تحلیل و بررسی سینمای جان فورد یکی از اسایتد ژانر فیلمهای وسترن (2)
تحلیل و بررسی سینمای جان فورد یکی از اسایتد ژانر فیلمهای وسترن (2)
ایتان ادوراد در مسیر پیدا کردن برادر زاده اش دبی و نجات دادن او او از چنگ سرخپوستان کومانجی از برادر زاده ناتنی خود یعنی مارتین که نقش او نیز توسط جفری هانتر ایفا شده، کمک میگیرد. این فیلم تم جستجو را در پیش میگیرد. کسی که خودش هیچ خانواده ای ندارد میخواهد انتقام قتل عام اعضای خانواده برادر خود را از قاتلین بگیرد و دبی را نیز نجات دهد. ما در این اثر با همان الگوی همیشگی قهرمان وسترن روبرو هستیم. مردی که یکه و تنها به دل طبیعت وحشی رفته و قاتلان را به سزای اعمال خودشان میرساند، در آخر هم یکه و تنها به زندگی خود ادامه میدهد و جان فورد نیز این تنهایی و دورافتادگی از جمع را به زیبایی هرچه تمام تر در فیلم خود نمایش میدهد.
در فیلم جویندگان، نمایی که ایتن ادوارد در آن معرفی میشود دقیقا در جایی است که اعضای خانواده پس از استقبال از او و خوش آمدگویی به عموی خودشان که به تازگی از جنگ برگشته است به داخل خانه برگشته و ایتن دقیقا بیرون خانه تنها می ماند. جان فورد با این نما میخواهد نشان بدهد که او چقدر با مفهوم خانه و خانواده غریب است و انگار که جایی در خانه برادرش هم ندارد. همین نما عینا در نمای پایانی فیلم هم تکرار شده است. حالا جان وین نه در قامت یک مرد وحشی و بی رحم، بلکه در شکل و هیبت یک منجی و قهرمان، دبی برادرزاده اش را نجات داد و مهر خود را بعنوان عمو به وی ثابت کرده است اما باز هم از راه یافتن به داخل خانه باز می ماند و وارد نمیشد. ایتن ادوارد باز هم با درهای بسته خانه مواجه شده و در آخر راه خود را میگیرد و از آنجا دور میشود.
فیلمبرداری این فیلم یکی از نقاط بدیع و درخشان اثر است. تقارنی که اتفاقا تخصص فورد در قاب بندی ها است در فیملبرداری به خوبی رعایت شده است و بخصوص در صحنه هایی که از صخره های زبر و بی رحم کوهستانهای امریکا فیلم برداری شده و همه چیز طبیعی است و جان فورد هی نقشی در آن طبیعت نداشته است، به قدری تناسب و تقارن در قاب بندی به زیبایی رعایت شده است که مخاطب را یکه و تنها در مقابل طبیعت بکر و بی رحم امریکا مقابل میکند. جان فورد در بسیاری از فیلمهای سینمای خود محتوایی نژاد پرستانه داشت و در بسیاری از فیلمها همواره سرخپوستان را عامل اصلی ایجاد خشونت و درگیری معرفی میکرد و این قهرمان سفید پوست و چشم آبی بود که برای دفاع از کیان خانواده مجبور میشد به روی آنها اسلحه بکشد و آتش بگشاید. در جویندگان هم، فیلمبرداری اثر به نوعی است که تلاش شده تا از ایتن ادوارد چهره ای کاملا مقتدر و یکه به زن نشان دهد و البته در مقابل، سرخپوستها را همواره در جمع و در کنار یکدیگر به تصویر میکشد، گویی که آنها عده ای اراذل و اوباش ترسو هستند و میترسند که به تنهایی به جنگ به ایتن بروند.
جدای از فیلمبرداری درخشان و زیبای جویندگان، میزانسن هایی هم که جان فورد بعنوان کارگردان به اثر داده است، بسیار استادانه و زیبا بوده است.میزانسن و صحنه آرایی این فیلم کاملا در خدمت لایه بندی قاب و عمیق تر شدن نماها بوده است. انگار که هر قاب به صورت کاملا سه بعدی فیلمبرداری شده است. همیشه شیئی یا شخصی در پیش زمینه حضور دارد که تار هم هست و گاهی برای مورد تاکید قرار گرفتن روی او فوکوس کشی انجام میشود. اصل اتفاق در میانه تصویر در حال وقوع است و مهم ترین لایه محسوب میشود و در بک گراند صحنه نیز، همواره عناصر مهم داستانی وجود دارند که در پشت هم قرار گرفتن این سه لایه، حسی از عمق داشتن در نگاه مخاطب ایجاد میشود.
ضرباهنگ بصری و ریتم تند و البته موسیقی بسیار مهیج جویندگان، همگی در خدمت روایت یک داستان جذاب و فیلمنامه ای با ساختار حرفه ای بوده اند و در نهایت نیز، فیلمی ماندگار خلق شد که یکی از قله های ژانر وسترن محسوب میشود و در معروف شدن و موفق گشتن جان فورد بعنوان استاد تمام عیار این ژانر، حسابی موثر بوده است.
در فیلم دیگر جان فورد یعنی، خوشه های خشم ما شاهد اثر ماندگار و زیبای دیگری از این کارگردان امریکایی هستیم که همیشه هم مانند دزدان دریایی یکی از چشمهای خود را با چشم بند میپوشاند. خوشه های خشم بر اساس رمانی با همین نام نوشته جان اشتاین بک نگاشته شد و باز هم اثری اقتباسی به شمار میرود. خوشه های خشم بالاخره توانست جایزه بهترین کارگردانی در مراسم اسکار را به جان فورد اختصاص دهد و برای همین خوشه های خشم نیز، فیلمی بسیار حائز اهمیت است که نیاز به بررسی دارد.
تهیه کنندگان این فیلم، داریل اف زانوک و ناتالی جانسون بودند که فیلمنامه اثر را هم خود ناتالی جانسون نوشت. از بازیگران مشهوری که در این فلم نقش آفرینی کردند میتوان به کسانی چون: هنری فوندا، جین دارول، جان کاراداین، شرلی میلز و جان کوالن اشاره کرد. موسیقی خوشه های خشم را آلفرد نیومن ساخت و فیلم برداری این اثر نیز بر عهده گرگ تولند بود. تدوین این فیلم نیز بر عهده رابرت ال سیمسون بود که توانست به خوبی از پس حفظ ریتم چنان فیلم درامی بربیاید. فیلم صد و سی دقیقه ای خوشه های خشم با بودجه ای حدودا هشتصد هزار دلار ساخته شد اما با فروشی افزون بر دو و نیم میلیون دلار، خود را به یکی از پرفروش ترین فیلمهای دوران خود تبدیل کرد. این فیلم همان داستانی را روایت میکند که جان اشتاین بک در رمان تعریف کرده بود. خانواده ای برای یک زندگی بهتر سفری را آغاز میکنند و در این مسیر، با وقایع بسیاری روبرو میشوند. در این داستان بیش از هر چیزی به رکود اقتصادی و نابرابری اشاره میشود و در پایان فیلم هم، نوجوان فیلم با دیالوگی به یاد ماندنی میگوید که هر جا که اثری از ظلم و بی عدالتی باشد، من هم همانجا هستم و دیگر نمیتوانم این ظلم و زور را تحمل کنم. خوشه های خشم در کنار اینکه همان استانداردهای همیشگی سینمای فورد را رعایت میکند، بدایعی نیز در فرم با خود به همراه دارد که در بخش بعدی بیشتر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
- توضیحات
- بازدید: 541
نظرات
- هیچ نظری یافت نشد.





























































































نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان