ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

تحلیل و بررسی سینمای فدریکو فلینی کارگردانی که سینما به او مدیون است

تحلیل و بررسی سینمای فدریکو فلینی کارگردانی که سینما به او مدیون است


سینمای نئورئالیستی ایتالیا، پس از گذار از دوران اولیه خود که تلاش میکرد فیلمهایی در نهایت سادگی بسازد که نه درامی داشت و نه تلاشی برای لحاظ جذابیت داستانی و بصری در آن انجام میشد، به مرحله ای رسید که امثال فدریکو فلینی و آنتونیونی در آن فیلم میساختند. فلینی و آنتونینی دو قطب سینمای ایتالیا در آن زمان محسوب میشدند. آنتونیونی که نگاهی تلخ و تقدیر گرا به انسان مدرن در روزگار خویش داشت، افرادی را به تصویر میکشید که گویی هویت خود را از دست داده اند و حالا برای هیچ و پوچ نفس میکشند. فدریکو فلینی اما این تلخ گرایی را نداشت و نگاهی متفاوت تر به سینما و البته به زندگی داشت.

تحلیل و بررسی سینمای فدریکو فلینی کارگردانی که سینما به او مدیون است


او در اولین فیلمش، که آژانس ازدواج نام داشت شخصی را نشان میداد که برای یافتن همسر ایده آل خویش، به یک آژانس همسر یابی مراجعه میکند . فیلم با آهنگی شاد و نمایی متحرک آغاز میشد و در نهایت فیلمی جالب، داستنگو و شیرین را میدیدیم که اگرچه از تمهیدات سینمای نئورئالیستی همچون: دوربین روی دست، استفاده از نابازیگر و نشان دادن واقعیات روز ایتالیا، استفاده میکرد اما اصلا گرفتار تلخ اندیشی های دوران خود نمیشد. فلینی از آن دست کارگردانانی بود که حتی اگر فیلمی تلخ هم میساخت، بازهم نوعی شادی و شعف و شکلی از امید به زندگی در آن را میشد پیدا کرد. مثلا در فیلم شبهای کابیریا که برای این فیلم، تواسنت اسکار فیلم خارجی زبان را هم به ارمغان بیاورد و از فیلمهای شاخص کارنامه فدریکو فلینی محسوب میشود، ما زنی را با نام کابیریا میبینیم که با هر مردی که در زندگی خود آشنا میشود توسط او مورد سو استفاده مالی و احساسی قرار میگیرد. او در نهایت با مردی به ظاهر معصوم و مهربان آشنا شده و خیال میکند که این مرد دیگر همان مرد رویاهایش است، غافل از اینکه همو نیز قصد بهره کشی و سو استفاده از کابریریا را دارد و پس از گرفتن تمامی پولهایش، تک و تنها وسط جاده ای جنگلی این زن را رها میکند و میرود. سکانس پایانی فیلم شبهای کابیریا با این نما به پایان میرسد که کابیریا تک و تنها در حالیکه اندک اندک قطرات اشک از چشمانش پایین میریزد، محصور در جمعی جوان میشود که سرخوشانه در آن جاده نگ و باریک جنگلی، برای خود مینوازند و میخوانند. بغض کابیریا با لبخند شیرینی همراه میشود و اینگونه پایانی رقم میخورد که نه تلخ است و نه شیرین.

تحلیل و بررسی سینمای فدریکو فلینی کارگردانی که سینما به او مدیون است


حال تصور کنید وقتی تلخ ترین فیلم یک کارگردان چنین پایانی داشته باشد، فیلمهای دیگرش چگونه هستند. در فیلم جاده نیز که تا حدودی مانند شبهای کابیریا تلخ است، جلسومینا، زنی که بازیگر کابیریا نیز آن را بازی میکند و در زندگی واقعی نیز همسر فدریکو فلینی بوده است، به همراه یک شهبده باز و معرکه گیر عازم سفری میشود. فیلمی جاده ای که در پایان این سفر، باز هم این زن است که مورد دوز و کلک مرد واقع شده و تک و تنها در غربت میمیرد. باز هم این فیلم در شرایطی که یک زن را در اوج تنهایی و غربت رها میکند اما به هیچ عنوان فیلمی تلخ و گزنده نیست. شاید مخاطب با تماشای این اثر اندکی بغض کند و به سرنوشت محتوم شخصیت اصلی فیلم بیندیشد، اما مطمئنا با دیدن این فیلم از زندگی کردن بیزار نخواهد شد.

تحلیل و بررسی سینمای فدریکو فلینی کارگردانی که سینما به او مدیون است


فدریکو فلینی دلیلی برای بیزراری از زندگی نمیدید. هر گاه صحنه ای تلخ و گزنده در فیلم خود قرار میدهد بالافاصله در سکانسهای بعدی، دلایل بی شماری را مقابل دیدگاه تماشاگر ردیف میکند برای اثبات اینکه زندگی چیز شیرین و دوست داشتنی است. در فیلمی که دقیقا همین نام را دارد یعنی فیلم زندگی شیرین، ما با کارگردانی آشنا میشویم که مردی عاشق پیشه است و اگرچه همسر زیبایی هم دارد اما همواره دل در گروی دیگر زنان دارد. در نهایت همسرش موفق میشود مرد زندگی خود را در اختیار خود نگاه دارد و دل او را به دست آورد و همه چیز به خوبی و خوشی پایان میگیرد. در فیلم زندگی شیرین ما آنقدر رقص و آواز و موسیقی و نماهای زیبا میبینیم که پس از تماشای این فیلم، احساس میکنیم که چقدر حالمان خوب شده است.
فدریکو فلینی در دیگر فیلمهایش نیز همین طرز فکر و جهان بینی را در فیلمهای خود به نمایش میگذارد. فلینی مردی بود که در زندگی خود زندگی کرد، دقیقا مصداق این جمله است که منتقد باید عاشق سینما باشد و فیلمساز باید عاشق زندگی باشد. فلینی نگاهی عارفانه و جذاب به زندگی داشت. میزانسن هایی که در فیلمهایش اختیار میکرد و نماهای متحرکی که بسیار در حرکت بود و کمتر ثبات را در فیلمهایش میدیدیدم، نشان میداد که با کارگردانی مواجه هستیم که میخواهد زندگی را به زیبایی هرچه تمام تر از نگاه خود به نمایش بگذارد.

تحلیل و بررسی سینمای فدریکو فلینی کارگردانی که سینما به او مدیون است


رنگ پردازیهای شاد، دوربین متحرک و دوار، لباسهای شاد و عجیب غریب بازیگران، دکورهای بلند پروازانه و بزرگ، داستانهای شاد و روایتهای جذاب، از خصوصیات سینمای فدریکو فلینی بود. تاثییر فدریکو فلینی بر سینمای ایتالیا در حدی بود که پائولو سورنتینو، کارگردان شهیر حال حاضر دنیا نیز خود را تاثیر گرفته از سینمای او میداند. پائولو سورنتینو، پس از گرفتن جایزه اسکار بابت فیلم زیبایی بزرگ، جایزه خود را به سه نفر تقدیم کرد: ماریتن اسکورسیزی، فدریکو فلینی و دیه گو مارادونا.
فلینی البته فقط بر سورنتینو تاثیرگذار نبود و بسیاری از کارگردانان دیگر هم، هر کس به نیاز خود از وی تاثیر پذیرفت. علی رغم اینکه میزانسن های او بسیار شلوغ و متحرک هستند و بسیاری کسان نیز خیال میکنند که او به شیوه ای شهودی و ناخودآگاهانه این گونه فیلمهایی ساخته است، اما او در مصاحبه های خود همیشه تاکید داشت که کار هنری مثل حل کردن یک فرمول است و کار کارگردان شبیه به یک مهندس و معمار است. او همیشه برای تک تک نماهای خود از پیش فکر میکرد و ایده های خود را مینوشت تا سر صحنه دقیقا بداند که بدنبال چیست. اگر چه او گاهی نیز بازیگران را در بداهه پردازی آزاد میگذاشت اما اصلا این گونه نبود که بخواهد با بداهه پردازی فیلم بسازد. فدریکو فلینی کارگردانی بسیار سخت گیر بود که قبل از روز فیلمبرداری، باید دقیقا میدانست که به دنبال چیست و چه جیزی را چگونه میخواهد بیان کند. همیشه این سو تفاهم راجع بسیاری از کارگردانان وجود دارد که مخاطب خیال میکند بدلیل اینکه هنرمند با استعدادی است، دیگر نیازی به تفکر و تعمق راجع فیلمی که میخواهد بسازد ندارد؛ در حالیکه ابدا اینگونه نیست.

 

تحلیل و بررسی سینمای فدریکو فلینی کارگردانی که سینما به او مدیون است

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

مطالب مشابه

هتل آدم و حوا آنتالیا

تور کیش 3 شب و 4 روز

تور استانبول 2 شب و 3 روز ویژه شهریور 94

هتل و اسپای کلارک گرینز - ایرپورت ریزورت هند

دریافت تورهای لحظه آخری و نرخ ویژه از طریق تلگرام

آب و هوای مالزی

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
افزودن نظر
  • هیچ نظری یافت نشد