معرفی کوه خواجه از جاذبه های گردشگری شرق ایران
معرفی کوه خواجه از جاذبه های گردشگری شرق ایران
جایگاه جغرافیایی
کوه خواجه یا کوه رستم، در کناره دریاچه هامون، در حدود ۳۰ کیلومتری جنوب باختری شهر زابل و ۱۸ کیلومتری باختر شاهراه زاهدان به زابل قرار گرفته و از هر نقطه ای در دشت سیستان، دیده می شود.
بلندی این کوه از سطح دشت پیرامون خود، ۹۰ متر است و هنگام بالا آمدن آب هامون، به گونه جزیره ای خودنمایی می کند و تنها راه دسترسی به آن، استفاده از قایق و توتنهای محلی است.
به دلیل مقدس بودن این کوه نزد ایرانیان باستان، جز در موارد چندی، سازندگان و معماران دژها، هرگز در صدد برداشت سنگ و استفاده از مواد و مصالح این کوه در ساخت و سازهای خود نبوده و تنها از خشت بهره برده اند.
پیشینه بررسی ها و کاوش ها
از زمان سده ۱۹ میلادی به بعد، تعدادی جهانگرد و باستان شناس خارجی از کوه خواجه و آثار باستانی متعلق به آن و یادمان خشتی آن، دیدن کرده و درباره آن مطالبی نوشته اند و عکس هایی ثبت کرده اند. نخستین بررسی های کوه خواجه در زمینه زمین شناختی و جغرافیایی بود، در نیمه دوم سده ۱۹م، توسط هیأتی به سرپرستی یک نظامی انگلیسی به نام «ف. ج. گلدسمیت» که مأمور شده بود تا مرزهای سیستان و بلوچستان را تعیین کند، انجام شد.
اما نخستین گام درباره شناسایی این اثر، توسط باستان شناس مجاري الاصل انگلیسی، یعنی «اورل اشتاین» در سال ۱۹۱۵م، برداشته شد. در آن سال «اشتاین» به مساحی و نقشه برداری دژ بزرگ تر، یعنی دژ سام پرداخت و از نقش های دیواری برجا مانده بر دیوارهای دژ، عکس گرفت و بخشی از آنها را با خود به موزه ملی دهلی نو منتقل ساخت و گویا هنوز در آن جاست.
دومین کار مهم درباره کوه خواجه، توسط پژوهشگر و باستان شناس آلمانی «ارنست هرتسفلد» (۱۸۷۹- ۱۹۴۸م) انجام شد. او نخستین بار در فوریه ۱۹۲۵ن، از کوه خواجه دیدن کرد و چهار سال بعد، یعنی در سال ۱۹۲۹م، با گروه کوچکی از خدمه به آن جا بازگشت و ماه های فوریه و مارس را به مساحی و نقشه برداری دژ مرکزی پرداخت. آن گاه در راهرو و دالان جنوبی آتشکده، نقاشی های دیواری را پاکسازی کرد و از دیوار پایین آورد و با خود به برلین برد.
سومین کار عملی پس از بررسی ها و کاوش های هرتسفلد در کوه خواجه، توسط هیات ایتالیایی در سال ۱۹۶۱م، انجام گرفت.
کاوش های هیأت ایرانی، چهارمین تلاش در جهت شناسایی این اثر تاریخی ارزشمند به شمار می رود.
دوره های تاریخی
اورل اشتاین آثار کوه خواجه را باقی مانده یک معبد و صومعه بودایی می شناسد، که وجود آن در ایران بی همتا است. به باور او بناهای کوه خواجه یک هنر یونانی - بودایی آخرین نقطه شمال باختری هندوستان بوده و معماری بودایی آسیای مرکزی و خاور دور را با یکدیگر پیوند ساخته است.
اشتاین بعدها تغییر عقیده داد و دوره نخست این اثر را یک بنای مذهبی از پیروان دین مزدیسنا/ زرتشتی دانست، که مرکز نشر آموزش های زرتشت بوده و پیامبر ایران باستان اندرزهای خود را نخستین بار از آن جا به دنیا اعلام کرد. در بررسی نهایی هرتسفلد به این نتیجه رسید که دوره نخست، یعنی دوره معماری به همراه تزیین ها و نقش پردازی ها، یک جریان پارتی با تأثیرات هلنی است، که در سده نخست میلادی به وجود آمده است. وی در آخرین دیدارش از کوه خواجه در سال ۱۹۳۲م، باز هم تغییر باور داد و معتقد شد که دوره نخست بنا به دستور ساتراپ / استاندار محلی به نام «گند وفار رستم» که حدود سال های ۲۰ تا ۶۵ میلادی در حوزه جنوب خاور و سیستان حکومت می کرده، ساخته شده است. اما هرتسفلد همواره به دو دوره در این اثر معتقد بوده است.
بررسی و کاوش های هیأت باستان شناختی ایتالیایی به سرپرستی «جورجیو گولینی» در سال ۱۹۶۱م، در کوه خواجه، نتیجه جدیدی را در بر داشت و منجر به تصحیح تاریخ گذاری پیشین هرتسفلد و ارائه لایه نگاری تازه گردید. این هیأت شش لایه پی در پی سکونت و استقرار از دوران هخامنشی تا دوران اسلامی را در کوه خواجه مشخص ساخت.
گولینی به گواه هایی از ساخت و سازهای نخستین با ممیزهای گوناگون دست یافت و آن را به عنوان دیرین ترین لایه، یعنی لایه VI از دوران هخامنشی دانست. وی لایه V را از دوره پارت ها معرفی کرد، در حالی که بر پایه بررسی های انجام یافته پیشین، تا آن زمان بنیان گذاری آثار کوه خواجه را از سده نخست میلادی می دانستند آنچه را که هرتسفلد از آن به عنوان دوره نخست یاد کرده و از سده نخست میلادی دانسته بود، در تقسیم بندی گولینی لایه IV نام گرفت و دوره دوم هرتسفلد نیز با لایه III گولینی برابر است. پس گولینی لایه II را از سده ششم میلادی میداند و لایه 1 را که از همه پسین تر است، به دوره اسلامی با تاریخ سده ۱۵م، نسبت می دهد.
سنگ مرمر
در سال ۱۳۶۴ هش، در زمین های کشاورزی روستای جعفر آباد بخش بمپور شهرستان ایرانشهر، سنگی از مرمر به شکل منحنی و گنبدی به درازای ۵۰ سانتی متر و پهنای ۲۰ سانتی متر و کلفتی ۵ سانتی متر، به دست آمده است. این سنگ چندین سده دیرینگی دارد و در سطر نخست آن «لا اله الا الله» در سطر دوم «محمد رسول الله» و در سطر سوم «علی ولی الله حقا حقا» کنده شده است.
این سنگ مرمرین در شهریور ۱۳۶۴ هش، در کمیته انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان نگهداری می شده است.
- توضیحات
- بازدید: 468
نظرات
- هیچ نظری یافت نشد.








































































































نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان