جشنواره فیلم کوتاه تهران (2)

جشنواره فیلم کوتاه تهران (2)

کاوه مظاهری که فیلم قبلی اش یعنی روتوش حتی تا آستانه شرکت در مراسم اسکار نیز پیش رفت، امسال با فیلم شهر بازی در جشنواره فیلم تهران حضور یافت. موفقیت چشمگیر او با فیلم قبلی اش، بسیاری را به تماشای فیلم جدید که ساخته بود وسوسه می کرد. اما فیلم شهربازی به هیچ عنوان در حد و اندازه ای که انتظارش می رفت نبود. داستان زن و شوهری را روایت می کرد که قصد دارند با صحنه سازی، زن را مقابل یک بنز انداخته و از آسیب دیدن او پول دیه بگیرند. در این مسیر نیز از کودک خردسال خودشان استفاده میکنند.

در کنار ایده جذابی که فیلم داشت اما اصلا نتوانسته بود استفاده درستی از آن بکند. وقتی که ما در همان دقایق ابتدایی فیلم خیلی زودتر از اینکه فیلم ساز بخواهد داستان و حتی پایان آن را متوجه می شویم، دیگر دنبال کردن داستانی که هیچ چیز اضافه تری را نمی گوید خیلی نمی تواند برایمان جذاب و دنبال کردنی باشد. از طرف دیگر، بازی هایی که بازیگران در این فیلم داشته اند، خصوصا شخصیت زن با بازی سونیا سنجری اصلا قابل قبول نیست. زمانی که زن و مرد مشغول صحبت راجع به نقشه خود هستند، مرد میگوید که با شکستن پا و دوتا از دندانهایت این مقدار پول گیرمان می آید، اما زن به قدری عادی واکنش نشان میدهد و مرد نیز طبیعی راجع به این مساله صحبت میکند که مخاطب از خودش سوال میکند که چرا این دو نفر اینقدر غیر طبیعی هستند.

جشنواره فیلم کوتاه تهران (2)

حتی در جای دیگری نیز صحبت از نقشه های قبلی شان و دزدی که در گذشته نزدیک انجام داده اند میشود تا مشخص شود که این ها کارشان همین است. اما این دو خط دیالوگ هیچ کمکی نمیتواند به فیلم بکند و از کسی که فیلمی مانند روتوش را ساخته بود این انتظار می رفت تا از چنین مواردی به سادگی نگذرد. پایان فیلم اگرچه تکان دهنده و جذاب است اما باعث نمیشود که شهر بازی را به عنوانی یک فیلم خوب بپذیریم. در مورد کارگردانی اثر اما موارد بهتری دیده می شود. اول اینکه از دوربین روی دست استفاده نشده است. دوربین روی دست در این چند سال انتخاب اول هر فیلم سازی بوده است و چون کار را برای کارگردان بسیار راحت میکند، عموم فیلمها این تمهید را نه در راستای افزایش سطح کیفی فیلم شان بلکه برای سهولت کارشان انتخاب می کنند.

دیگر اینکه تلاش شده بود تا با قاب بندی های مناسب، حس و حال و فضاسازی مناسبی ایجاد شود. البته انتخاب تمهیدی مانند قاب های تک شاتی که برای گفت و گوی دو نفره اعمال شده و فضای منفی پشت سر هر کدام از شخصیت ها بیش از حد متعارف است در چنین فیلمی اندکی توی ذوق می زد و شاید اگر کارگردان از چنین انتخابی منصرف شده بود فیلم روان تری را شاهد بودیم. اما در کل سطح کارگردانی این فیلم از فیلمنامه اش بسیار بالاتر بود. این ویژگی به بیشتر فیلمهای معروف جشنواره نیز قابل بسط است.

در فیلم سیاه گوش ساخته بهزاد آزادی، ما داستان یک مربی مهد کودک را دنبال میکنیم که یکی از کودکان حاضر در آنجا، به دروغ (احتمالا) ادعا کرده که مربی جوان او را کتک زده است. مربی بخاطر این ادعای کودک و فشارهای خانواده اش از طرف مدیریت مهد مورد سرزنش قرار میگیرد و حتی تلویحا از آنجا نیز اخراج میشود.

جشنواره فیلم کوتاه تهران (2)

پایان بندی این فیلم یکی از بدترین پایان بندی ها در میان فیملهای حاضر در جشنواره بود. باعث تاسف بود که فیلمسازی مثل بهزاد آزادی که سالها پیش با فیلم کشتارگاه در جشنواره کن حسابی خوش درخشید، حالا فیلمی ساخته که چنین فیلمنامه ضعیفی داشته است. کارگردانی فیلم مانند فیلم شهر بازی کارگردانی خوبی داشت اما دقیقا از همان زاویه ای ضربه خورد که فیلم شهربازی خورده بود: فیلم نامه.

در این فیلم هم یک سری نکات وجود دارد که بی توجهی فیلمساز نسبت به آنها باعث حیرت میشود. در فیلم دیگری که تحت عنوان نقش توسط فرنوش صمدی ساخته شده بود، باز هم شاهد همان داستان همیشگی تحت ظلم قرار گرفتن یک زن توسط شوهر ظالمش بودیم. فرنوش صمدی در فیلم قبلی خود یعنی نگاه هم داستانی در مورد زنی بی پناه را روایت میکرد که در معرض آسیب مردان جامعه قرار دارد. حالا در این فیلم باز هم همان موتیف مورد علاقه خود را پی گرفته و انگار که قصد دارد همین سبک فیلمسازی را دنبال کند. در سینمای کوتاه ایران، عموم فیلمهایی که توسط کارگردانان زن ساخته می شود، داستان ها و موضوعاتی از این دست دارند. انگار که فیلم سازان زن فقط قصد دارند جار بزنند که در یک جامعه به شدت مرد سالار زندگی میکنند و همیشه هم مورد ظلم و زورگویی مردان قرار دارند. اما واکنش مخاطبان این نوع فیلم ها (چه مرد و چه زن) نشان میدهد که دیگر این نوع از سینما حسابی تکراری شده و توان همراه کردن مخاطب را با خود ندارد.

جشنواره فیلم کوتاه تهران (2)

فیلم دزدانه یکی از معدود فیلمهای خوب و دوست داشتنی بود که امسال در جشنواره به نمایش درآمد. داستان بازاریاب یک کارخانه تولید پلاستیک زباله است که مقابل زنگ یک آپارتمان ایستاده و تک به تک زنگ هر واحد را میزند و تبیلغ محصول خود را انجام میدهد. ما این شخصیت را از طریق دوربین ساختمان مشاهده می کنیم و در دیالوگی که با هر واحد برقرار میکند، ماجرای کوتاه و جذابی را شاهد هستیم. اما خط اصلی داستان هنگامی اتفاق می افتد که حین صحبت های او، ساکنان آپارتمان متوجه می شوند که آن طرف خیابان مشغول دزدیدن پخش ماشین یکی از ساکنین آپارتمان است. بدنبال این موضوع اتفاقات جذاب و البته خنده داری رخ میدهد و در پشت این داستان نیز، نگاه درستی و نقادانه ای به جامعه دارد که ارزش فیلم را حسابی بالا می برد.

جشنواره فیلم کوتاه تهران (2)

دزدانه فیلمی بود که مخاطب خود را تا لحظه آخر از خود راضی نگاه می دارد و هیچ عنصر داستانی مازاد و نامناسبی را نیز به خود راه نمیدهد. فیلم کامل و خوبی است که یکی از فیلم های کوتاه خوب ساخته شده در سال جاری محسوب می شود.

به جز این فیلم هایی که مورد بررسی قرار گرفتند، تعداد زیادی فیلم نیز پخش شد که متاسفانه بعضا حتی ارزش نقد و بحث را هم نداشتند. حوصله بسیاری از مخاطبین حین تماشای چنین فیلمهایی به شدت سر می رفت و همین باعث می شد تا بسیاری از آنها با واکنش هایی اعتراض خود را به انتخاب و پخش فیلم ها به گوش مسئولان جشنواره برسانند.

جشنواره فیلم کوتاه تهران (2)

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)
افزودن نظر
  • هیچ نظری یافت نشد.
قدرت گرفته از کومنتو فارسی جوملا نال

مطالب مشابه

هتل تهران مشهد

قصه های من و خواهرم (2)

سارا و مهمان کوچک (2)

درخت کوتاه و دارکوب

مکانهای تاریخی شهر کرمانشاه و پیشینه آنها (2)

پیشینه تاریخی نام تهران