تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی (3)

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی(3)

مرد شیفته خارج در فیلم یک بار برای همیشه اثر سیروس الوند در سال 72 برای خروج از ایران لحظه شماری می کرد تا سرانجام در حلقه آخر فیلم کنار همسرش که یک مهاجر جنگی است بماند. مسعود کیمیایی در فیلم تجارت با فرستادن پدری به آلمان که پسر نوجوان پناهنده اش را به ایران برگرداند، آخرین گام را هم در این زمینه برداشت. آدم برفی ساخته داود میرباقری با آمیختن مضمون ترک ایران با سرگشتگی، هویت باختگی و مسخ هویت ایرانی یکی از آثار جنجالی نیمه اول دهه هفتاد شمسی را ساخت. مرد ایرانی با بازی اکبر عبدی که برای دریافت ویزای امریکا با اسامی و چهره های مختلف از طریق دلال های مختلف اقدام کرده بود، سرانجام خود را به هیبت زن در می آورد. در طول فیم مخدوش شدن هویت فرهنگی با از دست رفتن هویت جنسی در می آمیخت و طرح مقوله جدل برانگیز حجاب زن در ایران به عدم نمایش سه ساله فیلم انجامید. اما پخش وسیع نوارهای ویدئویی آدم برفی آن را اثر نمونه ای ممنوعه نیمه اول دهه هفتاد کرد.

نقطه غایی اکثر این فیلم ها، وفاداری فرهنگی و سیاسی به ایران به شمار می رفت. اما اشاره به ایران بدون دامن زدن به ملی گرایی که رسم کهن سینمای ایران به شمار می رفت، مضمون این آثار را مهم قلمداد می کرد. اهمیت ایران به عنوان قلمرویی که باید بدان دل سپرد در حد اشاره به خانواده و آداب و رسوم باقی ماند و جایگاه مذهب که اساسا فراملیتی است در تب ترک ایران یا ماندن در آن ناروشن باقی ماند.

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی(3)

به همین دلیل این فیلم ها به رغم اشاره به مهاجرت به عنوان یکی از مهم ترین پدیده های سال های پس از انقلاب از رسوخ به لایه های سیاسی و اجتماعی این پدیده وا ماند. سخنان بهروز افخمی، فیلمساز که به مجلس شورای اسلامی راه یافت، در یکی از جلسات رسمی مجلس در سال 1379 و توصیف شوق پسر جوانش برای رفتن به امریکا، در مقایسه با هر فیلمی که در مورد مهاجرت از ایران ساخته شده بود، جدل بیشتری گرفت. اما تنش ایران و غرب هم در برابر سینما شکل دیگری گرفت. آثار سینمای ایران به صورت غیر منتظره ای تماشاگران غربی را مجذوب کردند و با توفیق در جشنواره های بین المللی به نمایش عمومی درآمد. فیلم های ایرانی به عنوان بهترین سفرای مردم ایران تصویر متفاوتی از ایرانیان به نمایش گذاشتند. ایجاد ارتباط سینمای سرشار از محدودیت ایران با مخاطب خارجی بخشی از رمز و راز زبان سیاست و طعنه سینما بود.

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی(3)

دهه شصت را با شخصیت های پابه سن گذاشته و بازیگران قدیمی سینمای ایران به خاطر می آوریم. سال هایی که عزت الله انتظامی، علی نصیریان، جمشید مشایخی و محمد علی کشاورز ستاره های سینمای ایران بودند. پرهیز از ستاره سالاری با کنار گذاشتن اکثر بازیگران زن و مرد پیش از انقلاب به حاکمیت نسل قدیمی تر بازیگران مرد انجامید. آنها که از دل تئاتر می آمدند به حاشیه کشانده می شدند و بی اعتنایی به نسل جوان و دلمشغولی های آنان سینما را با خود برد.جوان بودن دشوارتر از همیشه به نظر میرسید.

اساسی ترین واکنش در قبال نادیده انگاشته شدن نسل جوان، از سوی کودکان بروز کرد. بسیار آرام و کاملا بطئی. در این زمینه برنامه تدوین شده ای وجود نداشت و سیاست های سینمایی راه خود را می رفتند که ناگهان سینمای ایران را بچه ها تسخیر کردند. کودکان معصوم، کوشا، سمج و پایدار رو در روی بزرگ تر های خونسرد و بی تفاوت قرار گرفت و تقاضای کوچک خود را تکرار کردند. از نیمه دهه شصت همیشه و همه جا بچه های روی پرده دیده می شدند و با نگاه نافذشان تماشاگر را نشانه می رفتند. سینمای ایران به مدد بچه ها دگرگون شد و به تجربه های نوینی در زمینه بیان سینمایی دست یافت. امروز نمی توانیم سینمای پس از انقلاب را بدون حضور کودکان تصور کنیم. کودکان بودند که از ضمیر ناخودآگاه ما قصه ها ساختند و در اشکالی سهل و ممتنع تصویر سیاه و منفی رسانه های خارجی از ایران را به جدل طلبیدند.

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی(3)

آن چه تماشاگران یگانه از دریچه نگاه کودکان سینمای ایران دیدند، به دنیای خشن و بی رحمانه ای که روایت هایش را شنیده بودند شباهتی نداشت. بچه های ایران از صلح و دوستی حرف می زدند. آنها در خونین ترین برهه تاریخ معاصر ایران پا به عرصه جریان اصلی سینمای ایران گذاشتند. خانه دوست کجاست اثر عباس کیارستمی در سال 1365 در اوج روزهای جنگ ایران و عراق ساخته شد و چند ماه پس از آتش بس به نمایش عمومی درآمد. بچه های سینمای ایران خشونت جنگ را به هیچ گرفتند و در ساده ترین و ملموس ترین ترکیب از رفاقت و دوستی گفتند. آنها تعریف نوینی از هویت فرهنگی ما ارائه دادند و با تکیه به آن عصر طلایی سینمای پس از انقلاب را قوام بخشیدند.

تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی(3)

در این عصر، واقع گرایی در تعیین موضوع، برگزیدن بازیگر و الگوی روایی در تار و پود سینمای ایران تنیده شد و آدمهای عادی در مکان های واقعی فیلم های این سینما را پی خود کشیدند. مضمون دشواری ارتباط نسل  ها و فقدان ارتباط، با حال و هوای سال های پس از جنگ هم ساز بود. تماشاگران به چیزی بیش از ملودرام های خانوادگی، آثار حادثه ای و فیلمهای کمدی نیاز داشتند. کودکان سینمای ایران نه تنها حادثه و هیجان به سیاق غرب را نادیده گرفته بودند بلکه به تعریف متفاوتی از روابط خانوادگی دست یافتند. بزرگسالان، حضور کودک معصوم و تنها را انکار می کرد ولی کودک جان سخت مسیر دشواری را طی کرد و به مقصد رسید.

شاید آنها در قلب واقعیت های تلخ، دنیای آرمانی و خیالی خویش را می ساختند. تصویر خودساخته ای از ایران که در آن دشواری های اجتماعی مثل مهاجرین جنگی، فقر و بیکاری فراموش نمی شد، ولی صمیمیت کودکان شان همه چیز را قابل تحمل می کرد و تصور می کردیم می توان بر غول دشواری ها فائق آمد و جلو رفت. با بچه ها افق های دوردست را دست یافتنی دیدیم. آنچه سینمای واقع گرای پس از انقلاب ایران قلمداد شد، نوعی خیال پردازی و آرمان گرایی به ارمغان آورد.

منبع: کتاب درآمدی بر تاریخ سیاسی سینمای ایران نوشته دکترمحمدرضا صدر

 تاریخ سینمای ایران در دهه 1370 شمسی(3)

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)
افزودن نظر
  • هیچ نظری یافت نشد.
قدرت گرفته از کومنتو فارسی جوملا نال

مطالب مشابه

هتل ایران مشهد

تسهیلات دارندگان ایران کارت بانک آینده

هتل ایران کیش

مالزی در یک نگاه

رفت و آمد در مالزی

تعطیلات در مالزی