آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلم هایی از کارنامه او- بخش دوم

 

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش دوم
شروع و پایان فیلمهای او هیچ شباهتی به شروع و پایان فیلمهای دیگر ندارند. در شروع، هیچ اتفاق عجیب غریبی نمی افتد که بخواهد با تعلیق و هیجان، مخاطب را به ادامه تماشای این فیلم مجاب کند. در پایان، هیچ تغییر زیادی در یژگی و طرز فکر شخصیت ها اتفاق نمی افتد و اگر تغییری هم در این وسط میبینیم، تغییری است کاملا ملموس که همه ما نیز در زندگی خود مشاهده میکنیم و یا در زندگی خودمان نیز به آن دچار میشویم.
رئالیسم عباس کیارستمی را به سختی میتوان تحلیل کرد. برای مثال در همین فیلم زیر درختان زیتون، دوربین ثابت است، نماها اکثر باز هستند و در لانگ و اکستریم لانگ شات خلاصه می شوند. بسیار کم پیش می آید که در فیلمهایش، کلوز آپ ببینیم. در حالیکه نام یکی از فیلمهای ماندگار او نیز کلوز آپ است اما او در اکثر اوقات از چنین نمایی دوری می کند. شخصیتهای فیلمهای کیارستمی را در تعامل و ارتباط با محیط میبینیم. او خیلی دوست ندارد آدمها را به تنهایی به تصویر بکشد. اوج تنهایی شخصیت فیلمهای او، لحظاتی است که با نفر مقابل در ماشین مشغول گفتگو است. فیلمبرداری در ماشین، یکی از تمهیدات مورد علاقه اوست و ماشین را میتوان لوکیشنی دانست که موتیف فیلمهای اوست. از این نوع موتیف ها، در سینمای او بسیار است. دریا، جنگل، ماشین، باد و چیزهایی از این قبیل موتیف های اصلی سینمای عباس کیارستمی است.

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش دوم


در سکانس گورستان، نوع فیلمبرداری بسیار درخشان است. دختر و پسر را به طریق تازه ای در یک قاب میبینیم. قاب بندی ها در این فیلم، در حالیکه به سادگی تمام انجام شده، اما گاهی با یک فلو فوکوس ساده، نمایی جذاب خلق میشود که هیچ فیلمسازی توان این را ندارد که با چنین ابزار ساده ای، بخواهد فضایی را به این زیبایی خلق کند. آسمان در این فیلم به رنگ آبی جذابی گرفته شده است و در این فیلم علی الخصوص، نحوه اصلاح رنگ عباس کیارستمی را میتوان کلاس درسی دانست برای کارگردانانی که همیشه علاقه دارند که آسمان را در فیلمهای خود نمایش دهند. برای مثال، در فیلمهای جان فورد، آسمان اگرچه آبی است اما به نوعی تصویر شده است که ابرها حسابی از پس زمینه جدا شده و تصویر حس و حال خشنی ایجاد شده است و همین باعث شده تا فضا سازی در خدمت فضای غرب وحشی و یک فیلم وسترن باشد.
در یکی دیگر از نماهای زیبای زیر درختان زیتون، پسر و کارگردان داخل یک ماشین نشسته اند و در حال گفت و گو و البته درد دل هستند. ماشین در دل جاده روبه جلو حرکت میکند و دوربین هم در حالیکه ثابت است، به آرامی حرکت پن نرمی در راستای جهت حرکت ماشین دارد.

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش دوم

صدا گفت و گوی دو نفر را نیز بر روی تصویر میبینیم و همین باعث میشود که ما فقط داستان حرف زدن آنها را،صرفا از طریق صدا و بدون دیدن چهره آنها و واکنشهای آنان نسبت به جملات یکدیگر دنبال کنیم. این نوع از سینما، تخصص کیارستمی است. او همیشه حرکت و پویایی را از دور به نشانه میگیرد و صدا را بر تصویر میگذارد. در مورد انتخاب این تمهید، دلایل زیادی را میتوان برشمرد. علاوه بر نشان دادن نوع تعامل انسان با محیط و اطرافیانش، شاید میخواهد جهان بینی خود را از طریق همین نوع نما نشان دهد. در حال حاضر، همه ما میدانیم که اکستریم لانگ شات، نشانه سینمای عباس کیارستمی است. آرامشی که در پس چنین نمایی وجود دارد، آنچنان حال خوبی به بیننده میدهد که او حاضر نیست ادامه فیلم را به بعد موکول کند. در ارزش و اهمیت سینمای کیارستمی همین بس که، بسیاری از فیلمسازان میخواهند با خرج کردن پولهای زیاد و به کار بردن ابزارهای آنچنانی، با خرید لوکیشنها و بکارگیری دکورهای گران قیمت، با آوردن بازیگران ستاره به فیلمشان و از این نوع کارها، مخاطب را به تماشای فیلم خود ترغیب کنند. اما عباس کیارستمی با یک ماشین، دو تا بازیگر آماتور و یا حتی غیر بازیگر و انتخاب یک لوکیشن زیبا در دل طبیعت، مخاطب را به پای فیلم خود میخکوب میکند.

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش دوم


زیر درختان زیتون آنچنان فیلم مشهور و پرمخاطبی شد که شاید هرکسی جای کیارستمی بود تلاش میکرد فیلمهای بعدی خود را نیز به همین سبک و شمایل بسازد. اما کیارستمی، بعد از آنکه خیالش راحت شد، تصمیم گرفت که سبک کاری خود را متفاوت تر و آوانگاردتر کند. او دیگر از انجام دادن هیچ کاری در سینما ابایی نداشت. حتی حاضر بود یک تکه چوب را بر سطح آب دریا، برای چند دقیقه دنبال کند و یا کل یک فیلم را، برای دو ساعت در یک ماشین و با حضور یک شخصیت اصلی بسازد. این اتفاق در حالی است که تمامی فیلمسازان موفق جهان، پس از گرفتن جایزه مهمی همچون نخل طلای کن، درصد محافظه کاری اش کمتر شده و سعی میکند که قدمها بعدی خود را با محافظه کاری و عاقبت نگری بیشتری بدارد. کیارستمی اما دقیقا برعکس این حالت عمل میکند و شجاعتش بیشتر هم میشود چرا که او اینگونه فکر میکرد که حالا که سینما را تا نهایت خود طی کرده، حالا آنطور که دلش میخواهد فیلم بسازد و نظر دیگران خیلی برایش اهمیت نداشت.

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش دوم


در سینمای جهان، یکی از معروفترین فیلمسازانی که الگوی خود را عباس کیارستمی دانسته اند، نوری بیلگه جیلان بوده است. این فیلمساز ترکیه ای که فیلمهایش همواره مورد استقبال جشنواره های هنری قرار میگیرد و از کارگردانان مورد علاقه جشنواره کن نیز است. او فیلمهایی نظیر سه میمون، روزی روزگاری آناتولی و خواب زمستانی را ساخته است و در همه فیلمهایش و علی الخصوص فیلم روزی روزگاری آناتولی، این تاثیر گرفتن از سینمای عباس کیارستمی موج میزند. خود نوری بیلگه جیلان هم همواره از این تاثیر پذیری به خود افتخار کرده است و خود نیز معترف بدان بوده است. این در حالی است که بسیاری از فیلمسازان، هنگامیکه از آنان سوال میشود که آیا سینما و نوع نگاهش از کسی تاثیر گرفته است، او پاسخش با تاکید منفی خواهد بود. در حالیکه این تاثیر بسیار مشهود و واضح است.
عباس کیارستمی اخلاق متفاوتی نیز داشت. او همیشه با عینک دودی خود حاضر میشد و حتی این عینک را حین برگزاری جلسات نقد و پرسش و پاسخ فیلمها نیز بر چشم داشت. شاید یکی دیگر از دلایل محبوببیت او، علی رغم این ظاهر خاص، شخصیت و رفتار مهربان و ساده او بود که در حالی این سادگی و صفا را با خود داشت، که یکی از بزرگترین و روشنفکرترین کارگردانان نه تنها سینمای ایران، بلکه سینمای جهان محسوب میشد.

 

آشنایی با سینمای عباس کیارستمی و مروری بر فیلمهایی از کارنامه او- بخش دوم

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

مطالب مشابه

هتل آدم و حوا آنتالیا

تماس با ما

همکاری با ما

تور کیش 3 شب و 4 روز

تور کیش با پرواز ماهان

تور دبی با پرواز ماهان

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر