ایتالیا
نیایشگاه خاندان مدیچی در فلورانس
نیایشگاه خاندان مدیچی در فلورانس در نزدیکی کلیسای سن لورنزو هستند که در واقع آرامگاه خانواده و خاندان قدرتمند مدریچی به حساب می آید. این نیایشگاه در شهر بسیار زیبای فلورانس در کشور ایتالیا قرار دارد. نیایشگاه یا آرامگاه مدیچی دو بخش با نام های « اتاق های مقدس جدید» و «نیایشگاه شاهزادگان مدیچی» را شامل می شود که مورد دوم آرامگاه خانوادگی این خاندان است. این بخش در واقع قسمتی از باسیلیکا یا کلیسای سن لورنزو می باشد. در مورد خانواده ی مدیچی می توان گفت که یک خانواده ی قدرتمند ایتالیایی بودند در دوره ی رنسانس که طی قرن های 15 تا 18 میلادی بر شهر فلورانس حکومت می کردند. باسیلیکای سن لورنزو موجود در اینجا نیز کلیسای رسمی آنها به حساب می آمد. اولین نفری که در این نیایشگاه به خاک سپرده شد « جووانی دی بیچی د مدیچی» بود که بعد از مرگش درخواست کرد او و همسرش را در «نیایشگاه مقدس قدیمی» دفن کنند. در ساال 1429 جووانی در گذشت و او را در این نیایشگاه به خاک سپردند. نیایشگاهی که معماری آن را «فیلیپو برونلسکی» بر عهده گرفته بود.

بعدها در سال 1520 به این فکر افتادند که مکانی را برای مقبره ی خانوادگی خود تاسیس کنند. نام این مکان جدید را «اتاق مقدس جدید» (New Sacristy) نامیدند و در سمت دیگر کلیسا اتاقی شبیه به اتاق مقدس قدیمی ساخته شد. اتاقی که طراحی آن را میکل آنژ برعهده داشت. و اما تصمیم ساختن یک آرامگاه مجلل برای اعضای سلطنتی را کاردینال «جولیو دی مدیچی» اتخاذ کرد. پروژه ی ساخت این نیایشگاه در سال 1524 به پایان رسید. از انتهای کلیسای سن لورنزو می توان به این اتاق مقدس جدید دسترسی داشت. این نیایشگاه ها به سه بجش مجزا تقسیم می شدند: سردابه، نیایشگاه شاهزادگان و اتاق مقدس جدید.

در مورد این بخش ها می توان گفت که سردابه، جایی است که در آن اعضای خانواده که در جایگاه پایین ترین قرار داشتند را در آن دفن می کردند و عموما تشریفات خاصی در دفن آنها صورت نمی گرفت. این قسمت را در قرن نوزدهم سرو سامان دادند و امروزه سنگ قبرهای زیادی را می توانید در این قسمت مشاهده کنید. بخش «نیایشگاه شاهزادگان» گنبدی بزرگ بر روی خود دارد و طراحی این گنبد اثر «بوانتالنتی» است که در سال 1604 آن را ساخت. پروسه ی ساخت این قسمت در قرن بیستم میلادی به طور کامل به پایان رسید. در این قسمت 6 تن از دوک های بزرگ خاندان مدریچی به خاک سپرده شده اند. در اینجا می توانید سبک باروک فلورانس را در حد اعلای خود ببینید. اتاقی 8 ضلعی با شکوه و دکور مجللی که در طراحی آن بکار رفته است. برای طراحی قسمت گنبد آن بر این قرار بود که از سنگ لاجورد استفاده کنند. اما این کار نیمه کاره رها شد و ساخت آن در سال 1828 در دوره ی خاندان لورن با دیوارنگاری «پیترو بنونوتی» به پایان رسید که در واقع صحنه هایی ترکیبی از عهد قدیم و جدید را نشان می دهد.

همانطور که گفته شد طراحی اتاق مقدس جدید را به میکل آنژ سپرده بودند. این موضوع حاکی از این است که این خاندان تا چه انداز برای روشنفکران روز و هنرمندان ارزش و اجترام قائل بوده اند. در آن زمان که میکل آنژ بر روی مجسمه های تابوت کار می کرد، عازم رم شد و دیگر برنگشت، جر اینکه برای بعضی از آنها از جمله مجسمه ی دوک لورنزو و جولیانو توانست ساختن آنها را به پایان برساند. تعریف ها و تفسیرهای بسیار زیادی پشت این مجسمه ها نهفته است چرا که تاریخ و معماری زیادی را پشت سر گذاشته اند. یکی از بهترین آثار میکل آنژ تندیس مرمرین «شب» (Night) است که در اینجا می توانید از آن بازدید کنید.
قطعا فلورانس از انتخاب های حتمی شما در سفر به کشور ایتالیا خواهد بود. در اینجا می توانید از پل پونته وکیو، کلیسای جامع فلورانس، میدان سینیوریا و بسیاری جاذبه ی دیگر دیدن کنید. آنچه بسیار اهمیت دارد مدیریت زمان و یک برنامه ریزی صحیح برای جلوگیری از اتلاف هزینه و زمان می باشد. چهار مورد بالا را حتما در صدر بازدید های خود قرار دهید و با برای آشنایی با دیگر جاذبه های گردشگری کشور ایتالیا همراه باشید.
میدان سینیوریا در فلورانس
میدان سینیوریا در فلورانس را یکی از زیباترین جاذبه های گردشگری این شهر می دانند. کسانی که ایتالیا را برای سفرهای خود انتخاب می کنند با شهرها و گزینه های بسیار زیادی برای بازدید مواجه هستند. رم، میلان، ونیز و فلورانس از زیباترین شهرهای این کشور به حساب می آیند. میدان سینیوریا در فلورانس، از جمله معروف ترین و زیباترین میدان های ایتالیا به حساب می آید. در این میدان می توانید آثار و مجسمه های بسیار نفیس و گرانبهایی از هنرمندان پرآوازه ی قرون 16 و 17 میلادی در خود جای داده است. در جای جای این میدان می توانید از این مجسمه ها که در نهایت دقت ساخته شده اند بازدید کنید.
از نظر بسیاری از افرادی که از فلورانس بازدید کرده اند دو صحنه از این شهر در خاطر همه ماندگار خواهد شد، یکی از اینها تصاویر گنبد سحرانگیز «برونلسکی» است که یادگاری از هنر پیکرتراشی فلورانس است و دیگری نیز یکی از زیباترین میدان های ایتالیا، یعنی میدان سینیوریتا خواهد بود. در واقع این دو به نماد و خاطره ای از شهر فلورانس تبدیل شده اند. این میدان شکلی L مانند دارد که یک فرم غیرمعمول برای میدان ها به حساب می آید. طرح این میدان را از رویدادهای تاریخیای که در نیمه ی دوم قرن سیزدهم میلادی آغاز شده بود گرفته اند. گفته شده است که در آن زمان ها دو فرقه ی جنگجو به نام های «گوئلف» و «گیبلینس» در تمام فلورانس مشغول جنگ بودند. آنگاه که گوئلف ها زمام جنگ را به دست گرفتند، 36 خانه و برج دشمن را مورد حمله ی خود قرار دادند و آنها را با خاک یکسان کردند. جالب است بدانید که در آن زمان به فلورانس «سرزمین نفرین شده» می گفته اند. بگونه ای که حتی یک خانه هم اجازه ی ساخت در اینجا را نداشت. بعلاوه در سرتاسر شهر نمک ریختند تا حتی گیاه هم در اینجا سبز نشود.
بعدها از همان روزهای اول شکل گیری جامعه ی فعال فلورانس، میدان سینیوریا نیز پابه پای کلیسای جامع رشد کرد و همواره نمادی از زندگی شهری مردم به حساب می آمد. داستان ها و معماری بی نظیری را در این میدان تجربه خواهید کرد، میدانی که زمانی نماد حکومت جمهوری و دوک های بزرگ محسوب می شده است. این میدان صحنه ی وقوع اتفاقات و صحنه های زیادی از مراسم های شادی تا اعدام بوده است. در تاریخ 23 مه 1948 کشیش دومینیک «جیرولامو ساوونارولا» در این میدان به دار آوریخته شد. در وسط این میدان یک قطعه گرانیت وجود دارد که یادآور این حادثه می باشد.

در سالهای 1500 میلادی، جشن ها، مراسم و مسابقات زیادی در این میدان اجرا می شدند و مردم در آنها شرکت می کردند. هرگاه که صدای زنگ به صدا درمی آمده است اهالی فلورانس برای باخبر شدن از خبرهای جدید که یا قانونی جدید بود یا خبری دولتی به میدان سینیوریا می آمدند. در طول قرن ها این میدان توسط لردها و دوک های مختلف مورد توجه قرار گرفت و هرکدام گوشه کنارهایی به این میدان اضافه می کردند و در غنی شدن آن نقش مثبتی ایفا می کردند. تقریبا این میدان را به موزه ای روباز تبدیل کرده اند. در سمت اصلی این میدان می توانید سازه ی بزرگ Palazzo Vecchio را ببینید که برجی مستحکم و زیباست و از آن نیز می توانید دیدن کنید. این برج در پایان قرن سیزدهم بعنوان اداره ی مدیریت شهری ساخته شد و نمونه ای عالی از معماری شهر به حساب می آمد. اهمیتی که قصرهای شهرداری در آن زمان داشت تنها اندکی کمتر از کلیساها بود.

اگر به این بنا نگاه بکنید طراحی مقدرانه و بدون حشوی مشاهده خواهید کرد. ساختمان Palazzo حتی در دوره های بعدی نمادی مهم و قابل توجه بوده است. شما به مجسمه های بی نظیری که توسط بزرگان این حرفه ساخته شده اند نگاه کنید که در جای جای این میدان نصب شده اند. این اتفاق یک تجلیل فوق العاده از فضیلت های شهروندی و اخلاقی است که مردم سراسر ایتالیا و دنیا باید از آن درس بگیرند. البته امروزه هر یک از مجسمه ها با نسخه ی غیراصلی خود جایگزین شده اند اما از زیبایی و جذابیت آنها چیزی کاسته نشده است. یک کپی از مجسمه ی داوود که توسط «میکل آنژ» برای دولت جمهوری ساخته شد در این میدان وجود داد. مجسمه ای که یکی از شاهکارهای رنسانس به حساب می آید. مجسمه ی داوود را در سال 1504 در مقابل ورودی ساختمان پلازو قرار دادند تا نمادی بی نقض از فضیلت های دولت جمهوری باشد.

دو مجسمه ی دیگر به نام های «مرزوکو» و «یودیت» اثر « دونالتو» در همان بخش ورودی بنا وجود دارند که مقداری قدیمی تر از مجسمه ی داوود هستند. مورد اول یک شیر قدرتمند است که سپر اشرافی با طرح گل سوسن بر روی آن نقش بسته است و این مجسمه نماد حکومت جمهوری فلورانس بوده است.
مجموعه تندیس های «اولوفرنز و یودیت» که متعلق به خاندان مدیچی بودند در اواخر قرن پانزدهم میلادی، از فلورانس اخراج شدند. مردم بعد از غارت از قصرهای آنها این مجسمه را به میدان آوردند تا یادی باشد از پیروزی آنها بر ظلم و بر روی آن «باشد که این عبرت مردمان شود» را حک کردند. بعدها که خاندان مدیچی دوباره بر روی کار آمدند این مجسمه را در جای خود باقی گذاشتند تا به آنچه باور مردم بود، احترام گذاشته باشند.
از شخصیت های محبوب فلورانس هرکول است که فلورانسی ها او را بنیانگذار شهر خود می دانستند. مجسمه های مرمرین «هرکول و کاکوس» اثر «باچو باندینلی» نیز در این میدان قرار دارد اما به دلیل ساخت ناشیانه ای که داشته است نتوانسته هم ردیف مجسمه ای چون مجسمه ی داوود باشد.

از دیگر مجسمه ای میدان، فواره ی جاویدان «نپتون» است که توسط آمانتی برای جشن عروسی «فرانچسکو اول» و « جوانا» از اتریش ساخته شد. تمثیلی از خداوند که بر روی درشکه ی چهار اسب خود بلند شده و اطراف او را الهه ها و خدایان دیگر دربرگرفته اند.

دیگر اینکه تندیس فوق العاده ی سینوریا را که جامبولونیا برای دوک بزرگ ساخته بود نیز در این میدان وجود دارد. سوارکاری که بر مقبره ی کازیموی اول قرار گرفت.

بهتر است برای دیدن این حجم از زیبایی حتما در بازدیدهای خود، رفتن به میدان سینیوریا را در اولویت قرار دهید.
معرفی دو خانه دیدنی اروپا
خانه زیبای مولر پراگ
خانه مولر، مطابق اظهار نظر کنت فرامتون، رامپلن مخصوص لوس را نشان می دهد. خانه در یک سایت شیب دار نسبتا کوچک و در میان خانه های منفصل دیگر مربوط به دهه ۱۹۳۰ قرار دارد و اکنون نیز جزء نواحی خلوت حومه شهر پراگ می باشد. قسمت های بیرون خانه کاملا تند و سخت هستند - یک قوطی ساده اندود شده که با پنجره های کوچکی سوراخ شده است . اما اثراتی از مجلل بودن در فضاهای داخلی ایوان ورودی عقب نشسته که با سنگ تراورتن پوشانده شده است مشهود است. یک کریدور کوتاه به هال ورودی منتهی می شود که کوچک بوده اما در تقارن و تناسبات خود کلاسیک است. در پس دیوار انتهایی، یک بازوی کوتاه پله به فضایی نسبتا رسمی در آستانه چارچوب در منتهی می شود که نقطه محوری کل پلان است.
کمی جلوتر، نشیمن مستطیلی شکل بلند و زیبایی با تناسب دو مربع به هم چسبیده در پلان ظاهر می شود. علاقة لوس به تقارن بلافاصله در جانمایی شومینه آجری قرمز، صندلی راحتی توکار که در تعادل با شومینه در انتهای دیگر اتاق است، سه پنجرۀ بلند در دیوار بیرونی مرتفع و نورهای سقفی جفت جفت آشکار می شود.
ورود به بنا به صورتی خارج از مرکز (اما هم محور با پنجره سمت چپ) انجام می شود و دیواری که از آن وارد می شویم، یک ترکیب بندی آبستره با بیان و شیر بک وید است تا یک حجم توپر. این دیوار با سنگ مرمر سیپولین آبی رگه داری پوشانده شده است که آن را بیش از یک دیوار ساده جلوه می دهد و اگر چه به سه طاق نمای مساوی تقسیم شده است، هر طاق نما با دیگری متفاوت است. در سمت راست محور استانه در، پله هایی به قسمت ناهار خوری منتهی می شوند و دارای دید به نشیمن از طریق طاق نمای انتهایی دیوار سنگ مرمر سیپولین هستند.
فضای ناهارخوری که برای جا گرفتن در جعبه کلی بیرون طرح بزرگ است؛ با کمی عقب رفتگی در پس ساختمان، یک تراس بیرونی برای اتاق خواب طبقه بالا ایجاد می کند. یک بازوی دیگر از پله ها در سمت چپ آستانه در به اتاق بانو منتهی می شود. این فضای کوچک که با چوب لیمویی رنگ پوشیده شده است حتی دارای یک شاه نشین کوچکتر در ترازی بالاتر است که از آن جا می توان از داخل پنجره مخفی (که شبیه حفره های جاسوسی بالاخانه خانه های اربابی قرون وسطایی بریتانیایی است) فضای نشیمن را مشاهده کرد. این فضاهای نشیمن ترکیب شده می توانند به عنوان یک مارپیچ در هم پیچیده منفرد مطرح شوند. کتابخانه مجاور اتاق بانو، در حقیقت اتاق آقای خانه بوده که با چوب درخت ماهون پوشیده شده و دارای یک میز تحریر مدرن و صندلی راحتی چرمی در دو سمت یک شومینه کاشی شده می باشد. اتاق خواب ها به طور ساده تری در طبقه بالایی که با پله ای (دارای نور گیر از سمت بالا در وسط پلان) قابل دسترسی هستند. لوس کلیه مبلمان تو کار را شخصا طراحی کرد که شامل گنجه ها، میزهای آرایش و میزهای پاتختی می باشند.
کارفرمای این طرح، یک پیمان کار ساختمانی متمول و دارای یک همسر و دختر جوان بود؛ بنابراین ساختمان، تعداد خدمه ای بیش از تعداد ارباب داشت. یک پلکان خدماتی کاملا مجزا، همراه با آسانسور مجاورش از اتاق های تاسیساتی زیرزمین تا سطوح نشیمن و اتاق خواب ها (که از نظر تئوری باید اتاق های خدمه در طبقه آخر بوده باشند) بالا رفته است. دکوراسیون یکی از این اتاق ها به سبک ژاپنی انجام گرفته است و خانواده از این اتاق در ارتباط با استخر شنایی که در سقف مسطح بزرگی تعبیه شده است استفاده می کنند. این خانه در سال ۲۰۰۰ با حفظ قاب های پنجره ای زرد روشن ساختمان قدیمی مرمت شده و هم اکنون بازدید آن برای عموم آزاد است.
خانه مالاپارت ایتالیا
گویا اقتباس دقیقی از پله های مقابل کلیسای آنونزياتا در لیپاری جزیرهای که مالابارت در سال ۱۹۳۴ در آن زندانی بود می باشد. برای دوره ای کوتاه در طول ساخت، ورودی اصلی خانه از طریق شیاری در میان بازوهای پله، مانند یک میستوریوم در یک تئاتر رومی بود. این نوع آرایس دارای منطق عملکردی و فرمی قوی بود، اما نهایتا رد شد که شاید به دلیل احتمال جاری شدن سیل از آب دریا در هوای طوفانی بود.
مسدود کردن میتوریوم (ورودی آمفی تئاتر)، تأثیراتی مخرب بر روی پلان داشت؛ چرا که ورودی اصلی را در یک سمت به طبقه همکف منتهی می کرد و پلکان داخلی را در گوشه ای نامناسب به زور جای می داد. اطمینان از این بابت وجود دارد که مالاپارت یک آرایش متقارن را ترجیح می داد، مانند پلان سوئیت شخصی اش در انتهای دیگر ساختمان، همراه با حمام های دوقلو و کریدورهای T شکل آن.
برداشتن میتوریوم ارتباط میان نشیمن اصلی و تراس سقفی را از بین برد و در بنای ساخته شده نهایی، ارتباط میان این دو فضا به صورت پیچ در پیچ و مجموعة با پایین رفتن از ۱۶ پله و بالا آمدن از ۴۸ پله صورت می گیرد؛ اما برای مالاپارت تصویر خانه (و در نتیجه تصویر شخص وی) مهم تر از حل پلانی مؤثر بود. مقطع دیوار بادشکن، در تراس بدون فرم و حفاظ آن، بارها قبل از رسیدن به پیچ و خم زیبای آن تغییر داده شد. اتاق نشیمن شبیه آثار کلاسیک است که دارای یک مجسمه حجاری شده به نام دانزا اثر پریکل فازینی می باشد. بارها و بارها در طول دوره چهار ساله ساخت آن را تغییر داده بود کار کرد.
پل پونته وکیو در فلورانس
پل پونته وکیو در فلورانس ، اولین نوع ساخته شده از این پل در کل فلورانس است. حتی گفته می شود این پل قدیمی ترین پل جهان به حساب می آید. با توجه به اسناد و مدارک تاریخی این پل از قرن دوازدهم در اینجا ساخته شده است و تاکنون نیز پابرجاست. رودی از داخل شهر فلورانس می گذشته که تنها راه عبور ان از زیر این پل بوده است. البته از زمان ساخت این پل تا کنون چندبار مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است. پلی که توانسته است در دوره های مختلف از گزند و آسیب سیل در امان نبوده و در سال 1333 به دلیل بالا آمدن آب به کلی تخریب شده است اما مورد بازسازی قرار گرفته و اکنون در نهایت زیبایی و قدمت در این شهر برجای مانده است و می توانید در بازدیدهای خود از فلورانس از اینجا نیز دیدن کنید.

آنچه امروزه در سیمای این پل می بینید به سال 1345 برمی گردد. جورجوی واساری کتابی به نام زندگانی موفق ترین نقاشان، مجسمه سازان و معماران ایتالیایی دارد که در آن بازسازی پل پونته وکیو را به تادو گاندی نسبت می دهد. بازسازی ای که در بعد از سیلاب 1333 صورت گرفت. برای یادبود این حادثه نیز یک ساعت خورشیدی بر روی پل نصب شد که امروزه نیز می توانید در بام مغازه ای در همسایگی بنای سلینی آن را ببینید. بر روی پایه ی این ساعت خورشیدی نوشته ای حک شده است که در واقع حادثه ی خطرناک سیل را نشان می دهد که وحشت مردم فلورانس را در سیلاب 1966 موجب شد.

سیلابی که در سال 1333 اتفاق افتاد، مجسمه ی مریخ را که به آن استیوپید استون می گفتند و بر روی پونته وکیو نصب شده بود تخریب کرد و از بین برد. دانته آلگیری یکی از معروف ترین شعرای ایتالیایی قرون وسطی است که در شعر معروف کمدی الهی خود، به این پل اشاره می کند. بعلاوه نوشته ای بر روی این پل وجود دارد که اشعار این شاعر معروف را نشان می دهد. در گذشته در اطراف این پل، چهار برج وجود داشته است اما امروزه تنها یکی از این چهار برج باقی مانده است. قوسی که در ساخت این به کار رفته است اولین کاربرد در کل پل های اروپاست. در کنار اینها مغازه های جواهر فروشی و زرگری بسیار معروفی در اطراف این پل وجود دارد که در نوع خود بسیار دیدنی هستند. معماری این پل گام ها از زمان خود جلوتر بوده است. بگونه ای که بعدها در ساخت دیگر پل ها همچون پل ریالتو در ونیز از آن استفاده شده است. اگر چنانچه فیلم جهنمی به کارگردانی دان براون را دیده باشید، وی به تراژدی رخ داده اشاره می کند که حیرت و بهت مردم فلورانس را بر می انگیزد. در طول قرن ها، مغازه هایی در طول این پل وجود داشته است که در اختیار مسولین شهر فلورانس بود و از آنها بعنوان درآمدزایی استفاده می کرده اند. بعدها از میانه های قرن پانزدهم به بعد این مغازه ها جای خود را به قصابی ها و دباغ خانه ها دادند. شاید بدین گونه مسولین بتوانند انباشت تفاله های سطح شهر را کم کنند.

اگر به این پل نگاه بیندازید، فضاهایی را می بینید انگار به پل الحاق شده اند. این فضاها همان کارگاههایی هستند که قصابی ها و دباغ خانه ها اضافه کرده بودند. جورجیو واساری، سالنی را برای خانواده ی متمول مدیچی ساخته بود که در واقع مسیری سرپوشیده بود که قصر پلازو پیتی را به پالازو وکیو وصل می کرد و اعضای سلطنتی از روی این پل به طرف دیگر که کاخ دوم آنها بود می رفتند. یکی از دلایل اینکه آنها از این راه می رفتند این بود که بوی بدی که در آن دوران از مغازه های اطراف آرنو به مشام می رسید را خانواده ی مدیچی حس نکنند. در سال 1593، فردینالد اول دستور داد تا قصابی ها ودباغی گر ها محل خود را عوض کنند و مغازه های خود را به زرگرها بدهند. همین امر سبب شد تا این پل به مکانی مطبوع تر و دلپذیرتر تبدیل شود.

در مورد این سالن واساری داستانی وجود دارد که جالب است بدانید. این پروژه شامل تخریب کردن چند ساختمان شخصی بود که در مسیر سالن واساری قرار می گرفتند. از جمله امکاکی که مزاحم ساخت این پروژه بودند ساختمان های دلانینا، موزه افیتزی، لونگارنو ارکیبوزیر، پونته وکیو، ویا دی باردی و ویا گوئی چیاردینی بودند. در این میان صاحب آخرین برج باقی مانده در این پل که خانواده ی مانلی بودند با تخریب ملک خود به شدن مخالف بودند و حاضر نبودند این برج خراب شود. برای این خواسته ی خود نیز به دوک اعظم، کوسیموی اول روی آوردند. مردم نیز پشت آنها بودند و در اعتراضات شرکت می کردند. که در نتیجه کوسیموی اول موافقت خود را مبنی بر خراب نکردن این پل اعلام کرد و این است که امروزه این برج برجای مانده است.

در مرکز و وسط این پل مجسمه ای نیم تنه از معروف ترین زرگر فلورانس، یعنی بن ونوتو سلینی را مشاهده خواهید کرد. تاریخ نصب این مجسمه به سال 1901 برمی گردد. سلینی یک فرد بسیار پر شور و ذوق بود و نزدم مردم از احترام و شهرت زیادی برخوردار بود. در بسیاری از درگیری ها و منازعات پیشم قدم بود و در آخر هم بوسیله ی سیست قضایی آن زمان به مجازان اعدام رسید. سلینی آثار بسیار زیبایی از طلا دارد و در کنار این نیز می توان به مجسمه ی پرسئوس با سری از الاهه به نام مدوسا نام برد. علاوه بر اینها شرح حال نویسی به نام «زندگی» دارد.
پل بسیار زیبای پونته وکیو تنها پلی است که در طی جنگ جهانی دوم در فلورانس از بین نرفت. این پل را شاهکاری از معماری و هنر می دانند. پلی که به زعم خیلی ها قدیمی ترین پل ساخته شده در جهان به حساب می آید.
پیشنهاد ما این است که در سفرهای خود حتما از این پل بسیار زیبا دیدن کنید و در کنار آن به بازار زرگرها نیز سر بزنید که این مغازه ها از شهرتی جهانی برخودار می باشند.

کلیسای سانتا ماریا دل فیوره در فلورانس
کلیسای سانتا ماریا دل فیوره در فلورانس که آن را تحت عنوان کلیسای جامع فلورانس نیز می شناسند یکی از پربازدیدترین جاذبه های گردشگری شهر فلورانس در شمال کشور ایتالیا می باشد. این کلیسا گنبد بسیار معروف و بزرگی را بر روی خود دارد که زمانی آن را بزرگترین گنبد ساخته شده در جهان می دانستند و تا به امروز عنوان بزرگترین گنبد آجری جهان را بر خود دارد. شاید برای شما نیز سوال باشد ساخت این گنبد تا این اندازه بزرگ، چقدر زمان برده است، جواب این سوال 140 سال است! البته شاید شما نیز شباهت عجیبی میان گنبد این کلیسا با گنبد سلطانیه در ایران ببینید. بسیاری نظریه ها بر این باورند که گنبد فلورانس را از گنبد سلطانیه الهام گرفته اند.
نام رسمی کلیسای جامع فلورانس، Cattedrale di Santa Maria del Fiore)) سانتا ماریا دل فیوره، یا کلیسای جامع سینت مریِ گلها است. مری که البته مریم مقدس است و گل نیز هم به مسیح و هم به نام لاتین فلورانس یعنی Florentia اشاره دارد. بسیاری این کلیسا را با نام Il Duomo di Firenze یا تنها Duomo میشناسند.

در واقع می توان گفت که کلیسای جامع فلورانس، بزرگترین کلیسا در دوره ی رنسانس بوده است. بخش بسیار زیادی از این کلیسا در قرن چهاردهم میلادی و پیش از رنسانس ساخته شد. و اما آغاز ساخت و ساز این کلیسا را به قرون وسطی برمی گردانند. شهر فلورانس در زمان قرون وسطی شهری باشکوه و بسیار ثروتمند بود. ثروتی که بر پایه ی تجارت پارچه شکل می گرفت. مردم شهر بسیار تمایل داشتند که شهر خود به مثابه رم باستان تصور کنند. یکی از مسائلی که در آن زمان بر روی آن رقابت می شد، مساله ی ساخت کلیساهای جدید و بزرگ در شهرها بود. در پیزا کلیسای جامع در سال 1063 ساخته شد و سیهنا در سال 1260 کلیسای جامع خود را ساخت. در شهر فلورانس نیز در اواخر قرن سیزدهم بود که پروژه ی ساخت کلیسای جامع شکل گرفت و سنگ بنای آن نهاده شد. بر این قرار بود که کلیسایی که ساخته می شود از آنچه در کشورها و شهرهای همسایه بود، باشکوه تر و مقتدرانه تر ساخته شود. آنچه امروزه در این شهر می بینیم به تمامی گواهی بر این ادعاست که فلورانسی ها در هدف خود موفق عمل کرده اند و به آنچه می خواسته اند رسیده اند.

ساخت این کلیسا بدین گونه بوده است که با رشد شهر فلورانس و پیدایش کلیساهای جامع زیبا در دیگر شهرها نیاز به ساخت کلیسایی جدید در فلورانس احساس می شد. البته کلیسایی به نام Santa Reparata در فلورانس وجود داشت که نقش کلیسی جامع را برای شهر داشت اما جوابگوی نیازهای جدید نبود و بسیار ساده و محقر به نظر می رسید. برای این کار، Arnolfo di Cambio را بعنوان معمار استخدام کردند تا کلیسایی را طراحی کند و بسازد که همتا نداشته باشد.
در سال 1296 ساخت این کلیسا را آغاز کردند و صنف پشم فروشان یکی از بزرگترین مجموعه ی تجار شهر بود که نظارت بر ساخت و ساز این کلیسا را انجام می داد. اعضای این صنف، یک سازمان مخصوص را برای بازدید از این کلیسا بوجود آورده بودند. که آن را Opera del Duomo یا به اختصار OPAمی نامیدند. در بازدید های خود از کلیسای جامع فلورانس نماد این صنف فروشان که یک گوسفند است که صلیبی را نگاه داشته است در تزیینات کلیسا خواهید دید، همچنین نماد OPA را در جای جای این کلیسا مشاهده خواهید کرد.
البته ساخت این کلیسا زمان زیادی برد و طراح آن هیچ گاه پایان کار را به چشم خود ندید. بعد از مرگ او، ساخت کلیسا به چند نفر دیگر واگذار شد که به ترتیب می توان به Giotto، Andrea Pisano، Francesco Talenti اشاره کرد. تاریخ گذاشتن اولین آجر این کلیسا به تاریخ 8 دسامبر 1296 برمی گردد که بعدها در تاریخ 25 مارس 1436 تویط پاپ Eugenius چهارم تقدیس شد.

بسیاری بر این اعتقاد هستند که مهمترین بخش کلیسا، گنید بزرگ آجری بر روی آن می باشد. گنبدی که بخش مرکزی کلیسا را به طور کامل پوشانده است. این گنبد به حدی بزرگ و جلب توجه کننده است که خود مردم آن را معادب کلیسا می دانند و این گنبد است که نزدشان محترم و برجسته شده است. در روزگاری که کلیسا را می ساخته اند همواره با این سوال مواجه بوده اند که چگونه فضاهای بزرگ داخلی این کلیسا را پوشاند. با خود گفته اند احتمالا در آینده تکنولوژی جدیدی این کارا را خواهد کرد. جالب است بدانید برای سالها این سالن بدون سف بوده تا اینکه این گنبد ساخته شد و بر روی فضاهای داخلی قرار گرفت و لقب بزرگترین گنبد زمان خود را در اختیار گرفت.

این که انگار حفره ای در دل سقف این کلیسا خالی بود، هرچه بیشتر می گذشت، بیشتر خودش را نشان می داد. نزولات جوی همچون باران های زمستانی و آفتاب های تابستانی محراب کلیسا را خراب و خراب تر می کرد. از طرفی کسی هم نبود که ایده ای مطمئن برای پوشاندن این قسمت داشته باشند. ساخت کلیسا را در سال 1296 شروع کرده بودند و می بایست این گنبد به طرز عالی بر روی آن ساخته می شد تا نشان دهنده ی شکوه و رونق شهر فلورانس باشد. دهه ها گذشت و کسی ایده ی قابل اجرا برای پوشاندن این دهانه ی 45 متری در ارتفاع 55 متری نداشت. اگر به ابعاد توجه کنید، خیره کننده است. آنچه در نقشه های کلیسا بود،از بکار بردن پشت بندهای معلق و طاق های نوک تیز که در سبک گوتیک استفاده می شد خودداری کرده اند. اینها ویژگی معماری شهرهای رقیب همچون میلان بود که دشمن قسم خورده ی فلورانس بودند. اما آیا گنبدی در آن حد عظیم می توانست بدون این ها دوام بیاورد و پایدار بماند. آیا می توانستند گنبد را بر روی پایه ای هشت ضلعی بسازند و آیا الوارهای کافی در توسکان برای این کار موجود بوده است؟! برای ساخت گنبد مسابقه ای بزرگ در فلورانس برگزار شد و از بسیاری معماران دعوت به عمل امد که در نهایت طرح فیلیپو برونلکسی در نهایت دقت و جزییات ساخته شد و تا کنون توانسته تمجید و تحسین جهانیان را به همراه داشته باشد.

یکی از کارهای مهیج و بی نظیری که در این کلیسا می توانید انجام بدهید رفتن به بالای گنبد و داشتن دیدی بی نظیر از کل شهر فلورانس است. تنها راهی که برای دیدن نقاشی های خیره کننده ی داخل گنبد وجود دارد این است که از گنبد بالا بروید و به تماشای فلورانس بپردازید. برای بالا رفتن باید از پله بالا بروید. نقاشی های بی نظیری از Vassari و شاگردش Frederico Zuccari در این کلیسا وجود دارد که مورد پاکسازی قرار گرفته اند و در نوع خود آثار بسیار با ارزشی می باشند.











