تحلیل و آنالیز بازی میلان و لاتزیو در سری آ

تحلیل و آنالیز بازی میلان و لاتزیو در سری آ

شرایط جدول سری آ در نیم فصل اول به این گونه است که یوونتوس تا حدود زیادی خیالش را از قهرمانی راحت کرده است و ناپولی هم با امتیازی حدود هشت از این تیم عقب تر است و در رده دوم جای دارد. شاید اگر سرمربی تیم ناپولی هر کسی بجز کارلو آنچلوتی بود میتوانستیم یووه را با خیال راحت از همین حالا قهرمان ایتالیا بدانیم  اما به هر حال کارلو مربی سرد و گرم چشیده ای است و به قول خودش، آنقدری تجربه دارد که با یک باخت ناامید نشود و با یک برد هم رویای قهرمانی نبیند. او مطمئنا تا روز آخر یووه را به سختی دنبال خواهد کرد و اگر در آخر، ناپولی را قهرمان ایتالیا دیدیم نباید خیلی تعجب کنیم چرا که سرمربی این تیم کارلو آنچلوتی است. در رده های بعدی هم اینتر و لاتزیو و میلان قرار دارند.

تحلیل و آنالیز بازی میلان و لاتزیو در سری آ

شاید نزدیک ترین تیم ها به هم، میلان و لاتزیو باشند. مورد دیگری که بر اهمیت بازی این دو تیم با یکدیگر می افزاید این است که اختلاف میلان و لاتزیو یک امتیاز است و اکنون که لاتزیو در رده چهارم جدول ایستاده تیم چهارم ایتالیاست که سال آینده به همراه سه تیم اول به مسابقات لیگ قهرمانان اروپا صعود خواهد کرد. اما اگر میلان میتوانست در همین بازی لاتزیو را شکست دهد و به رده چهارم صعود می کرد تیم چهارم جدول بود که به جای لاتزیو به این مسابقات دعوت می شد. اتفاقی که تا دقایق پایانی بازی هم در حال رخ دادن بود و میلان با تک گل کسیه از لاتزیو پیش بود اما دو دقیقه مانده با پایان بازی، لاتزیو با شوت از پشت هجده هافبک خلاق خودش به گل رسید تا گتوزوی همیشه عصبانی را خشمگین تر از قبل کند.

تحلیل و آنالیز بازی میلان و لاتزیو در سری آ

اما شرایط این دو تیم در زمین خیلی هم مشابه هم نبود. لاتزیو اگرچه این فصل مانند فصل گذشته خیلی روی فرم نیست اما همه بازیکنانش را در اختیار داشت. ضمن اینکه این بازی در استادیوم خانگی آنها در ایالت لاتزیو و شهر رم برگزار می شد و بیانکو چلستی از امتیاز میزبانی برخوردار بود. اما در طرف مقابل گتوزو با لشگری از مصدومان به رم رفته بود. مهمترین بازیکنان او از جمله بوناونتورا و لوکاس بیگلیا به تازگی مصدوم شده اند و فصل را از دست دادند. ایگواین هم که به خاطر حمله به داور در بازی مقابل یووه از دو بازی محروم شده است و تعداد مصدومانی هم که هنوز به شرایط مناسب نرسیده اند کم نیست. دست گتوزو حسابی برای بستن تیم بسته است و در نتیجه مجبور است به بازیکنانی مانند زاپاتا و باکایوکو بازی بدهد. زاپاتا در این چند هفته که در غیاب موساکیو و کالدارا به میدان رفته چندین و چند سوتی داده و باز هم ثابت کرده که ابدا مدافع خوبی نیست. در واقع زاپاتا تنها خدمتی که به میلان کرد همان گل دقیقه نود و هشتی بود که سال گذشته به  اینتر زد و دل هواداران را حسابی شاد کرد. بعد از آن گل دیگر هیچ وقت نتوانست کار مثبتی انجام بدهد.

باکایوکو هم که از اول فصل بازی های بسیار بدی از خود نشان داده است در غیاب هافبک های فیکس تیم، گتوزو را مجاب به حضور در تیم اصلی کرده است. البته او در دو بازی اخیر خود نشان داده که در حال پیشرفت است و در همین بازی مقابل لاتزیو هم تمام تلاش خود را کرد که در خدمت تیم باشد و سوتی ندهد که تا حدودی هم موفق بود. کسیه که در یک سال اخیر دائما بخاطر بازی های افتضاحش مورد سرزنش هواداران بود، در چند بازی اخیر حسابی خوب بوده و حتی در این بازی هم تک گل میلان را به ثمر رساند و درآخر نیز، بعنوان بهترین بازیکن میلان انتخاب شد. شاید مهمترین دلیل اینکه میلان مقابل لاتزیو در مقابل چشم هوادران آبی های لاتزیو تیم برتر میدان بود همین اوج گرفتن باکایوکو و کسیه بود. بورینی و هاکان چالهان اوغلو مثل همیشه در حد و اندازه میلان نیستند و فقط با شوت های بی دلیل و توپ لو دادن های خطرناک شان باعث به دردسر افتادن تیم میشوند. سوسو این فصل و تا به اینجای کار بهترین پاسور کل اروپا بوده و در مقابل لاتزیو هم با چند شوت زیبا تلاش کرد که برای میلان گلزنی کند اما موفق نبود. میلان بازی را از همان دقایق ابتدایی طوفانی شروع کرد و تا پایان بازی، چند دقیقه میلان حمله می کرد و چند دقیقه لاتزیو بر دروازه روسونری خیمه می زد. بازی کاملا روندی پینگ پونگی داشت و هیجان را به اوج رسانده بود اما چه از نظر آمار و چه از نظر بازی ارائه شده، میلان تیمی بود که لیاقت پیروزی را داشت و اگر در دقایق آخر، آنقدر به لاک دفاعی نمی رفت و هافبک های تیم می توانستند مقابل شوت زنی بازیکنان حریف را بگیرند، گتوزو با دست پر آنجا را ترک می کرد.

تحلیل و آنالیز بازی میلان و لاتزیو در سری آ

اتفاقی که نیفتاد و البته کسی هم بابت این موضوع از گتوزو شاکی نیست. امتیاز گرفتن با تیم ناقصی مثل این تیم واقعا شاهکار است و حتی اگر میلان بازی بدی را هم ارائه می داد و در نهایت بازی را نیز واگذار می کرد باز هم احتمالا کسی حرفی نمی زد. شرایط میلان به قدری بحرانی شده که امثال مورینیو، گواردیولا و حتی کارلو آنچلوتی هم اگر در این شرایط جای او بودند، هیچ کاری نمی توانستند بکنند. قتی اصلی ترین بازیکنان خط هافبک یک تیم مصدوم باشند، عملا تیم در هر بازی از پیش بازنده خواهد بود. لاتزیو هم عجیب است که امسال آن تیم با طراوت و هجومی قبل نیست. دیگر شاگردان اینزاگی برای گل زدن با همه وجودشان نمی جنگند و به قدری ذهنیت و روحیه خود را باخته اند که مقابل تیمی مانند میلان نصفه و نیمه گتوزو هم با زدن گل مساوی در استادیوم خانگی خودشان، طوری خوشحالی میکنند که گویی در فینال لیگ قهرمانان اروپا گل زده اند.

میلان احتمالا اگر این روند خود را تا پایان نیم فصل ادامه دهد خیلی امتیاز زیادی از دست ندهد چرا که بیشتر بازی های سخت خود را هم انجام داده است. اما خریدهای ژانویه این تیم نقش اساسی در گرفتن سهیمه لیگ قهرمانان اروپا خواهد داشت.

 تحلیل و آنالیز بازی میلان و لاتزیو در سری آ

کلیک ها: 3

تحلیل و آنالیز بازی رم و رئال مادرید

تحلیل و آنالیز بازی رم و رئال مادرید

مرحله گروهی لیگ قهرمانان اروپا بازی های آخر را پشت سر می گذارد و این چند بازی باقیمانده در اوج هیجان خود دنبال می شود. حالا دیگر صعود کردن از بعضی گروه ها به مساله مرگ و زندگی بدل شده است و بازی رم و رئال مادرید یکی از بازی های مهیجی بود که این هفته انجام شد. تیم رم که سال گذشته توانست به همراه اوزه بیو دی فرانچسکو افتخارات بسیار زیادی را کسب کند، از جمله شکست دادن باسلونا در مرحله حذفی سی ال و کسب رتبه چهارم در جدول سری آ، حالا  مقابل رئال مادرید قرار گرفته بود. رئال مادرید اما شرایط خوبی را پشت سر نمی گذاشت. سولاری جدیدترین سرمربی قوهای سپید اسپانیا، بعد از کسب چهار برد در ابتدای کار خودش و دقیقا بعد از دائمی شدن قرار دادش با این تیم، ناگهان افت شاگردان وی شروع شد و به ضعیف ترین تیم های لالیگا هم امتیاز دادند. اوضاع به قدری بحرانی شده بود که بسیاری احتمال اخراج شدن سولاری را تنها پس از گذشت چند هفته بالا می دانستند و خود سولاری هم در همه مصاحبه هایش عنوان میکرد که به این مسائل اهمیتی نمی دهد و همه تمرکزش فقط بر روی بازی پیش رو مقابل گرگ های شهر رم است.

تحلیل و آنالیز بازی رم و رئال مادرید

واقعیت در مورد رئال مادرید این است که آنها پس از جدایی کریس رونالدو دیگر هیچوقت تیم سابق نشدند. رئالی که سال گذشته تیمی بود که اجازه نفس کشیدن به هیچ حریفی را نمی داد، اکنون تیم دست و پا بسته ای نشان می دهد که گویی فقط برای کسب مساوی به زمین می رود. جالب است در این هفته اخیر هم بارها مسئولین تیم و حتی شخص سولاری در مصاحبه های خودشان گفتند که هیچ اهمیتی به این گفته ها نمی دهند و اعتقاد دارند که بدون رونالدو هم میتوانند به راه خودشان ادامه دهند اما کسانی که اوضاع  و احوال این تیم را دنبال می کنند، می دانند که این حرف ها فقط مقابله با جو منفی اطراف تیم است و حقیقت ندارد. تیم رم هم شرایط خیلی متفاوتی با رئال نداشت. شرایط تیم رم در بازی های امسال و رتبه اش در سری آ، به گونه ای است که بازی مقابل رئال یک اولتیماتوم برای دی فرانچسکو محسوب می شد و در صورت امتیاز نگرفتن از رئال خطر اخراج شدنش هم وجود داشت. اتفاقی که مشخص نیست کی قرار است عملی شود. رم با دو گل به رئال باخت و احتمالا دی فرانچسکو این روزها بیش از هر چیزی منتظر شنیدن خبر اخراجش است.

تحلیل و آنالیز بازی رم و رئال مادرید

اما بازی این دو تیم در استادیوم خانگی تیم رم، بازی بسیار جذاب و چشم نوازی بود. شاگردان دی فرانچسکو با دو غایب بزرگ به میدان رفته بودند. ادین ژکو و ده روسی دو غایب بزرگ رم بودند که نبودشان به خوبی در بازی احساس می شد. رم این بازی را با سه دفاع آغاز کردو فازیو، مانولاس دو نفر از این سه نفر بودند که خیلی نتوانستند از تیم خود دفاع کنند و بیشترین ضعف تیم رم نیز از جانب همین  دو نفر به چشم میخورد. نفر سوم خط دفاع یعنی کریستانته هم  خیلی دست کمی از آنها نداشت و در کل شب بسیار ضعیفی را پشت سر گذاشتند. در خط دو نفره هافبک های دفاعی، انزونزی و زانیلو خیلی مستحکم و قابل اعتماد نشان ندادند و بار دیگر ثابت کردند که اصلی ترین مشکل رمی ها، نداشتن یک ذهنیت درست در بازی هاست. اما در خط جلوتر هافبک های این تیم یعنی، فلورنزی در راست، الشاراوی در چپ و کولاروف و بازیکن ترک تبار این تیم یعنی چنگیز اوندر و دیگران وضعیت بهتری داشتند. در نیمه اول هافبک های رم بارها تلاش کردند تا دروازه رئال را باز کنند و رئال هم در مقابل حسابی عقب کشیده بود.

تحلیل و آنالیز بازی رم و رئال مادرید

در مهم ترین موقعیت رم برای گلزنی، در دقیقه پایانی نیمه اول چنگیز اوندر نتوانست دروازه تقریبا خالی را باز کند و همین عاملی شد تا در نیمه دوم قوهای سپید به این تیم رحم نکنند و بعد از به ثمر رساندن دو گل باز هم برای زدن گل های بیشتر تلاش کنند. پاتریک شیک هم که در نبود ادین ژکو بعنوان مهاجم نوک تیم رم خیلی نتوانست خودی نشان بدهد و بیشتر نقش مشغول کردن مدافعان حریف را داشت تا در این خلا، کسانی مثل فلورنزی، چنگیز و الشاراوی از کناره ها وارد محوطه جریمه رئال شوند. کولاروف مثل همیشه شوت زن بود و بارها با ضربات محکم خود برای باز کردن دروازه رئال تلاش کرد. اما در کل رمی ها به قدری اشتباهات فردی و تیمی داشتند که در پایان بازی را با دو گل خورده به حریف واگذار کردند  و این گونه بود که سولاری خطر اخراج شدن را برای مدتی از بیخ گوش خود دور کرد.

تحلیل و آنالیز بازی رم و رئال مادرید

تیم سولاری که در غیبت رونالدو، ایسکو و آسنسیو تیم جدیدی انگار به نظر می رسد، هر چقدر که مقابل تیم رم و حمله های گرگ های رم دوام آورد، در ادامه دادن حملات و افزودن بر شدت حمله ها نیز موفق بود. گرت بیل همچنان مشغول اثبات خودش بود تا به همه نشان دهد در غیبت رونالدو میتواند بازیکن تعیین کننده رئال مادرید باشد. کریم بنزما هم دقیقا نقش پاتریک شیک را در تیم خودش ایفا می کرد. به طور کلی مهمترین دلیل اینکه در تمام این سالها کریم بنزما مهاجم فیکس تیم بوده، این است که با وجود گل نزن بودنش خوب بلد است مدافعان حریف را به خود مشغول کند یا به اشتباه بیندازد. همین نقش پر رنگ او هم بود که دو گل را به تیم خودش هدیه داد. آسنسیو که در اواخر بازی وارد زمین شد هیجان را به سکوهای طرفداران رئال آورد. واقعا مشخص نیست که چرا هنوز این بازیکن فوق العاده در تیم رئال فیکس نیست  و دقیقا معلوم نیست که چه زمانی قرار است این اتفاق بیفتد. مگر اینکه مسئولان رئال و شخص سولاری قصد داشته باشند او را هم مانند روالدو به تیم دیگری بدهند و خودشان با دستان خالی تری فصل را ادامه دهند. جالب اینجاست که خبر رسیذه است که رئال قصد فروش ایسکو را دارد. ایسکو همان کسی بود که سال گذشته در تیم زیدان نقش بسیار مهم و محوری را برای رئال ایفا می کرد و رئال هم برای نگاه داشتن او بند فسخ هفتصد میلیون دلاری در قراردادش آورده بود. گویا پروژه خلع سلاح رئال همچنان ادامه دارد.

تحلیل و آنالیز بازی رم و رئال مادرید

کلیک ها: 4

وقتی که فوتبال سرطان را شکست می دهد؛ این بار جانلوکا ویالی

وقتی که فوتبال سرطان را شکست می دهد؛ این بار جانلوکا ویالی

اگر بخواهیم به نام و نشان فوتبالیست هایی اشاره کنیم که توانسته اند سرطان را شکست دهند باید به یک لیست بلند بالا برسیم. به هر حال فوتبال ورزشی است که همیشه برای هواداران منبع و منشا اراده و انگیزه است و این اتفاقات به فوتبال دوستان نشان میدهد که حتی میتوان با سرسخت ترین بیماری دنیا یعنی سرطان هم مقابله کرد. سرطان دشمنی است که هر ساله هزاران هزار انسان را از پای در می آورد و شکست دادنش واقعا به قدری بزرگ  و مهم است که هر نفری که سرطان را شکست می دهد میتواند به یک شوک خبری بزرگ تبدیل شود. حالا اگر این فرد یک فوتبالیست معروف و محبوب هم باشد که تاثیرش بر جامعه حسابی بالاست و دوستداران این فوتبالیست حتما از وی الهام می گیرند که در زندگی خود بیشتر تلاش کنند.

وقتی که فوتبال سرطان را شکست می دهد؛ این بار جانلوکا ویالی

آخرین کسی که در میان دنیای فوتبال توانست سرطان را از پای دربیاورد و پرچم سفید تسلیم شدن را بالا نبرد، جانلوکا ویالی بود. ویالی در تیم هایی چون اینتر میلان و یوونتوس و همچنین تیم ملی ایتالیا بازی کرده بود. طرفداران بسیار زیادی داشت و یک ایتالیایی خوش تیپ و مستعد بود. هنوز هم وقتی لحظه ای را به یاد می آوریم که ویالی مقابل دوربین ها از سرطان گفت تن و بدنمان حسابی می لرزد. نکته جالب در مورد ویالی این است که او یک سال تمام با این بیماری سر و کله زده  و هنوز هم بصورت کامل بهبودی نیافته است. اینکه چرا او الان خبر سرطانی شدن خود را گفته بود به این دلیل بازمی گردد که دوست داشته در سکوت خبری و بدون رسانه ای کردن این اتفاق برای شکست دادن سرطان خود تلاش کند. حالا که حسابی در این پروسه درمانی پیش رفته است و در آستانه بهبودی است تصمیم گرفته تا خبر بیماری خودش را رسانه ای کند. البته فقط جانلوکا ویالی نبود که چنین تاثیر شگرفی را بر دوست داران فوتبال گذاشته است. سال های پیش هم، کسی مثل اریک آبیدال تمام تلاش خود را به کار گرفت تا آب در دل هواداران تیم بارسا تکان نخورد. او حتی در میانه دوره درمانی خودش تصمیم گرفت که لباس ورزشی تن کرده و به زمین برود و برای بارسلونا بازی کند. هواداران او را ایستاده تشویق می کردند چرا که او با یک ایثار بزرگ از بیمارستان یک راست به نیوکمپ آمده بود تا برای تیم آبی و اناری پوش توپ بزند. این کار نشان میداد که وفاداری و تعهد چقدر در ورزش فوتبال اهمیت دارد و این گونه بود که آبیدال نه به خاطر بازی هایش بلکه بخاطر همین کاری که انجام داد، جاودانه شود. حالا برای سالهای سال شاهد این خواهیم بود که آبیدال مانند یک افسانه و اسطوره مورد تقدیر قرار نخواهد گرفت. آبیدال به همه ثابت کرد که جنس فوتبال با دیگر ورزش ها فرق دارد. در دیگر ورزش ها، یک ورزش کار با کوچک ترین مصدومیتی تمرینات را ترک کرده و به بیمارستان می رود. اما در فوتبال یک بازیکن در حال که سرطان گرفته لباس و شورت ورزشی پوشیده و می رود تا برای تیمش بازی کند.

وقتی که فوتبال سرطان را شکست می دهد؛ این بار جانلوکا ویالی

مورد دیگر هم میتواند بازیکن ایتالیایی، آچربی باشد. نکته مهم در مورد او این بود که آچربی دو بار سرطان گرفت. بار نخست توانست با قدرت این بیماری مهلک را شکست دهد و چند ماه بعد، زمانی که اعلام شد که تست دوپینگ او مثبت اعلام شده است او در پاسخ گفت که این نتیجه نه بخاطر دوپینگ بلکه بخاطر داروهای درمانی اش در دوران درمان سرطان بوده است. او بار دیگر آزمایش داد و در اوج بهت و ناباوری مشخص شدکه باز هم سرطان گرفته است. اما آچربی با تمام روحیه خود ایستاد و کم نیاورد و مجددا سرطان را دریبل زد و حالا بعنوانی یک بازیکن خوب و مستحکم در تیم ساسولو توپ می زند. آچربی تنها فوتبالیستی بود که دو بار بر سرطان غلبه کرد و واقعا هم کاری که او کرد میتواند برای بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان روحیه بخش باشد. حالا دیگر هر کسی که درگیر شیمی درمانی باشد با شنیدن داستان آچربی و درمان دو بار بیماری سرطان  توسط او، حسابی روحیه می گیرد.

وقتی که فوتبال سرطان را شکست می دهد؛ این بار جانلوکا ویالی

جانلوکا ویالی هم بخاطر جذابیتی که برای فوتبال دوستان داشت خبر سرطان گرفتنش شوک بزرگی بود. او در تیم چلسی هم به عنوان بازیکن و هم به عنوان سرمربی بازی می کرد که این جزو معدود دفعاتی بود که در یک تیم درجه یک اروپا، یک نفر بعنوان بازیکن و سرمربی بازی کند و مشغول باشد. اما ویالی در همان زمان هم مرد کارهای ناممکن بود و با همان روحیه جنگنده ای که داشت حالا از پس یک رقیب به ظاهر شکست ناپذیر برآمد. ویالی در هر تیمی که بود هواداران را همیشه سر ذوق می آورد. او در مصاحبه اخیر خود در مورد سرطان افزود که: من توانستم این کار را انجام دهم و حالا سالم و با نشاط مقابل شما نشسته ام، به خاطر جمله ای که در اتاقم در بیمارستان بر دیوار نصب بود. روی یک تابلو نوشته بودند که ما انسان ها محصول تفکرات مان هستیم. من سعی کردم که افکارم و تصوراتم را کنترل کنم. همین کنترل ذهن و مغز بود که باعث شد من در مقابل سرطان قدرت و ارزش خودم را حفظ کنم و کم نیاورم.

وقتی که فوتبال سرطان را شکست می دهد؛ این بار جانلوکا ویالی

این جمله از ویالی میتواند هر کسی را متاثر کند. اینکه ما نیز بتوانیم بپذیریم که هر چه در زندگی ما اتفاق می افتد کاملا نتیجه تفکرات مان است و نباید که افکار خود را آلوده و مسموم سازیم. فوتبال همیشه الهام بخش بسیاری از انسان ها بوده است و کم نیستند که به خاطر همین اثر پذیرفتن به فوتبال معتاد هستند و البته چنین اعتیادی می تواند یک اعتیاد مثبت و سازنده باشد. پس وقتی که داستان زندگی آدم هایی مانند آبیدال، آچربی و جانلوکا  ویالی را می شنویم با تمام توان فریاد می زنیم که زنده باد فوتبال.

 وقتی که فوتبال سرطان را شکست می دهد؛ این بار جانلوکا ویالی

کلیک ها: 4

کریس رونالدو این روزها در یوونتوس دقیقا چکار می کند

کریس رونالدو این روزها در یوونتوس دقیقا چکار می کند

با ورود کریستیانو رونالدو به تیم یوونتوس، نه تنها این تیم بلکه کل سری آ جان تازه ای به خود گرفت. حتی مخالفان کریستیانو رونالدو نیز نمی توانستند خوشحالی خود را از پیوستن رونالدو به این تیم ایتالیایی پنهان کنند. به هر حال سالها بود که لیگ ایتالیا، یا همان سری آ خالی از حضور ستارگان شده بود و با آمدن کریس رونالدو یکی از دو بازیکن فوق ستاره جهان به تیمی ایتالیایی، میتوانست نوید بخش تکرار روزهای اوج لیگ ایتالیا باشد. کریس رونالدو در شرایطی وارد یوونتوس شد  که این تیم سالها بود روند پله ای صعود و تقویت خود را آغاز کرده بود. شاید اگر کریس دو سال پیش یا حتی سال گذشته به تیم بیانکونری می پیوست، یوونتوس تا این حد نمی توانست از پتانسیل او بهره ببرد، اما او دقیق در برهه ای از تاریخ به یووه پیوست که این تیم به اوج قدرت و شکوه خود رسیده بود و برای نشستن بر بام اروپا، صرفا به حضور یک ابر ستاره مثل رونالدو نیاز داشت.

کریس رونالدو این روزها در یوونتوس دقیقا چکار می کند

کریس رونالدو در چند هفته آغازین لیگ ایتالیا نتوانست خیلی بازی های درخشانی را از خود به نمایش بگذارد. البته این به معنای افت وی نبود، بلکه لیگ تاکتیکی و سخت ایتالیا و لایه های دفاعی سخت و پیچیده تیم ها باعث شده بودند که او نتواند مانند بازی های لالیگا هر کاری که دلش میخواهد در لیگ ایتالیا انجام دهد. چندین بازی طول کشید تا او به بازی های ایتالیایی عادت کند. اما به هر حال  کریس رونالدو به قدری باهوش و با استعداد و البته پر تلاش بود که بتواند به زودی خود را با لیگ جدید وفق دهد. کم کم پای او به گلزنی باز شد و این روزها بیشترین گل زده در تیم یووه متعلق به اوست. کریس رونالدو حالا در کنار ستاره هایی مثل پائولو دیبالا و مانژوکیچ به هماهنگی با آنان رسیده است و طبق اندیشه های ماسیمیلیانو آلگری، طوری بازی میکند که یادآور موقعیت روبرتو باجو در ایتالیای دوره رهبری آریگو ساچی است. کریس در بسیاری از دقایق بازی، تا نیمه زمین هم به عقب می آید و در کار بازی سازی، طراحی حملات و همچنین به گردش درآوردن توپ کمک میکند. بسیار دیده شده که کسی مانند ماتوئیدی بعنوان هافبک نفوذی تیم، در محوطه پنالتی حریف قرار دارد و کری رونالدو بعنوان مهاجم یا وینگر تیم، چندین متر عقب تر و در نیمه های زمین ایستاده است.

کریس رونالدو این روزها در یوونتوس دقیقا چکار می کند

در بیشتر بازی هایی که تا به اینجا از یوونتوس دیده ایم، آلگری از دو مهاجم یعنی کریس رونالدو و مانژوکیچ در کنار هم و پشت سر آنها دیبالا استفاده نموده است. اگر به شعاع حرکتی بازیکنان مهاجم یووه در بازی ها دقت نماییم، متوجه می شویم که برعکس مانژوکیچ شعاع حرکتی کریس رونالدو بسیار زیاد است. مانژوکیچ طبق اندیشه های هجومی ماسیمیلیانو آلگری بیشتر وظیفه دارد که در یک سوم جلوی یووه مدافعین حریف را به خود درگیر کند و با توجه به شم بالای گلزنی هم که او دارد، مدافعین حریف حسابی باید مراقب حضور او در محوطه پنالتی تیم شان باشند. سبک بازی و نقش مانژوکیچ در تیم تا حدودی یادآور کریم بنزما در رئال مادرید است. بنابراین پس از این که ماریو کار خود را در یووه اینگونه انجام میدهد، حالا وقت این است که کری رونالدو و پائولو دیبالا با آزادی عمل خود در میدان، نقش اصلی را در طرح ریزی حملات ایفا کنند. همچنین در بازی هایی که ماسیمیلیانو الگری از ترکیب چهار دو سه یک استفاده می کند، مانژوکیچ در نقش مهاجم نوک صرفا در محوطه حریف حضور دارد اما کریس رونالدو و پائولو دیبالا بعنوان وینگرهای چپ و راست تیم و در همکاری با فول بک های یووه، یعنی ژآئو کانسلو و الکس ساندرو، تلاش میکنند او را تغذیه کنند و در مواقع مناسب خود کریس هم گاهی به گلزنی فکر میکند.

کریس رونالدو این روزها در یوونتوس دقیقا چکار می کند

اما هنگامیکه کریس رونالدو به اواسط زمین می آید تا در کار بازی سازی به هم تیمی های خودش کمک کند، متوجه میشویم که اصل تمرکز وی بر استفاده از مناطق خالی زمین است. او با هوش سرشار خود مناطق مناسب زمین را برای به حرکت درآوردن توپ شناسایی می کند و چون قدرت دریبلینگ بالایی هم دارد، مدافعین مرکزی و هافبک دفاعی تیم حریف مجبور میشوند هرچه زودتر به استقبال او رفته تا شاید مانع پیش روی او به سمت محوطه جریمه خودشان شوند. به این ترتیب است که کار برای دیگر مهره های هجومی یووه راحت میشود و بدین ترتیب یووه به گل می رسد.

کریس رونالدو این روزها در یوونتوس دقیقا چکار می کند

ضمن اینکه با توجه به بالا بودن شعاع حرکتی کریس رونالدو و قدرت او در زدن حرکت های انفجاری در میانه زمین، مدافعان حریف و هافبک دفاعی ها، مجبور هستند که بیش از حد متعارف به وی نزدیک شوند و آنها نمی توانند اجازه دهند که رونالدو با فاصله بیش از یک تا دو متر از آنها حرکت کند چون در این صورت فرصت این را به اعجوبه پرتغالی داده اند که هر کاری که دلش می خواهد در زمین انجام بدهد. یکی دیگر از ویژگی هایی که کریس رونالدو در تیم یووه بدست آورده است، پاس کاری هایی است که در این تیم انجام میدهد. زمان هایی که او در میانه زمین بازی میکند دیده می شود که توپ را از وینگرهای چون خوان کوادرادو دریافت میکند و تلاش میکند تا آن را به بازیکنی نظیر پائولو دیبالا برساند. این انتقال توپ از وینگر به مهاجم کاذب یا طراح بازی، نقش مهمی است که در لحظاتی کلیدی از بازی بر عهده کریس رونالدو گذاشته می شود و او نیز چون هم دوندگی بالایی دارد، هم حفظ توپش خوب است و هم اینکه با دریبل ها طوفانی خود از هر سد و مانعی عبور میکند به خوبی از پس چنین کاری بر می آید. اما او جدای از این کارهای تاکتیکی و تیمی، هنوز هم آن هنرنمایی های فردی خود را حفظ کرده است. بازی یووه مقابل لاتزیو جزو بازی های به یاد ماندنی با حضور رونالدو خواهد شد. او در پشت محوطه جریمه لاتزیو توسط یکی از مدافعین بیانکوچلستی مارک شده و نمیتواند برگردد به سمت دروازه، در حالی که پشت به دروازه استراکوشا قرار دارد، ناگهان برمیگردد و در کسری از ثانیه با یک شوت آتشین دروازه استراکوشا را باز میکند.

کریس رونالدو این روزها در یوونتوس دقیقا چکار می کند

کلیک ها: 5

شرحی بر اندیشه های هجومی مائوریتزیو ساری

شرحی بر اندیشه های هجومی مائوریتزیو ساری

مائوریتزیو ساری، مربی کنونی تیم چلسی و سابق تیم ناپولی، بی شک یکی از بحث برانگیزترین و مهم ترین سرمربیان روز دنیاست. او به قدری سرمربی بزرگ و مهمی بود که توانست آبراموویچ، مالک متمول و روس تیم چلسی را برای انتخاب کردنش بعنوان سرمربی تیم چلسی مجاب کند ساری یک سرمربی کاریزماتیک و با کلاس کاری بسیار بالاست. میتوان حتی ادعا نمود که او در بدو ورودش به لیگ برتر انگلستان، به دیگر سرمربیان این کشور درس کلاس و پرستیژ را آموخت. نه با کسی وارد جنگ های کلامی و بحث های خاله زنکی شد و نه سعی کرد که با جنگ روانی برای تیم خودش امتیاز کسب کند.

حتی زمانی که دستیارش برای مورینیو کری خواند و او را عصبانی کرد، ساری دست این دستیار جوان خود را گرفت و نزد مورینیو برد تا از وی عذر خواهی کند. همین شان و اخلاق حرفه ای او موجب شده که در همین دو سه سالی که در فوتبال اروپا مطرح شده، حسابی نزد فوتبال دوستان محبوب شود و تیم های بی شماری منتظر جدا شدنش از چلسی باشند تا بلافاصله او را به خدمت گیرند.

شرحی بر اندیشه های هجومی مائوریتزیو ساری

اما نکته ای که در این مقاله قصد دارم راجع به آن بنویسم، نوع نگاه ساری به نحوه طرح ریزی حملات و شکستن خطوط دفاعی تیم های حریف است. در فوتبال نوین دنیا، آرایش تیم ها لایه بندی های دقیق و عمیقی دارد. دیگر مثل فوتبال کلاسیک دو سه دهه پیش نیست که هر تیمی با یک آرایش ثابت در بازی ها حاضر شود و صرفا روی خلاقیت های فردی بازیکنان تکیه شود. در فوتبال روز دنیا، در هر خطی، چه خط دفاع و چه خطوط هافبک و حمله، لایه های متفاوتی وجود دارد. مثلا در لیگ ایتالیا که به داشتن بهترین خطوط دفاعی در اروپا و جهان مشهور است، این روزها سرمربیان ایتالیایی تلاش میکنند تا با طراحی کردن لایه های دفاعی خاص مانع نفوذ تیم های مقابل شوند. زمانی که ساری در لیگ ایتالیا مشغول به کار بود و با تیم ناپولی هر فصل تنها چالش پیش روی یوونتوس در راه کسب عنوان قهرمانی محسوب میشد، ما با لایه بندی های بسیار هوشمندانه ای مواجه بودیم.

شرحی بر اندیشه های هجومی مائوریتزیو ساری

سرمربیانی مثل ساری اندیشه های مخصوصی دارند تا زمانیکه تیم حریف تلاش میکند لایه دفاعی خود را بسیار سخت و غیر قابل نفوذ طراحی کند، بتوانند از سد این لایه های سخت  و سفت بگذرند. اما این اندیشه ها چیست؟ اولین راه حل، تعویض جریان بازی به سمت بازیکن آزاد است. در هر لحظه ای از بازی چند نفر از بازیکنان تیم توسط مدافعان یا هافبک های دفاعی تیم حریف مارک شده اند و به همین دلیل آنها نمی توانند در آن لحظه کاری از پیش ببرند. در چنین لحظاتی سرمربیان تلاش میکنند تا بازیکنانی را تعیین کنند که در این مواقع بعنوان یار آزاد در نقطه ای دیگر از زمین حاضر شوند و در موقعیتی حاضر شوند تا بازیکن صاحب توپ و هم تیمی اش، بتواند توپ را به منطقه ای که آن بازیکن آزاد حاضر است فرستاده و به این ترتیب هم منطقه بازی را عوض کند و هم بازیکنان هم تیمی خودش که توسط مدافعان حریف مارک شده اند را آزاد نماید.

شرحی بر اندیشه های هجومی مائوریتزیو ساری

دیگر راه حل،  خالی و پر کردن یک منطقه است. تصور کنید که بازیکن مهمی مثل مارک همشیک که هافبک طراح و بازی ساز تیم ناپولی در زمان سرمربی گری ساری به شمار میرفت، در بازی مقابل یوونتوس به میدان رفته است. او در نیمه متعلق به یووه اما نزدیک به خط وسط ایستاده و مثلا پیانیچ و خدیرا هم او را مارک کرده اند. همشیک متوجه می شود که آلبیول مدافع هم تیمی اش قصد دارد توپ را برای شروع یک حمله در اختیارش قرار دهد. اما در این شرایط اگر آلبیول بخواهد توپ را برای همشیک بفرستد مطمئنا خدیرا و پیانیچ به راحتی توپ را از وی خواهد گرفت. در نتیجه همشیک ابتدا این منطقه را خالی میکند و به سمت زمین خودی می دود، خدیرا و پیانیچ هم ناچار او را دنبال میکنند. حالا که همشیک آن منطقه قبلی را از حضور این دو هافبک یوونتوسی خالی کرده است و آنان را به زمین خودی برده، ناگهان با سرعت به سمت همان منطقه قبلی می دود و آلبیول هم بلافاصله توپ را با کات بیرون پا برای همشیک ارسال میکند و در نتیجه یک حمله از سمت ببرهای بندر ناپل طرح ریزی می گردد. این حرکت به قدری با اطمینان و بدون اشتباه توسط ناپلی ها انجام می شود که می دانیم این استراتژی، جزو همان حرکت های تمرین شده است که اندیشه های مردی مانند ساری پشتش قرار دارد.

شرحی بر اندیشه های هجومی مائوریتزیو ساری

راه کار بعدی برای خلاص شدن از دفاع بسته حریف و دستیابی به گل، استفاده از حربه  جابجایی معکوس عمودی است. اینسینیه جزو بازیکنانی است که در فرار کردن و نفوذ از بین مدافعان حریف به سمت دروازه تخصص بالایی دارد. اما زمانی بعنوان مثال مقابل یووه قصد دارد که از بین بونوچی و کیه لینی (بهترین زوج دفاعی جهان) عبور کند و حتی مهدی بن عطیه و الکس ساندرو هم همان حوالی قرار دارند و راه نفوذ کاملا بر او بسته شده است، ساری تاکتیک جابجایی معکوس را به یاران اینسینیه پیشنهاد میدهد. استرینیچ و میلیک هم تیمی های اینسینیه هستند، زمانی مثلا همشیک میخواهد توپ را توسط یک پاس عمقی برای اینسینیه بفرستد بلافاصله استرینیچ و میلیک آرایش تیمی را باز میکنند و هر کدام در اطراف محوطه جریمه شروع به فرار کردن میکنند. در نتیجه چهار مدافعی که در محوطه پنالتی یووه مشغول دفاع از دروازه بیانکونری هستند، توجهشان به سمت میلیک و استرینیچ هم جلب می شود و هر کدام برای پوشش دادن یکی از این دو به سمت آن ها می دوند. مثلا الکس ساندرو به سمت میلیک می رود تا این مهاجم خطرناک را مارک کند و بن عطیه هم به قصد مراقبت از استرینیچ به سمت او می دود. حالا فقط بونوچی و کیه لینی برای دفاع از دروازه یووه باقی مانده اند اما همین دو نفر هم باید مراقب باشند تا مبادا همشیک بجای پاس دادن به اینسینیه ناگهان توپ را برای میلیک یا استرینیچ نفرستد. پس این دو مدافع هم نمی توانند کاملا نزدیک به اینسینیه بازی کنند و اندکی فاصله شان را با وی حفظ میکنند. و این گونه است که اینسینیه میتواند از بین چهار مدافع و لایه دوگانه دفاعی یووه عبور کرده و خود را به دروازه گورخرهای شهر تورین برساند.

شرحی بر اندیشه های هجومی مائوریتزیو ساری

کلیک ها: 4