ایران|Iran، سرزمین پارس
معرفی جزیره لارک
اراضی این جزیره برای زراعت بسیار نیکو ست، اما سکنه چون از لحاظ مالی بضاعتی ندارند، مطلوب نیست و آثار شهری که قدیما بوده و مخروبه است در آن جا دیده می شود. مشروب سکنه آن جا از آب دو برکه و یک چاه است و سه چاه دیگر دارند، لیكن آب آن ها گوارا نیست. سکنه اینجا تقریبا هزار رأس بز دارند و بزها بدون شبان در جزیره پراکنده اند، گل سرخ این جا چون هنوز به منبع صحیح خود نرسیده مطلوب نیفتاده و نمک این جزیره؛ یعنی نمک ماده آن در عمانات و قشم فروش رود شکار آهو و خرگوش در اینجا زیاد است.
جزیره لارک در جنوب بندرعباس بین جزیره قشم و هرمز قرار دارد. فاصله آن تا بندرعباس ۳۳ کیلومتر و تا جزیره هرمز ۲۲ کیلومتر و تا جزیره قشم ۱۱ کیلومتر است. بلندترین نقطه آن حدود ۱۴۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. آب و هوای آن گرم و مرطوب و شغل عمده مردم صیادی و دام داری و کشاورزی است که دام داری و کشاورزی تا حد زیادی وابسته به میزان بارندگی سالانه است. جزیره لارک به سبب موقعیت خاص خود و نزدیک به جزیره و تنگه هرمز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
لارک از سه بخش لارک مونه، لارک شهری و لارک کوهی تشکیل شده که در حال حاضر و بر اساس سرشماری سال ۱۳۷۵ لارک کوهی و مونه خالی از سکنه و تنها لارک شهری با ۹۹ خانوار دارای ۴۵۹ نفر جمعیت شامل ۲۲۹ نفر مرد و ۲۳۰ نفر زن می باشد.
جزیره لارک از گنبدهای نمکی تشکیل شده و علاوه بر نمک، معدن گل سرخ، گوگرد و سنگ سفید نیز دارد.
مرحوم سدید جمعیت لارک را تقریبا سی خانوار برآورد کرده که از نقاط دیگر از جمله از «بستانو» و «کم زار» به آن جا مهاجرت کرده متوطن شده اند.
در سرشماری سال ۱۳۳۵ خورشیدی (اولین سرشماری عمومی کشور) جمعیت لارک به شرح زیر بوده است:
لارک کوهی (جدید) با ۲۱ خانوار، ۵۸ نفر زن، ۵۶ نفر مرد الارک شهری (قدیم) با ۸۸ نفر خانوار، ۱۹۸ نفر زن، ۱۸۳ نفر مرد
لارک کوهی (جديد)
مردم جزیره لارک تا سال ۱۳۴۷ خورشیدی در کوه ها و در خانه هایی که در دل کوه ایجاده کرده بودند، زندگی می کردند، اما در سال ۱۳۴۸ طبق دستور استاندار وقت هرمزگان، تعدادی اتاق برای آنان در کنار ساحل بنا شد و آنان را از خانه های پیشین به خانه های جدید آوردند و آن جا را لارک جدید نامیدند.
مردم لارک با لهجه محلی خاص خود صحبت می کنند اما زبان فارسی را هم می دانند و با مردم غیر بومی به این زبان سخن می گویند. سابقا یک نوع زبان بدوی عربی نیز در لارک رواج داشت که برای غیر بومیان نامفهوم بود.
تاورنیه جهانگرد فرانسوی درباره لارک گفته است:
لارک یک جزیره دیگری است که به هرمز از قشم نزدیک تر است. مسیو هیلبراند فرمانده هلاندی در آن جا در کنار یک مردابی باغی ساخته بود که بز و میش و سایر شکارهای جزیره آمده در آن مرداب آب می خوردند و به قدری زیاد هستند که ما در یک روز ۲۴۵ بزو میش شکار کردیم. همچنین مرغ و گوسفند هم در آن جا نگاه داشته زیاد کرده و آن محل را برای تفرج و تفریح خود و دوستانش جایی قشنگ و خوبی ساخته بود.
پس از تصرف قلعه قشم چهار نفر انگلیسی با دسته ای از سپاهیان ایرانی مأمور نگه داری آن شدند، روی فرایر و همراهان او را به بندر سورات مرکز تجارت شرکت هند شرقی در هندوستان فرستادند. یاقوت اضافه می کند که در کیش چندین نفر را دیدم که در حکمت و ادبیات تبحر کامل داشتند.
معرفی جزیره هنگام
هنگام، آن جا را هنجام و هنيام هم گویند و آن جزیره ای است در طرف جنوب جزیره قشم و معادل قریه دیرستان واقع است. در سال ۱۹۱۴ عیسوی (۱۲۹۳ خورشیدی) اداره گمرکات عباسی و مضافات تشکیل اداره گمرکی در آن جا نموده و خانه چوبین برای مدیر آن جا تدارک نمودند. حاج محمد مهدی ملک التجار در سال ۱۳۵۳ یا ۱۳۰۴ حکومت بنادر داشته، در ایام حکومت خود چوب علم ایران بر فراز تپه ای رو به دیرستان نصب نموده است. هنگام دارای ۹ / ۸ کیلومتر طول و سه تا شش کیلومتر عرض و پنجاه کیلومتر مربع مساحت است. مهم ترین قله آن (میترا) ۱۶۰ متر ارتفاع دارد.
جزیره هنگام در جنوب جزیره قشم قرار دارد و نزدیک ترین نقطه به آن با فاصله حدود ۱۴۰۰ متر روستای شیب دراز در قشم است. این جزیره از سه بخش هنگام کهنه در جنوب و هنگام جدید در شمال و قيل (غيل) در مغرب تشکیل شده و از نظر اداری تابع شهرستان قشم است. فاصله آن تا مرکز قشم ۵۳ کیلومتر و تا مرکز استان (بندرعباس) هشتاد کیلومتر است. جمعیت آن طبق آخرین سرشماری سال ۱۳۷۵ به شرح زیر می باشد:
هنگام جدید با پنجاه خانوار ۲۸۴ نفر
هنگام کهنه با چهارده خانوار ۷۹ نفر
قیل با شش خانوار ۲۶ نفر
آب و هوای آن گرم و مرطوب و شغل عمده آن صیادی و ملوانی است. آب آشامیدنی آن از برکه ها و آب انبارها و چاه های آب شیرین تأمین می گردد.
آثار متعددی از دوران حضور انگلیسی ها در آن جا هنوز به چشم می خورد. سیم تلگراف بندرعباس نیز از هندوستان به بصره و از بصره به هنگام و از آن جا به قشم و بندرعباس رسید (۱۲۹۲ خورشیدی) جزیره هنگام مانند جزیره هرمز به علت موقعیت خاص خود بهترین محل برای نظات و کنترل عبور و مرور کاروان های دریایی (کشتی ها) به شمار می آید.
در کتاب جغرافيا و اسامی دهات کشور از جزیره هنگام چنین یاد شده است:
جزیره هنگام از لحاظ موقعیت و وضع خاص جغرافیایی که دارد، پیش از سلطنت رضاشاه مورد توجه انگلیسی ها بود و در آن جا تاسیسات بندری و دریانوردی و ساختمان های متعدد ایجاد کردند که مرکز ستاد دریایی خلیج فارس به شمار می آمد و از آنجا بر خط کشتیرانی خلیج فارس نظارت داشتند. در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، عده ای از افسران ایرانی به جزیره مزبور اعزام شدند و پرچم ایران را بر فراز آن برافراشتند.
به نوشته مرحوم سديد السلطنه، اروپاییان مسندم و جزیره هنگام را کلید خلیج فارس گویند و این بدان معناست که با تسلط بر این دو نقطه می توان عبور و مرور در خلیج فارس را کنترل نمود. جزیره هنگام به واسطه کوه ها دو قسمت می شود، در قسمت جنوب دهات غیل و بلاد العود واقع است و بنی یاس در آن مقیم باشند در قسمت شمالی اداره گمرک ایران و تلگراف خانه انگلیسی ها و سایر سبعات آن ها توقف دارد و قسمت اخیر معروف به مافيه است در جنوب حاشیه دره ای است موسوم به وادی الموسي.
وجه تسمیه خشت و کمارج کازرون
با توجه به اوضاع اجتماعی خشت در قرون گذشته که از نظر گذراندیم، و هم چنین معنی لغوي آن در فرهنگ فارسی، تعجب آور نیست اگر بگوییم که علت نام گذاری این ناحیه به خشت، اسلحه ای بوده که در جنگ های قدیم مردم این ناحیه به طور فراوان از آن برای جنگیدن استفاده می کرده اند و جنگیدن مردم با اسلحه ای به نام «خشت» موجبات نام گذاری این خطه را به «خشت» فراهم آورده است.
اما در میان اهالی با نقل و قول هاي متفاوتی درباره وجه تسمیه کمارج برمی خوریم. عده ای آن را «كمان ایرج» خوانده اند و برخی کمارچ را همان «کمرنچ» دانسته اند.
در گویش محلی «کمرنچ» به معنی مه و ابر متراکم پایین آمده در دشت کمارج اطلاق می شود.
درباره وجه تسمیه کنارتخته یکی از شهرهای منطقه و نیز مرکز بخش خشت و کمارج نیز چنین آمده است:
چون در این مکان درخت کنار «در» فراوان است و در بوشهر و شیراز میوه این درخت را که شبیه کیالک «زالزالک» است می خورند و برگ درخت را نرم ساییده و به جای صابون به کار می برند. از این رو آن را کنارتخته گفته اند.
در جایی دیگر آمده است:
به روایتی در مجاورت کاروانسرای قدیمی این محل یک تخته سنگ بزرگ و یک درخت کنار قرار گرفته بود به کنارتخته معروف شده است.
بنا به اعتقاد دورتي گارود یکی از ساختارها و ویژگی های مصنوعات سنگی این منطقه دوره فراپارینه سنگی اندازه آن ها است. وی همچنین معتقد است که بزرگ ترین مصنوعات سنگی دوره زرزی دارای ۱۰ سانتی متر طول و عمدتأ كمتر از ۶ سانتی متر طول دارند. این ویژگی در مجموعه مصنوعات سنگی خشت و کمارج کازرون آشکار می باشد.
به طورکلی به دلیل وجود ریز تیغه به گونه های یادشده و خراشنده های ناخنی و سنگ مادر ریز تیغه و شکل فشنگی محوطه های بررسی شده قابل انتساب به دوره فراپارینه و نوسنگی می باشند.
پس از خراشنده ها، سوراخ کننده ها با تعداد ۵۳ قطعه دارای بیش ترین تعداد می باشند. از تعداد ۱۰۵ قطعه سنگ مادر برداشت شده تعداد ۱۰۴ قطعه سنگ مادر ریز تیغه (یک سکویی و چندسکویی) و سنگ مادر فشنگی و ۴ سنگ مادر تراشه و ۲ سنگ مادر تراشه ریز تیغه می باشد.
یادآور می شود که سنگ مادر 34 / 4 درصد از کل مصنوعات سنگی برداشت شده را تشکیل و دارای اندازه های کوچک (اندازه متوسط ۲۰ میلی متر) می باشند. به طورکلی ویژگی مصنوعات برداشت شده به شرح زیر است:
1. استفاده از فن آوری فشاری.
۲. بالابودن استفاده از تکنولوژی ساخت ریز تیغه - تیغه و به طورکلی ریز ابراز.
٣. تشابه از لحاظ فرم و تکنیک ساخت مصنوعات با سایر محوطه های زرزی زاگرس.
برای روشن شدن گزینه نخست، می توان به وجود سنگ مادرهای ریز تیغه و سنگ مادرهای فشنگی که خود حاصل تکنیک فشاری می باشد اشاره کرد. این گونه سنگ مادر، دارای شکل منظم با محل برداشت کاملا موازی ریز تیغه ها و با سکوی ضربه ای خاص می باشند.
جمعیت
جمعیت این ناحیه در ساله های ۳۵، ۶۵، ۸۰، به ترتیب ۱۹۵۰۰، ۲۹۴۱۱ و ۳۷۰۰۰ نفر بوده است. این امر نشان می دهد که در طول دهه های گذشته جمعیت در این ناحیه از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است. و هم اکنون از ۳۷۰۰۰ نفر جمعیت در این ناحیه ۲۵۸۱۱ نفر بزرگ سال می باشد که در این میان ۱۰۰۴ نفر از آنان شاغل در مراکز فرهنگی و نظامی، ۱۲۵۷ نفر خانه دار و ۱۲۲۷۰ نفر بقیه کشاورز، دام دار، باغ دار و ... هستند. از ۱۰۰۴ نفر شاغل در مراکز فرهنگی و نظامی، ۴۰۲ نفر فرهنگی و ۹۷ نفر نظامی و ۵۰۵ نفر بقیه در ادارات، نهادها و بانک ها مشغول خدمت هستند.
طبق آمار، ۶۵ درصد از بزرگسالان منطقه با سواد می باشند که از این تعداد ۱۰۰۴ نفر در مقاطع تحصیلی به ویژه در مقاطع تحصیلی عالیه آموزشی لیسانس، فوق لیسانس و دکترا به تحصیل اشتغال داشته و یا دارند. بدین ترتیب بیش تر مردم این بخش روستانشین، با ۷۸درصد جمعیت روستایی و ۲۲ درصد جمعیت شهری هستند. رشد جمعیت شهری ۲ درصد و رشد جمعیت روستایی ۳درصد است.
خشت و گمارج و انقلاب اسلامی
همزمان با خیزش مردم ایران در سال ۵۶ علیه استبداد به رهبری امام خمینی (ره)، مردم این ناحیه نیز خروشیدند و منطقه را سراسر به قیام مبدل ساختند. دانش آموزان، معلمان، کارگران، کشاورزان، باغ داران و همه اقشار هر روز به راه پیمایی های خود ادامه می دادند و سرنگونی استبداد را خواستار می شدند. اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی حضرت امام (ره) به موقع از سوی جوانان انقلابی در میان اقشار مردم توزیع می شد و این عوامل در هیجان اهالی بسیار مؤثر بود. هیجان عمومی اهالی آنقدر وسیع بود که حاکم نظامی این ناحیه در یک اقدام نابخرادانه و با پخش یک اعلامیه مضحک، اعلام حکومت نظامی داد و مردم را تهدید به قتل عام نمود. اما این اعلامیه نیز هراسی در دل مردم نیفکند و روز به روز بر دامنه اعتراضات و قیام های مردمی این ناحیه افزوده می شد.
در برخی از مواقع حساس نیز اهالی به شهر کازرون عزیمت می نمودند تا در کنار مردم این شهر قیام خود را به نمایش بگذارند. جلسات شبانه، توزیع شب نامه ها و حرکت های انقلابی در این منطقه در طول انقلاب تا روز پیروزی یعنی ۲۲ بهمن ۵۷ ادامه داشت.
با شروع جنگ تحمیلی نیز جوانان این منطقه لباس رزم را پوشیدند و همگام با دیگر نقاط ایران عازم جبهه های جنگ شدند. هنوز لشكر نوزده فجر مقاومت و دلیری های بچه های منطقه خشت و کمارج را در عملیات های مختلف به یاد دارند. رزمندگان این ناحیه در قالب گردان های مختلف همواره در جبهه های جنگ خروشیدند و حماسه ها آفریدند. در میان گردان های عملیاتی، گردان زینب (س) که متشکل از رزمندگان این ناحیه بود از همه معروف تر است. این گردان بارها در مناطق عملیاتی حضور یافت و اغلب به عنوان گردان رزمی خط شکن انجام وظیفه می نمود. بخش خشت و کمارج در طول جنگ تحمیلی ۱۴۴ شهید را تقدیم اسلام نمود.
معرفی منطقه خشت و کمارج کازرون
سابقه تاریخی
در ایران باستان و به ویژه در دوره ساسانیان، ایالت فارس به پنج ناحیه تقسیم شده بود. بعد از ورود اسلام این تقسیم بندی همچنان ادامه یافت. در این دوره نیز فارس شامل پنج ناحیه به نام های کوره (ناحیه) اردشیر، کوره استخر، کوره قباد، کوره دارابگرد و کوره شاپور بود.
کوره شاپور از نظر وسعت کوچکترین ایالت فارس به شمار می آمد. اما این ناحیه با وجود وسعت اندک خود به خصوص برای ساسانیان هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی و نظامی اهمیت فراوانی داشت. کرسی و یا مرکز ناحیه شاپور شهر بیشاپور بود. خرابه های این شهر اکنون در ۲۲ کیلومتری شهر کازرون واقع گردیده و به عنوان مهم ترین اثر تاریخی و فرهنگی شهر کازرون به شمار می رود.
بیشاپور تا حدود قرن پنجم و ششم از رونق به سزایی برخوردار بود. ناحيه شاپور شامل شهرها و روستاهای فراوانی می شد. اصطخری (متوفی ۳۴۶ قمری) آن جا که در ذكر شهرها و روستاهای بیشاپور از منطقه خشت و کمارج نام می برد، از قدمت خشت و کمارج به اوایل دوره اسلامی نشان می یابیم. اندکی پس از این مورخ، نویسنده کتاب حدودالعالم (تأليف سال ۳۷۲) خشت و کمارج را دو شهر خرم و آبادان از نواحی بیشاپور نام برده است. چنین می نماید پس از این سال ها این دو شهر یعنی خشت و کمارج از رونق گذشته خود باز می ایستند. مقدسی مورخ دیگر (متوفی ۳۷۵) از کمارج نام نبرده و از خشت تحت عنوان «روستایی فراخ، دارای دژی مستحکم و بازاری آباد» نام می برد. اما این بی رونقی چندان ادامه نمی یابد. ابن بلخی مورخ قرن پنجمه در ذکر نواحی شاپور می نویسد: «خشت و کمارج دو شهرک اند در میان قهستان. گرم سیر به غایت و درختان خرما بسیار باشد اما هیچ میوه دیگر نباشد و آب روان دارد اما گرم و ناخوش باشد و ... مردم آن جا بیشترین سلاح ورز باشند.
محیط زیست
در مراتع بزرگی که در این ناحیه قرار دارد پوشش گیاهی کافی جهت چرای دام موجود است. رویش گیاهان دارویی از جمله بابونه، سربرنجاس، ریحان، سیرموک، پر سیاوشون، بنگو و ... در اطراف موجب گردیده که اهالی اغلب در رفع بیماری ها از این گیاهان استفاده نمایند. هم چنین درختان جنگلی از جمله ارژن، اهلوک، کنار و بلوط نیز به وفور در کوهستان های این ناحیه یافت می شود که برخی از اهالی از این درختان استفاده اقتصادی می کنند. مهم ترین جانوران و پرندگان این ناحیه عبارتند از: گراز، گرگ، روباه، تیهو، قوچ و ... و نیز در اطراف رودخانه های این ناحیه مرغابی و غاز دیده می شود.
اوضاع اقتصادی
پایه معیشتی مردم این منطقه اکثرا بر کشاورزی، دامداری و باغ داری استوار است. گندم، جو، صیفی جات و مرکبات از محصولات کشاورزی این ناحیه به شمار می آیند. اما خرما از مهم ترین محصول باغ داری این ناحیه است که تولید این محصول در این ناحیه در مقایسه با دیگر بخش های شهرستان کازرون دارای موقعیتی ممتاز است. محصول خرمای این منطقه به دیگر نقاط ایران و نیز با روش بسته بندی صنعتی به دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس صادر می گردد.
دامداری نیز به روش سنتی در میان اهالی به طور وسیعی رواج دارد. اوضاع طبیعی اقلیمی این ناحیه برای پرورش دام مناسب است. دام ها اغلب از نوع بز می باشد. زیرا در روش سنتی این نوع دام می تواند خود را با هر موقعیت طبیعی سازگار نماید. برخی از خانواده ها نیز کارکرد تولیدی و اقتصادی خود را از دست نداده اند و در منازل خود به تهیه مواد لبنی از جمله: شیر، ماست، پنیر، دوغ و هم چنین صنایع دستی از جمله گلیم بافی، قالی بافی و ... می پردازند.
اوضاع اجتماعی و فرهنگی
اهالی این بخش مردمی خونگرم، مهمان نواز، نوع دوست، پایبند به مسایل دینی و مذهبی و نسبت به حیثیت خانوادگی بسیار متعصب هستند. سابق بر این خانواده در این بخش اغلب خانواده گسترده بوده است اما به واسطه گرایش به زندگی ماشینی و نیز تحرک مکانی و شغلی اهالی هم اکنون خانواه های هسته ای در حال گسترش می باشد. از جمعیت ۳۷۰۰۰ نفری، ۱۷۲۷۰ نفر شهرنشین و ۱۳۲۴۵ نفر در روستا زندگی می کنند. هم چنین ۱۸ درصد از کل جمعیت بخش یعنی ۶۴۸۵ نفر خوش نشین هستند که ۴۷۳۰ نفر از آنان در شهر و بقیه در نقاط روستایی به سر می برند. بدین ترتیب بیش تر مردم این بخش روستانشین، با ۷۸درصد جمعیت روستایی و ۲۲ درصد جمعیت شهری هستند. رشد جمعیت شهری ۲ درصد و رشد جمعیت روستایی ۳درصد است.
در چند سال اخیر به واسطه گسترش مراکز تحصیلی و آموزشی دانش آموزان این ناحيه به ویژه دختران توانسته اند به تحصیلات مختلف علمی بپردازند. از لحاظ هنری نیز این بخش دارای استعدادهای درخشانی است که تاکنون مقام های هنری و فرهنگی را در سطح شهرستان، استان و کشور به خود اختصاص داده اند. دین اهالی منطقه اسلام با مذهب شیعه اثنی عشری و زبان آنان فارسی با گویش محلی است.
فهرست مساجد باستانی برزن مصلی کازرون
45۔ مسجد سكوچه، دارای شبستان و حوض و فرش؛ بزرن آهنگران.
۴۶۔ مسجد حاجی اسمعیل، دارای شبستان و فضا همه موزاییک و سردابه و حوض و برق و پنکه سقفی و درب شبستان آهنی و شیشه و فرش و تمام اسباب و امام جماعت و درخت های نارنج و یک اصله نخل، درب دروزاه چوبی؛ برزن چاه آبی.
۴۸۔ مسجد حاجی قنبر، دارای شبستان و فضا همه کوچک و مختصر با فرش و اسباب؛ برزن چاه و آبی.
۴۹۔ مسجد سیدابراهیم، دارای شبستان و فضا همه موزاییک و برق و پنکه و حوض و درب شبستان آهنی و شیشه و درب دروازه آهنی کوچک و فرش و تمام اسباب و امام جماعت؛ برزن چاه آبی.
۵۰۔ مسجد حاجی طالب، دارای شبستان و فضا و حوض و برق و پنکه و فرش و تمام اسباب؛ برزن کوزه گران.
۵۱- مسجد گنج آباد، دارای شبستان و فضا همه موزاییک و حوض و برق و پنکه و سرداب بزرگ و فرش و تمام اسباب - برزن کوه زگران.
۵۲- مسجد شاه ابوالقاسم، دارای شبستان کوچک مخروبه و فضای بسیار بزرگ؛ برزن بازار.
۵۳- مسجد ابوالفتح مشهور به مسجد بازار، دارای شبستان بزرگ، درب آهنی و شیشه و فضای بزرگ همه موزاییک و سردابه بسیار عالی و حوض برجسته و شیر آب برای وضو و برق و فنی و چند درخت نارنج و فرش و تمام اسباب و امام جماعت، دو دروازه آهنی؛ برزن بازار کازرون.
۵۴- مسجد کوچک متصل به بقعه ابو الفتح، دارای شبستان و حوض و فضای بسیار بزرگ و برق و دالان طولانی، درب آهنی و چند درخت؛ برزن بازار.
۵۵- مسجد متصل به بقعه علمدار، دارای شبستان کوچک و فضای کوچک و برق؛ برزن بازار.
۵۶- مسجد حاجی تاج، دارای شبستان و فضا، هر دو موزاییک و درب آهنی و شیشه شبستان و حوض و درب دروازه آهنی و برق و پنکه و فرش و تمام اسباب؛ برزن بازار.
۵۷- مسجد متصل به بقعه شاه حمزه، دارای شبستان رو به قبله بزرگ و فضای بزرگ، هر دو موزاییک و درب آهنی و شیشه شبستان و دو دروازه درب آهنی و برق و پنکه و حوض و شیر آب برای وضو و فرش و تمام اسباب؛ برزن شاه حمزه.
۵۸- مسجد متصل به بقعه مالک، دارای شبستان و فضا هردو کوچک و برق و مختصر اسباب و حوض؛ برزن چاه آبی
۵۹- مسجد امام زاده، دارای دو شبستان بزرگ، یکی با فضای بسیار بزرگ موزاییک و نیز یکی از شبستان موزاییک که درب آهنی و شیشه دار و برق و پنکه و حوض و شیر آب برای وضو و سه دروازه، یکی آهنی بزرگ و دیگری چوبی بزرگ و نیز دروازه آهنی کوچک و فرش و تمام اسباب و امام جماعت؛ برزن امام زاده.
۶۰۔ مسجد مشهدی رجب (مسجد حديقه)، دارای شبستان به طرز جدید تعمیر شده و درب شبستان آهنی و شیشه و فضای موزاییک و آب و برق و پنکه و شیر آب برای وضو و فرش و تمام اسباب و امام جماعت؛ برزن مصلی.
۶1- مسجد جدیدالتأسیس از بنای حاجی قنبر نیاکان در زمین که ملک متصرفی خود بوده بنا گذارده و دارای شبستان و فضا و حوض و فرش و اسباب واقع در محل مشهور به مجل آباد (ماشاء الله آباد).
ناگفته نماند که بیش از ۹۸ درصد از مصنوعات سنگی برداشت شده و به غیر از یک ابسیدین سبزرنگ از دیواره های این مسجد برداشت شده، همگی از فلینت سربی می باشند. سنگ های فلینت از نوع مات می باشند که البته به غیر از رنگ سربی دارای رنگ های قرمز، زرد، شیری، قهوه ای و استخوانی می باشد. مصنوعات سنگی برداشت شده دارای رنگ و بافتی مشترک و یکنواخت می باشند.
























