معرفی وضعیت بلا از وضعیت های سی و شش گانه
معرفی وضعیت بلا از وضعیت های سی و شش گانه
کتاب سی و شش وضعیت نمایشی در درام اثر ژرژ پولتی یکی از آثاری است که به بررسی مسائل پیرامون درام پردازی و درام شناسی پرداخته است. پولتی سی و شش وضعیت را نام می برد و ادعا می کند که در تاریخ بشریت هر گاه کتابی نوشته شده یا تئاتری به رویی صحنه رفته است و هر فیلمی که اکران شده، تم آن اثر یکی از این سی و شش تم یا وضعیت بوده است. در این بخش قصد داریم نگاهی به وضعیت بلا یا تم بلا بیندازیم و ابتدا آن را از نگاه پولتی بررسی کنیم و سپس چند فیلم سینمایی را با تعاریف پولتی از وضعیت بلا انظباق دهیم. وضعیت بلا به تم یا وضعیتی گفته می شود که فرد به ناگهان احساس می کنداتفاق بدی برایش افتاده است یا شاید هم این اتفاق بد برای یک جامعه یا یک ملت بیفتد. در نتیجه خیلی نباید منتظر این ماند که همه چیز دقیقا بر طبق تعاریف پیش برود و گاهی باید تحلیل را بازتر و تلویحی پذیرفت. در ادامه تعاریف ژرژ پولتی را می خوانیم.
ترس، فاجعه غیر منتظره و دگرگونی های عظیم نقش ها، سرنگونی صاحب قدرت و سرافرازی ضعفا. در این وضعیت ترجیع بند غالبا تکراری کتابهای مقدس را همراه با پژواک فناناپذیر سقوط تروا مشاهده می کنیم که هنوز هم با دیدن آن رنگ از چهره می بازیم و گویی پیشاپیش وقوع حادثه ای را احساس می کنیم. رنج شکست: مزدوران و پارسیان اثر اشیل، شبانان اثر سوفوکول، نمونه داستانی: شکست اثر زولا که تاریخ مشحون از تکرار آن است. نابودی سرزمین پدری: خانیفورز اثر سوفوکول، ساردانپالوس اثر بایرون. نمونه های تاریخی: لهستان، تاخت و تازهای بزرگ. نمونه ای از رمانس: جنگ دنیاها اثر اورسن ولز.
سقوط جامعه بشری: شبیه سازی آدم. بلایای طبیعی: زمین وحشت (دولرد و مورل). سرنگونی شاه: هنری ششم و ریچارد دوم هر دو ثر ویلیام شکسپیر. نمونه های تاریخی: چارلز اول، لویی شانزدهم، ناپلئون و... علاوه بر شاهان، سقوط شخصیت هایی چون کلمب، دولسپس و تمامی وزرای پول و سزار بی روتو اثر بالزاک.
رنج ناسپاسی (ناسپاسی از تمام بد اقبالی ها جگرسوزتر است)، آرکلوس از اورپید (به جز پایانش که ماجرا معکوس می شود)، تیمون آتنی، شاه لیر، آغاز کورلانوس از شکسپیر؛ مارینو و فالیرو از بایرون، بخشی از کنت کارمانیلو از مانزونی، عزل بیسمارک به دست امپراتور ویلهلم جوان (ویلهلم دوم). شهدا نمونه های بارز ایثار و فداکاری هستند اما کسانی که از آن منتفع شده اند ایثار و فداکاری آنها را نادیده می گیرند و مرگ فوق العاده با شکوه آنها در این پس زمینه تیره و تار می درخشد. مگر مرگ سقراط و مصلوب شدن حضرت عیسی (ع) با شکوه ترین این شهادتها نیست؟ رنج دشمنی یا مجازات ناعادلانه (این مورد تا حدودی با وضعیت خطاهایی قضایی مرتبط است) مثل توسر نوشته سوفوکول و سالامین اثر اشیل. رنج بی حرمتی: پرده اول از سید (کرنی)، پرده اول از لوکوس بورژیا، نشان افتخار دستمایه بهتری از این اپیزودهای ساده به دست می دهد. می توان ولتر حساس تری به نظر آورد که رنجش هایش او را تا حد درماندگی خوار کرده است و از ناامیدی به مرز مرگ می رساند.
ترک شدن از جانب شوهر یا عاشق: فوست؛ آریان اثر کرنی، آغاز مدئاس اثر مادری. رنج از دست دادن فرزند: اثر بوسه کوچولو. اگر بپذیریم گروه هایی که نام بردیم به رغم سرنوشت افرادشان توسعه کمی یافته اند پس درباره مصائب اجتماعی چه می توان گفت؟ حتی شکسپیر هم این راه پر شوکت را تا به انتها نپیمود. تنها دربعضی از آثار به جا مانده از یونانی ها این مفهوم از کنش های انسانی به شکلی مفخم، شاعرانه و محتوم دیده شده است و هردوت بعدها بر اساس این مفاهیم تاریخ را رقم زد.
از جمله فیلم هایی که بر اساس وضعیت بلا ساخته شده است، فیلم تروا با بازی برد پیت است که به قدری در تلویزیون ایران پخش شده است احتمالا تمام ایرانی ها این فیلم را دیده اند. اما همانطور که از جنگ دنیاها اثر اروسن ولز توسط خود ژرژ پولتی سخن گفته شد، بهتر است این مورد را بیشتر واکاوی کنیم. جنگ دنیاها یک نمایش نامه رادیویی بود که باعث شناخته شدن ارسن ولز و نهایتا ورود او به سینما شد. زمانی که ارسن ولز این نمایشنامه رادیویی را از طریق یک شبکه رادیویی پخش می کرد، بسیاری از امریکایی ها تصور کرده بودند که واقعا مریخی ها به زمین حمله کرده اند. در نتیجه در شهر آشوب به پا شد و بسیاری را روانه پناهگاه ها کرد. اما پس از اینکه مشخص شد این حمله صرفا یک حمله نمایشی بوده است، بسیاری از تهیه کنندگان هالیوود به صرافت افتادند تا ارسن ولز را به استخدام خودشان درآورده و با استعداد او بتوانند پول زیادی به جیب بزنند. در نمایشنامه رادیویی جنگ دنیاها، ابتدا سخن های یک مجری رادیویی را می شنویم که از یک بلای قریب الوقوع حرف می زند. سپس اورسن ولز در نقش یک گزارشگر که به محل حادثه اعزام شده است پشت میکروفون می رود و صحبت می کند. او میگوید که یک سفینه در حال نزدیک شدن به سطح زمین است و در نتیجه هر لحظه ممکن است اتفاقات بدی بیفتد. پلیسها دور سفینه جمع شده اند و ارتش نیروهای مجهز خود را به منطقه فرستاده است. بدین ترتیب خبر از بلایی است که نه طبیعی است و نه انسانی، بلکه بلایی فرا زمینی است که نوع جدیدی از بلایایی است که انسان را تهدید می کند. شاید اگر در زمان شکسپیر و امثالهم از وقوع چنین بلایای فرازمینی احتمال می رفت، در آثار کلاسیک درام پردازان هم شاهد وقوع چنین خطراتی بودیم امادر آثار کلاسیک بلا یا منشا انسانی دارد و یا منشا زمینی که در ادامه و در دهه های اخیر مدل سوم که همان بلای فرا زمینی است هم به قضیه اضافه شده است. درباره اورسن ولز هم باید بگوییم که او با دو چیز توانست وقوع این بلا را برای مردم باور پذیر کند. اولی متن قوی بود که نوشته بود و دومی اجرای بی نقص خود و بیان تاثیر گذارش که اگر هنوز هم این قطعه رادیویی را گوش دهید تحت تاثیر آن قرار خواهید گرفت.
- توضیحات
- بازدید: 432
نظرات
- هیچ نظری یافت نشد.




























































































نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان