الگو سازی در طراحی فضا (1)

حیات را نمی توان ساخت، بلکه فقط می توان آن را با روندی ایجاد کرد. در مورد بناها و شهرها این روند باید چنان باشد که به مردم شهر امکان دهد اتاق ها و خانه ها و خیابان ها و کلیساها را خودشان شکل دهند. در این نوشتار می خواهیم ببینیم چه نوع روندی این امکان را فراهم می آورد. در فرهنگ های سنتی این روندها عادی و رایج بود. هر کسی به خوبی می دانست چگونه خانه و پنجره و نیمکت بسازد. هر بنا عضوی از یک خانواده، و در عین حال بی همتا بود. اگرچه در هر در کوه های آلپ صدها خانه دهقانی هست که همه شبیه هم اند، باز یکایک آنها زیبا و خاص مکانی است که در آن قرار دارد؛ متشکل از عناصری مشابه خانه های دیگر است، اما ترکیب عناصر در آن بی همتا، و در نتیجه زنده و جالب است. . هر اتاق، متناسب با منظره اش، با اتاق دیگر اندکی فرق دارد. هر باغ بسته به جهت گیریش نسبت به خورشید با باغ های دیگر متفاوت است؛ جای کوچه ها متناسب با بهترین راه اتصال به خیابان در جاهای متفاوتی واقع است؛ شیب پله ها و تعدادشان قدری با هم متفاوت شده است تا هرکدام به بهترین نحو و بدون اتلاف جا در میان اتاق ها قرار گیرد. هر قطعه سنگفرش متناسب با شکل زمین اندکی متفاوت در زمین نصب شده است.

الگو سازی در طراحی فضا (1)

هر شیشه پنجره متناسب با جهت انقباض چوب اندکی با شیشه های دیگر فرق دارد؛ هر پنجره بنا بر منظره ای که از آن دیده می شود با دیگران متفاوت است؛ هر رف متناسب با چیزی که قرار است در آن بگذارند و بسته به جایش، با رف های دیگر تفاوت دارد؛ هر زینتی متناسب با زینت ها و رنگ های دور و برش رنگی دیگر دارد؛ هر ستون، بسته به احوال تراشنده اش در وقتی که آن را تراشیده، سرستونی دیگر دارد؛ هریک از پله ها بسته به اینکه چگونه گام روی آن گذاشته اند، به نحوی متفاوت ساییده شده است. هر در، متناسب با نحوه استقرارش در قاب از لحاظ ارتفاع و شکل با درهای دیگر فرق دارد؛ هر گیاه بسته به موقعیتش نسبت به آفتاب و باد با دیگران متفاوت است ؛ گل های هر باغچه بنابر علائق و سلائق اهل خانه با باغچه های دیگر فرق دارد؛ هر بخاری را، متناسب با تعداد افراد ساکن در آنجا و ابعاد اتاق طوری ساخته اند؛ هر تخته درست به اندازه جای خود بریده شده است و هر میخ را متناسب با جهت و نرمی چوب کوبیده اند. در چگونه چنین چیزی ممکن شده است؟ چطور ممکن می شده که هر دهقان ساده ای بتواند خانه ای بسازد هزار بار زیباتر از آنچه از تقلای آرشیتکت های پنجاه سال اخیر حاصل شده است؟ بلکه حتی ساده تر: او مثلا چگونه می توانست طویله ای بسازد؟ چرا هر دهقان وقتی تصمیم می گرفت طویله ای بسازد، آن را همچون عضوی از مجموعه طويله های روستا و مشابه صدها طویل دیگر می ساخت، اما در عین حال بی همتا؟ شاید در نظر اول این طور گمان کنیم که هر دهقان طويله اش را فقط به این دلیل زیبا می ساخت که به عملکردش توجه می کرد.

الگو سازی در طراحی فضا (1)

هر طویله باید دری دو لنگه داشته باشد تا دهقان بتواند گاری علوفه را از آنجا وارد طویله و تخلیه کند؛ هر طویله باید برای نگهداری علوفه لازم برای گاوها در طول زمستان جای کافی داشته باشد، باید امکان دهد گاوها طوری بایستند که علف دادن به آنها آسان باشد، و همچنین انتقال علوفه از محل انبار تا آخور به راحتی صورت گیرد، باید برای تخلیه ادرار و پهن انباشته گاوان راه مناسبی تعبیه شده باشد؛ باید برای مهار کردن نیروی باد بر سقف و دیوارها تدبیری اندیشیده شده باشد.

الگو سازی در طراحی فضا (1)

مطابق این نظریه، دهقان به این سبب می تواند طویله ای زیبا بسازد که عملکرد آن را عمیقا حس کرده است. اما این نظریه شباهت طویله های مختلف را توجیه نمی کند. اگر چنین باشد در هر طويله جدیدی که از هیچ، و صرفا از ماهیت کارکردی موضوع، به وجود می آید، باید توقع دیدن اشکالی بسیار متنوع تر از وضع فعلی را داشته باشیم. چرا طويله مدور نداریم؟ چرا طويله ای نیست که در راهرو داشت باشد تا انبار جادارتری فراهم آید؛ یا چراهیچ طویله ای بام چهار شیبه ندارد؟ درست است که شاید این طويله ها که گفتیم به خوبی طویله هایی که ساخته می شود کار نکند؛ اما سازندگان، بی آنکه این حالت ها را آزموده باشند، این را از کجا می دانند؟ در واقع این حالت ها را نیازموده اند. فقط از طویله هایی که از پیش می شناخته اند نسخه برداری کرده اند و واقعا هر کس که تا به حال چیزی ساخته است می داند که خود نیز از همین طریق عمل می کند.

الگو سازی در طراحی فضا (1)

وقتی که تیرهای کف را در فواصل ۴۰ سانتی متری قرار می دهید، در هر بار که چنین می کنید محاسبات سازهای انجام نمی دهید؛ یک مرتبه که متقاعد شدید این اندازه برای کف سازی مناسب است، از آن به بعد همان را به کار می برید، مگر اینکه برای تجدید نظر در آن دلیلی داشته باشید. پس باید این طور انگاشت که دهقان قدرت طويله ساختن را از نسخه برداری از سایر طویله های دور و بر خود به دست آورده است. یک آن تصور کنید که دهقان واقعأ تصویری دقیق از یک یا چند طویله دیگر، با تمام جزئیات نهایی آنها، در ذهن دارد، و وقتی شروع به ساختن طويله خود می کند، صرفا آن طويله مطلوب ذهنی را با واقعیت میزان می کند. این فرض، شباهت هر طويله را به طویله های دیگر در آن دره، حتی در مواردی که ملاحظات کارکردی محض موجب آن شباهت ها نمی شود، توجيه میکند. اما این فرض تنوع زیاد طویله ها را توجیه نمی کند و توضیح نمی دهد که چرا دهقان می تواند، بی هیچ خطایی، چیزهای بسیار متنوعی در طویله خود بسازد.

الگو سازی در طراحی فضا (1)

دو تا مثال می­آورم: در میان طویله های قدیمی در کالیفرنیا دو طویله هست که با طويله استاندارد به کلی متفاوت اند. یکی از آنها در برش عمودی همان صورت معمول را دارد . اما خیلی دراز است و حدود ۷۲ متر طول دارد، و درهای اصلیش، به جای اینکه در دو سر طويله باشد، بر محوری عمود بر محور اصلی واقع است. طويله دیگر در دامنه تپه ای قرارگرفته است، و سه طبقه دارد. دو طبقه اول آن پلانی همانند طویله های معمولی دارد، اما یکی بر سر دیگری است و دسترس به آنها از دو جهت مقابل است.

الگو سازی در طراحی فضا (1)

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)
افزودن نظر
  • هیچ نظری یافت نشد.
قدرت گرفته از کومنتو فارسی جوملا نال

مطالب مشابه

مالزی در یک نگاه

رفت و آمد در مالزی

تعطیلات در مالزی

مسجد ایرانیان در هند

سیکاندرا در هندوستان

ارگ آگرا در هند