چگونه یک فیلم کوتاه ترسناک بسازیم
چگونه یک فیلم کوتاه ترسناک بسازیم (2)
در بخش قبلی به بررسی برخی از کلیشه های موجود در فیلم های کوتاه ترسناک پرداختیم. در ادامه بیشتر این مساله را باز خواهیم کرد و نمونه های بیشتری هم بعنوان مثال خواهیم آورد. در یک فیلم کوتاه ترسناک بنام کرسویک، که نام منطقه ای در کشور استرالیا است، ما با داستان زندگی یک پدر و دختر روبرو هستیم. دختر در حال اساس کشی کردن است و پدرش هم در کارگاه نجاری قدیمی خود در کنار خانه مشغول به کار است. دختر حین جمع کردن وسایل خود، متوجه می شود که در دفتر نقاشی خودش که از کودکی همراه وی بوده نقاشی های متعلق به دوران کودکی او ویژگی عجیبی دارند. در واقع این دختر از دوران کودکی نقاشی های ترسناکی از جنگل کنار خانه شان می کشیده و ترس از این منطقه از همان کودکی در وجود دختر رخنه کرده بوده است. دختر در پایان فیلم، حین دیدن پدر خود در انتهای راهرو، متوجه می شود که موجودی عجیب و غریب بر شانه پدر قرار دارد. نوع قرار گرفتن این موجود و البته نگاه پدر به دخترش، نشان دهنده این است که پدر از حضور این موجود ترسناک آگاه است و دختر در این موقعیت سخت و ترسناک تازه پدر خودش را شناخته است. در همین جا هم فیلم به پایان می رسد. البته در این فیلم ضعف های متعددی وجود دارد که باعث می شود نتوانیم آن رافیلم خوب و موفقی بنامیم. اما صرفا یک ویژگی در این فیلم کوتاه ترسناک باعث شده تا فیلم بی ارزشی نشود و ارزش تماشا کردن را پیداکند. نقاظ ضعف فیلم بسیارند: پایان فیلم که در بدترین لحظه خود به پایان می رسد و این ابهام در شخصیت پدر و ناشناختگی موجود ترسناک خیلی جالب نیست و بیشتر ناشی از ضعف فیلمنامه این فیلم است. دختر در حالیکه دفتر نقاشی دوران کودکی خود را مرور می کند تازه بعد از سالهای سال متوجه موضوع نقاشی های دوران کودکی اش می شود و انگار که تا به حال این نقاشی ها را ندیده بوده است. اما نقطه قوت فیلم در این نکته قرار دارد که ما با کلیشه های ژانر ترسناک به خصوص در فیلم ها کوتاه روبرو نیستیم.
زمان فیلم در شب نیست. بخش کمی از فیلم در شب می گذرد اما بیشتز زمان فیلم در روز است و از مهم ترین کلیشه فیلمهای کوتاه که همان وقوع اتفاقات در سیاهی شب است دوری شده است. البته همچنان عناصری مانند خانه و هیولایی که وارد خانه شده است، حضور ناگهانی پدر در انبار که باعث وحشت دختر می شود و اتفاقاتی از این دست مانع این شده که بتوان فیلم کرسویک را فیلم موفقی نامید اما جدای از این ها، معدود فیلمی در تاریخ سینما وجود دارد که بدون استفاده از سیاهی و تاریکی شب بتواند مخاطبش را بترساند. شاید فیلم جن گیر محصول سال 1974 ساخته ویلیام فردکین جزو همین معدود فیلم ها باشد که فیلم موفقی هم بوده است.
پس اگر بدنبال ایده ای هستید که از کلیشه ها ترجیحا دوری کند از دو عنصر خانه و شب یا دوری کنید و یا از این دو به شکلی دیگر استفاده نمایید. مثلا می توانید خانه را به جای محدود کردن اتاق و راهرویی که شخصیت اصلی فیلم در آن زندگی میکند محیطی وسیع تر بدانید. شاید این خانه ذهن یا وجود او باشد. این به خلاقیت شما بستگی دارد که خانه را برای شخصیت خودتان در چه چیزی تعریف کنید اما مطمئنا چیزهای دیگری را می توانید جایگزین این کلیشه کنید. در این که هیولایی پیدا شده و در حال تهدید کردن شخصیت اصلی فیلم است، تمام فیلم های ترسناک تاریخ سینما مشترکند و همه فیلم هااین ویژگی را دارند که اگر هیولای خطرناکی نباشد و متعاقبا، شخصیت اصلی در معرض آسیب دیدگی از جانب او نباشد، اصلا نمی توان آن فیلم را یک فیلم ترسناک نامید.
اما برای مصداق پیدا کردن برای این هیولا باید بیشتر فکر کنید. مشکل اکثر کسانی که فیلم کوتاه بد و ضعیف می سازند این است که خیلی زحمت فکر کردن و تحلیل به خودشان نمی دهند. همین سازنده فیلم کرسویک اگر به خودش کمی بیشتر فشار می آورد و از قدرت ذهنش خودش بیشتر بهره می برد میتوانست پایان فیلم را اینقدر آبکی رها نکند. شما نیز برای فیلم خودتان بهتر است که دست به دامن هر مولفه و عنصر راحت و آسانی نشوید و یادتان باشد که به قول اینگمار برگمان، همیشه هفتمین ایده، ایده مناسبی است و شما نباید همان اولین چیزی که به ذهنتان رسیده است را ایده مناسب و خلاقه خودتان بدانید.
پس ساختن یک فیلم کوتاه ترسناک که در روز می گذرد، میتواند شما را از هشتاد درصد فیلم های کوتاه ترسناک دیگر متمایز کند. اگر دوربین خودتان را از خانه خارج کنید و برای خانه شخصیت اصلی فیلم تان بدنبال مصداق بهتری بگردید، فیلمی فکر شده و دارای فرم بهتری خواهید ساخت. اما هنوز یک مشکل وجود دارد که باید آن را حل کنید و در غیر این صورت فیلم تان را باید به داخل زباله دان انداخت. این مشکل نداشتن یک داستان جذاب است. داستانی که قواعد درام پردازی در آن رعایت شده باشد و در عین حال نیز، بتواند مخاطب و تماشاگر را حسابی بترساند. واقعا هم کار سختی است و همانطور که در بخش قبلی عرض کردم، ساخت چنین فیلمی یک چالش بسیار سخت خواهد بود و هر کسی هم توان پیروز برآمدن از این چالش را نخواهد داشت.
حالا بیشتر روی داستان فیلم فوکوس میکنیم. تا الان کلیشه های این گونه سینمایی را بررسی کردیم، با هیولا و تهدید و آسیب رسانی او آشنا شدیم و چند فیلم کوتاه را هم برای مثال آوردیم. حال وقت آن رسیده است که یک داستان را از ابتدا و انتهای آن شرح دهیم و ببینیم که چطور میتوان به یک داستان درست و جذاب و البته ترسناک دست یافت.
تصور کنید که شما یک شخصیت اصلی برای فیلم تان دارید که در طول روز مثلا ساعت 3 بعدظهر، سوار ماشین خود شده و در حال حرکت برای رسیدن به سر کار خودش است. همه چیز عادی است و ضمنا شما قصد ندارید که از داستان هایی متافیزیکی عجیب غریب هم بهره ببرید. استفاده از جن و پری همیشه اولین راه حل برای ساخت فیلم ترسناک است و همین طور هم بدترین و کلیشه ای ترین راه ساخت چنین فیلمی خواهد بود.
مطالب مرتبط:
چگونه یک فیلم کوتاه ترسناک بسازیم (1)
- توضیحات
- بازدید: 617
نظرات
- هیچ نظری یافت نشد.






































































































نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان