ایل شناسی استان کهگیلویه و بویر احمد 5
ایل شناسی استان کهگیلویه و بویر احمد 5
طایفه ی کمائی لیراوی:
مردم های این طایفه در مناطق تنگ لیراو، تنگ سمد، کما، دلی کما طیبی، بهمئی زندگی می کردند.
می گویند به دلیل اختلاف هایی که با ایل کرائی در پایان دولت صفوی داشته اند، کرائی ها شکم های این طایفه را پاره و شیر آبه ی شکم ها را در اوردند. در منطقه ای به نامه شیلابه دان یا شیرابه دان جمع و سوزاندند. به همین علت این ایل و طایفه متلاشی شد و عده ای از آن ها به ایل های بهمئی، طیبی، رامهرز، بختیاری پیوستند.
طایفه ی چاروسائی:
از ایل های طایفه ی ممسنی بوده اند و در منطقه ی سرد سیر کهگیلویه زندگی می کردند. این گونه می گویند که عده ای از آن ها از نژاد خرم آبادی و عده ای دیگر کهگیلویه ای هستند.
طایفه ی عباسی بویر احمدی:
در منطقه ی تنگ تامورادی و ممسنی زندگی می کردند که سازمان مستقلی نداشتند.
طایفه ی گودرزی:
موسس آن ابن ابراهیم زین الدین گودرزی، نور علی گودرزی، ابن خلیل عتب الله گودرزی می باشد که در منطقه تله اسپید و تله افغانی زندگی می کنند. بعد از تخریب شهر ده دشت به سمت منطقه ی ممسنی مهاجرت کردند.
طایفه ی کره ای:
رئیس این ایل شخصی به نام محمد کره ای بود که در زمان ترکمانان آق قویونلو رئیس داروغه ی شهر یزد بوده است. آن ها در منطقه ی کهگیلویه و بویر احمد ساکن هستند. عده ای به طایفه ی شیخ عالی دشمن زیاری و عده ای از آن ها به طایفه سادات محمد بویر احمد پیوستند.
طایفه ی غندی:
این طایفه را جزو نژاد ایرانیان قدیم می دانند که حتی در کتب دیوار رزم نامه ی فردوسی از آن ها به نام مردمانی بدشگون یاد شده است که هرکس در مقابل آن ها قرار می گرفت به بدبختی و گرفتاری دچار می شد. به خاطر این خرافات مردمانی که با این طایفه روبرو می شدند، چند تکه سنگ را وارونه کرده و بسم الله می گفتند و دور می شدند. آن ها در مناطق ایل های طیبی، بهمئی، باشت، باوی و بهبئان زندگی می کردند. پیشه ی آن ها مکتب داری و گسترش فرهگ ها و ارزش ها بود.
طایفه بیرزائی:
با توجه به اسناد موجود نام این طایفه در قدیم پیر زال نامیده شده بود. به مرور زمان منقرض و جای آن را طایفه ی بابکانی گرفت.
طایفه ی اولاد:
این طایفه از نژاد غندی ها بوده است. حتی در شاهنامه فردوسی شعری در باب آن گفته شد:
بر آن مرز اولاد بد پهلوان
یکی نام داری دلیر و جوان
آن ها در منطقه های گرم سیری زندگی می کردند. ایلی بزرگ و سازمان یافته بودند. حتما باید خاطر نشان کرد که دلیل صفات نا پسبند برای ایل ها شاید دشمنی بین طایفه ها بوده است.
طایفه ی ابدال:
آن ها از نژاد غندی ها مردمانی مومن و متدین و صوفی بودند. ابدال یکی از شاخه های درویش ها است که در ایل های طیبی و بهمئی زندگی می کردند.
طایفه نری مسائی:
آن ها در منطقه ی بهمئی سرد سیر ساکن بودند. حتی با استناد بر سنگ نوشته ی کول فره نام نریسی در آن نوشته شده است. آن ها به منطقه های بختیاری و خوزستانی کوچ کردند و دارای سازمان مستقل کوچکی بودند.
طایفه ی مهمد میسائی:
در منطقه های بهمئی سرد سیر ساکن بودند. از رئیس این ایل اطلاعاتی در دسترس نیست. آن ها به احجار پرستی می پرداختند.
طایفه ی حسن عالی:
در دوران صفویه از لالستان به اصفهان تبعید شدند. سازمانی مستقل یافته داشتند.
طایفه ی بیرو خوئی:
موسس آن عزیز ولد حسن علی بیرو خوئی بوده است. ان ها سازمانی مستقل و طایفه ای کوچک داشتند که در منطقه ی کهگیلویه و اطراف آن زندگی می کردند.
طایفه سپوئی:
موسس آن حسن علی صفر سپوئی بوده است که در منطقه ی تنگ سپو و اطراف آن زندگی می کردند و در دوران زندیه مردمان این طایفه در اطراف رودخانه هم دیگر را به رگبار بستند. به علت این دشمنی این طایفه از هم گسسته شد.
- توضیحات
- بازدید: 1332
نظرات
- هیچ نظری یافت نشد.



























































































نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان