ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

مرد حریص و کیسه طلا

روزی روزگاری مرد حریص و خودخواهی در شهر زندگی می کرد. او بسیار ثروتمند بود ولی هیچوقت به کسی کمک نمی کرد حتی حقوق کارگرانش را هم دیر پرداخت می کرد. یک روز درس بزرگی آموخت که باعث شد زندگی اش برای همیشه تغییر کند. این اتفاق این بود که، روزی یک کیسه طلا گم کرد. او همه جا را دنبالش گشت و از همه اشنایان و دوستان سراغ کیسه طلا را گرفت ولی پیدا نشد پس اگهی در شهر پخش کرد که هرکسی کیسه طلا را پیدا کند به او پاداش می دهد.

 

مرد حریص و کیسه طلا

دختر کوچک چوپان، کیسه طلا را در میدان شهر پیدا کرد و در مورد آن به چوپان گفت. چوپان هم بلافاصله فهمید که کیسه گم شده متعلق به چه کسی است. پس با دخترش به منزل مرد حریص رفتند و کیسه طلا را به او دادند. مرد سکه های درون کیسه را شمارش کرد و با خودش گفت: بهتر است به انها تهمت دزدی بزنم تا مجبور نباشم به انها سکه ای به عنوان پاداش پرداخت کنم، پس گفت: من در این کیسه 75 سکه داشتم ولی الان 50 سکه است.

 

مرد حریص و کیسه طلا

دختر چوپان از شنیدن این حرف شوکه شد و قسم خورد که درون کیسه 50 سکه طلا بوده ولی مرد قبول نکرد و تصمیم گرفت موضوع را به قاضی بگوید. فردا همگی در دادگاه جمع شدند و قاضی حرف دو طرف را گوش کرد و از چوپان و دخترش در مورد تعداد سکه ها پرسید و انها اطمینان دادند که 50 سکه درون کیسه بوده، ولی مرد حریص بلند فریاد زد و گفت: پرودگارا، تو شاهد هستی که من درون کیسه ام 75 سکه طلا داشتم. قاضی که می دانست مرد بسیار حریص است به او گفت: شما مطمین هستید که درون کیسه خود 75 سکه داشتید؟ مرد گفت: بله من کاملا مطمین هستم. قاضی هم در جواب گفت: پس مشخص است که این کیسه طلا متعلق به شما نیست و متعلق به شخص دیگری است و چون هیچ شکایتی در مورد از دست دادن 50 سکه طلا وجود ندارد پس من این کیسه طلا را به عنوان قدردانی به چوپان و دخترش می دهم.

 

مرد حریص و کیسه طلا

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

مطالب مشابه

هتل آدم و حوا آنتالیا

تور کیش 3 شب و 4 روز

تور استانبول 2 شب و 3 روز ویژه شهریور 94

هتل و اسپای کلارک گرینز - ایرپورت ریزورت هند

دریافت تورهای لحظه آخری و نرخ ویژه از طریق تلگرام

آب و هوای مالزی

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر
  • هیچ نظری یافت نشد