بررسی تطبیقی مفهوم حرکت در دو هنر سینما و معماری (3)


چنین ایده¬آلی مستلزم شراکت تماشاگر است. شراکت تماشاگر معماری با حرکت او در درون فضاهای معماری و در اطراف آن متجلی می شود. از طرفی حرکت، مولد زمان است، و تماشاگر معماری فقط در شرایطی می تواند کلیت فضای معماری را درک کند که در اطراف و درون آن حرکت کند. به عبارت دیگر تجربه فضای معماری فقط در زمان امکان پذیر است، وگرنه هرگز نمی توان تصویری از یک اثر معماری به دست آورد.

بررسی تطبیقی مفهوم حرکت در دو هنر سینما و معماری (3)
از مقایسه دو هنر سینما و معماری می توان به یک ویژگی مشترک در طول تاریخ تقريبا نامتجانس آنها پی برد، و آن تحولی است که در طول تاریخشان در هر دو آنها، از نظر توسعه و گسترش امکانات و دستیابی به مرزهای نوین خلاقیت شکل گرفته است. تاریخ سینما به دو نسل قبل از انسان تکنولوژیک امروزی باز می گردد، در حالی که قدمت معماری با خود انسان برابری می کند، اما سینما در همین عمر به، ظاهر کوتاه، کام های خود را بسیار بلند برداشته و تحولات سریعی را در تکامل زبان و بیان، شاهد بوده است. در صدر تاریخ سینما، آنچه برای تماشاگر جاذبه داشت صرف حرکت بازتابیده روی پرده بود. شگفتی آفرینی سینما از همین قدرت بازسازی حرکت واقعی ناشی می شد. کمتر کسی در فکر به کارگیری این ابزار نوین به منزله یک وسیله بیانی بود. حتی برخی از پیشگامان این هنر به چیزی جز قابلیت های علمی و پژوهشی آن اعتقاد نداشتند.

بررسی تطبیقی مفهوم حرکت در دو هنر سینما و معماری (3)

دوربین محکوم به سکون بود و قاب بندی صحنه مانند چارچوب محکمی عمل می کرد که به هیچ وجه امکان گسترش، حرکت و تغییر نداشت. دیدگاه تماشاگر به واسطه سکون همه عوامل سینما، به جز هیاکل در حال حرکت داخل قاب، کاملا منفعل و محدود بود. در چنین شرایطی امکان شراکت و حضور ذهنی تماشاگر در فیلم بسیار کاهش می یافت. تجربه فضا- زمانی سینما توسط تماشاگر در محدودیت کامل به سر می برد. اما این شرایط چندان طول نکشید و با پیدایش فنون تدوین، حرکت دوربین، نماهای ذهنی و بروز پدیده هایی مثل روایت و توجه به عناصری مثل ریتم و تضادمندی و تداوم، دامنه عملکرد سینما گسترش یافت. سینما به وسیله ای تبدیل شد که تماشاگر نقشی فعال و سازنده در آن ایفا میکرد. حرکت از چارچوب بسته قاب تصویر و محدوده حرکت فیزیکی بازیگران درون آن در همه ابعاد توسعه یافت و تا جایی پیش رفت که به حرکتی ذهنی و احساسی تبدیل شد. تماشاگر با حضور ذهنی فعال در فرایند دریافت روایت از طریق عناصر متنوع بصری، جایگاه ویژه ای در این تحول یافت. او با هر تغییر زاویه دوربین، باهر جابه جایی مکانی و زمانی و با روایت در سفر درونی فیلم همراه شد و زمان را به گونه ای دریافت که روند صحنه ها تعیین می کرد. تجربه فضایی تماشاگر از همین شراکت فعال ذهنی او در دریافت فضاسازی فیلم حاصل شد.
از طرف دیگر، تاریخ انسانی معماری نیز شاهد فتح محیط زندگی برای وسعت بخشیدن به افق های تجربه فضایی بوده است. انسان به منظور گسترش این محیط از دایره زیست شخصی اش عبور کرده است، تا به فضای بزرگتر خانه و سرانجام به همه فضای جهان دست یابد. در ابتدا و پس از دست یابی به معرفت فضا، انسان تلاش کرد تا فضا را متمرکز کند. سپس مصمم شد تا حالات بیانی این فضا را با ایجاد نوعی پویایی در آن افزایش دهد. بی قراری اش در وضعیت محصور چنین فضاهایی او را بر آن داشت تا این ظرف فضایی را توسعه دهد و یا آن را فشرده سازد. انسان آموخت چگونه می توان فضا را از طریق حرکت در آن تجربه کرد.

بررسی تطبیقی مفهوم حرکت در دو هنر سینما و معماری (3)

اما حرکت در فضاهای یکدست و تقسیم نشده، شرایط پیچیده ای فراهم می کرد. او دریافت که کیفیت فضای معماری اش در شرایطی تغییر می کند: یعنی زمانی که حجم های مختلف در معماری به سمت یک هسته مرکزی گرایش پیدا کنند، و یا وقتی که تنش های این فضاها به صورت گریز از مرکز عمل کنند و یا اگر تمرکز بصری در نسبت با مرکز هندسی تغییر کند. سرانجام انسان دریافت که با بهره برداری از عواملی چون تضادمندی شکل ها، تغییرات ناگهانی در حجم فضایی که حرکت در آن صورت میگیرد و توسعه می یابد، گسترش آرام فضا و ترکیبات فضایی انعطاف پذیر می توان به تسلسل مطلوب فضایی دست یافت.

بررسی تطبیقی مفهوم حرکت در دو هنر سینما و معماری (3)
انسان در معماری به طور عینی زندگی می کند، در حالی که همین انسان در سینما، زندگی را تجربه می کند. تماشاگر باشروع فیلم از قاب پنجره ای رو به جهان رنگارنگ سینما به فضای فیلم وارد می شود، با شخصیت های آن زندگی می کند، می میرد، بزرگ می شود و در تلخی و شیرینی های آنها سهیم می گردد.تماشاگر فیلم از صحنه ای به صحنه دیگر مانند مسافر زمان به گذشته و آینده می رود، در حالی که همواره از منظر حال به تجربه عناصر بصری فیلم می پردازد. تماشاگر در این حجم ناپیدای چند وجهی، در این جهانی که نقطه آغاز و پایان آن از مردمک چشمش شروع شده و تا بی نهایت تداوم می یابد، در این فضای محصور، اما نامحدود و متحرک جهان سینما شناور است و فقط زمانی از حرکت در درون آن فارغ می شود که پنجره ارتباطی بین دنیای واقعی، فیزیکی، و ملموس او و دنیای ذهنی و احساسی آن طرف بسته شود، و این زمانی است که نور تابیده بر پرده سینما خاموش می شود.

بررسی تطبیقی مفهوم حرکت در دو هنر سینما و معماری (3)

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)
افزودن نظر
  • هیچ نظری یافت نشد.
قدرت گرفته از کومنتو فارسی جوملا نال

مطالب مشابه

هتل آدم و حوا آنتالیا

تور کیش 3 شب و 4 روز

تور استانبول 2 شب و 3 روز ویژه شهریور 94

هتل و اسپای کلارک گرینز - ایرپورت ریزورت هند

دریافت تورهای لحظه آخری و نرخ ویژه از طریق تلگرام

بازار پردیس دو کیش