بایرن هم شدند. اما آنچلوتی در ادامه مسیر جذاب خودش به بندر ناپل و استادیوم سن پائولو رسیده است. در تیمش تمام بازیکنان حداقل یکی دو سال است که در کنار همدیگر بازی میکنند و هماهنگی بی نظیری با هم دارند و این مورد کار او را اندکی راحت¬تر کرده است. ناپولیِ آنچلوتی شاید در حال حاضر و در شرایطی که هنوز دو هفته از سری آ گذشته است، اندکی در دفاع نامتمرکز و غیر قابل اتکا است ( که خیلی فرقی هم با ناپولیِ ساری نکرده است) اما در فاز هجومی تقویت و در مالکیت و حفظ توپ حسابی پیشرفت کرده است. ذهنیت بازیکنان با ورود آنچلوتی بسیار بهتر و قوی¬تر شده است چرا که در هفته اول آنها با یک کامبک و در زمین لاتزیو، بازی یک صفر باخته را دو بر یک پیروز گشتند و در هفته دوم نیز در سن پائولو بازی دو صفر باخته را با تعویضهای استادانه وی سه بر دو بردند. در بازی دوم، کارلو قدرت مربی¬گری خود را حسابی به رخ کشانید.

تحلیل بازی¬های تیم ناپولی به سرمربیگری کارلو آنچلوتی

در نیمه اول تیمش حسابی هماهنگ بودند و پرس بسیار شدید را بر دروازه میلان ایجاد کرده بودند که البته با بازی بسته شاگردان گتوزو مواجه و با کمی هم بی دقتی بازیکنان ناپولی در شوت زنی، موقعیتهای بسیاری را از دست دادند و میلان در یکی از موقعیتهای معدود خود به گل رسید. در نیمه دوم که به نیمه مربیان مشهور است اما ورق برگشت. اگر چه در ابتدای نیمه دوم در یک ضد حمله، بیگلیا با ارسال خود سوسو را صاحب توپ کرد و سوسو هم با پاس زیبایش داویده کالابریا را در موقعی گل زنی قرار داد میلان به گل دوم خود نیز رسید اما دقایق زیادی از این گل نگذشته بود که «زیه لینسکی» بازیکن لهستانی ناپولی توانست دو گل پشت سر هم را به زیبایی تمام به ثمر برساند. زیه لینسکی امسال بخااطر اعتماد آنچلوتی حسابی رشد کرده است و کاملا قدردان اعتماد کارلو نیز است، کارلو بین دو نیمه بر ضعف دفاعی بیگلیا تاکید کرده بود و در این دو گل نیز، علاوه بر شکوفایی زیه لینسکی، شاهد فشار خط حمله ناپولی بر منطقه تحت پوشش بیگلیا نیز بودیم. گل سوم پارتنویی هم که توسط تعویض طلایی کارلو، یعنی «دنیس مرتنز» به ثمر رسید که آقای مربی بتواند به همگان ثابت کند که گذشت عمر نتوانسته از کیفیت تفکرات فوتبالی¬اش چیزی کم کند. ناپولی در هر دو هفته فوتبالی زیبا، متمرکز و مقتدر را از خود نشان داد که از قضا مقابل دو تا از بهترین تیمهای سری آ نیز این اتفاق افتاد.

تحلیل بازی¬های تیم ناپولی به سرمربیگری کارلو آنچلوتی

با توجه به شتاب اولیه این تیم و داشتن ستارگان بی نظیری که در همین چند ماه بخوبی خود را طبق تفکرات و استراتژیهای او هماهنگ نموده¬اند، ناپولی در لیگ ایتالیا روز به روز پیشرفت خواهد کرد و ادعای قهرمانی¬اش نیز بیشتر خواهد شد، چرا که فوتبالی که ناپولی به نمایش گذاشته است نه تنها بی¬کیفیت¬تر از تیم یووه، مدافع اصلی قهرمانی سری آ نیست بلکه در فاز تهاجمی و سرعت انتقال توپ و حتی مالکیت آن نیز قوی¬¬تر بوده است. حالا آنچلوتی باید برای بازیهای اروپایی پارتنویی بخش بیشتری از قشر خاکستری مغز خود را بسوزاند تا طلسم چندین ساله این تیم در اروپا را نیز بشکند.

کلیک ها: 31

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آث میلان در سری آ ایتالیا
تحلیل بازیهای تیم فوتبال آث میلان در سری آ ایتالیا

تیم میلان امسال را نیز با جنارو گتوزو آغاز کرد. سرمربی جوان و ایتالیایی، که خود زمانی در همین تیم زوج رویایی خط هافبک ایتالیا با همراه با آندره¬آ پیرلو تشکیل میداد. گتوزو تیم میلان را در شرایطی تحویل گرفت که هیچکس انتظار نداشت معجزه¬ای رخ دهد، میلانِ مونتلا به قعر رفته بود و بازیکنانی که دویست میلیون یورو پولِ چینیها خرجشان شده بود ابدا نتوانسته بودند خودی نشان دهند و حال گتوزو میخواست تا این تیم را ذره ذره رشد دهد. برای مثال نگاهی می¬اندازیم با بازی هفته دوم سری¬آ، بازی سخت میلان مقابل تیم ناپولی که به تازگی همراه با کارلو آنچلوتی بازیهایش را در ایتالیا پی میگیرد.

ترکیب میلان در این بازی ترکیب ناآشنایی نبود. جی جی دوناروما در دروازه، ترکیب خط دفاعی را هم داویده کالابریا، موساکیو، السیو رومانیولی و رودریگز تشکیل میدادند، در لایه جلویی و در خط هافبک این تیم، کسیه و بوناونتورا پیستونهای چپ و راست میلان، بیگلیا هافبک وسط و در خط حمله نیز، سوسو وینگر راست و بورینی وینگر چپ و در نوک ترکیب این تیم، گونزالو ایگوایین توپ میزدند. میلان در ابتدای بازی و از میان خریدهای جدیدش فقط از ایگوایین استفاده کرد و اینطور بنظر میرسید که گتوزو به همان ترکیب فصل گذشته خود اعتماد کرده و فقط در غیاب کالینیچ، که با بازیهای بدش در سال گذشته همه میلانیها را از خود ناامید کرده بود، ال پیپیتا بجای او در نوک حمله ایستاده بود. میلان در نیمه اول توانست دو گل به ثمر برساند، گل اول بر روی ارسال بلند بیگلیا و صاحب توپ شدن سوسو، در ادامه نیز ارسال سوسو به سمت دیگر زمین برای بورینی و بورینی هم با سر خود توپ را جلوی پای بوناونتورا انداخت و جک بوناونتورا نیز با یک ضربه زیبای بیرون پای راست، دروازه اوسپینا را باز کرد.

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آث میلان در سری آ ایتالیا

در اواسط نیمه دوم نیز، سوسو در محوطه جریمه صاحب توپ شد و داویده کالابریا را در یک ارسال عمقی با اوسپینا تک به تک ساخت و کالابریا هم با یک ضربه آرام و با دقت برای بار دوم میلان را جلو انداخت و نتیجه را دو بر صفر کرد. اما میلان اگر چه نیمه اول را دو بر صفر به پایان رساند، تیم ضعیف¬تر میدان بود، چه در دقت پاسکاری-ها، چه در خطرناک بودن و تعداد موقعیتهایی که میساخت و چه در مالکیت توپ و در همه این سه مورد ببرهای ناپل بودند که دست بالاتر را داشتند.

آنها بدلیل سالها بازی کردن کنار همدیگر، چشم بسته به هم پاس میدادند، هربار که اینسینیه یا کایخون با په توپ میشدند نفس هواداران روسونری را بند می آوردند و در نوک هم میلیک مترصد فرصتی بود تا جلوی میلان نیز پایش به گلزنی باز شود. اما در نیمه دوم کار برای میلان از این هم سخت تر شد و بنظر میرسید که گتوزو نیمه مربیان را مقابل استاد خودش، آنچلوتی واگذار کرده است. زیه لینسکی در دو موقعیتی که هم تیمیهایش برایش ساخته و پرداخته کردند دروازه دوناروما را گشود. در اولی توپ را روی خط محوطه جریمه بدست آورد، با حرکتی عرضی خودش را به نقطه مناسبی رساند و با یک شوت محکم و زاویه دار، گل اول را زد.

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آث میلان در سری آ ایتالیا

گل دوم نیز بر روی یک ریباند از سمت باکایوکو، توپ این بار در بیرون از محوطه به زیه لینسکی رسید و او هم بدون نگه داشتن توپ، با ضربه ای دقیق از شیرجه نزدن دوناروما استفاده و گل دوم را هم این گونه به ثمر رساند. کارلو با دو تعویض نسبتا دفاعی، این گونه القا کرد که به نتیجه رضایت داده و میخواهد که در هفته دوم از میلان و در خانه خودش نتیجه را مساوی نگاه دارد، اما با تعویض مرتنز با مارک همشیک و دو مهاجمه شدن پارتنویی، ورق کاملا برگشت و مرتنز در نهایت گل پیروزی بخش تیمش را به میلان زد.

چهار بازیکن در این مسابقه برای میلان نقشی کلیدی داشتند، بوناونتورا که تا اواخر بازی نقش بازیساز را ایفا میکرد و دائما توپ را به گردش درمی¬آورد و گل اول را هم به ثمر رساند، سوسو که همچنان با نفوذها و سانترهای خطرناکش حریف را در خطر می¬انداخت و گل اول را نیز خودش ساخت و در گل دوم هم، پاس گل را داد. ایگوایین که اگرچه نتوانست پای خود را برای میلان به گلزنی باز کند اما در خیلی از صحنه ها به داد میلان رسید و فشار ناپولی را در نیمه تیم خودش کاهش داد و سعی بر حفظ توپ کرد و در نهایت هم السیو رومانیولی که بعنوان یک کاپیتان بخوبی از وظایف نقش کاپیتانی و مدافع بودن خود برآمد.

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آث میلان در سری آ ایتالیا

اما با وجود سه بازیکن که امشب بخش بزرگی عملکرد بد میلان را به گردن باید میگرفتند، یعنی: داویده کالابریا، بیگلیا و موساکیو، هر چه آن چهار نفر کاشتند را این سه نفر به باد داده و نهایتا باعث باخت میلان هم شدند. بیگلیا اصلا نتوانست در حد و اندازه یک هافبک مرکزی و هافبک دفاعی ظاهر شود، در مناطقی که وظیفه داشت که آنجاها را پوشش دهد غایب بود و در دو گل اول یکی از مقصران بزرگ به شمار میرفت. داویده کالابریا هم اگر گل دوم تیمش را به ثمر رساند اما در اکثر حملاتی که از سمت راست میلان میشد غایب بود و دوندگی و جای¬گیری مناسبی برای برآمدن از پس وظایف یک فول بک نداشت و اینسینیه نیز دقیقا از همان سمت اکثر نفوذهای خود را انجام میداد و نفس-ها را در سینه هواداران حبس میکرد. گتوزو شاید دیر دست به تعویض زد، آوردن تیمو باکایوکو بجای بیگلیا باید در همان بین دو نیمه انجام میشد، آوردن لاگزالت بجای بوناونتورا و در آخر نیز میدان دادن به کوترونه هم در شرایطی که میلان دو گل و در مورد کوترونه، سه گل خورده بود و همچنان ناپولی تیم برتر میدان بود نتوانست تغییری در شرایط ایجاد کند. گتوزو باید سرمربی باهوشی برای تیمش باشد، بداند که کی باید تعویض کند، دقیقا کی را با کی باید جابجا کند و با هیچ کسی هم تعارف نداشته باشد. اتکای جنارو گتوزو به فرانک کسیه، جای تعجب است.

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آث میلان در سری آ ایتالیا

بازیکنی که درصدی هوش، خلاقیت و بازیسازی ندارد و فقط در دویدن خلاصه شده است نمیتواند نقطه اتکای یک تیم باشد. گتوزو شاید مجبور به یک تغییر تاکتیک شود. با ترکیب چهار دو سه یک نیز میتواند موفق شود به این شرط که کسیه نقطه ثقل تیم نباشد، خط دفاعی خود را شکوفا کند و در هافبک هم بوناونتورا، هاکان چالهان اوغلو و سوسو را همزمان در اختیار داشته باشد تا مبادا بورینی هم به این خط راه یابد.

کلیک ها: 21

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آرسنال انگلیس
تحلیل بازیهای تیم فوتبال آرسنال انگلیس

تیم فوتبال آرسنال که به توپچی¬ها در شهر لندن مشهورند و در ورزشگاه مشهور خود یعنی «امارات» به مقابل تیمهای حریف میروند همواره یکی از تیمهای باکیفیت فوتبال در لیگ برتر انگلیس بوده است. زمانیکه آرسن ونگر به تیم آرسنال آمد، توانست انقلابی بزرگ در لیگ برتر بنیاد نهد، از همه مهمتر برنامه ریزی¬های موفقی بود که برای تغذیه و کنترل سبک زندگی بازیکنان انجام شد و در همان سالهای ابتدایی از تیم آرسن ونگر تیمی بزرگ و موفق ساخت، ونگر جامهای بزرگی را کسب کرد و نام خود را هم در تاریخ فوتبال لیگ برتر انگلستان ثبت نمود.

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آرسنال انگلیس

آرسن ونگر اما رفته رفته از آرسنال تیمی ساخت که فقط مانند یک خط تولیدی کارخانه، بازیکنان کم نام و نشان را میخرید، آنان را به رشد و بلوغ ورزشی میرساند و سپس با قیمتهای نجومی به تیمهایی که داعیه قهرمانی داشتند میفروخت. مالکان آمریکایی آرسنال از تیم مورد هدایت خود یک بنگاه اقتصادی و یک کارخانه تولید ستاره ساخته بودند و هیچ قصد و هدفی بجز تولید و فروش ستاره¬ها و نتیجتا کسب پولهای آنچنانی نداشتند. هواداران روز به روز ناامیدتر و خشمگین¬تر میشدند و آرسن ونگر هم با وجود اینکه همواره بازیکنان خوب و باکیفیتی در دست داشت اما گویی که با رتبه چهارم لیگ برتر عهد اخوت بسته بود و سالها بود که از این رتبه بالاتر نمیتوانست برود. مفسران میگفتند که آرسنال پذیرفته که تیمی متوسط، با بازیهایی زیبا اما بدون هدفِ قهرمانی باشد و هواداران هم آرسن ونگر را متهم میکردند که با بالارفتن سن و سالش و افزایش روحیه محافظه کاری و فرسایشی شدن شغلش دیگر هیچ انگیزه و انرژی برایش نمانده تا انقلابی در تیم به راه بیندازد و تیم را به سمت قهرمانی هدایت کند. شعارهای (ونگر اوت) هر هفته سراسر ورزشگاه امارات را در خود میگرفت و آرسن ونگر، این پیرمرد مغرور فرانسوی، همواره اعلام میکرد که اصلا و ابدا قصد خداحافظی با این تیم ندارد و همچنان میخواهد سکان دار تیم لندنی باشد. اما در پایان فصل پیش، بالاخره ونگر از آرسنال رفت تا «اونای امری» جای او را بگیرد.

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آرسنال انگلیس

گزینه¬های متفاوتی همواره برای جایگزینی ونگر پیشبینی میشد، از مکس آلگری تا توماس توخل، اما نهایتا اونای امری که از کارکردن با فوق ستاره¬های تیم پاریس سن ژرمن خسته شده و از نتیجه گرفتن با این تیم در اروپا ناامید گشته بود جای آرسن ونگری را گرفت که او هم دقیقا چنین حس و حال مشترکی را نسبت به قهرمانی در فوتبال انگلیس داشت. اونای امری زمانیکه در سویا سرمربی این تیم اسپانیا بود بارها توانست قهرمانی لیگ اروپا را به همراه بازیکنانش به ارمغان بیاورد. سویا هیچوقت تیم پرخرجی نبود و بیشتر ستاره¬هایش نیز محصول خود آکادمی سویا بودند و اونای امری هم به این مشهور شده بود که میتواند بدون هزینه های گزاف، در لیگ اروپا قهرمان شود. اما زمانیکه به تیم متمول پاریسی رفت، ورق برگشت. پی اس جی، مثل هرسال بدون هیچ چالشی در لیگ لوشامپیونه، به قهرمانی میرسید و کسب این عنوان دیگر هیچ کسی را به وجد نمی¬آورد و پی اس جی دیگر تنها یک هدف داشت، قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا. همین دو سال پیش بود که پی اس جی به سرمربیگری اونای امری مقابل تیم بارسلونا، شش گل خورد و به شکل کاملا تحقیرآمیزی از لیگ قهرمان اروپا حذف شد. امری در همان سال نشان داد که نتوانسته به تیم پاریسی شخصیت اروپایی و ذهنیت قهرمانی بدهد و این تیم خیلی مانده تا به اهدافش برسد. سال بعد هم که ستارگانی نظیر «ام باپه» و «نیمار» را خریدند باز هم امری از کسب عنوان بهتری بازماند و دیگر به همه ثابت شد که اونای امری، این سرمربی اسپانیایی تبار از کارکردن با ستارگان بزرگ ناتوان است. امری نهایتا به آرسنال آمد، تیمی که نه مانند سویا کم خرج و مهجور است و نه مانند پی اس جی پرخرج و ثروتمند. آرسنال در حال حاضر تیمی معمولی است که اگر چه بازیکنان خوب و بعضا خیلی خوبی دارد اما هنوز از نظر شخصیتی و ذهنیت لنگ میزند وجای کار زیادی دارد.

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آرسنال انگلیس

ترکیب فعلی آرسنال را امسال بازیکنانی نظیر: هکتور بلرین، کولاشیناچ، موستافی، ادین ژاکا، جک ویلشر، مسود اوزیل، هنریک میخیتاریان، اوبامیانگ و لاکازت و البته به دروازه بانی پیتر چک، شکل میدهند.باید توجه کرد که آرسنال در خط حمله خود لاکازت و اوبامیانگ را دارد، یعنی دو مهاجم کامل، تمام کننده، گل زن، با تجربه و ویژگیهای دیگری از این دست، پس دیگر آرسنال نباید مشکلی در گل زنی داشته باشد. اما تماشای بازی آرسنال مقابل چلسی در هفته دوم لیگ برتر نشان داد که چنین طرز فکری کاملا اشتباه است. اوبامیانگ دو موقعیت صد در صدی را با بی فکری تمام و بی دقتی محض به بیرون زد و عملا نتوانست کاری از پیش ببرد. لاکازت هنگامیکه به بازی آمد در کمترین لحظه¬ای از بازی دیده شده و حتی در میانه زمین یک بار هم توپ را لو داد که منجر به خوردن یک گل دیگر از چلسی شد. دو مهاجم ناتوان و ناکارا. در خط هافبک در حال حاضر، هنریک میخیتاریان یکی از بهترین هافبکهای لیگ برتر است. او توانست یک گل زیبا هم مقابل چلسی به ثمر برساند و در موقعیتهای زیادی هم برای تیم خود موقعیت بسازد. اما تلاشهای هنریک میخیتاریان تا زمانیکه در نوک حمله از طرف مهاجمان آرسنال به گل تبدیل نشود، تا زمانیکه ویلشر و ژاکا و اوزیل نتوانند پا به پای او بدوند و موقعیت خلق کنند، میخیتاریان به تنهایی نمیتواند یک تیم را بچرخاند. ژاکا و ویلشر بازیکنانی معمولی و غیرقابل اتکا هستند و مسود اوزیل نیز مانند تمام این سالها، در بازیهایی که روز روزش باشد عالی عمل میکند و کاملا در خدمت تیم است اما در بازیهایی هم که روی فرم نباشد به بازیکنی کاملا حرص درار و اعصاب خردکن بدل میشود که بجای اونای امری نیز هرکس دیگر به تیم آورده شود باز هم کاری از دستش برنمی¬آید.

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آرسنال انگلیس

در خط دفاع و دروازه اوضاع آرسنال خوب و راضی کننده است و دیگر انتظاری بیش از این هم از بازیکنان موجود نمیتوان داشت. اونای امریکا در هفته دوم پس از باخت مقابل چلسی با تابلوهای (امری اوت) مواجه شد، اگر چه این تابلوها شوخیهایی از جانب هواداران بود اما همگی میدانیم که اصلا چیز بعیدی نیست اگر چند ماه آینده همین شوخیها آنچنان جدی شوند که امری نیامده مجبور شود لندن را ترک کند. امری باید هرچه زودتر انقلابی را در مقیاس کوچک در آرسنال ایجاد کند و تیمی را با طرز فکر خودش بسازد، ادامه دادن راه آرسن ونگر کاری برای او به پیش نخواهد برد.

تحلیل بازیهای تیم فوتبال آرسنال انگلیس

کلیک ها: 25

بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (3)
بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (3)

در یادداشتهای قبلی به مرور ویژگیهای دفاع سه نفره و چهار نفره پرداختیم و قوت و ضعف هر کدام را برشمردیم. در این یادداشت خط دفاعی پنج نفره مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. خط دفاعی پنج نفره را میتوان در حال منسوخ شدن دانست، دیگر کمتر تیمهایی هستند که به دنبال چنین خط دفاعی پر تراکمی بروند و خودشان را در دیگر نقاط ضعیف سازند. از این مدل خط دفاعی در گذشته در لیگ سری آ ایتالیا بیشتر شاهد بودیم چرا که این لیگ خصوصیتش همواره دفاعی بودن است اما دیگر در سری آ هم شاهد چنین خط دفاعی نیستیم. در یک خط دفاعی پنج نفره، دقیقا نیمی از بازیکنانی که قرار است در زمین مشغول دویدن باشند، در منطقه دفاع خودی حبس میشوند. شاید این نوع خط دفاعی برای استراتژیهای شناور بعضی مربیان مناسب باشد، خصوصا مربیانی همچون خوزه مورینیو که علاقه به پارک کردن اتوبوس مقابل دروازه¬شان دارند(اینتر مورینیو را به یاد بیاورید)، اما در کل فوتبال روز جهان دیگر روی خوشی به ترکیب ثابت با خط دفاع پنج نفره نشان نمیدهد. در یک خط دفاعی ثابت پنج نفره، دو مدافع کناری باید مانند فولبکهای دفاع چهارنفره در رفت و آمد باشند اما با توجه به اینکه در این نوع (پنج نفره) تیم در نقاط جلوتر کم مهره است، این فول بکها مجبورند که خیلی بیشتر در جلو بازی کنند و دائما هم در دفاع کردن از مهاجمان حریف جا بمانند. ترافیک زیادی که در محوطه خودی ایجاد میشود شاید این فایده را داشته باشد که کوچکترین کانالها و حفره¬ها را در اختیار مهاجمین مقابل قرار دهد، اما با توجه به افزایش تعداد مدافعین، تعداد کانالهایی که مهاجمین میتوانند از آن عبور کنند به عدد شش میرسد و با توجه به این نکته که کمتر تیمی در جهان وجود دارد که پنج مدافع درجه یک داشته باشد، حداقل دو تا چهار تا از این کانالها برای مهاجمین حریف فعال میشوند تا به راحتی به گلزنی بپردازند.

بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (3)

در اندیشه¬های دفاعی ایتالیایی، که همواره بر هنرِ دفاع کردن، فوتبال زیبا و عدم زیرتوپ زدن و انجام بازی ضد فوتبال تاکید میشود، دفاع پنج نفره دیگر جایی ندارد. شاید اگر روزی تیمی پیدا بشود که بتواند اندیشه¬های (توتال فوتبال) آریگو ساچی، سرمربی کهنه کار و بازنشسته ایتالیایی را به نحو ایده¬آلی سرلوحه کارش قرار بدهد، آن موقع شاید بتواند از پنج دفاع استفاده کند. چرا که در یک توتال فوتبال واقعی، همه بازیکنان هم در حمله شرکت میکنند و هم در دفاع، پس اگر یک تیم پنج دفاع در محوطه دروازه¬اش آماده و پنج بازیکن هم در میانه زمین و محوطه پنالتی حریف بکارد، پس تعادل در زمین برقرار شده و ممکن است ایده شرکت کردن همه بازیکنان در دفاع و حمله عملی گردد. البته این ایده باز هم کمی رویایی به نظر میرسد، شاید روزی برسد که در فوتبال سطح تمرینات بدنسازی، هوازی و تغذیه بازیکنان اینقدری بالا برود که هر کدام بتوانند در طول نود دقیقه مانند اوسین بولت بدوند و توپ هم بزنند. اما در حال حاضر تصور اینکه پنج مدافع را جلوی دروازه بکاریم و هر موقع هم که تیم خواست دست به حمله بزند این پنج نفر نیز در کنار بازیکنان جلویی خودشان در حملات اضافه شوند نشدنی بنظر میرسد.

بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (3)

با توجه به موارد برشمرده در این سری یادداشتها که سه نوع خط دفاع مورد بررسی قرار گرفتند، به چنین خلاصه ای رسید:

دفاع سه نفره اگرچه خیال سرمربی را از گل نخور بودن تیمش راحت میکند و در ادامه میتواند با هافبکهای پرشمار به تغذیه کردن مهاجمین تیم بپردازد اما اگر حتی یکی از مدافعین هم ضعیف عمل کند به معنای فروپاشی این دومینوی خطرناک است چرا که دیگر هیچ مدافعی در نزدیکی¬هایش قرار ندارد تا اشتباهات او را جبران کند و هر اشتباه میتواند یک گل را تقدیم حریف کند. مربیان در دفاع سه نفره باید تمام تمرکز مدافعین حین تمرین کردن را بر دفاع و هماهنگی با تیم و عدم اشتباه از جانب آنان بگذارند و استراتژی خط دفاعی را دائما بر ارسالهای عمیق و دور کردن توپ از خط دروازه بگذارند. تیمهایی که مدافعی داشته باشند که بتواند در ارسالهای بلند موفق عمل کند بهترین تیمها برای انتخاب دفاع سه نفره هستند. دفاع چهار مورد انتخابترین خط دفاعی در فوتبال است. شاید یک دلیلش کلاسیک بودن این خط دفاعی است، خط دفاعی چهار نفره از دوران شکل گیری تفکرات تاکتیکی همواره بیشترین استفاده را داشته است و شاید دلیل دیگرش هم حد وسط بودن و رعایت اعتدال از جانب مربیانی که یا نمیخواهند دست به ریسک بزنند و یا مهره¬های مناسبی برای ریسک کردن در خط دفاعی ندارند. آنها مجبور چهار نفر را بگذارند در خط دفاعی و شش نفر را هم بفرستند جلو. نه در خط دفاعی عملکرد شاخصی خواهند داشت و نه در حملات انتظار گلزنی زیادی را از مهاجمینشان باید داشته باشند، اما در عین حال خط دفاعی چهارنفره میتواند به بهترین انتخاب بدل شود اگر که دو فول بک تمام عیار در اختیار سرمربی باشد. همانند آنچه اکنون در تیم یوونتوس به سرمربیگری مکس آلگری در حال اتفاق است.

بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (3)

اما طبیعتا این نکته نیز حائز اهمیت است که موفقترین سرمربیان کسانی هستند که هیچ تعصبی روی هیچ سیستم تاکتیکی ندارند. کمتر سرمربی در جهان وجود دارد که بعد از رفتن به تیم جدیدش، هر بازیکنی را که میخواهد در اختیار داشته باشد. عموما یک سری از بازیکنان مورد نیاز و مورد علاقه خودشان را در اختیار ندارند و یک سری از بازیکنان موجود در تیم یا کیفیت پایینی دارند و یا با اندیشه¬های آنها کاملا در تخالف قرار دارند. در واقع سرمربی باید مانند یک اقتصاددان سعی کند که از منابع موجود بهینه ترین استفاده را داشته باشد، اگر در تیمی بود که بازیکنانش مناسب دفاع سه نفره بود از دفاع سه نفره و اگر هم در تیمی بود که بازیکنانش مناسب دفاع چهار نفره بود از دفاع چهار نفره بهره ببرد. این موضوع راجع دیگر خطوط زمین هم مصداق دارد که بزودی دیگر مدلهای چینش در خط هافبک و خط حمله نیز در یادداشتهای بعدی معرفی و مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرند.

بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (3)

دفاع همواره جان مایه یک تیم فوتبال بوده است. همواره تیمهایی که دفاع قوی و خط حمله ضعیف داشته اند موفق تر بوده¬اند تا تیمهایی که خط دفاع ضعیف اما خط حمله قوی داشته¬اند. تیمهای با خط دفاعی قوی با ضد حملات و استفاده از اشتباهات حریف و امتیازاتی از این دست به گل میرسند و بازی را میبرند اما تیمهای با خط حمله قوی هرچه بزنند خواهند خورد و همین مورد هم انگیزه بازیکنان تیم را حسابی پایین میبرد.

کلیک ها: 10

بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (2)
بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (2)

در مقاله قبلی به بررسی خط دفاع سه نفره پرداختیم و متوجه شدیم که بیشتر مناسب تیمهایی است که مدافعین با تجربه¬ای دارند، کسانی که کمترین اشتباهات را انجام میدهند و حداقل یکی از آن سه نفر در ارسال توپهای بلند، ساخت موقعیت گل برای مهاجمین و مهمتر اینکه دورکردن توپ از دروازه خودی، استاد است. همانند بونوچی در خط دفاعی سه نفره کونته در یووه (بی بی سی) و داوید لوییز در خط دفاعی کونته در تیم چلسی. مثالی ناموفق از استفاده مناسب از دفاع سه نفره زدیم که میلان مونتلا بود که بخاطر نداشتن بازیکنان مناسب این نوع خط دفاعی، بیشترین گلها را خورد و عملکرد بشدت ضعیفی را در دفاع به نمایش گذاشت. با قهرمانی چلسی به سرمربیگری کونته و با خط دفاعی سه نفره، همگان فهمیدند که اگرچه دفاع سه نفره ابزار بسیار خوبی برای انجام بازیهای بسته و زدن ضدحمله¬¬های نجومی است اما اگر در تیم درست و با بازیکنان مناسب بسته شود حتی میتواند برای یک بازی هجومی و پرگل هم مناسب باشد. خط دفاعی سه نفره سه دفاع را در دل خود نگاه میدارد که خیلی به نیمه دیگر زمین اضافه نمیشوند. اگرچه در تیمهای کونته همواره مدافعین گلزنی نظیر کیه لینی و بونوچی حضور داشتند اما این موضوع بخاطر شم بالای آنها در گلزنی بود و در تیم چلسی این اضافه شدن مدافعان را به تعداد زیادی شاهد نبودیم و هر چه بود و بازی به هر سمتی که پیش میرفت سه مدافع قدرتمند و با ثبات در خط دفاعی بودند که هیچکس نمیتوانست از آنها عبور کند. خط دفاع سه نفره بر خلاف اسمش، پرتعداد ترین مدافعین را در اختیار تیم میگذارد، چون دیگر نیازی نیست که کسی به هافبکها یا وینگرها اضافه شود و اگر هم نیاز به همکاری آنها باشد، میتوانند همانند لئو بونوچی و داوید لوییز با ارسالهای بلند خود، هافبکها یا مهاجمین تیم را صاحب موقعیت کنند.

بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (2)

اما در این بخش نگاهی خواهیم انداخت به خط دفاعی چهار نفره: در تیمهایی که چهار نفر را در خط دفاعی خود به مراقب از دروازه میگمارند، ناچارا دو نفر از چهار نفر، بعنوان فول بک بیشترین تایم خود را در اضافه شدن به وینگرها، کمک به ارسال برای مهاجمین، همکاری و پاسکاری با وینگرها برای فرار از گره¬های دفاعی و اتوبوسهای پارک شده مقابل دروازه تیم حریف صرف میکنند و به همین دلیل در تیمهای چهار دفاعه بیشترین گلهایی که خورده میشوند بدلیل جا ماندن فول بکهایی است که دیر به توپ رسیده¬اند. عموما تیمهایی در این نوع دفاع کردن موفق هستند که بازیکنان جوان و خستگی ناپذیری را بعنوان دفاع چپ و راست در اختیار دارند. به خط دفاعی یوونتوس نگاه کنید، الکس ساندرو را در دفاع چپ و ژائو کانلسلو را در دفاع راست در اختیار دارد، هر دو جوان هستند و بیشترین دوندگی در تیمشان را انجام میدهند و به همین دلیل توانسته¬اند هم بعنوان فول بکهایی موفق به تیمشان کمک کنند و هم در خط دفاعی از دروازه شزنی دفاع کنند. در کنارش نگاهی هم به نمونه ناموفق این مدل دفاعی در تیم منچستر یونایتد می¬اندازیم. مورینیو هنوز نتوانسته است به مدافعانی که دوستشان دارد برسد و همین هم دلیل اصلی جنگ میان خوزه و وودوارد است. در سمت راست اشلی یانگ (در غیاب والنسیا) و در سمت چپ لوک شاو هستند که هم بعنوان فول بک و هم بعنوان مدافعین چپ و راست توپ میزنند. شاید اگر مورینیو، والنسیا را همیشه در اختیار داشت و لوک شاو هم آن مصدومیتهای پی در پی و طولانی بر عملکردش تاثیر منفی نگذاشته بود، الان داشتیم از منچستر نیز در کنار تیم آلگری بعنوان نمونه موفق یاد میکردیم اما واقعیت این است که در تیم کنونی مورینیو، اشلی یانگ نه در حملات میتواند بخوبی اضافه شود و ارسالهای موفق داشته باشد و نه در دفاع عکلکرد قابل قبولی داشته باشد. در سمت چپ نیز لوک شاو در بهترین حالت یک مدافع معمولی است و اصلا نمیتواند طبق اندیشه¬های دفاعی مورینیو توپ را از مهاجمین بگیرد و بعنوان یک فول بک توپ را به گردش درآورده، به دروازه حریف برساند و برای مهاجمین تیم خلق موقعیت بکند. متئو دارمیان، مدافع ایتالیایی نیز بعنوان جایگزین لوک شاو، بیشتر به یک شوخی میماند و او اگر بخواهد بجای لوک شاو در بازی قرار گیرد، مورینیو مجبور خواهد شد که در خط دفاعی، دو نفر مدافع اضافه هم قرار دهد تا از متئو دارمیان مراقبت کنند.

بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (2)

اگر فول بکها ضعیف عمل کنند، سه کانال یا حفره عظیم در تیم ایجاد میشود که هر تیمی را به زانو در خواهد آورد و در مقابل اگر تیم دو فولبک خوب داشته باشد، بدلیل اینکه هم دو نفر اضافه در حملات قرار خواهند گرفت(یعنی تیم هشت نفره حمله خواهد کرد) و هم چهارنفره دفاع خواهد کرد، آن موقع میتوان با قطعیت گفت که بهترین خط دفاعی همین خط دفاعی چهار نفره است. باز هم تاکید میکنم به شرط داشتن دو فول بک جوان، جنگنده و خستگی ناپذیر(مانند مارسلو، الکس ساندرو، کالابریا) و دو دفاع مرکزی با تجربه و قابل اتکا (همانند بونوچی، کیه لینی، اشکرینیار). آلگری در حال حاضر بهترین خط دفاعی اروپا را دارد. چرا که زوج کیه لینی-بونوچی مجددا تشکیل شده است و بدلیل اینکه کانال موجود میان این دو، و دو کانال کنار هرکدام از این دو نفر با مدافع کناری، به قدری تنگ است که مهاجمان خیلی نمیتوانند به عبور از این کانالها فکر کنند، دریبل زدن بونوچی و کیه لینی هم که بیشتر اوقات میتواند شوخی بی مزه¬ای باشد که نهایتا با هو شدن مهاجم از طرف تماشاگران همراه شود. دو فولبک جوان و آینده دار این تیم هم یعنی الکس ساندرو و ژائو کانسلو (و همچنین داشتن مدافعینی نظیر مهدی بن عطیه، بارزالی و دیشیلیو) از تیم آلگری تیمی ساخته که هشت نفره حمله میکند(گاهی هم نه نفره بخاطر ژن گل زن بونوچی و کیه لینی) و چهار نفره هم از دروازه شزنی با جان و دل مراقبت میکنند.

بررسی تاکتیکهای دفاعی مختلف در فوتبال (2)

دفاع چهار مورد انتخابترین خط دفاعی در فوتبال است. شاید یک دلیلش کلاسیک بودن این خط دفاعی است، خط دفاعی چهار نفره از دوران شکل گیری تفکرات تاکتیکی همواره بیشترین استفاده را داشته است و شاید دلیل دیگرش هم حد وسط بودن و رعایت اعتدال از جانب مربیانی که یا نمیخواهند دست به ریسک بزنند و یا مهره¬های مناسبی برای ریسک کردن در خط دفاعی ندارند. آنها مجبورند چهار نفر را بگذارند در خط دفاعی و شش نفر را هم بفرستند جلو. نه در خط دفاعی عملکرد شاخصی خواهند داشت و نه در حملات انتظار گلزنی زیادی را از مهاجمینشان باید داشته باشند.

کلیک ها: 18