جملات تاریخی از سرمربیان بزرگ تاریخ فوتبال (1)
جملات تاریخی از سرمربیان بزرگ تاریخ فوتبال (1)
فوتبال الهام بخش زندگی بسیاری از ما می باشد. هر روزه مسابقات بسیاری در سرتاسر دنیا برگزار میشود که هم خود مسابقات از زیبایی و حساسیت بزرگی برخوردارند و هم اینکه سرمربیانی وجود دارند، که قبل و بعد از بعضی بازی ها جملاتی را بیان میکنند که برای همیشه به یاد علاقمندان فوتبال میماند.
در ادامه نگاهی می اندازیم به برخی از این جملات ناب که زیبایی شان هنوز هم میتواند مخاطبین را سر ذوق بیاورد.
سر الکس فرگوسن، در بدو ورود به تیم منچستر یونایتد به دلیل اینکه یک سرمربی خارج از انگلیس و در واقع اسکاتلندی بود از طرف هواداران تیم منچستر هو شد. او که به تازگی از تیم گلاسکو رنجرز اسکاتلند جدا شده بود و به درخواست مدیران منچستر به این تیم آمده بود، با هجمه بسیار منفی علیه خود مواجه شد که مطمئنا اگر بسیاری دیگر به جای او بودند، همان سال عطای حضور در منچستر را به لقایش میبخشیدند و به همان تیم سابق خود و یا تیمی به همان اندازه کوچک می پیوستند.
اما فرگوسن میخواست که روزی بت هواداران فوتبال شود، از دست ملکه انگلستان لقب سر را بگیرد و مانند یک پدر خوانده تا آخر عمر سایه اش بالای سر هواداران این تیم بماند. او سه سال اول حضور در این تیم نتوانست نتایج درخشانی بگیرد و بیشتر هم مشغول بازسازی تیم بود و هدفی به عنوان قهرمانی در لیگ نداشت.
اما او که مردی آینده اندیش و یک سرمربی بالفطره بود، از سال چهارم خود غوغایی به پا کرد و توانست غول های آن زمان انگلیس یعنی آرسنال و لیورپول را به خاک بیندازد. آرسن ونگر که زمانی با آرسنال در انگلستان یکه تازی میکرد، حالا در مقابل فرگی چیزی برای گفتن نداشت.
فرگوسن از جمله مربیانی بود که با جملات مشهور و البته انگیزه بخش خود هواداران را شوکه میکرد. در یکی از فصول که منچستر دچار افت شدیدی شده بود و باخت های پی در پی، امان این تیم را بریده بود، هواداران یونایتد با بنرها و دست نوشته هایی خواستار این شدند که او از تیم اخراج شود. بدتر اینکه استقبال هواداران از بازی های تیم حسابی کاهش یافته بود و فرگوسن را این قضیه حسابی عصبانی میکرد.
او طی یک مصاحبه تاریخی به هواداران تیم منچستر یونایتد هشدار داد که: کسانی که در روزهای شکست کنار ما نبودند، حق ندارند در روزهای پیروزی کنار ما باشند.
همین جمله کوتاه و مختصر، نوع نگاه بسیاری را به مساله هواداری تیم منچستر یونایتد عوض کرد. هواداران فهمیدند با مردی سر و کار دارند که سالهای بعد را میبیند و با اعتماد به نفس شایان خودش، از آینده سخن میگوید. البته پیش بینی فرگوسن هم محقق شد. طولی نکشید که روند رو به رشد تیم منچستر یونایتد آغاز شد و حالا بسیاری از همان کسانی که در روزهای شکست کنار تیم شان نبودند سر و کله شان پیدا شده بود. شاید آنها گذشته را فراموش کرده بودند اما هیچ طرفداری با چنین شرایطی نمیتواند از پس عذاب وجدان خود بر بیاید.
این جمله از فرگوسن را هم میتوان به زندگی تعمیم داد. کسانی که پشت اطرافیان خود را به خاطر اینکه در دوره بدی از زندگی خود قرار دارند، خالی میکنند و سپس به هنگام خوشی پیدایشان میشود، به وضوح مخاطب این جمله معروف فرگوسن هستند. سر الکس فرگوسن با سخن خود تعریف جدیدی از هواداری را برای فوتبال دوستان مشخص کرد که هنوز هم که هنوز است این جمله بیخ گوش هواداران بسیاری از تیم هاست.
از جمله تاریخی سرالکس فرگوسن که بگذریم، به کلودیو رانیری میرسیم. کلودیو رانیری در تمام طول زندگی خود یک سرمربی معمولی و بیشتر اوقات شکست خورده بود. در تیم های معمولی ایتالیایی، در تیم ملی یونان و غیره هیچ وقت نتوانست نتیجه ای بگیرد و یا اخراج شد و یا مجبور به استعفا گردید. او حتی مدتی به عنوان سرمربی تیم چلسی هم انتخاب شد.
انتخاب شدن بعنوان سرمربی یکی از تیمهای مشهور و ثروتمند و معتبر دنیا، میتوانست بزرگ ترین شانس زندگی او باشد و شروعی دیر هنگام که بالاخره رانیری از آنجا باید دور جدید زندگی خود را آغاز میکرد. اما کلودیو رانیری این پیرمرد محجوب و دوست داشتنی ایتالیایی در چلسی هم نتوانست نتیجه مناسبی بگیرد و خیلی زود توسط رومن آبراموویچ، مالک زیاده خواه و مغرور چلسی اخراج شد.
نه خود رانیری و نه مخاطبان فوتبال، هیچ کس انتظار نداشت که روزی رانیری بتواند در فوتبال خودی نشان بدهد. اما رانیری سر سخت تر از این حرف ها بود و حتی در روزگار پیری هم دست از تلاش برای موفقیت برنمیداشت. اما بالاخره آن اتفاقی که شصت هفتاد سال منتظرش بود برای او به وقوع پیوست.
تیم لسترسیتی از سری چمپیون شیپ به لیگ برتر انگلستان راه یافت و برای ساخت یک تیم جوان که برای بقا در جدول می جنگد، نیاز به یک سرمربی حرفه ای و البته با تجربه داشت. شانس به کلودیوی ایتالیایی رو کرد و او سکان دار هدایت تیم لستر سیتی شد.
لستر بازی اول خود را با برد پشت سر گذاشت، بازی دوم، سوم و همینطور بازی ها را با نتایج بسیار خوبی پشت سر میگذاشت و قبل از اینکه رانیری و بازیکنان تیم به خود بیایند، در صدر جدول قرار داشتند. باور کردنی نبود که تیم تازه راه یافته به لیگ برتر در چند هفته اول، بالاتر از تیم هایی چون چلسی، منچستر یونایتد، آرسنال، لیورپول، تاتنهام و منچستر سیتی قرار گرفته بود.
هوادران تیم لستر با شور و حرارت به تماشای بازی های تیم خود می نشستند و حتی رکوردهای زیادی را در هواداری فوتبال به جای گذاشتند. همه کارشناسان انتظار داشتند که بالاخره لستر سیتی از صدر به پایین کشیده شود و تیمهای اصلی جای آن را بگیرند. این انتظار حتی تا هفته های پایانی لیگ هم ادامه داشت اما این پیش بینی به وقوع نپیوست.
لستر سیتی در پایان فصل قهرمان لیگ شد و تاج قهرمانی بر سر رانیری گذاشته شد. رانیری بعد از سالها میخندید و بازیکنان خود را در آغوش میکشید. قهرمانی لستر سیتی را معجزه ورزشی قرن لقب داده اند و جملاتی که در آن فصل کلودیو رانیری به کار میبرد الهام بخش بسیاری از تیم های کوچک و فقیر شد.
- توضیحات
- بازدید: 877
نظرات
- هیچ نظری یافت نشد.







































































































نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان