فیلم و عقاید در تحلیل فیلم (2)
فیلم و عقاید در تحلیل فیلم (2)
دو مرد و يك كمد پولانسکی، جامعه را نابردبار، خشن و پوچ تصویر می کند. جانورشناسانی که فرضیه تکامل داروین را دنبال می کنند، نشان داده اند که از نظر تاریخی مشخصه جامعه حيوانات اشتراك مساعی داخلی و تجاوز خارجی است.این ویژگی در مورد جامعه بشری نیز با خصوصیت بد گمانی نسبت به اطرافیان بروز می کند. پولانسکی زمانی در یک مصاحبه به این نکته اشاره کرد که دو مرد و يك كمد اولین فیلمی بوده که وی از آن منظور خاصی داشته است. مقصود او این بوده است که ناشکیبایی جامعه را نسبت به کسی که با دیگران تفاوت دارد، نشان دهد.

قهرمانان پولانسکی از همان آغاز از دیگران جدا می شوند و این به علت کمد چوبی بزرگی است که با خود حمل می کنند. این دو شخصیت با اصرار در حمل کمد به همه جا، دائما با عدم استقبال جامعه روبرو می شوند. مثلا آنها را به اتوبوس راه نمی دهند، از رستوران یا هتل بيرونشان می کنند، زنی آنها را مورد تمسخر قرار می دهد، و سرانجام يك عده اوباش آنها را كتك می زنند. البته پولانسکی می توانسته از کمد به عنوان يك وسیله خاص نمادین استفاده کند، ولی به نظر می رسد که او کمد را برای نشان دادن تفاوت این دو مرد با سایر افراد جامعه به کار برده است. شاید هم این دو مرد «بار هویت خویش»، یا حداقل بار فردیت خود را به دوش می کشند.

همانند دیگر فیلمهای پولانسکی، خشونت نقش بسیار عمده ای در این فیلم دارد. در سراسر فیلم این عقیده که تمدن چیزی بیش از يك روکش نازك بر روی خشونت حیوانی انسان نیست، به طور ضمنی نشان داده می شود. چهار نمونه از خشونت در فیلم دیده می شود که در مورد آن مستقیما متوجه قهرمانان فیلم است و شاخص هر حادثه بعدی افزایش خشونت آن نسبت به حادثه قبل است. اولین صحنه گروهی از جوانان اوباش را نشان می دهد که يك بچه گربه بی پناه را تا سرحد مرگ كتك می زنند. سپس تصمیم می گیرند دختر جوانی را با جسد بچه گربه بترسانند، ولی هنگامی که این دو مرد سهوا مداخله می کنند منصرف شده و می گذارند تا دخترك فرار کند. در اینجا تصمیم می گیرند این دو مرد را به جرم مزاحمت در تفریح خود کتک بزنند. دو مرد غمگین و افسرده از تجارب خود در جامعه سعی می کنند در انباری از بشکه های خالی استراحت کنند ولی این بار نگهبان آنها را با چوبدست زده و بیرون می راند. عاقبت دو مرد شهر را ترك می کنند و در بین راه از يك قسمت جنگلی می گذرند؛ دور از چشم آنها، ولی در مقابل دیدگان تماشاگران، دوربین تقلای مردی را که تا حد مرگ كتك خورده است نشان می دهد. تصویر خشونت توسط پولانسکی نشان می دهد که این صفت جزء لاینفك جامعه امروزی است.

این فیلم، پوچی ناخودآگاه و بی معنا بودن جامعه را عمدتا با استفاده از پس زمینه فاش می سازد. مثلا، هنگامی که دو مرد را از رستوران بیرون می کنند در پس زمینه سگ بزرگی در رستوران پشت میز صاحبش نشسته و بشقابی پر از غذا در جلویش قرار دارد. در میز مجاور مرد مستی در حالی که بك بطری مشروب در دست دارد نشسته است. دربان ظاهرا فقط به این علت دو مرد را به رستوران راه نمی دهد که اندازه کمدشان بسیار بزرگ است، ولی در صحنه بعدی او خانواده پرجمعیتی را با بار بسیار زیاد می پذیرد و خوشامد می گوید. سرانجام هنگامی که آنها را از انبار بیرون می کنند معلوم می شود که بشکه ها، حداقل در نظر نگهبان، بسیار با ارزشتر از آن دو نثرند.

در آخر فیلم دو مرد و کمدشان به ساحل می آیند، تا دوباره به اقیانوسی که در اولین صحنه فیلم از آنجا آمده بودند، بازگردند. از آنجا که نخستین شکلهای زندگی از دریا تکامل یافته است، صحنه های اول و آخر فیلم بر مبنای قرضيه داروین است. نتیجه گیری پولانسکی از فیلم چنین است که محيط خصومت آمیز دریا به مراتب بهتر از جامعه کوته فکر، پوچ و ستمگر انسان است.
چنانکه قبلا در این فصل اشاره شد، روش درون نگر بر مبنای تجزیه و تحلیل، توصیف و ارزیابی فیلم است. نویسنده ای که از این دیدگاه استناد می کند، تنها می کوشد تا چگونگی مفهوم فیلم را تجزیه و تحلیل کند، بلکه موفقیت فیلم را به عنوان يك اثر هنری نیز مورد ارزیابی قرار می دهد.
فیلم و صنایع بدیعی
فیلم يك تجربه احساسی است. ارزش هنری فیلم تا حد زیادی مدیون پیوند موفقیت آمیز صدا و تصویر است؛ صنایع بدیعی در فیلم شامل تصاویر، یا بخشی از تصاویر و صداست که فیلمساز به وسيله آنها می تواند تجربه خود را انتقال دهد. چون تصویر و صدا اغلب دارای معانی ضمنی هستند، بررسی صنایع بدیعی در فیلم شامل استفاده از زبان تمثیلی - شبیه سازی، استعاره، نماد، تجسم و تمثیل نیز می شود.

قدرت صنایع بدیعی يك فيلم در توانایی آن برای بیدار ساختن خاطره حسی بیننده است. با وجود اینکه تجربه فیلم به تصویر و صدا منحصر می شود ولی می توان ادعا کرد که فیلم قادر است حس بویایی و لامسه را نیز تحريك كند. مثلا نمای درشتی ازيك سنگ زبر و خشن اثر تحريك كننده ای در حس لامسه بیننده نسبت به سطحی ناصاف و زمخت دارد. به همین ترتیب نمایی ازيك بازار ماشی فروشی می تواند بوی ماهی تازه را که معمولا در چنین مکانهایی حس می شود به مشام بیننده برساند.

چون فرض منتقد بر آن است که هر تصویر و صدایی در فیلم به دقت انتخاب . است، وی نه تنها مایل است بداند که چه تصاویر و صداهای خاصی انتخاب شده اند بلکه می خواهد چگونگی ارائه آنها را نیز بفهمد. در ابتدا شده باید کوشش کند تفاوت میان تصاویر اصلی و فرعی را مشخص کند، زیرا مسلما اهمیت بعضی تصاویر در فیلم بیشتر است. چندین روش برای تشخیص تصاویر و صداهای اصلی فیلم وجود دارد: به وسیله مشاهده مدت زمانی که هر تصویر به خود اختصاص می دهد، به وسیله دقت بر تکرار تصاویر، و به وسیله تجزیه و تحلیل تصاویر و صداهایی که به همراه نماها و صحنه های مهم می آیند. به عنوان نمونه، امکان دارد مشاهده شود که شخص خاصی هر جا که در فیلم ظاهر می شود، چیزی چون دیوار، ساختمان یا اتومبیل، تصویر او را کوتاه یا احاطه کرده است؛ از لحاظ بصری فیلمساز می خواهد بگوید این شخص در دام چیزی است.
- توضیحات
- بازدید: 600
نظرات
- هیچ نظری یافت نشد.




















































































نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان