تحلیل و بررسی سینمای جان فورد یکی از اسایتد ژانر فیلمهای وسترن (3)
تحلیل و بررسی سینمای جان فورد یکی از اسایتد ژانر فیلمهای وسترن (3)
خوشه های خشم فیلمی بود که جدای از محتوای مهم و بار ارزشی که داشت و داستان جذابی که روایت میکرد، در فرم و جنبه بصری هم فیلم شاخصی محسوب میشود. خوشه های خشم توسط گرگ تولند فیلمبرداری شد. تولند که در ادامه فیلم دلیجان را هم برای او فیلمبرداری کرد، اندکی بعد در فیلم همشهری کین با اورسن ولز همکاری کرد و بدین ترتیب در یکی از انقلابهای مهم در سینما تاثیر گذار بود.
گرگ تولند و اورسن ولز توانستند نوعی از فیلمبرداری را در سینما ابداع کنند که قاب به چندین لایه تقسیم میشد و در پیش زمینه صفحه تا انتهای بک گراند، همه عناصر قابل دیدن و تمایز بودند. این گونه دیگر نیازی نبود تا برای نشان دادن چند عنصر در فیلم، به چند نما کات زده شود و به این ترتیب، یکدستی و تداوم فیلم هم در زمان و هم در مکان حفظ میشد و مخاطب بهتر در جریان فیلم قرار میگرفت. گرگ تولند قبل تر این تکنیک را در فیلم دلیجان هم امتحان کرده بود و به گفته خود ارسن ولز، او قبل از ساخت فیلم همشهری کین، نزدیک چهل بار دلیجان را تماشا کرده بود. اما ریشه این انقلاب در فیلمبرداری و فیلمسازی، در فیلم خوشه های خشم انجام شد. خوشه های خشم به نحوی ساخته و پرداخته شد که فورد بتواند این فیلم شلوغ را که با تعدد شخصیت هم در فیلمنامه مواجه بود به تصویر بکشد. به تصویر کشیدن فیلمی که دوربین بسیار متحرکی دارد و میزانس هم دائما در حال تغییر آرایش است، کار ساده ای نبود. جان فورد اما توانست به کمک گرگ تولند نابغه از پس این امر مهم بر بیاید و بدین طریق با همکاری این دو سینماگر با استعداد و خلاق، برگی دیگر از تاریخ سینما ورق خورد.
جان فورد همواره علاقه داشت فیلمهایش هم از نظر داستانی و هم از نظر بصری فیلمهای شاخصی باشند. او ابدا حاضر نمیشد که چیزی را فدا کند تا این دو تا مورد مهم از جذابیت فیلمهایش کمرنگ یا خنثی شود. نقل است که او حین ساخت یکی از فیلمهایش، با نظر منفی تهیه کننده مواجه شده بود و هنگامیکه از فورد خواسته بود تا کمی در ساخت فیلمشان تعجیل کند چرا که در ساخت فیلم طبق برنامه زمانی عقب هستند، فورد از وی پرسیده بود که دقیقا طبق فیلمنامه چند صفحه عقبیم، پس از پاسخ دادن تهیه کننده، جان فورد تمام آن صفحات از فیلمنامه را کنده بود و درون سطح زباله انداخته بود. این موضوع اگرچه کمی بعید به نظر می رسد چون که هیچ فیلمساز حرفه ای حاضر نمیشود اینقدر ناگهانی و بدون فکر، قید ساختن بخشهایی از فیلمنامه را بزند؛ اما اگر هم حقیقت داشته باشد، نشان دهنده حساسیت جان فورد بر آرامش و عدم تعجیل موقع ساخت فیلم است تا بتواند تک تک قابها و نماهای خود را آنطور که میخواهد انتخاب کرده و فیلمبرداری کند.
فورد کمتر در بازی کردن با روایت در فیلمنامه مشغول بود و بیشتر تمرکزش نیز، ارائه دادن محتواهای مورد نظرش و گرفتن قابهایی بود که به نقاشی زیبایی در امریکای دوران خود شباهت داشته باشد. فیلمهای فورد ارزش تاریخی بسیاری نیز دارند. در فیلم آقای لینکلن جوان، او زندگینامه جذابی را از آبراهام لینکلن رئیس جمهور امریکا ارائه میدهد که البته بیشتر متمرکز بر بخشی از زندگی اوست که اهمیت داشته اما تا آنجایی که امکانش بوده سعی کرده تا مطابق واقعیت داستان بگوید، مگر جاهایی که نیاز بوده تا با داستان بازی کند و آن را تغییر دهد برای اینکه داستان فیلم جذاب تر و سرگرم کننده تر شود. در فیلم اسب آهنی، او داستانِ تاریخی چیده شدن ریل های راه آهن را در امریکا به تصویر میکشد. در این فیلم میبینیم که چطور کارگران آن زمان، با حداقل امکانات و ابزار سعی میکردند تا قطعات ریل ها را در دل خاک بکارند و در این مسیر هم با بسیاری موانع و مشکلات دست و پنجه نرم میکردند. بدی آب و هوا، خشکی و سفتی خاک، راهزنان و اراذل و اوباش، مشکلات اقتصادی و فقری که با آن سر و کله میزدند از جمله مشکلات کارگران راه آهن بود که کار را بر آنها سخت میکرد و جان فورد نیز به زیبایی تمام این مسائل را در خلال داستانی که میگوید پیش میبرد.
در فیلم خوشه های خشم نیز، علاوه بر اینکه فیلم اقتباس از اثر مشهور جان اشتاین بک است و به همین دلیل غنای ادبی بالایی هم دارد، ارزش تاریخی بالایی را نیز داراست. ارزش تاریخی این فیلم به این دلیل است که به دوره ای خاص از تاریخ امریکا اشاره میکند و دقیقا مطابق با رمان جان اشتاین بک، سبک زندگی و نوع رفتار و کلماتی که توسط شخصیتها به زبان آورده میشود، همگی موجب شده اند تا جان فورد، مانند یک مستندساز به ثبت و ضبط تاریخی آن دوره همت گمارد. لازم به ذکر است که جان فورد سابقه مستند سازی هم دارد و در دوران جنگ جهانی دوم، او بعنوان مستند ساز به ارتش امریکا ملحق شده بود و برایشان فیلمهای خبری میساخت و این فیلمها نیز در سینماهای داخل کشور اکران میشدند تا مردم امریکا از روند جنگ و اتفاقاتی که برای سربازانشان در حال وقوع است، با خبر شوند. جان فورد، هاوارد هاکس و جان هیوستون از جمله فیلمسازان بزرگی بودند که در آن دوران برای ارتش امریکا فیلم میساختند.
بنابراین فورد، با این پیشینه غنی کاری که داشت همواره تلاش میکرد تا دغدغه های فکری خود را پیرامون اجتماع، فرهنگ، تاریخ و سیاست به تصویر کشیده و فیلم هایش در محتوا و حرفی که برای گفتن دارند، بسیار فیلمهایی قوی و باارزش هستند، ضمن اینکه او هیچ گاه از نوآوری های فنی و فرمی نهراسید و بدین ترتیب فیلمهایش از غنا و کمال خاصی برخوردار هستند.
فورد در ادامه فیلم دلیجان را ساخت که اوج قوت کارنامه او از نظر فیلمبرداری های دارای عمیق میدان بود. دلیجان فیلم مهیجی که توسط فورد کارگردانی شده بود، در تلاش بود که بعنوان نخستین فیلمی ساخته شود که از چنین نوع خاصی از فیلمبرداری برخوردار بود اما در نهایت این اتفاق در فیلم همشهری کین بسیار بیشتر مطرح شد و دلیجان جان فورد هرگز نتوانست خود را در این زمینه بیش از همشهری کین مطرح نماید.
- توضیحات
- بازدید: 618
نظرات
- هیچ نظری یافت نشد.





























































































نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان