مقایسه مجموعه ارباب حلقه ها و مجموعه هری پاتر (3)
شخصیت خاصی که رولینگ از هری میسازد این قدرت را در اختیار همه نوجوانان میگذارد که با این شخصیت همذات پنداری کنند. در دورانی که این مجموعه رمان و فیلم در حال پخش و انتشار بود، بسیاری از نوجوانان سرتاسر دنیا برای خرید رمان یا دیدن فیلم صف های طولانی میبستند و حتی والدین از این ترس داشتند که، غرق شدن فرزندانشان در دنیای هری پاتر ممکن است به زندگی و درس خواندن آنها نیز لطمه بزند.
در کنار این مسائل اما، محتوا و مضامین دنیای هری پاتر آن عمق ارباب حلقه ها را ندارند. اولا اگر مخاطب بزرگسال کتاب هری پاتر را بخواند و یا فیلمهایش را ببیند ممکن است اندکی خسته شود(البته بسیاری از بزرگسالان از این قضیه مستثنی هستند، از جمله خود نگارنده) اما ارباب حلقه ها این قدرت را دارد که هم نوجوانان و هم بزرگ تر ها را عاشق خود کند. ارباب حلقه ها چیزی در دنیای خود دارد که هر کسی که دل در گروی این دنیا میبندد، میتواند تا پایان عمر با این داستان و حوادثش زندگی کند. اما هری پاتر ممکن است بعد از سالها، و افزوده شدن بر سن و تجربه مخاطب تا حدودی از آن دنیا فاصله بگیرد.
هری پاتر هیچگاه نتوانست در سینما موفق باشد. اگر چه این مجموعه فیلم عشاق زیادی را در سرتاسر دنیا داشت و همه کسانی هم که رمان های هری پاتر را خوانده بودند، به تماشای این فیلم ها می نشستند اما هیچ کارگردانی نتوانست از این رمان ها اثر سینمایی خوب و با ارزشی را خلق کند.
اما ارباب حلقه ها کاملا متفاوت است. اگرچه تالکین این شانس را داشت که، پیتر جکسون از روی آثارش فیلمی را بسازد و این فیلم هم به شیوه ای فوق العاده کار شد و توانست به یکی از بزرگترین فیلم های تاریخ سینما بدل شود. سه گانه سینمایی ارباب حلقه ها هنوز هم در لیست بهترین فیلم ها حضور دارد، در سایت ام آی دی بی جزو محبوب ترین هاست و در بسیاری از کلاسهای آموزشی کارگردانی، آموزش فیلمنامه نویسی و مهمتر از همه جلوه های ویژه این فیلم و صحنه هایش تدریس میشود.
اما فیلم های هری پاتر هرگز نتوانستند که چنین اتفاقی را بوجود بیاورند. هیچکدام از هفت قسمت هری پاتر حتی نتوانست یک قدم به بهترین های سینما نزدیک شود و نه در فروش و نه در لیست بهترین ها قرار ندارند. شاید یک یا دو قسمت از فیلم های هری پاتر را به این بدشانسی ارتباط بدهیم که کارگردان مناسبی انتخاب نشده تا فیلم شاخصی از روی رمان بسازد. اما هنگامیکه هر هفت فیلم هری پاتر چنین سرنوشتی را داشته اند، آن موقع اوضاع کمی متفاوت تر از این میشود.
به نظر میرسد که دنیای هری پاتر، به خاطر اینکه ولدمورت شخصیت منفی اصلی را تا پایان مخفی نگاه میدارد، یکی از ضربه های اصلی را به فیلم های این سری وارد کرده است. در رمان هرگاه که از ولدمورت اسم آورده میشود خواننده نیز همراه شخصیت ها میترسد و ناگهان حضور او را احساس میکند، اما در سینما وضع به گونه ای دیگر است. هیچ کدام از فیلم ها نتوانست چنین فضایی را در خود ایجاد کند چرا که مخاطب سینما و تماشاگر فیلم تا ولدمورت را نبیند یا به تمیهیدی وجودش را احساس نکند، با شنیدن اسم او نخواهد ترسید.
موارد دیگری را نیز میتوان برشمرد که مساله حضور یا عدم حضور ولدمورت فقط یکی از آنهاست. هری پاتر در سینما به خاطر تکیه بر یک بازیگر (دانیل ردکلیف) تا حدودی خود را نشان داد و حتی وضع به گونه ای شد که این تصویر از دنیل ردکلیف بر روی جلد رمان و مجلات و سایت هایی که راجع هری پاتر مینوشتند هم استفاده میشد. اما به این خاطر که کارگردان واحدی این فیلم ها را نساخت، یک طرز فکر واحد بر دنیای سینمایی این اثر ننشسته است.
ارباب حلقه ها را کارگردانی ساخت که خودش صاحب یک جهان بینی ویژه بود و هر اقدامی که در ساخت فیلم انجام میداد برای این بود که جهان تالکین را به جهان بینی خود نزدیک تر سازد. اما هیچکدام از کارگردانان مجموعه هری پاتر این قدرت و بلوغ فکری را نداشتند. آنها گویی فقط میخواستند کتاب رولینگ را به دست گرفته تلاش کنند که هر آنچه که در کتاب آمده است را مقابل دوربین و توسط بازیگران به فیلم تبدیل کنند. شاید آنها لازم داشتند که راجع به عمل اقتباس بیشتر بدانند و علم و اطلاعات خود را افزایش دهند.
به همین ترتیب بود که ارباب حلقه ها به دو دنیا تقسیم میشود. دنیای ادبی و دنیای سینمایی. البته که مخاطب هیچ تفاوت خاصی را در داستانی که نقل میشود در این دو نوع دنیا نمیبیند، اما هر کدام از آنها ارزش خود را دارند. اگر شما سه گانه ارباب حلقه ها را بخوانید و لذت ببرید، با تماشای سه گانه ارباب حلقه ها نیز حسابی کیف خواهید کرد چرا که جدای از جهان بینی تالکین، جهان بینی پیتر جکسون را نیز خواهید دید.
اما شما موقعی که هفت جلد رمان هری پاتر را بخوانید، با تماشای فیلم های هری پاتر نه لذت بالایی خواهید برد و نه اینکه چیز بیشتری گیرتان می آید. شاید البته بعضی بخاطر اینکه بسیار به هری پاتر علاقه داشته و دارند بخواهند که مجموعه فیلمهای هری پاتر را بارها دیده و باز هم از آن لذت ببرند اما نمیتوان این واقعیت را پیرامون دنیای ادبی و سینمایی هری پاتر نادیده گرفت.
اما نکته آخر که راجع به تفاوت های این دو سری میتوان برشمرد، نگاهی است که دو نویسنده موقع خلق جهان های مدنظرشان داشته اند. تالکین همانطور که ذکر شد در ابتدا و در دانشگاه، بدنبال ابداع زبان باستانی خاصی بود و رفته رفته تصمیم گرفت داستانی را بر اساس آن زبان بسازد و شروع کرد به کشیدن نقشه جغرافیای داستان و ساختن و روایت کردن پیش داستانهایی که از گذشته تا حال ارباب حلقه ها را نشان میدادند. اما جی کی رولینگ فقط خواست تا داستانی بنویسد که نوجوانان را در سرتاسر دنیا به داستان خود جذب کند. او ایده این داستان یک شبه و در یک قطار بین شهری پیدا کرده بود و زمان بسیار زیادی را هم صرف نوشتن داستانش نکرد (برخلاف تالکین) و به همین خاطر است که جذابیت های دراماتیک و البته عمق معنایی این دو اثر با یکدیگر قابل مقایسه نیستند.
مطالب مرتبط:
مقایسه مجموعه ارباب حلقه ها و مجموعه هری پاتر (1)






نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان