عادت کردنهای ما از مهمترین دلایل شکست ماست (1)
عادت کردنهای ما از مهمترین دلایل شکست ماست (1)

عادت کردن، دل بستن، وابسته شدن و در یک کلام معتاد شدن. از ویژگیهای ما آدمهاست که به اطرافیانمان وابسته شویم و دل کندن از آنها برایمان سخت باشد. ذهن ما این ویژگی را دارد که از بسیاری چیزها برای خودش خاطره میسازد، طبیعتا بسیاری از این خاطرات هم شیرین و دوست داشتنی هستند و هرگاه که ما یاد این خاطرات شیرین بیفتیم دلمان برای آنها تنگ خواهد شد و بعد از این احساس دلتنگی، احساس غم خواهیم کرد، بعد از این احساس غم حس ناتوانی و بی میلی و بی انگیزگی به سراغمان می¬آید واگر این احساسات ادامه پیدا کنند رفته رفته ناتوان میشویم و از ادامه کار و فعالیت و تلاش برای لحظات مستمری باز خواهیم ماند.

یا به گوشی و لپ تاپ خود بیشترین وابستگی را پیدا میکنیم، به رانندگی کردن با ماشین خودمان خیلی قوی عادت خواهیم کرد، به اطرافیانمان وابسته میشویم و آنهایی که خاطرات شیرین و خوبی را ازشان داریم، دل کندن از آنها فوق العاده سخت خواهد بود. همه اینها در یک کلمه خطرناک دور هم جمع میشوند: اعتیاد.

عادت کردنهای ما از مهمترین دلایل شکست ماست (1)

اعتیاد پیدا کردن، جزو بدترین ترسها و خطرناکترین کلمات ساخته بشر است. ما خیلی وقتها از وابسته بودن به آدمهای اطرافمان عبور میکنیم و به آنها معتاد میشویم، به وسایل خودمان معتاد میشویم و نمیدانیم که معتاد شدن به کسی یا به چیزی، اوج حقارت یک فرد است. اینکه منِ انسان به جایی برسم که دیگر وجودِ خودم، خودم را راضی نکند، نتوانم از با خودم بودن راضی باشم و از با خودم بودن حوصله¬ام سر برود، بسیار شرایط ناامید کننده و نابود کننده ایست. چرا من را فلان شخص میتواند راضی و خوشحال کند اما خودم نمیتوانم این کار را انجام دهم. جالب است، در اکثر مواقع، هنگامیکه شما به یک شخص وابسته و در واقع معتاد میشوید و دائما این ترس را با خود دارید که در غیاب او، خمارِ نبودنش خواهید شد و اگر او نباشد شما چه خواهید کرد و بدون او شما توان ادامه دادن نخواهید داشت و افکار مخربی ازین قبیل، آن آدم نه تنها شما برایش خیلی شخص مهمی نخواهید بود( چرا که شما را فردی بدون عزت نفس خواهد دید، که برای خودتان هیچ احترام و عزتی قائل نیستید و خوشحال بودنتان را به وجود و حضور دیگری منوط کرده¬اید و خب این نشانه ضعف و حقارت یک نفر است)، در کنارش او از شما فاصله نیز خواهد گرفت. چرا که بصورت طبیعی بیشتر انسانها از این که شخصی دائما به آنها ابراز علاقه و وابستگی کند و از ترسش از نبودنِ آنها سخن بگوید، خیلی حس جالبی به آنها نمیدهد و حتی ممکن است آنها را بترساند.

عادت کردنهای ما از مهمترین دلایل شکست ماست (1)

جمله جالبی وجود دارد که میگوید: ( شما اگر به یک درخت هم بگویدد دوستت دارم، فردا که بروید سراغ درخت میبینید آنجا نیست و نامه¬ای گذاشته و گفته که: ببین تو خیلی خوبی ولی من لیاقت تورو ندارم!)، واقعیت هم همین است و شما نباید خود را مقابل کسی ببازید. البته که این جمله اغراق شده است، البته که ابراز علاقه کردن و ابراز احساسات چیز بدی نیست، اینکه شما از کسی خوشتان بیاید و به او ابراز احساسات کنید نه تنها نشانه ضعف شما نیست بلکه نشانه بزرگی روحتان است، نشان میدهد شما به بلوغ فکری رسیده¬اید و شجاعت این را پیدا کرده¬اید که به دیگری ابراز علاقه کنید و از همه مهمتر اینکه قبول دارید باید انسانها را دوست داشت چونکه در این جهان همه ما کنار هم زندگی میکنیم و فقط هم، همدیگر را داریم و بهتر است که هم را دوست بداریم. اما سخن این است که حتی ابراز علاقه و احساسات شما نیز باید همراه با اعتماد به نفس و عزت نفس باشد، ابراز علاقه شما به شخص ایکس باید ارزش آن انسان را در جهان بالاتر ببرد نه اینکه ارزش شما را در جهان پایین¬تر بیاورد. شما باید زمانی که از کسی تعریف میکنید، او از این تعاریف لذت ببرد و از خودش خوشش بیاید که شخصی مانند شما دارد از وی تعریف میکند، ابراز علاقه شما به وی باید به آن شخص حس اعتماد به نفس و آرامش بدهد. اما اگر شما به آن شخص معتاد شدید، در نبودنش و در غیابش گریستید و خود را معطل فرد کردید، در آن صورت نه تنها عزت نفس خود را نابود ساخته¬اید، خود را پیش یک انسان خار و خفیف ساخته¬اید و ثبات و ارزش زندگی خود را دور ریخته¬اید، بلکه آن فرد را هم از خودتان دورتر کرده و همچنین عزت نفس و اعتماد به نفس و در نهایت آرامش او را هم از خودش سلب کرده اید.

عادت کردنهای ما از مهمترین دلایل شکست ماست (1)

آن شخص دیگر از این خوشحال نیست که شما دوستش دارید، دائما به این مساله فکر میکند که چگونه شما را اصطلاحا دک کند، چطور از شر شما خلاصی یابد. او تلاش خواهد کرد که شما را به آرامی حذف کند و شما در این پروسه آرام حذف شدن، خود را بازنده خواهید یافت و بدلیل اعتیادی هم که پیدا کرده¬اید هر روز ضعیفتر و حقیرتر از قبل خواهید شد.

حالا این وضعیت کسانی است که به یک انسان معتاد شده¬اند. دیگر وای به حال کسانی که به یک شیء معتاد شوند. کسی که به گوشی¬اش معتاد شود، کسی که به لپ تاپ و ماشین وابسته شود، کسی که علاقه¬اش به خرید کردن حالت افراطی به خود بگیرد و نهایتا به اعتیاد بدل شود، کسی که تفریح کردن با وسایل و ابزار و اثاثیه برای یک عادت جدی بشود، این آدم خود را هم ارز و هم تراز آن وسایل و ابزار دانسته و دیگر چه چیزی حقارت آمیزتر از این میتواند باشد.

عادت کردنهای ما از مهمترین دلایل شکست ماست (1)

برای رفع این معضل، شما باید بپذیرید که لذت بخش ترین لحظات را با خودتان داشته باشید، با خودِ خودتان، وجودتان، آن ذهنی که الان در مغز شماست و آن روحی که الان در نهاد شماست، شما باید با خودتان تنها بمانید(نه همیشه اما در بخش قابل توجهی از اوقات) و یاد بگیرید که از تفکر کردن با خودتان، از سرگرم شدن با خودتان و از تعمق کردن و نگریستن در وجود خودتان لذت ببرید. اطرافیان، آدمها و ابزار و وسایل میتوانند به شما در زندگی کمک کنند، نباید هم مانع این ارتباطات شوید، آنها میتوانند حتی گاهی هم باعث شوند که سطح لذت و رضایت شما، بدلیل داشتن آنها افزایش یابد. اما واقعیت این است که شما تا نتوانید از خودتان لذت ببرید محکوم خواهید بود به معتاد شدن و معتاد شدن قدم اول در مسیر نابودی است.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)
افزودن نظر
  • هیچ نظری یافت نشد.
قدرت گرفته از کومنتو فارسی جوملا نال

مطالب مشابه

درباره ما

تماس با ما

همکاری با ما

دریافت تورهای لحظه آخری و نرخ ویژه از طریق تلگرام

نحوه پرداخت اینترنتی عوارض خروج از کشور

آیا ماهی بخشی از یک رژیم غذایی سالم است؟